مصاحبه با علی کشتگر در باره توافق هسته ای

بهبود وضعیت اقتصادی مستلزم ریشه کن شدن فساد ساختاری است


پس از سال ها گفتگو و مذاکرات مدوام میان کشورهای 1+5 با ایران، سرانجام  روز سه‌شنبه
 ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵  توافق پایانی پرونده هسته ای امضا و اعلام شد. سایت کارانلاین در این زمینه با تعدادی از فعالین سیاسی ایران مصاحبه هایی بصورت کتبی انجام داده است که به مرور انتشار خواهند یافت.
 

- مذاکره ایران و 5+1،بر سر مسئلە هستەای پس از سال ها کشمکش و فراز و فرود سرانجام بە نتیجە رسید و طرفین درپیش از ظهر سە شنبە ١٤ ژوئیە در وین پایتخت اطریش سندی را کە در مورد آن بە توافق رسیدە بودند امضاء کردند.  نظر و ارزیابی شما از این توافق چیست، آیا آن را عادلانە و مثبت و بە سود ایران و مردم میدانید یا بە سود حکومت؟

این قرارداد برای اجتناب از فروپاشی اقتصادی و دور کردن خطر جنگ از سر ایران ضروری بود. آمار و ارقام دقیقی درباره میزان خسارات تحریم اقتصادی و تاثیرات آن بر تخریب صنایع و گسترش فقر و بیکاری و آسیب های زیست محیطی که از رهگذر بحران هسته ای دامنگیر ایران شده در دست نیست. اما کافیست به چند نمونه از پیامدهای تحریم ها توجه کنیم تا به ضرورت و اهمیت این مصالحه پی ببریم: صنایع اتومبیل سازی ایران در اواخر دوره ی خاتمی به مهمترین و پر درآمدترین صنعت ایران پس از صنایع نفت تبدیل شده بود. گفته می شد که ایران پنجمین تولید کننده خودرو در جهان است. صادرات انواع خودروی ایران به کشورهای اروپای شرقی، روسیه و کشورهای همجوار ایران در حال گسترش بود. چند صد هزار کارگر و مهندس در دهها مجتمع مختلف خودروسازی ایران کار (مستقیم و غیرمستقیم) می کردند. این صنایع به لحاظ ظرفیت سازمانیابی طبقه ی کارگر ایران و میزان تجمع کارگران در واحدهای صنعتی اهمیت فوق العاده ای برای آینده جنبش کارگری داشت. تحریم ها نه فقط روند رشد این صنایع را متوقف کرد بلکه برخی از مهمترین واحدهای خودروسازی را به حالت نیمه تعطیل و در آستانه ورشکستگی قرار داد، نیمی از کارگران این واحدها بیکار شدند، بازار صادراتی این صنایع از میان رفت و... آنچه بر صنایع خودروسازی گذشت، مشت نمونه خروار است. همه بخش های اقتصادی ایران از تحریم ها زیان های جبران ناپذیر دیدند.

حالا به اثرات مخرب زیست محیطی این تحریم ها بنگرید. که فقط یک مورد آن به همان بنزین های سرطان زای دوره احمدی نژاد باز می گردد... اگر ده درصد فرصتها و پولی که در بحران هسته ای از میان رفت خرج نجات دریاچه اورمیه می شد ایران از یک فاجعه زیست محیطی نجات پیدا می کرد.

اقتصاد ایران در سالهای پایانی دهه 80 با تولید ناخالص ملی بیش از 500 میلیارد دلار در سال در مرتبه بیستم جهانی قرار داشت، در حالی که با شدت گرفتن تحریم ها جایگاه ایران سال به سال تنزل پیدا کرد. بطوری که امروز با رقم حدود 428 میلیارد دلار در مرتبه سی ام در کنار کشور کوچک امارات قرار دارد. در این مدت تولید ناخالص ملی ترکیه و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به سرعت افزایش یافته و عربستان با جمعیت 25 میلیون نفری از ایران 80 میلیونی پیشی گرفته است.

بحران هسته ای در درجه اول زائیده ی خودکامگی و توهمات عظمت طلبانه خامنه ای و سیاستهای تنش فزایانه دوران احمدی نژاد است که افکار عمومی جهانی و قدرت های بزرگ را علیه ایران متحد کرد و موجب اعمال تحریم های ویرانگر اقتصادی علیه ایران شد. مردم ایران که خطر این بحران را حس کرده بودند در خرداد 88 کوشیدند با رای منفی به احمدی نژاد به آن فیصله دهند. اما پاسخ خامنه ای و بازوهای نظامی- امنیتی او به سرقت آرای مردم، سرکوب خونین و حصر و زندانی کردن فعالان جنبش اعتراضی بود که هنوز هم ادامه دارد. در خرداد 92 هم انگیزه اصلی مردم حمایت از روحانی در برابر امثال جلیلی و قالیباف، گفتمان روحانی درباره ضرورت پایان دادن بحران هسته ای و چرخش اقتصاد به همراه چرخش سانتریفوژها بود.

بنابراین پاسخ به پرسش شما روشن است. مصالحه بر سر پرونده هسته ای مطالبه مردم ایران بوده و هست. این مصالحه به سود منافع و مصالح ملی مردم است. نادرست نیست اگر بگوئیم بحران را حکومت مطلقه ولایت فقیه پدید آورد، اما فشار افکار عمومی و رای مردم موجب پایان دادن به آن شد. و اما درباره این جزء از پرسش شما که آیا این توافق عادلانه است یا خیر؟ باید خدمتتان عرض کنم که فعلا در جهان ما عدالت به یک واژه بیگانه و بی معنا تبدیل شده. توازن قوا، معادله قدرت و در یک کلام زور نظامی و اقتصادی در مناسبات بین المللی بر همه تصمیم ها و میثاق های بین المللی اثر گذار است.

جهان هنوز تا رسیدن به مناسباتی که معادله قدرت در آن نقش تعیین کننده ایفا نکند فاصله ای به اندازه فاصله ی میان واقعیت و آرمان دارد. توافق حاصله از مذاکرات، حداکثر چیزی بود که برای ایران دست یافتنی بود. و ما به کمتر از این هم باید رضایت می دادیم و بحران هسته ای را پشت سر می گذاشتیم. اما این توافق به هیچ وجه عادلانه نیست. چرا که ایران را برای سالیان طولانی از حقوق پذیرفته شده برای همه اعضای آژانس بین المللی هسته ای محروم می کند. ایران البته بخاطر آن که دارای بزرگترین ذخایر گاز جهان و چهارمین ذخایر شناخته شده نفت است و علاوه بر آن در آینده می تواند از انرژی های پاک مثل انرژی خورشیدی و یا امواج دریا و باد استفاده کند چندان به توسعه صنایع هسته ای نیاز ندارد. اما اگر چنین نبود و توسعه این صنایع برای اقتصاد ایران ضرورت داشت آن وقت ناعادلانه بودن برخورد قدرت های شش گانه با ایران را بهتر حس می کردیم.

- اوباما در پی امضای این توافقنامە آن را نشانەای از کامیابی سیاست جدید آمریکا در حل مناقشات بین المللی از طریق سیاسی خواند، این گفتە را تا چە حد دروست میدانید و آیا می شود امضاء توافق حکومت در ایران را نیز نشانەای از یک چرخش در سیاست خارجی دانست یا نە اقدامی است موردی برای خلاصی از یک تنگنا ؟

به باور من وجود اوباما برای ایران یک بخت بزرگ است. اگر کسی مثل جورج بوش در راس حکومت امریکا قرار داشت معلوم نبود که بحران هسته ای به یک جنگ خطرناک تبدیل نشود. این توافق برای استراتژی خاورمیانه ای اوباما که خواهان حل بحران ها از طریق دیپلماسی و حتی الامکان پرهیز از جنگ و اجتناب از دخالت در امور داخلی کشورها از جمله ایران است، یک موفقیت بزرگ است که می تواند در آینده یعنی پس از اوباما نیز توسط جانشین او دنبال شود. به باور من چرخش در سیاست خارجی آمریکا از جمله در قبال ایران زمانی رخ داد که اوباما در آمریکا به ریاست جمهوری رسید. این توافق محصول آن چرخش است البته شکست آمریکا در قبال عراق و افغانستان تجدید نظر در استراتژی خاورمیانه ای این کشو را اجتناب ناپذیر کرده بود.

- آیا این توافق هسته ای می تواند موجب بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم ایران در کوتاه یا میان مدت شود؟

من در این مورد سخت بدبین هستم. طبقه حاکم ایران فاسد است. فساد و رانت خواری در جمهوری اسلامی فراگیر و نهادینه است. درآمدهای ملی هرچقدر که باشد در مبدا میان سهم خواهان نظامی- امنیتی وابسته به بیت و نهادها و محافل فاسد و رانت خوار دیگر تقسیم می شود و یا صرف اهداف و برنامه های باطل و مغایر با مطالبات و منافع ملی می شود. فراموش نکنیم که در دوره احمدی نژاد که ایران بیش از هر زمان درآمد نفتی داشت، اوضاع اقتصادی کشور وخیم تر و بیکاری گسترده تر شد. رانت خواری و فساد نهادینه شده با افزایش درآمدهای نفتی و یا ورود شرکت های بزرگ بین المللی به بازار ایران از بین نمی رود، برعکس می تواند از این هم که امروز هست بدتر شود. بهبود اوضاع اقتصادی ایران قبل از هر چیز در گرو مبارزه ریشه ای با فساد و رانت خواری ساختاری است و این کار بزرگی است که بدون آزادی رسانه ها و احزاب، بدون وجود یک مجلس ملی و مستقل و بدون استقلال قوه قضائیه غیرممکن است. توافق هسته ای خطر جنگ را از ایران دور می کند و لغو تحریم ها از فروپاشی اقتصادی جلوگیری می کند، اما شرط لازم برای رونق اقتصادی بهبود زندگی مردم و کاهش بیکاری و فقر اصلاحات سیاسی ای است، امری که بدون حضور وسیع و سازمان یافته مردم و بدون وجود تشکل های طبقات و اصناف، یعنی بدون یک جامعه مدنی نیرومند که موازنه قوا را علیه استبداد مطلقه ولایت فقیه دگرگون کند و حاکمیت را به عقب نشینی و قبول اصلاحات بنیانی ناچار کند ممکن نیست. پس آنچه در میان مدت و یا دراز مدت می تواند موجب بهبود وضعیت اقتصادی مردم شود رشد جنبش مطالباتی و قدرت گیری جامعه مدنی است.

- روحانی انجام وعدەهای انتخاباتی اش بە مردم را موکول بە بعد از دست یافتن بە این توافق کردە بود، فکر میکنید اینک کە توافق حاصل شدە، او شروع بە وعدەهایی کە بە مردم دادە بود کند؟ 

روحانی اگر بخواهد به وعده هایش عمل کند چقدر قدرت دارد؟  فرض کنیم که روحانی و وزرای او خواهان عمل به وعده های انتخاباتی باشند. رفع حصر، آزادی زندانیان سیاسی، مبارزه با فساد، کاهش بیکاری و... روحانی و کابینه ی او برای عمل به وعده های انتخاباتی چه اهرم هایی در دست دارند؟ همه چیز در دست ولایت مطلقه خامنه ای و نهادهای انتصابی تحت امر او است. همه ما شاهد بودیم که خامنه ای چگونه از فساد هولناک بورسیه های غیرقانونی دفاع کرد و مجلس فرمایشی خود را وداشت که وزرایی که جرات کرده بودند این فساد را علنی کنند برکنار کند. اخیرا نیز علنا از آن فساد حمایت کرد. در مورد فسادهای اقتصادی نیز این شخص خامنه ای بود که با عبارت معروف "کش ندهید" کنجکاوی و ریشه یابی دزدی و فساد توسط مطبوعات را نهی کرد. بنابراین نمی شود فقط به این دلخوش بود که مردم در انتخابات شرکت کنند و از میان نامزدهای طرفدار رژیم یکی را که به خواسته های خود نزدیکتر می بینند برگزینند و امیدوار باشند که او مطالبات آنان را عملی می کند. زمانی منتخب مردم هر که باشد می تواند به وعده های خود عمل کند که جنبش های مطالباتی احزاب، تشکل ها و طبقات اجتماعی پشتوانه ی وعده های انتخاباتی باشد.آنهایی که راه حل مشکلات جامعه و دستیابی به مطالبات مردم را صرفا به شرکت در انتخابات هایی که میدان رقابت جناحهای حاکم است منحصر می کنند در توهم و خوشباوری محض اند.

آقای روحانی البته بسیاری از وعده های انتخاباتی را برای جلب آرای مردم مطرح می کرد. ایشان و آقای هاشمی که بسیار به هم نزدیکند طرفدار توسعه آمرانه اقتصادی یعنی رشد بخش خصوصی و توسعه اقتصاد منهای آزادی های سیاسی هستند. منتها در ایران همان گونه که اشاره شد بخاطر فساد نهادینه شده در دستگاههای دولتی و اعتیاد ساختار حقیقی قدرت به رانت خواری، مکان چنین توسعه ای نیز بدون اصلاحات سیاسی وجود ندارد. بنظر من ظرفیت و توان دولت روحانی در جهت پاسخگویی به مطالبات اقتصادی مردم بسیار کمتر از روند رشد انتظارات عمومی است.

- فکر میکنید فضای سیاسی بعد از توافق با پیش از آن بە کدام جهت سمتگیری کند، بە طرف بازشدن یا بستە شدن؟

من فکر می کنم فضای سیاسی ایران همچنان بسته خواهد ماند. بویژه آن که خامنه ای نگران بهره برداری سیاسی سبزها، میانه روها و اصلاح طلبان از توافق هسته ای در انتخابات اسفند ماه است. علاوه بر این رشد انتظارات و مطالبات عمومی و ناتوانی حاکمیت در پاسخگویی به آنها خود موجب تشدید اختناق و سرکوب می شود. به اعتقاد من حل بحران هسته ای که هنوز در گرو وفاداری هر دو طرف به توافق وین (برجام) است به هیچ وجه به منزله عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا نیست. اما حل این بحران اختلافات و کشمکش جناحهای حاکم بر سر سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تشدید خواهد کرد. بهبود مناسبات ایران و آمریکا احتمالا پس از خامنه ای تحقق خواهد یافت.
 

افزودن نظر جدید