اتحادیه های کارگری و ملی شدن صنعت نفت

در سال 1901 میلادی یعنی سال 1279 خورشیدی، دوران زبونی کامل دولت قاجار و آغاز تدارک انقلاب مشروطه ایران، امتیاز کشف و استخراج و بهره برداری و فروش مواد نفتی «در تمام وسعت ممالک ایران» برای مدت شصت سال به ویلیام دارسی انگلیسی واگذار شد. براساس این امتیاز یک انحصار جهانی سرمایه داری پدید آمد که هم اکنون نیز از ارکان اصلی کارتل بین المللی نفت و یکی از قدرت های جهانی سرمایه داری است. این امتیازنامه در مجلس های پس از انقلاب مشروطه تصویب نشد و لذا به عنوان این که قبل از انقلاب مشروطه و از طرف شاه خودکامه واگذار شده، همواره می توانست زیر علامت سوال قرار گیرد. در سال 1312 رضاه شاه این «نقص» را برطرف کرد. امتیازنامه دارسی را با برخی تغییرات، که بسیاری از آنها به زیان ایران و به مراتب بدتر از امتیاز نامه اولیه بود، به تصویب مجلس فرمایشی رساند و برای فریب مردم ایران چراغانی به راه انداخت که گویا امتیازنامه استعماری دارسی را لغو کرده و داد مردم ایران را ازشرکت نفت انگلیس ستانده است. در آن زمان تنها واکنش که از طرف مردم ایران نسبت به حضور عمال انگلیسی در منابع نفتی ایران انجام گرفت، از طرف اتحادیه کارگران نفت بود.

در سال 1308 اعتصاب بزرگی از طرف اتحادیه سازمان داده شد. درست موقع تدارک این قرارداد خائنانه بود که در سال 1310 قانون سیاه ضد فعالیت های کارگری را رضاه شاه به تصویب رساند. در سالهای بعد یورش به تشکلهای کارگری آغاز و بسیاری از رهبران کارگری آن دوران به زندان افکنده شدند. در روزهایی که رضاه شاه در سال 1320 با خفت از کاخ های سربه فلک کشیده به خارج از کشور فرارکرد، این رهبران با سربلندی از دخمه های تاریک زندان رضاشاهی به آغوش زحمتکشان ایران بازگشتند. رهبران کارگری متوجه اهمیت نفت، که از جانب شرکت استعماری انگلیسی غارت می شد، بودند. پس، از همان نخستین روزهای رهایی از بند استبداد و استعمار به متشکل کردن کارگران صنعت نفت پرداختند. این کار ابتدا در شرایط بسیار دشوار و پنهانی انجام می گرفت، زیرا انگلستان منطقه نفت خیز جنوب را زیر سلطه خود می دانست و با هر نوع فعالیت سیاسی و صنفی در میان کارگران نفت به شدت مخالفت می نمود. با این شرایط کارگران نفت سازمان های پنهانی خود را با وجود این که مناطق جنوب ایران زیر کنترل عشایر مسلح تحت روسای شرکت نفت بود، ایجاد کرده و بزرگترین اعتصاب کارگران نفت انجام شد. این اعتصاب بزرگ در 23 تیر 1325 توسط نیروهای عشایر و اوباش مسلح و زیر فشار نیروهای نظامی دولتی و قوای نظامی انگلیس به خون کشیده شد. این اعتصاب بزرگترین ضربتی بود که آن زمان به شرکت نفت انگلیس وارد آمد. به جرات می توان گفت که نطفه جنبش مردم ایران علیه شرکت استعماری نفت در این اعتصاب بسته شد؛ چرا که در جشن روز کارگر سال 1325 و در راهپیمایی خوزستان سخنرانان خواستار8 ساعت کار، افزایش دستمزد، بهبود وضع مسکن، حقوق روزهای جمعه، تدوین قانون جامع کارشدند. یک سخنران زن، نفت را مروارید ایران خواند و انگلستان را متهم کرد که برای خوراک سگها بیشتر از مزد کارگران خرج می کند و خلع ید از شرکت ایران و انگلیس را خواستار شد. کنسول بریتانیا در خرمشهرهشدار داد که در این مراسم سخنگوی زنان نه تنها تقاضای یک قانون کار جامع متشکل از پرداخت برابر برای کار مساوی را مطرح کرده، بلکه خواستار ملی شدن نفت شده است ( منبع: "ایران بین دو انقلاب" و "تاریخ مدرن ایران" نوشته پرفسور یرواند آبراهامیان). مرتجعین انگلیسی با اعتصاب کارگران نفت تنها به عنوان یک اعتصاب کارگری برخورد نکردند، آنان خطری را که از این جانب منافع استعمار انگلیس را در ایران تهدید می کرد، دریافتند و دست به سرکوب نظامی کارگران که از یک اعتصاب به مراتب فراتر می رفت، زدند. مردم ایران در سالهای پس از شهریور 20 با غارتگری شرکت استعماری نفت انگلیس و بطور کلی با جنایت های استعمار انگلیس در میهن ما بیش از آن آشنا شده بودند که بتوانند این مسئله را با یک سرکوب نظامی و کشتار کارگران بیگناه فراموش کنند. سلطه شرکت استعماری نفت انگلیس بر میهن ما تداوم داشت. اثر شوم آن هر روز و هر لحظه احساس می شد. هیچ کس قادر نبود این مسئله را از دستور روز خارج کند. ما برای آن که درک بهتری نسبت به شرایط حاکم بر خوزستان و صنعت نفت و مبارزات اتحادیه های کارگری داشته باشیم، چندین سند از قبل و بعد از اعتصاب 23 تیر 1325 از کتاب اسنادی از اتحادیه های کارگری، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، پژوهشکده اسناد به کوشش محمود طاهر احمدی را ضمیمه می کنیم.

 

سند شماره 4

وزارت کشور، شهربانی کل کشور، رونوشت نامۀ جوابیۀ شهربانی

اهواز به استانداری، شمارۀ 767، 5 / 11 / 23

جناب آقای استاندار استان ششم

معطوفاً به شمارۀ 6365 – 4/11/23 متضمن رونوشت دو فقره نامۀ شرکت سهامی ریسندگی و بافندگی خوزستان و پیرو گزارش شمارۀ 766 – 4 / 11/ 23 و مراتبی که حضوراً معروض گردیده، اینک برای مزید استحضار آن جناب به عرض می رساند:

در شهر اهواز یک اتحادیۀ کارگران هست که کارکنان عاملۀ آن امید و آشوری می باشند و دارای دفتر و محل معینی هستند و دسته ای هم به نام حزب توده در اهواز تظاهراتی دارند که هیأت اصلی آن مرتب از عبدالله وفایی زاده و تجلی، کارمند خواربار دارایی اهواز و مستشار، کارمند سابق کشاورزی و عطارزاده می باشند که فعلاً مرکزیت و محل ویژه نداشته و محل اجتماع آنان در کانون اتحادیه است و از قرار شهرت در شرف تأسیس محلی به نام حزب و نصب تابلو می باشند. راجع به اعتصاب کارگران کارخانۀ ریسندگی که در تاریخ سوم و چهارم ماه جاری رخ داده مطابق تحقیقاتی که به عمل آمده و فعلاً هم در جریان است رسماً از طرف دو جمعیت فوق به کارگران آن جا آموزش اعتصاب داده نشده، ولی مسلم است که سخنرانی های اتحادیۀ کارگران در مقابل دفتر خود و قهوه خانه ها و لشکرآباد و در داخل کارخانۀ ریسندگی و مقابل کارگران آن کارخانه و غیره در وقوع اعتصاب تقریباً غیرممکن بود چنان چه گذشته دو سه سال اخیر اهواز شاهد مصداق فوق است ولی فرضاً هم که این قبیل تبلیغات عملاً بلااثر گردد وضعیات داخلی واوضاع و احوال کارگران که ذیلاً شرح داده می شود خود یگانه اثر مؤثر اعتصاب واقع گردیده:

ساعت 10 صبح روز 4 ماه جاری به شخصه نزد اعتصاب کنندگان که قریب سیصد نفر بودند رفته، نزدیک نیم ساعت با صحبت های مفید و نصایح و اندرزهای لازمه آن ها را به اشتغال کار و حفظ نظم و آسایش و رعایت مقررات دعوت نموده و روی همین اصل نیز آن ها اطاعت نموده و متفرق شدند و به آنها گوشزد شد که عرایض حقۀ آن ها را شخصاً به عرض رسانیده و ترضیۀ خاطرشان بر طبق مقررات فراهم خواهد گردید. بطوری که تحقیق شده کارخانۀ ریسندگی در حدود پانصد نفر کارگر دارد که اغلب آن ها زن و کودکان خردسال هستند و اجرتی که به آنها داده می شود از این قرار است : در حدود 150 نفر از قرار روزانه 7 و 9 ریال و 120 نفر از قرار روزانه 11 ریال، 90 نفر از قرار روزانه 14 ریال، 70 نفر از قرار روزانه 20 ریال، 50 نفر از قرار روزانه 24 ریال و دو نفر روزانه 100 ریال و به هر کارگری در روز دو عدد نان از قرار دانه ای یک ریال فروخته از اجرتشان کسر می نمایند و هر 15 روز یک مرتبه هم مقداری شکر و خرما وارد در مقابل اخذ 38 ریال قیمت از طرف کارخانه به آن ها داده می شود.

ساعت کارخانه در حدود روزی 10 الی 11 ساعت است و عمدۀ مطلب اعتصاب کنندگان اخذ اضافه اجرت و تقلیل ساعات کار طبق کار کلیۀ کارخانجات سایر نقاط مملکت است که معمولاً از 8 ساعت تجاوز نمی نماید و البته تصدیق می فرمایند که روزانه این اندازه کار برای بانوان واطفال شش و هفت ساله آن هم در خوزستان که هشت ماه آن از حیث حرارت و وزیدن بادهای غیرمطلوب فوق العاده زیاد و از توانایی خارج، خود موجد عصیان و تمرد است. ضمناً در تحقیق و تفحص و کنجکاوی به نواقصی برخورد نموده که اگر هم کارگران متوجه بوده اند نظر به روح بردباری ایرانی اظهاری در این خصوص نکرده اند. مثلاً برای یک چنین جمعیتی در کارخانه که شب و روز با برق و مخاطرات روبه رو بوده فاقد دکتر و وسایل اولیۀ معاونت بهداری واصول تداوی و داروخانه در کارخانه می باشند و اگر اتفاق و خطراتی برای کارگری واقع شود باید مصدوم را به منزل دکتر عطا محمد حمل نمایند. طول مدت حمل، دوری راه و احتمال نبودن دکتر در منزلش اغلب معالجاتی که اگر آناً انجام شود جان کارگران مصون است به واسطۀ این دست و آن دست شدن نتیجۀ معالجه برعکس و غیرمطلوب می شود. وسایل نظافت از قبیل پوزه بند برای کارگر جهت حفظ و صیانت حلق و گلو و ریه که اغلب با جدانمودن مواد اولیه و تولید کثافات و گرد و غبار روبه رو هستند و این قبیل کارخانه ها باید مراعات نمایند فاقد می باشند و هیچ گونه وسایل تنظیف و دوش حمام و روشوری که مورد مصرف کارگران باشد ندارند و به کارگران لباس داده نمی شود و نسبت به تربیت روحی و جسمی آن ها از قبیل تأسیسات کلاس اکابر و سخن رانی های سودمند و انجام امور ورزشی و غیره هیچ گونه توجهی نشده، فقط هیأت عاملۀ کارخانه انحصاراً نظر تجارتی دارند. از هر عمل و وضعیتی که ممکن باشد خرجی ایجاد کند خودداری داشته اند، حتی مأمور مراقب مخفی که وضعیت کارگران را از حیث فساد اخلاق و زیاده روی و اظهارات تمردانگیز در نظر گرفته و با وسایل مقتضی در رفع آن بکوشند ندارند و نیز دربان که از اهم لوازم یک کارخانه و راهنمای اشخاص به کارخانه باشد فاقد می باشد تا اشخاص مظنون و مشکوک که در ظاهر برای یک اقدام مشروع و در باطن برای پیش بردن منظور خودشان می باشد نتوانند خودسرانه به کارخانه داخل و با کارگران اصطکاک پیدا نماید، چنان چه عطارزاده که سابقۀ او را مستحضر هستند و اخیراً از زندان آزاد شده به واسطۀ نبودن دربان و مراقب به کارخانه راه یافته، اظهارات تندی نموده که البته این قبیل تبلیغات در روحیۀ یک مشت کارگر که متضمن تهدید و نوید و غیره باشد اثر خود را به جا خواهد گذاشت. گر چه عطارزاده که با لفاظی تند و اظهارات زننده بیاناتی داشته و عملش مورد نظر این شهربانی و قریباً پرونده اش به دادسرا احاله خواهد شد، ولی از کسان دیگر عمل خلاف نظم وامنیت مشاهده نشده و در صورت تکرار فوراً طبق مقررات جلوگیری خواهد شد با این حال این قبیل اشخاص را به شهربانی خواسته با تذکرات لازمه آن ها را به حفظ امنیت و جلوگیری از اقدام برخلاف دعوت نموده و چنانچه آن جناب نیز تأکیداتی بفرمایند به موقع خواهد بود. در هر صورت کارخانه ریسندگی فاقد یک تشکیلات صحیح می باشد و اگر در این خصوص نیز به هیأت عامله و رئیسه آن تذکراتی داده شود البته در پیشرفت کار خودشان و جلوگیری از واقعاتی که به ضرر مملکت است مفید خواهد بود.

رئیس شهربانی خوزستان – پاسیار 1 البرز

[28 – 26/18/14 – 293 ]

 

سند شماره 7

2 / 12 / 23

هیأت محترم دولت ایران – رونوشت مجلس شورای ملی، جناب آقای نخست وزیر، فراکسیون تودۀ ایران، شورای متحدۀ مرکزی کارگران ایران. همین قدر با زبان ساده مختصراً وضعیت کارگران و طرز رفتار صاحبان کارخانه و دستگاه حاکمۀ خوزستان را به شرح زیر از نظر مبارک می گذرانیم:

1- وضعیت ما کارگران خوزستان بی نهایت رقت بار، دچار بحران بیکاری شدید گردیده ایم بطوری که در نتیجۀ بی کاری و عدم استطاعت از خجالت عائلۀ خود از شهری به شهر دیگر متواری، زن و بچه هایمان از خانه های کرایه ای بیرون ریخته، درکنار دیوار و حاشیۀ خیابان ها لخت[و] گرسنه در جلوی چشم بیگانگان که هر دقیقه عکس برداری می کنند به سر می بریم.

2- ما کارگرانی هم که مشغول کاریم از بچۀ 6 ساله الی 70 ساله چه زن و چه مرد در بنگاه ها و کارخانه های ملی و دولتی با مزد 6 ریال الی 30 ریال در زیر فشار صاحب کارخانه و جریمه های کمرشکن، فحش و بدنامی و تهدیدآمیز، عمر عزیزمان را به هیچ تلف می کنیم. همین قدر زیر چشم نگاه می کنیم، آیا دستی دراز می شود از حقوق برباد رفتۀ ما دفاع کند. جز اتحاد عامل دیگری نمی بینیم.

3- ما کارگران کارخانۀ ملی هم متحد می شویم – مانند ریسندگی اهواز – صاحب کارخانه را حاضر می نماییم، برای بستن قرارداد، برعکس با رسیدن وحی به آقای استاندار مدیران کارخانه را زیر پر و بال خود می گیرد، تغییر رأی می دهدواظهارمی دارد:« سیاست اجازه نمی دهد. »

4- ما از هیأت محترم دولت سؤال می کنیم، آیا آن چه سیاستی است که اجازه نمی دهد کارگر با کارفرما در جنوب قرارداد ببندد و آن چه دولتی است که منافع ملت خود را با جملۀ« این جا سیاست اجازه نمی دهد کارگر با کارفرما قرارداد ببندد و یا مزد را بالا ببرد » زیر پا گذارده فقر و بدبختی را به ملت ایران ارزانی دهد. در نتیجۀ فقر مالی عده ای زن فاحشه و عده ای دزد، عده ای بچۀ جیب بر و عده ای را متواری ببیند، بعد هم ادعای امنیت و برقراری انتظامات نماید، آیا از آن عمل این انتظار برآورده می شود ؟

5- از طرفی صاحبان کارخانه از استاندار سوء استفاده کرده از 400 کارگر کارخانه ریسندگی 130 نفر اخراج می کند، اتحادیه برهم می زند، تهدید و تحریک می کند.

6- کارگران اخراج شده به ادارۀ پیشه و هنر می روند، رئیس پیشه و هنر جواب می دهد : من این حرف ها سرم نمی شود، من سربازم. ما نمی دانیم این مرد سرباز کجاست، به چه کسی و ملتی می خواهد خدمت کند.

7- به استاندار مراجعه می کنیم، جواب می دهد : کارگران بیکار بروند شهر دیگر. یکی نیست از این شخص سؤال کندآیا شهر دیگر کارخانه ای درست شده ویا کاری مهیا گردیده. آیا کارگر کسر دارندو یااینکه می خواهداز سرش باز کند. آیا سؤال نمی شود یک نفر رجل زمامدار نباید طرز تفکرش آن باشد، بلکه پست خودرا ایران وسایر نقاط ایران راهم جزو ایران بداند.

8- به آقای دادستان استان و شهرستان مراجعه می کنیم، جواب می دهد : مادۀ قانونی نیست که بتواند طبقۀ کارگر استفاده نماید.

9- به تلگرافخانه متحصن می شویم، شهربانی با پاسبان های مسلح حمله ور می شود. کارگران را در خیابان فراری داده تعقیب می کند، به افسران شهربانی می گوییم کارگران را تعقیب نکن، فراری نده، عده ای ماجراجو [ی] دزد به آنها اضافه می شود، راه غارت و چپاول را پیش می گیرند، کارگران را لکه دار، انتظامات را خراب، اموال مردم تاراج می شود. جواب می دهد : ما جویای همان می باشیم.

10- خلاصه طبقۀ کارگر و رنجبر خوزستان معطل مانده آیا به کی و به کجا پناهنده بشوند واز چه جایی امداد بطلبند، جز اتحاد و محکم کردن ستاد کارگری.

11- از همه بدتر شرکت نفت یک مشت کارگر غارت شدۀ خوزستانی، حتی ایرانی را آلت دست خود قرار داده، هر روز از شهرستان های دور کارگر قبول می کند به خوزستان می آورد، یکی نیست بپرسد آن همه کارگر بیکاری که در خوزستان و فلسطین و هندوستان ریخته شده چرا دیگر از اصفهان و تهران و شهرستان های دیگر ایران قبول می کنی، از همه شیرین تر در اصفهان و یا اهواز کارگر نجار قبول می کنی با مزد 50 ریال به آبادان و مسجد سلیمان می بری به جای میکانیک امتحان می کنی، مزد 14 ریال می گویی. یکی نیست بپرسدما راازاصفهان و تهران به آبادان چرا آوردی، سرگردان گذاشتن ازبالای سرزن و بچه هایمان دورانداختی، آواره نمودی، باز اقلاً دراصفهان واهواز به اتحادیه پیش رفقا می رفتیم آنجا[در]جمع اظهار همدردی می کردیم. متأسفانه آبادان حکومت نظامی است، اتحادیه وجودندارد، روزنامۀ ظفرورهبررا کارگرهامانندمتاع قاچاق ودزدی به یکدیگررد می کنند. خلاصه باآنکه کاملاًدلسردوهیچ امیدواری از دولت نداریم، امااین نامه راهم محض رفع ستم به هیأت محترم دولت تقدیم نمودیم تاچه اقدامی بشود.

ناظم اتحادیه های کارگران راه آهن، شمس نوبهار – ناظم اتحادیۀ کارگران بی کاران، علی رضا – ناظم اتحادیه های کارگران اصفهان، آشوری – ناظم اتحادیه های کارگران ساختمان، آقایان – ناظم اتحادیۀ کارگران نانواخانه ها، حسن بابا – ناظم اتحادیۀ کارگران رانندگان، شهریاری.
شورای متحدۀ ایالتی کارگران و زحمتکشان خوزستان – [علی] امید

[35، 34/8/14– 293]

 

سند شماره 25

تلگراف ازاهوازبه تهران، شماره 1895، 17/4/25

آقای نخست وزیر – کپیه وزارت جنگ، کپیه کمیتۀ مرکزی حزب توده، شورای متحدۀ مرکزی، کیپه رهبر، ظفر، ایران ما، نجات ایران، کیپۀ تبریز، فرقۀ دمکرات. در اثر فشار و ظلم سرهنگ افشاراغلو، فرماندۀ لشکر خوزستان در حدود یک صدو پنجاه نفر از گروهبانان و استواران ارتش پس از شکایات متعددی که در جراید نیز منعکس گردیده و عدم توجه اولیای امور و رسیدگی به دعاوی آن ها در تاریخ 16 / 4 / 25 درجه داران نام برده از رفیق مبارز ما آقای علی امید دعوتی به عمل آورده که شکایتشان را به وسیلۀ ایشان در جراید آزادی خواه منعکس نمایند. در نتیجه آقای امید دعوت آن ها را پذیرفته و برای نشان دادن راه چاره جویی در محل جمع می گردند ناگهان عده ای سرباز مسلح به امر سرهنگ افشاراغلو در تحت فرماندهی سرهنگ دوم امیر طهماسبی، آجودان سابق ارفع آن ها را محاصره و دستگیر و مانند اسرای جنگی لخت نموده و پس از اذیت و آزار نموده اند. در اثر این رفتار وحشیانه و توقیف غیرقانونی رفیق ما علی امید تشنج سختی در سرتاسر خوزستان تولید شده و عموم کارگران ودهقانان و پیشه وران برای اعتصاب عمومی آماده گردیده اند اگر فوراً دستور آزادی نام برده صادر نگردد عکس العمل شدیدی در خوزستان ایجاد خواهد شد. و مسئول هر پیشامدی سرهنگ افشاراغلو خواهد بود. منتظر دستور تلگرافی از مرکز می باشیم. در ضمن آزادی رفیق مبارز خود آقای شریفی، صدر شورای ایالتی گیلان را نیز خواستاریم.

شورای متحدۀ ایالتی خوزستان غلامعلی مرادی

 

سند شماره 28

تلگراف از آبادان به تهران، شمارۀ 580، 26 / 6 / 25

جناب اشرف آقای نخست وزیر – رونوشت هیأت وزرا، رونوشت کمیتۀ مرکزی حزب توده، رونوشت شورای متحده مرکزی، رونوشت روزنامه های رهبر، ظفر، دنیای امروز، ایران ما، تهران. دمکراسی در خوزستان زیر چکمه های مأمورین ناصالح دولتی در حال احتضار است. با برقراری حکومت نظامی شرکت به بهترین آرزوهای خود نایل و نقشه هایش به طور درستی عمل می گردد. هنوز پروانۀ عبور و مرور شب از دستگاه یک انگلیسی به نام سرگرد فاتح صادر می شود. شرکت بسیاری از کارگران را اخراج و دستور زندان یا تبعیدی شان را به مقامات دولتی داده آنان کورکورانه بدون رعایت قانون یا عدالت انجام می دهند. مظالمات شرکت به دستیاری مصباح، حیدری، حجازی، لئالی غیر قابل تحمل است. مسببین واقعی 23 تیرماه آزادانه به تحریک ضدآزادی و استقلال ادامه داده افتخار می نمایند. ما به نام مظلومین خوزستان توجه دولت مرکزی را به دسایس خانمان برانداز نام بردگان بالا جلب، رهایی رفقای زندانی خود، وفایی زاده، مصلح مرادی، علی پهلوان، باقر اسلامی، عابدین جاسم، نعمت الله و اعزام هیأتی از مرکز به اتفاق نمایندگان مطبوعات به منظور رسیدگی به جریان امر و کوتاه کردن دست های بلند مزدوران شرکت نفت به قید فوریت خواستاریم. در صورت عدم توجه دولت عواقب وخیمی به نظر می رسد. از طرف اتحادیه های آتش نشانی و تصفیه آب، غلامحسین قاضی آذربر، درویش علی مجد آزادی، عبود ربیعی زاده، عباس صلواتی، سید داود رهنمایی، حسن میرشفیعی، محمد دهقانی، احمد شیخ، خداداد هوشنگ علی نه داری بهزادی.

[1294 – 109003]

 

سند شماره 29

تلگراف از آبادان به تهران، شمارۀ 486، 23 / 7 / 25

جناب اشرف آقای نخست وزیر – رونوشت وزارت کار، رونوشت وزارت دادگستری، رونوشت وزارت پیشه و هنر، رونوشت وزارت جنگ، رونوشت کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران، رونوشت شورای متحدۀ مرکزی، رونوشت روزنامه های رهبر، ظفر، ایران ما، داد، جبهه، شهباز. در کنفرانسی که در تاریخ 25 / 4 / 25 از هیأت های عامله اتحادیه ها در شورای متحده آبادان به مناسبت اعلام خاتمه اعتصاب که عکس العمل فشارها، حق کشی ها، شکنجه ها، ظلم ها، دسیسه ها، بی عدالتی ها، تحریک های شرکت و برای به دست آوردن حقوق مغصوبۀ کارگران و زحمتکشان صورت گرفته بود تشکیل گردید. آقای مظفر فیروز وزیر کار و تبلیغات پس از بیاناتی مبنی بر حسن نیت آقای نخست وزیر نسبت به کارگران و کوشش های مقتضی او در تسریع اجرای قانون کار خاطر حضار را متوجه نموده اظهار داشت : این جانب جناب اشرف آقای نخست وزیر را از سوزهای درونی و مشکلات زندگانی کارگران خوزستان آگاه خواهم نمود و همچنین قول می دهم که مسببین این واقعۀ خونین و محرکین آن را تعقیب و محاکمه نماید به علاوه مأمورین ناصالح دولتی که با مقامات مغرض همکاری کرده تعویض و اشخاص صحیح العمل و عادلی به جای آن ها اعزام دارد. خوشبختانه امتداد زمان بار دیگر چگونگی آقای وزیر کار را ثابت نموده و ظاهر ساخت که نه تنها برای عملی نمودن وعده های خود اقدام نکرد، بلکه محکومانه جامه عمل به آن ها پوشانیده و وعده هایی که در محافل مخصوصی شرکت داده بود به وجه قابل قبولی انجام می دهد، مخصوصاً جدیداً آقای وزیر کار برای اختناق کارگران و انحلال تشکیلات آن ها با شرکت نفت تشریک مساعی نموده و نقشۀ جالب توجهی طرح کرده که سازمان رفاهیت عمومی نامیده می شود، لذا شورای متحدۀ ایالتی خوزستان به نمایندگی کلیۀ کارگران و زحمتکشان این استان توجه جناب اشرف آقای نخست وزیر، وزارت کار، وزارت دادگستری، وزارت پیشه و هنر، وزارت جنگ، کمیتۀ مرکزی حزب توده، شورای متحدۀ مرکزی دارندگان امتیاز روزنامه های رهبر، ظفر، ایران ما، داد، جبهه، شهباز و دنیای آزادی خواه را به عملیات خلاف قانون آقای وزیر کار و جواب ندادن دولت مرکزی به تلگرافات شورای متحدۀ ایالتی خوزستان و اتحادیه های مربوط معطوف، قطع نامۀ زیرین را تصویب و اجرای فوری آن را از دولت مرکزی خواستار است.

1- آزادی تشکیلات کارگری در سرتاسر خوزستان.

2- آزادی رفقای زندانی و تبعیدی ما و اعزام آن ها به خوزستان.

3- کوتاه کردن دست هایی که بر علیه تشکیلات کارگری به دسیسه بازی مشغولند از هر مقامی که باشند.

4- تسریع در انجام انتخابات آزادانه مطابق اصول دمکراسی.

5- احضار مأمورین ناصالح از قبیل مصباح فاطمی، سرهنگ لئالی و امثال آن ها و اعزام اشخاص صالح به جای آنان.

6- تعقیب و محاکمۀ مسببین واقعۀ جانگداز 23 تیرماه.

7- اعزام هیأتی برای رسیدگی به کارگرانی که شرکت بدون علت اخراج و سربه گریبان نموده.

8- اعزام هیأتی از جبهۀ احزاب مؤتلف به معیت نمایندگان دولت برای نظارت در امور انتخابات.

9- قلع و قمع کردن اشرار و متجاسرین فارس.

10- الغای حکومت نظامی.

11- تعیین فوری حداقل دستمزد و تغییر آب و هوا. در خاتمه چنان چه دولت مرکزی به قید دوفوریت به درخواست های مشروع و قانونی قید شده بالا توجهی ننماید. شورای متحدۀ ایالتی خوزستان فرمان اعتصاب عمومی در سرتاسر خوزستان را صادر خواهد نمود.

شورای متحدۀ ایالتی خوزستان، آبادان – پیروزرام

 

بیانیه

سند شماره 30

شورای متحدۀ ایالتی خوزستان

رفقای رنجبر، کارگران، پیشه وران، دهقانان، روشن فکران آزادی خواه و زحمتکشان خوزستان

4 / 9 / 1325

گرگ استعمار که دندان های او به خون برادران زحمتکش ما آغشته است، هنوز از پای ننشسته و به قصد برآوردن آمال و آرزوهای پلید خود که به قیمت حیات ما تمام خواهد شد به دنبال کردن نقشه های رسوای خویش مشغول است.

یک مشت بی وطن و مزدور به نام کنتراتچی در زیر هدایت مستقیم جواسیس شرکت نفت و در تحت عنوان حزب دمکرات اتحادیۀ عشایر در حالی که کارگران دلیر و مبارز نفت جنوب در حال اعتصاب به سر می بردند، برای اجرای تمایلات امپریالیستی کمپانی نفت به موسسات کارگری وکارگران حمله و فجایعی که برای ابد از خاطره ها محو نخواهد شد به بار آوردند. این مزدوران خارجی، این بی وطنان دمکرات نما می خواستند خوزستانی که طلای سیاه در سینه اش نهفته است، در طبق اخلاص به خدمت صاحب ها تقدیم نمایند و همه شاهد بودیم که فریاد و فغان این رجاله های خائن از رادیوهای لندن و دهلی چون آواز شومی بلند شد، ولی پیکرۀ صد هزار نفر کارگر و چند برابر این تعداد دهقان و پیشه ور و روشن فکر آزادی خواه از جان گذشته آن جارو جنجال را مفتضح و خنثی نمود، ولی اکنون برای بار دیگر همان بی وطنان، یعنی همان کنتراتچیها به همان نام، یعنی به نام حزب دمکرات و با همان نقشه، یعنی برای برباد دادن خوزستان در تحت رهبریت و هدایت همان اشخاص، یعنی جاسوس های شرکت نفت به تظاهر وحیله پرداخته و می خواهند مجدداً یک برادر کشی ایجاد و خوزستان را برای استعمار راحت الحلقوم سازند.

ما در ضمن اعتراض شدید به آن افراد پوسیده مغز دولتی نما که با اعلان مادۀ 4 و 5 و 10 حکومت نظامی برای درهم شکستن نیروی اراده و تشکیلات نیرومند و عظیم کارگران خوزستان قباحت را به سرحد کمال رسانیده اند ؛ با فریاد رسا و بیانی گویا در حالی که قلبمان از عشق وطن و اراده مان در راه گرفتن حق و برقراری حقیقت و عدالت استوار است، اعلام می داریم که خوزستان مال ایران و در جایی که موجودیت آن به خطر افتد با جان خود از آن حراست خواهیم کرد.

زنده باد اتحاد و قدرت نیرومند کارگران جهان.

پاینده باد نیروی شکست ناپذیر توده های رنجبر ایران.

پیروز و قرین افتخار باد مبارزۀ کارگران دلیر نفت جنوب

شورای متحدۀ ایالتی خوزستان ( آبادان)

 

سند شماره 31

تلگراف از آبادان به تهران، شمارۀ 148 – 13 / 9 / 25

جناب اشرف آقای نخست وزیر

رونوشت وزارت دادگستری، رونوشت ستاد ارتش ؛ رونوشت شهربانی کل کشور ؛ رونوشت کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران و شورای ائتلافی احزاب آزادی خواه ؛ رونوشت شورای متحدۀ مرکزی ؛ رونوشت روزنامه های رهبر، ظفر، ایران ما، جبهه، شهباز.

تضییقات بی جا و فشارهای بی حد از قبیل تعطیل اتحادیه ها، حبس و تبعید رفقای فعال ما که هزاران خانواده را بی چاره و سر به گریبان کرده، آتش منوبات شرکت نفت جنوب را خاموش ننموده، جدیداً می خواهد با تشکیل حزب دمکرات ایران که دولت در رأس آن قرار دارد و به وسیلۀ کنتراتچی های خود که چندی قبل نغمۀ تجزیه طلبی خوزستان عزیز – این پیکر زرین ایران – و الحاق به عراق را ساز کرده بودند، اتحادیه های زحمتکشان ایران را آتش زده و غارت نمایند. ابتدا رنجدیدگان خوزستان از تشکیل حزب دمکرات در آبادان بنا به روشن بودن ماهیتش نهایت متنفر و در ثانی دولت را به عواقب وخیمی که در اثر انجام این نقشه ها به وقوع می پیوندد، متوجه و اضافه می شود چنان چه دولت به قید دو فوریت از این دسایس شوم جلوگیری ننماید و به طور وضوح معلوم می شود خود مستقیماً در این تحریکات دست دارد. بنابراین پیشامد هر گونه اتفاقاتی به مسئولیت دولت خواهد بود. از طرف دو هزار نفر اتحادیۀ کارخانه : بزرگ امین، ورکشتاب، راه خدا، زمانی، عبدالکریم عابدینی، دشتی، قشقائی و محمد کزی

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

این گونه مطالب بسیار خوب است اما فرستنده این مطالب به دروغ از نام یک سندیکایی که بازگشایی نشده است دارد بهره برداری می کند . اگر نشریه کار اعتقاد به چنین سازمان سندیکایی دارد که باید صراحتا وجود آن را تایید کند و در غیر این صورت مسوولیت هر اتفاقی که ازبابت نشر فراورده های شخصی که به نام یک سندیکا اقدام به تشویش افکار عمومی کارگران می کند گریبان این نشریه و سازمان فداییان خلق اکثریت را خواهد گرفت . آیا نباید از شبیه سازی هایی که از قضا به خود اکثریت (مطابق اسناد منتشره در همین ارگان)ضربات هولناکی در دهه 60 وارد کرد درس بگیریم