مصاحبه با رفيق حجت نارنجی، پيرامون کنگره 13

1- رفيق حجت نارنجی، با سلام و سپاس از اينکه وقت خودتان را در اختيار ما قرار داديد. گفتگو را با اين پرسش آغاز می کنم: در نوشته ها و اظهارنظراتی که پس از کنگره اخير در برخی رسانه ها  انتشار يافتند، اغلب از متمايز بودن اين کنگره با ديگر کنگره های سازمان صحبت به عمل آمده است؛ آيا شما نيز چنين تمايزاتی را ديديد و اگر آری، کدام تمايز ها را می توانيد نام ببريد و ارزيابی شما از اين تمايزات چيست؟ 

با سپاس از شما. اين ادعا درست است که کنگره سيزدم سازمان، يک  کنگره ويژه  بود. اين ويژگی را می توان در سه نشانه  تقسيم و تصوير کرد. يکی تدارک و سازماندهی کنگره، دومی مهمانان و مدعوين کنگره و سوم مصوبات کنگره.

اولين بار بود که يک ارگان حقوقأ مستقل از شورای مرکزی امر تدارک کنگره را با پشتوانه مصوبه کنگره قبلی به گردن گرفته بود و در همکاری و هماهنگی با شورای مرکزی و ساير ارگانها مسير "تصميم سازی" را تا آستانه تشکيل کنگره پيش میبرد. يکی از مقدمترين اهداف هيئت تدارک کنگره کمتر کردن زمان کنگره يعنی از چهار روز به سه روز بود و ديگری ايجاد شرايط لازم برای بحث و تبادل نظر در ميان اعضای سازمان پيرامون موضوعاتی که قرار بود در دستور باشند. هدف اول بخوبی پيشرفت و ما نه تنها شاهد کنگره سه روزه ، بلکه کمترين اتلاف وقت و بيشترين استفاده از وقت مؤثر در خلال اين سه روزه را تجربه کرديم که اين امر بخشأ  مديون بحث و تبادل نظرها در اجلاس های پيش کنگره بود و بخشأ به دليل جا افتادن هر چه بيشتر و اشراف بهتر نمايندگان و گردانندگان کنگره به روند کارها در رسيدگی به دستور کار و مقررات کنگره ها امکان پذير شد. برای بهتر برگزار کردن کنگره های آتی ضرورت دارد که "هيئت تدارک کنگره " با زمانبندی واقع گرايانه تر در هماهنگی بهتر با ارگانهای تدوين کننده اسناد  نتيجه تلاش های ارزشمند خود را ارتقا بدهد.

ترکيب و تعداد مِهمانها و مدعوين به اين کنگره نيز با ساير کنگره ها متفاوت بود، حضور رفقای قديمی سازمان و حمايتهای فکری و عاطفی آنها همچون هميشه ياری بخش ما بوده و هست، در کنار اين عزيزان، حضور تعداد بيشتری از رفقای اتحاد فدايی و منفردين چپ نيز چشمگير و مشارکت فعال آنها در مباحث کنگره دامنه نظرات را گسترده تر می کرد که در ادامه خود می رود که تاثيرات مثبتی بر روند وحدت چپ بگذارد. حضور چهره هايی از نسل چهارم و پنچم از فعالين سياسی و صاحبنظران مدنی برای اولين بار اين امکان را بوجود آورد که ارتباط ميان نسل ها که بخشأ به دليل شرايط خفقان و سرکوب حاکم بر ميهنمان از روند طبيعی خود خارج شده، قدری بيشتر شکل ملموس بخود بگيرد. در خصوص ايجاد پيوند با نسل جديد سياسيون و فعالين مدنی لازم است که در جای خود صحبت و تبادل نظر متقابل صورت بگيرد. در اين کنگره ازجمله ميزبان چند تن از فعالين ملی مذهبی بوديم که فرصت مغتنمی بود برای آشنايی متقابل بيشتر و نزديکتر و يا بقول آقای کاظميان " واقعی تر" از آنچه هستيم و اينکه چقدر می توانيم در سياست به هم نزديک باشيم.

مصوبات کنگره و روند تصويب آنها نيز در مواردی با روند کار در کنگره های قبلی تفاوت داشت. سند برنامه که از سالهاپيش و در کنگره های مختلف در دستور کار بوده است سرانجام در شکل به هم پيوسته و در غالب يک سند پايه ايی و هويتی مورد تصويب قرار گرفت که اين خود ويژگی خاصی به کنگره می دهد و به جرات می توان گفت که تصويب فقط همين يک مورد، کافی است که از کنگره سيزدهم بعنوان يک کنگره تاريخی نامبرده شود. سند برنامه با وجود ناروشنی ها و موارد قابل نقد در آن، سندی است با پشتوانه سالها مطالعه و در آميزی تجربه و علم، که محدوده سازمان را طی کرده و به تمام جنبش سوسياليستی در کشورمان تعلق خواهد داشت و حتمأ می آيد که سرآغاز تدوين برنامه های بهتر و جامعتر نيروهای چپ دمکرات در آتيه باشد.

در مورد سند سياسی هم که در اين کنگره تصويب شد بايد بگويم اين سند سياسی بيشتر با اراده عمومی سازمان و ترکيب شورای منتخب هماهنگی دارد، برخلاف بسياری از کنگره های پيشين که سند تصويب شده اگرچه رای لازمه برای تصويب را داشت اما کمتربيانگر اراده اکثريت سازمان بود. همچنين ترکيب شورای مرکزی هم خيلی وقتها با روح حاکم بر سند سياسی منطبق نبود و چند دوره شاهد بوديم که سمت وسوی سند سياسی يک چيز است اما نظر اکثريت اعضای ارگانهای مرکزی و اجرايی دقيقأ همان نيست و تنها امری که باعث می شد فعاليتها بر اساس مصوبات پيش بروند، پايبندی رفقای ما و تعهد سازمانی شان بود به پيشبرد آنچه که مصوبه است و نه آنچه که نظر فردی است. که التبه عنصر کنترل اعضا را نيز بايد به اين عامل افزود.

کنگره سيزدهم يک کنگره ويژه بود و بنظرم جايگاه خاصی را در تاريخ حيات سازمان بخود اختصاص می هد و با عنايت  به موارد سه گانه فوق بعنوان نقطه عطفی از آن ياد خواهد شد.

 2- آيا مصوبات کنگره سازمان و وظايفی که اين مصوبات بر دوش سازمان قرار داده اند، می توانند در جهت گسترش پيوند و رابطه عميقتر سازمان با نيروهای ملی – قومی کشور قرار گيرند؟

هم در سند برنامه و هم در سند سياسی بدرستی و در جايگاه خود بر اين موضوع تاکيد شده که کشور ما دارای تنوع ملی قومی است و بدون پذيرش اين واقعيت و بدون اقدام در جهت رفع تبعيض ملی قومی و پاسخگويی به نيازهای برحق ساکنين اين مناطق و ايجاد برابر حقوقی در يک ساختار سياسی غير متمرکز، گذار و استقرار دمکراسی در کشورمان غير ممکن است. شيوه رفتار حکومتيان اما تا کنون چه در زمان شاهی و چه در زمان ولايی بر پاک کردن صورت مسئله و نفی چنين ضرورتی استوار بوده است.  در اين حد می توان گفت که مصوبات کنگره 13 مسئله ملی قومی را مد نظر قرار داده و راه حل های عمومی برای

پاسخگويی به آن را هم از ديد ما اعلام کرده است که بی شک مورد استقبال فعالين ملی قومی و ديگر سياسيون کشور قرار خواهد گرفت. سازمان ما ارتباط هميشگی با تشکلها و فعالين ملی قومی داشته ودر همين کنگره هم علاوه بر فعالين قومی ملی، نمايندگان چند حزب وتشکيلات يا مستقيمأ حضور داشتند و يا با ارسال پيام به ضرورت تداوم ارتباطات متقابل تاکيد کرده اند. اعضای سازمان نيز خود ترکيبی متنوع از ترک، فارس، کرد، لر، عرب و ديگر اقوام هستند و اين شاهد ديگری است بر تنوع کشورما و همچنين پيوند عميق ميان مناطق مختلف که از ارزشهای گرانقدرکشور بوده و شايسته پاسداری است.

برای رفع تبعيض ملی قومی بشکل دمکراتيک و بدور از خشونتهای تا بحال متداول اما راه سختی در پيش داريم که جز با تلاش مشترک همگانی نمی توانيم با موفقيت آنرا بپيمايم. در کنگره اخير سازمان موضوع ملی قومی به شکل ويژه در دستور کار نبود، اگر چه اهميت آن با توجه به اسناد مصوبه  کاملا مشهود است و ای چه بسا که يکی از موضوعات در کنگره آتی رسيدگی مشخصتر به همين امر مهم باشد.

 3- در يکی از نشستهای جوار کنگره، پانلی برگزار شد که به جوانان اختصاص يافته بود. ضمن استقبال از اين حرکت کنگره، و بر پايه شواهد بسيار، آن گروه از اين نسل جوان که علاقه مند به سياست است، در جستجوی پاسخ به پرسشها و نکات نا شکفته بسياری، در ذهنشان نسبت به تاريخچه سازمان بويژه در سالهای قبل از انقلاب، هستند. بنظر شما در وضعيت کنونی سازمان، چه مشکلاتی در راه برقراری ارتباط ميان سازمان و نسل جديد جوانان وجود دارد؟

اين امکان که در کنگره دست داد تا پای صحبت تعدادی از جوانان علاقه مند به مسائل سياسی و مدنی بنشينيم، تصويری واقعی تر از زاويه نگاه جوانان را در مقابل ما قرار داد که حاوی نکات قابل مکث بود از جمله اينکه گسست ميان نسلها امری زياد هم غير معمول نيست و شايد هم تا حدی طبيعی است، اما آنچه که نسل های جديد را از قديمی ترها دور کرده و اين دوری را آزار دهنده کرده اين است که امکان تبادل فکر و عاطفه و تجربه اگر نگويم مسدود ولی خيلی محدود شده. بخشی از آن و البته بخش بزرگی از آن ناشی از شرايط سرکوب و پيگرد فعالان و احزاب سياسی دگرازحکومت انديش است و بخشی هم ناشی از رفتار سياسی خود فعالين نسل قديمی تر، چه در گذشته و چه در حال. برخلاف تصوری که بعضی گرايشات سياسی سعی در تبليغ آن دارند، سخنان اين جوانان که ترکيبی از سنين مختلف با تجربه های مختلف بودند حاکی از آن بود که جوانان بدنبال کسب شناخت بيشتر و آشنايی با نسل های فبل از خود هستند و اين را يک نياز می دانند. ومنظور از نسل های گذشته فقط فعالين سازمان ما نيست بلکه بشکل عام، بوجود آمدن پل ارتباطی ميان نسل های مختلف نه لزومأ برای هم نظر و همراه شدن بلکه برای تداوم منطقی و هدفمند امر مبارزه  در راه آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی و نوآوری در اين مسيربر پايه نقد سازنده.

اين گفتگو می تواند آغاز يک روند ارتباط رو در رو باشد که بدون تعهد سازمانی متقابل بدنبال فهم يکديگر ميان دو طرف است. نيازی که هردو نسل به آن آگاه هستند، و پاسخ به آن در ادامه ارتباط، گفتگو و گسترش دامنه آن به جمع های بيشتر با وارد کردن عنصر نقد دو جانبه معنا سازنده خواهد گرفت .

 

4- کنگره سازمان در شرايطی برگزار شد که ايران در يک بحران عميق قرار گرفته است، که شاهد پیامدهای فاجعه بار سياسی اقتصادی و اجتماعی آن برای درصد بسيار بالائی از مردم کشور هستيم. بنظر شما روند طی شده در کنگره و نتايج آن که در مصوبات و تصميم گيری های سياسی نمود پيدا می کنند، تا چه ميزان متاثر از وضعيت کنونی ايران است؛ بويژه با در نظر گرفتن چه بسا مهمترين رويداد سياسی يکماه آينده ايران، يعنی انتخابات رياست جمهوری کشور، آيا مصوبات کنگره پاسخگوی نيازهای کنونی سازمان برای مواجه با رويدادهای آتی کشور خواهند بود؟

يکی از نکاتی که همواره در کنگره ها با آن روبرو هستيم همين وضعيت نابسامان سياسی ـ اقتصادی و اجتماعی کشور است و اين خود  به شيوه حکومتگری و کشورداری جمهوری اسلامی برمی گردد که جامعه مارا در يک بحران متداوم انداخته و در هر چرخشی هم نمودهای جديدی از اين بحران خودنمايی میکند. مشکل اساسی هم عدم انطباق نيازهای رشد در جامعه ما با خواسته ها، اهداف و برنامه های گردانندگان حکومت و در راس آنها آقای خامنه ای است. می خواهم بگويم که اين بحران تازگی ندارد و در کنگره های قبلی هم با اين موضوع روبرو بوده ايم و اساسأ مصوبات سياسی ما نمی تواند بدون پرداختن به اين موضوع و تبعات آن تنظيم شوند و در اين اسناد هم همواره تلاش شده که راه برون رفت از وضعيت موجود را با اتکا به نيروهای خواهان تحولات دمکراتيک، برای ايجاد شرايط يک زندگی آزاد با تأمين امنيت های فردی و اجتماعی برای شهروندان ميهنمان را نشان بدهد. در سند سياسی کنگره 13 نيز اين کار صورت گرفته و لی همانطور که در پاسخ به سوال اول اشاره داشتم، سند سياسی در اين دور کمی فرق می کند، انسجام بيشتری دارد يعنی می شود ارتباط و هماهنگی بيتشری ميان اجزا آن ديد، و در تمايز با سندهای قبلی کمتر از درآميزی و "آشتی" ميان نظرات مختلف که به لحاظ اقدامات استراتژيک سياسی با هم تفاوت دارند، نوشته شده و خوب با رای بالا هم مورد اقبال کنگره قرار گرفت. پيش بينی می کنم که اين سند بتوان بيشتر به لحاظ عملی در برآمدهای سياسی سازمان مورد استفاده قرار بگيرد. ناگفته نگذارم که اسناد اين چنينی راستاها و پيشنهادات راهبردی را برای فاصله زمانی دوسال معلوم می کنند و وارد جزئيات و پيشنهادات کاربردی مشخص  مثل موضع ما در قبال انتخابات رياست جمهوری امسال نمی شوند. در خصوص انتخابات رياست جمهوری اما بطور جداگانه قطعنامه ايی پيشنهاد شده بود که تصويب هم شد و کارپايه ما در مورد اين اتفاق مهم سياسی در کشور قراردارد. در اين قطعنامه با اشاره به شرايط امنيتی حاکم بر جامعه و عدم امکان حضور آزادانه نيروهای سياسی دگرانديش و حتی نيروهای معتقد اما منتقد به نظام، شرايط انتخابات را غير دمکراتيک دانسته و با اين آمادگی نيز تنظيم شده که برای ايجاد تغيير در فضای سياسی و جلوگيری از تعميق بحران و تخريب بيشتر اوضاع کشور به شکل مقتضی در روند انتخابات تاثير گذار باشيم. اين زاويه نگاه که در سندهای سياسی کنگره برجسته است، در مقابل استبداد حاکم و در نفی سرکوب آزادی ها ست، راه گشاست زيرا که همکاری های عمومی و رواداری سياسی را پايه کار قرار می دهد، به منافع ملی و عمومی کشور بيش از منافع گروهی و سياسی خواص اهميت می دهد، با صراحت آنچه را که مانع بهبود وضعيت معيشتی مردم، امنيت شغلی، رفع موانع بر سر راه  رشد اقتصادی، رفع تبعيضات جنسيتی، قومی، مذهبی و ... قرار دارد را معرفی میکند و بی شک می تواند بستر مناسبی برای استخراج برنامه های عملی در برآمدهای آتی ما باشد.

 5- روند طی شده تا کنونی در سازمان برای ايجاد تشکل بزرگ چپ را چگونه ارزيابی می کنيد و رابطه مصوبات کنگره با آينده اين روند را چگونه می بنيد؟

اين روند اگرچه چند سالی است که به شکل عملی و هدفمند آغاز شده، اما هنوز هم بايد گفت که در مراحل مقدماتی قرار دارد. کل روند از آغاز تا کنون هم با اين تاکيد طی شده که شرط موفقيت در انجام اين پروژه عدم شتابزدگی است. ما نيازمند کار مشترک و زمان لازمه هستيم تا يکديگر را دريابيم و هويت چپ دمکرات را با همديگر تعريف و معرفی کنيم. قدم های جدی در اين زمينه ميان سه سازمان چپ و جمع منفردين برداشته شده و مصوبه کنگره 13 سازمان هم تاکيدی بود بر ضرورت تداوم اين روند و بيانگر اراده قوی در سازمان که پروژه شکل دهی چپ بزرگ نياز تاريخی جامعه ما ست.  پاسخ گويی شايسته به اين نياز جنبش آزادی و عدالت اجتماعی در کشورمان را به مرحله کيفتأ نوينی ارتقا خواهد داد.

 6- کنگره چه چیز کم داشت، که به نظر شما کنگره آتی باید آن را رفع کند؟

 يکی از کمبودهای کنگره در شکل عمده انتشار اسناد بود که ديرتر از زمان مقرر انجام گرفت و بدون شک ما را از امکان بهره مندی از نظرات بخشی از صاحبنظران و کنشگران سياسی و مدنی محروم کرد. ديگر اينکه تبليغات قبل از برگزاری کنگره کافی نبود و حضور محدود رسانه های عمومی نيز که کمبود ديگر کنگره بود می تواند نتيجه همين تبليغ نافص و نازل باشد. به لحاظ فنی و سازماندهی هم اشکالاتی داشتيم که در جای خود و برای رفع آنها در دورهای آتی بايد اقدامات مشخص از همين حالا انجام بگيرد.

 7- این که کنگره های سازمان به رویدادی معمول در حیات سازمان تبدیل می شوند (یا شده اند)، خوب است، بد است، طبیعی است، نشان بلوغ است، روندی خنثی است، ...؟

هر چه جلوتر می رويم کنگره های سازمان بيشتر و بيشتر دارد جايگاه واقعی خود را بعنوان يک مرجع تصميم گيری در عرصه های نظری ـ سياسی و تشکيلاتی، بعنوان تبلور اراده مستقيم اعضا و بعنوان فرصتی برای تجديد پيمان ميان ما تثبيت می کند و اين روند مثبت است. برای اينکه کنگره های ما بتوانند اين روند را حفظ کنند، شرط مشارکت فعال ما اعضای سازمان در تدارک و برگزاری آن حياتی است.

 8- پيام شما به خوانندگان کار و علاقه مندان به سازمان چيست؟ 

ضمن تشکر از شما برای انجام اين مصاحبه از خوانندگان محترم شما تقاضا دارم که برای آشنايی با نظرات و مواضع سازمان مستقيمأ به اسناد ما مراجعه کنند نه به تفسيرها و اسناد دست دوم وسوم که بعضأ مغرضانه و عامدانه در افکار عمومی منتشرمی شوند. سازمان ما نيز مانند همه نيروهای سياسی ديگر دارای پيشينه ايی است که با اقدامات مثبت و مفنی همراه بوده و اما در تفاوت با بسياری نحله های فکری ديگر، از نقد خود هراس ندارد و اين را در اسناد سازمان می توان مشاهده کرد. سازمان فداييان خلق ايران اکثريت را آنگونه که هست بايد ديد با تمام تاريخ 40 ساله پرفراز و نشيبش نه فقط با خطاهايش چرا که تاثيرات مثبت حيات سازمان در جامعه سياسی کشورمان در دوره های مختلف آنقدر هست که هنوز هم نفطه اميد برای بسياری از مشفقان جنبش چپ است.

 

 

 

افزودن نظر جدید