پيام "کميته مرکزی حزب توده ايران" به: چهاردهمين کنگره "سازمان فداييان خلق ايران ـ اکثريت"

"کميته مرکزی حزب توده ايران"، برگزاری چهاردهمين کنگره تان را، در اين شرايط بسيار حساس از تاريخ ميهن مان، تبريک می گويد، و موفقيت تان را در آن، آرزومند است.

تاريخ مبارزات حزب ما وشما ـ در راه برقراری دمکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی در ميهن مان ـ پيوندهای ديرينه با يکديگر داشته است. حزب ما همچنان بر اهميت همکاری و تلاش مشترک دو سازمان سياسی ما، در مسير دستيابی مبارزه حساس و پيچيده مردم زحمتکش ميهن مان برای پايان دادن به حاکميت رژيم ولايت فقيه و پايه ريزی آينده ايی دمکراتيک و آزاد، باورمند است. افزون بر اين، ما همچنان به اتحادعمل نيروهای مترقی، ملی، و آزادی خواه ميهن مان در حکم عاملی اساسی و انکار ناپذير در راستای برپايي جايگزينی مردمی و دمکراتيک در برابر رژيم ضد مردمی "ولايت فقيه"، معتقديم.

رفقای گرامی!

چهاردهمين کنگره سازمان شما در شرايطی برگزار می شود که سرمايه داری در جهان، و به ويژه در ايالات متحده و اروپا، در بحران عميق ساختاری خود که در 2008 آغاز شد، هنوز در گير است.  بازار آزاد، و آزمندی بی حد و مرز آن برای کسب سود به طرزی فوق العاده و سريع، به ورشکستگی صدها بانک و موسسه مالی، و در نتيجه، به گسترش هرچه بيشتر بيکاری، افزايش قيمت ها و نيز شوربختی و تيره روزی مردم انجاميده است. سرمايه داری جهانی، برپيامدهای بحران بی سابقه اقتصادی مالیِ سال های اخيرش هنوز نتوانسته است غلبه کند. ميزان رشد، در اقتصادهای کشورهای سرآمدِ سرمايه داریِ جهان، ناچيز و بی ثبات است. برغم ادعاهای گزاف مبنی براينکه کشورهايی مانند آلمان و فرانسه در برابر بحران واکسينه شده و از اين بحران رها شده اند، اقتصادهای کشورهای پيشرفته سرمايه داری با نرخ رشدهای نزديک به صفر و د رحد يک دهم و يا دو درصد، در وضعيتِ رکودِ عملیِ اقتصادی قرار دارند. آمريکا بزرگترين کشورِ بدهکار جهان است. ميزان بدهیِ ملی در ژاپن و برخی از کشورهای اروپايی، بين 250 تا 400 درصدِ توليد ناخالص داخلی شان است.

کشورهای منطقه خاورميانه، بدليل سياستهای ماجراجويانه و مخرب امپرياليسم، در آتش و خون غوطه ورند و به بی ثباتی سياسی کم سابقه ايی دچارند. حاکم شدنِ جَوِ جنگ، ترور و برخوردهای مذهبی و فرقه ايی بر زندگیِ اقتصادی، سياسی و اجتماعیِ عراق، سوريه، ليبی، يمن و افغانستان، زندگی مردم اين کشورها را در وضعيت بسيار اسفناکی قرار داده است، وضعيتی که، برآمدِ آن، پس رفتِ محسوس و تراژيک در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نابودی توان ملی و حاکميت ملی آنها بوه است. نيروهای عميقأ واپس گرا و جنايتکارِ "حکومت اسلامی" (داعش) در عراق، سوريه، ليبی و لبنان با ترور و کشتار مردم بی گناه و در عين حال، تخريب فرهنگ و نمادهای تاريخی کهن و هزاران ساله آنها، فاجعه هايی دهشتناک آفريده اند. معتقدان و مجريانِ اسلامِ سياسی، ازجمله نيروهای جنايتکار داعش ـ که نِحله های فکری و شيوه و عملکردشان را در همان راستا و امتداد عملکرد سران رژيم ولايت فقيه بايد ارزيابی کرد ـ ويران کردن پيشرفت ها و دستاوردهای تمدن و فرهنگ در کشورهای منطقه را آماجِ ايلغارشان کرده اند. حقيقت اينکه، قدرت يافتن نيروهای واپس گرا و دامنه دار شدنِ عمليات شان در منطقه، از اوضاع و احوالِ به وجود آمده بر اثر سياستهای نظامی گرايانه امپرياليسم، هجوم به کشورهای منطقه و اشغال آنها، حمايتِ ايالات متحده و اتحاديه اروپا از ارتجاعی ترين رژيم های استبدادی در کشورهای عربیِ متحدِ غرب و نيز چشم فروبستن بر جنايت های پرشمارِ دولت های نژاد پرست و راست ارتجاعیِ اسرائيل بر ضد خلق فلسطين، ريشه گرفته است.

رفقای فدايی !

ادامه سياست خارجی ماجراجويانه و متناقض رژيم، کشور را در منطقه به طور محسوسی منزوی کرده است. اين امر در شرايطی که امپرياليسم آمريکا و " اتحاديه اروپا" سياستِ برپايی "خاورميانۀ جديد" برپايه گسترش هژمونی شان در کلِ خاورميانه را بطور فعالی دنبال می کنند، استقلالِ کشور و نيز امکانِ تحول های صلح آميز در درون ميهن مان را به مخاطره انداخته است. تحميل تحريم های اقتصادی و مالیِ گسترده از سویِ کشورهای امپرياليستی بر ايران، دشواری های بی سابقه ايی برای مردم کشورمان به وجود آورده است.

ادامه سياست های مخربِ دولت های احمدی نژاد از سوی دولت روحانی در مهمترين عرصه های زندگی مردم ـ که بر پايه نسخه های صندوق بين المللی پول و بانک جهانی تنظيم شده اند ـ تنها به بحرانِ کنونی و پيامدهای فاجعه بارِ آن، هم در کوتاه مدت و هم در درازمدت، دامن خواهد زد. برخی از سخنگويان ِ رژيم و هوادارانِ دولت روحانی، تلاش دارند وانمود کنند که ايران در حالِ خارج شدن از بحران و رسيدن به مرحله رشدِ اقتصادی قابل قبول است. برخلاف اين ادعاها، نشريه های مجاز کشور می نويسند: "رشدِ اقتصادی می تواند در بخش های مالی و تجاری رقم ظاهریِ رشدِ اقتصادی را بالا نشان دهد ولی در رکودِ توليدی و ايجادِ اشتغال تغييری ايجاد نکند. ما امروز به نسبت جمعيت فعالِ کشور نزديک به 10 ميليون بيکار داريم. بنابر تجربيات ما در اقتصاد ايران، ما به ازایِ هر يک درصد رشدِ اقتصادی 25 هزار شغل ايجاد می شود. با اين روند، رشدِ اقتصادی برای رفع مشکل بيکاری در حد قابل قبول (بنابر محاسبات) 64 سال زمان لازم داريم." در نزديک به دوسال کارگزاری آقای روحانی و دولت " تدبير و اميد" ش، برخلاف همۀ قول های داده شده از سوی آنها، در عمده ترين و پايه ای ترين مسئله های مربوط با حقوق بشر، دمکراسی و حقوق اجتماعی، نه تنها بهبودی جدی رخ نداده است، بلکه در برخی عرصه ها، وضعيت به وخامت نيز گرائيده است. حزب توده ايران، در جريان انتخابات مهندسی شدۀ خرداد 1392، به روشنی اعلام کرد که عمده ترين هدف رژيم ولايت فقيه از اين انتخابات مهندسی شده، تخفيف فشار اجتماعی، ترميم روابطِ جمهوری اسلامی با دولت آمريکا و دولت های اتحاديه اروپا، و در نتيجه، رفع تحريم ها، و در نهايت، تأمين ادامهُ حاکميت رژيم استبدادی کنونی است. عملکردِ دولت روحانی نيز تا به امروز در همين راستا بوده است. ما در عين حال، با حمايت از امر تنش زدايی در منطقه، و باور به اينکه در راه عادی سازیِ روابط با آمريکا و اروپا بر پايه حفظ منافع ملی مان همه تلاش ها را بايد به کار برد، معتقديم که هدفِ اساسی از مذاکراتِ هسته ايی، افزون بر رسيدن به راه حلی در زمينه اختلاف ها بر سر سياستِ ايران در زمينه استفاده از انرژی هسته ايی و برنامه های تسليحاتی آن در ارتباط با منطقه، نيز بر سر تعيين نقشی از برای رژيم ولايت فقيه ـ در چارچوبِ هدف های راهبردیِ امپرياليسم ـ در پياده و اجرايی کردنِ "خاورميانه جديد" است.

در چنين شرايطی، در حالی که دستگاهای سرکوب رژيم به منظور رويارويی با جنبش اعتراضیِ مردم و یه  عقب راندن و به سکوت کشاندنِ آن، فشارهای امنيتی و خفقانِ اجتماعی و سياسی را شدت داده اند، جنبش کارگری ميهن مان، با سازماندهیِ خودجوش اعتراض های گستردۀ واپسين ماه های سالِ 1393، توان خود در به چالش طلبيدن رويکردهای رژيم را به نمايش گذاشت. حرکت های اعتراضی صنفیِ معدنچيان، کارگران کارخانه های خودروسازی و ديگر واحدهای صنعتی، و آموزگاران و پرستاران کشور ـ با توجه به شعارهای عمدتأ هوشمندانه و حساب شده شان ـ و نيز کسب موفقيت هايی نسبی در مسير اين حرکت ها، آغاز فصل جديدی در مبارزه مردم کشورمان را نويد می دهند. ادامه يافتن و گسترده شدن دامنه اين اعتراض ها، نشانگر اين واقعيت است که با وجود سرکوبگری های دستگاه های امنيتی و قوه قضاييه بيدادگرِ حکومت جمهوری اسلامی، جنبش مردمی در ميهن ما هنوز از نفس نيفتاده است و می تواند ـ در صورتِ سازمان يافتگی ـ به منظور دستيابی خواست های به حق خود رژيم را به چالش بطلبد. همان طور که تحول های دو دهه اخير کشور نشان داده اند، با تکيه بر توانِ اعتراض های گسترده مردمی، می توان حکومت ضد مردمی و استبدادی کنونی را به عقب نشينی وادار کرد. بر خلاف ادعاهای تبليغاتی رژيم، جنبش ضدِ استبدادی در کشور ما همچنان نيرومند به حيات خود ادامه می دهد و منتظرِ فرصت و پديدار شدنِ روزنه هايی مناسب برای برداشتن گام هايی تازه است. نيروهای مردمی و آزادی خواه کشور، در طول مبارزۀ سال های اخير، به تجربه های گران بهايی دست يافته اند و از آنها نکته هايی آموخته اند که می تواند راه گشای مبارزات آتی مردم باشد. هماهنگی و اتحاد بيش از پيش نيروهای اجتماعی، پيوند زدنِ مبارزات پراکندۀ کارگری به اعتراض های جنبش زنان، جوانان و دانشجويان کشور، حرکت به سمتِ برپا داشتنِ ستاد مبارزاتی واحد و طرحِ برنامه ايی مشترک، در صورت اجرايی درست و دقيق، راهکارهايی مؤثرند که می تواند به نتيجه های مورد نظرِ جنبش بينجامد. می توان با اتحاد عمل، پايداری در برابرِ سرکوبگران، پيگير بودن در مبارزه، جنبش را به پيش برد.

رفقای گرامی!

ما همچنان براين باوريم که، طرد "رژيم ولايت فقيه" يعنی رژيمی که در حکمِ سد راه تحول های مثبت در ميهن ما است، و تامين شرايطی که برای رشدِ سالم، دمکراتيک و همساز با محيط زيستِ کشور ضروری اند، در گرو سازماندهی جنبش مردمی و گردان های اصلی آن است. اين وظيفه مهم، بدون تلاش و عملِ متحدِ همه نيروهای مدافع صلح، حقوق بشر، و معتقد به دمکراسی و عدالت اجتماعی در زمينه های گوناگون، امکان پذير نيست.

برای چهاردهمين کنگرۀ شما در تدوين برنامۀ عملی برای مبارزات سياسیِ آينده و رويارويی با تحول های پرشتاب و بغرنج کنونی در درون کشور، منطقه و جهان، بار ديگر صميمانه برايتان آرزوی موفقيت می کنيم.

با گرم ترين درودهای رفيقانه

کميته مرکزی حزب توده ايران

20 فروردين 1394

 

افزودن نظر جدید