همنوائی در همگرائی، وحدت در تنوع

نگرشی بر کنگره سیزده فدائیان خلق ایران (اکثریت)

 کنگره سیزدهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با موفقیت شایانی پایان یافت که در آن اسناد سیاسی، برنامه ای تحول گذر از جمهوری اسلامی ایران به جامعه ای آزاد، مترقی و مدرن با ارزشهای صلح طلبانه و انسانی متعالی، شریان اصلی و جوهره محوری آن را تشکیل می دهد. این دستاوردها نه تنها می توانند بعنوان فونداسیون صعود به قله های بلندتری در شکل دادن به اتحادهای استوارتری از نیروهای آزادیخواه و عدالتجو جهت عبور از جمهوری اسلامی باشند، بلکه  استخوان بندی استوار، شریان خون در رگها و بلوکهای ساختاری، منشور برنامه ای، قانون اساسی نظام جایگزین آینده را بصورت آلترناتیو در بطن خویش حمل می کنند. این برنامه  و اسناد جای تدقیق، تکمیل و تعمیق  و در بعضی جاها تصحیح بیشتری را در بستر خویش حمل می کنند، که این کار باید به مرور زمان صورت بگیرد. آنچه که در این مرحله اهمیت دارد این است که پیشاهنگان جبهه کار، نیروهای آزادی و عدالت اجتماعی با مسلح بودن به یک چنین اسناد منسجمی، کدامین قله های دیگر را باید هدف صعود خویش قرار دهند.

کاروانی که با شعار محوری آزادی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی نه تنها در راستای عبور بنیادین از نظام ولائی-نظامی حرکت می کند، از نیروهای وسیعی تشکیل می گردند که بخش قابل توجهی از آنها از بیماری سیاسی-روانی گریز از مرکز، انشعاب و تجزیه از دیگران، عدم اعتماد به غیرخودی با نگرشی آشتی ناپذیر رنج می برند که تمامی عمر فعال سیاسی خود را با روان سیاسی  مرزبندی نفرت  آمیز و آشتی ناپذیر با دیگران سپری کرده اند. این فرهنگ منفی و تخریبی اگر هم در مواقعی بر پایه های اشتباهات سیاسی افراد و سازمانهای سیاسی شکل گرفته باشد، نقش تخریبی قدرتمندی پیدا می کند که در اکثر موارد توسط دشمنان اردوگاه کار، به آن دامن زده می شود. امواج پراکنده شده جبهه کار باید در روندی همنوا در راستای همگرائی با همدیگر حرکت کنند.

وحدت در تنوع، فرهنگ همصدائی بجای نفاق افکنی باید راستای حرکت کاروان جبهه سوسیال دموکراسی و سوسیالیستهای دموکرات و آزاده باشد. تنها با احترامی توام با مهر و ارزشمندی به همدیگر است که بار دیگر می شود شور ندای "اندک اندک جمع مستان می رسند" را سرداد و سرمست از نوای زنگوله های کاروان حرکت به سوی وحدت منسجمتر جبهه کار و عدالت اجتماعی، بسوی منزلگاه اول که استقرار نظام سیاسی انسانی جایگزین بر ویرانه های نظام بیعتی ولایی-نظامی، و بر بنیادهای نهادهای استوار دموکراتیک، انسانی و حقوق بشری شکل می گیرند، حرکت کرد. باید شکها را به یقین، دل چرکینیها را به مهر، تخطئه کردنها را به انتقاد سالم و سازنده و انشعابها را به اتحادها تبدیل کرد. این انقلاب فرهنگی سیاسی باید در قلبها و روانهای تک تک ماها شکل بگیرد.

اسناد به درستی بر دشواریهای راه در زمینه های چگونگی پیوندیابی اجتماعی اردوگاه سوسیالیستهای دموکراتیک با زحمتکشان و اقشار و طبقات دموکراتیک، پیشرفت پروژه وحدت چپ، چگونگی شکل گیری اتحادهای جبهه جمهوریخواهان سکولار و دموکراتیک و خیلی مسائل دیگر صحبت می کند. گرچه اسناد به میزان کمتری به چگونگی ائتلافها و یا همکاریهای موقتی با سایر جریانها و شخصیتهای سیاسی دیگر که با پتانسیلهای قابل توجهی از ارزشهای سکولار، دموکراتیک و مدرن و مترقی در صحنه سیاسی حضور دارند و به پارلمانتاریسم مشروطه معتقدند، می پردازد. به همان نسبت به مساله چگونگی حمایت مشروط و انتقادی از جناحهای اصلاح طلب حکومتی، که باید جای دنباله روی بی قید و شرط از آنها را بگیرد، به میزان کمرنگتری می پردازد، با وجود مسائل مشابه دیگر، در کلیت خود جهش قابل توجهی به جلو می باشند.

کاروان کاوه آهنگر بیرق خویش را به اهتزاز در آورده است. هر شخص و جریانی می تواند همگام با راهپیمائی آهنگران، بخشی از پیشبند  چرمین خود را به آن آویزان کرده و با ارمان جایگزنی نظام ضحاک مأب قرن بیست و یکم با سیستم سیاسی جایگزین بر پایه های ارزشهای انسانی و عدالت اجتماعی آستینهای خویش را بالا زده و با گامهای استوار به این کاروان بزرگ تحول بپیوندد. بیرق برنامه ای سازمان باید کوچه به کوچه، دانشکده به دانشکده، اداره به اداره و کارخانه به کارخانه به میان روشنفکران، زحمتکشان و اقشار و طبقات دموکراتیک جامعه برده شود. این وظیفه مهم و حیاتی چگونه با استفاده از تکنولوژی نوین شکل عملی به خود خواهد گرفت، آینده نشان خواهد داد.

اسناد به واقعیت عینی و ظرفیتها و پتانسیلهای دموکراتیک و مردمی پویشهای ملی خیلی کم بها داده اند. حساسیتهایی که در زمینه امکان سوء استفاده از این جنبشهای ملی دموکراتیک توسط قدرتهای بین المللی و منطقه ای وجود دارد، قابل درک می باشد. با وجود درک واقعبینانه از این حساسیتها، تنها از طریق شرکت فعال و دلسوزانه و مسئولانه جبهه نیروهای سوسیالیست و دموکرات در تعمیق و تحقق دموکراتیک حقوق پایمال شده این ملیتها است که نه تنها می شود با آنها پیوندی ارگانیک برقرار کرد، بلکه جلو هر گونه رشد ناسیونالیسم کور و افراطی را که بستر اولیه سوء استفاده های قدرتهای منطقه ای و بین المللی می باشد، گرفت.

برنامه تلاش می کند تا از سوسیال دموکراسی فاصله بگیرد، و خود را سوسیالیست دموکرات چپ نامگذاری بکند. شاید تدوین کنندگان اسناد خود با تدقیق کمتری در زمینه استخوانبندی ارزشهای ساختاری، چرخشی نظام آلترناتیو سوسیالیستی در مقابل نظام سرمایه داری و چگونگی پروسه گذر در چنین راستایی صحبت می کنند تا بتوانند فراخنای وسیعتری از جبهه نیروهای آرمانخواه سوسیالیستی را زیر چتر واحدی گرد بیاورند و در عین حال جای را برای بحثها و تدقیقهای بیشتر باز می گذارند. وسعت کنکاش و انکشافهایی که در برنامه در زمینه تشریح نظام سرمایه داری صورت می گیرد، در مقایسه با تشریح ساختار نهادها و چگونگی چرخش اقتصادی سیاسی اجتماعی نظام سوسیالیستی،  به مراتب گسترده تر و کاملتر می باشد.

فعل و انفعالات زیادی در زمینه های شکل دادن به وحدتهای مختلف در عرصه های سیاسی روزمره صورت می گیرند که شاید بشود گفت به تئوری شکل گیری بلوکهای سیاسی قوت ویژه ای می بخشد. ائتلافهای مشروطه خواهان و سلطنت طلبان خواهان نظام پارلمانی از یک طرف، ائتلافها و همکاریهای نیروهای مختلف سیاسی جمهوریخواهان از طرف دیگر، افراطیون آنارشیست و نیروهایی مثل مجاهدین خلق ایران از یک طرف، جبهه اصلاح طلبان حکومتی دموکراسی خواه از طرف دیگر، تلاشهای وحدت طلبانه سوسیالیستها از یک طرف، همگام با همکاریهای همنوایانه نیروهای سیاسی ملیتهای مختلف، همه و همه نشانه هایی از نطفه های اولیه انسجام بلوکهای سیاسی اینده می باشند.

شاید در بلوک بندیهای سیاسی آینده، سوسیالیستها در یک طرف، و لیبرال دموکراتها در طرف دیگر ترازو قرار گرفته و بعنوان دو بلوک بزرگ و اصلی سیاسی موقعیت خویش را تثبیت بکنند. در خارج از دو کفه اصلی ترازو، آنارشیستها، اصلاح طلبان حکومتی، پارلمانتاریستهای سلطنتی و نیروهای سیاسی افراطی ملیتهای مختلف قرار گرفته باشند. این در شرایطی می باشد که سوسیالیستها و لیبرال دموکراتهای ملیتها را همنوا با همتایان سرتاسری آنها در نظر بگیریم. چندین سوال اولیه که در اینجا پیش می آید اینها هستند که، اندامهای سیاسی تشکیل دهنده لیبرال دموکراسی سکولار ایرانی را کدامین سازمانهای سیاسی و شخصیتهای سیاسی تشکیل می دهند؟ ضعف اساسی ساختاری لیبرال دموکراسی سکولار در ایران، ناشی از ضعف سرمایه داری صنعتی ، خدماتی و مالی مدرن در مقایسه با طفیلی گریهای بازار سنتی، رشوه خواری اداری و زمین خواری و غیره می باشد.

سوال بعدی تعریف مناسبات وحدت مرحله ای، ائتلافها  و همکاریهای موقتی و بالاخره حمایتهای مشروط و انتقادی با هدف روشنگری اذهان مردمی، با بلوکهای مختلف سیاسی می باشد. به عنوان مثال حمایتهای مشروط و انتقادی از اصلاح طلبان حکومتی، باید با هدف روشنگری و سازماندهی مردمی صورت بگیرد، نه  اتوپیای خاص تاثیرگذاری روی پتانسیلهای غیرواقع بینانه اصلاح طلبان حکومتی بعنوان پیشگامان گذر مرحله تحول.  نیروهای جبهه سوسیالیسم چگونه ائتلاف جبهه ای فراگیر خود را با جمهوریخواهان سکولار دموکراتیک، بعنوان سنگ بنای استوار اولیه ائتلافها و همکاریهای بعدی شکل خواهند داد، به نوبه خود یکی از چالشهای اصلی آینده را تشکیل می دهد.

اگر در سالهای قبل از پنجاه و هفت، به دنبال سرکوب در حد نابودی احزاب سیاسی غیرحکومتی در ایران، فقط چندین شبکه اجتماعی بستر اصلی فعالیتهای صنفی سیاسی را تشکیل می دادند، امروز هم باید شبکه ها و بسترهای اجتماعی به درستی شناسایی شده راهکارهای ویژه تاثیرگذاری و ارتباط با آنها ترسیم گردد. شبکه های قدیمی قبل از سال پنجاه و هفت شامل الف) حوزه های علمیه و مساجد که تا تک تک محلات و دهات کشور گسترده بودند و آزادنه فعالیت می کردند، ب) دانشگاه ها و مدارس که بستر اصلی فعالیتهای دموکراتیک دانشجویان، معلمین و استادان و بالاخره دانش آموزان فعال سیاسی بودند، ج) شبکه  بازارهای سنتی که پیوندهای تنگاتنگی با روحانیت و حوزه های علمیه داشتند، چ) کارگران موسسات صنعتی که عمدتا در اولایل بخاطر خفقان حاکم در حد فعالیتهای محدود صنفی ابراز وجود می کردند.

مارک و "برند" فدائی که امروز به میزان بیشتری در سازمان فدائیان (اکثریت) تبلور خویش را نشان می دهد، هنوز داری چنان ویژگیهای آرمانی، انسانی، آزادیخواهی، عاطفی و مردمی می باشد که می تواند رسالت تاریخی بلند کردن بیرق کاوه آهنگر از طریق ترویج و تبلیغ برنامه کنگره ای خویش را داشته باشد. چگونگی بردن اهداف برنامه ای سیاسی کنگره به درون کارگران، زحمتکشان، روشنفکران ، جنبشهای ملیتها، زنان و دیگر اقشار دموکراتیک، چالشهایی هستند که در پیش روی ما قرار دارند.  آستینها را بالا بزنیم که قله های پر فرازتری را جهت فتح کردن در پیش روی داریم.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

دست مریزاد دارد این دنیز ایشجی عزیز امیدوارم آنطور که نویسنده نظر خود را به رشته تحریر در اورده سازمان هم از چپ و راست زدن های متوالی بسوی رود که آقای دنیز ایشجی عزیز عنوان نموده در پایان تبریک به کنگره موفق سیزدهم سازمان که از نظر من یک نقطه عطفی برای رسیدن به آرمانهای سوسیالیزم دموکراتیک چپ بود .