تقی روزبه

اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان

صف اآرائی ها و میزان جدی بودن تهدیدخامنه ای به کودتای سیاسی!

می توان پرسید آن چه که مشاهده می کنیم، یعنی ناگزیری تعرض مبتنی برضعف از چه چیزی منشأ می گیرد؟: از همان بحران اقتدار. کانون اقتدار، برای کنترل جامعه و حفظ نظام همواره باید خود را اقتدارمندتر از آن چه واقعا هست نشان بدهد و وقتی چنین نشود دچاربحران بازتولیداقتدارمی گردد. از آن جا که منشأ نهائی و اصلی قدرت خودجامعه است، باندازه ای که این جامعه از نظام فاصله بگیرد، به‌همان اندازه بازتولیداقتداردچارکاستی و بحران می شود.

به بهانه انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل

به‌عنوان سومین نکته نمی‌توان از اشاره به طنز تقارن زمانی انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد و دیدار رضا پهلوی با نمایندگان کنگره و درخواست حمایت از آن‌ها برای تغییر رژیم ایران درگذشت. ناگفته نماند که ازقضا یکی از عوامل مهم برآمد اسلام سیاسی در ایران ریشه در کودتای ۲۸مرداد و شکست جریان‌های غیرمذهبی داشته است. به‌هرحال رضا پهلوی و مجاهدین برای جلب حمایت دولت آمریکا در تغییر رژیم ایران و سودای دست‌یابی به سکوی قدرت با همدیگر کوس رقابت گذاشته‌اند

جنبش کارگری و عروج پارادایم جدید نئولیبرالیسم هار و مهاجم

تنها اتحاد و پیوند همه جنبش های طبقاتی- اجتماعی و زیست محیطی و همه نیروها و جریان های مترقی و پیشرو برای تقویت و شکل دادن آن چه که جنبش جنبش ها نامیده می شود، علیه تمامی فراکسیون های بورژوازی در مقیاس جهانی می تواند تهاجم خطرناک بورژوازی را مهار و نهایتا آن را تا گورستان تاریخ بدرقه کند... اگر نه خود انقلاب مردمی ولی لااقل شبح آن برای کنترل سرمایه عنان پاره کرده، ضرورتی انکارناپذیراست.

انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت

نظام سرمایه داری چنان دستخوش بحران های عدیده است که بدلیل نارضایتی گسترده و بی اعتبارشدن نظام سیاسی سیستم، خواست های ساختارشکنانه در سطح وسیع و جدی مطرح شده اند. در آمریکا هم چنین بود و بالا آمدن ترامپ محصول سوار شدن بر این موج نارضایتی بود. در اروپا و مشخصاً اکنون در فرانسه هم از مهمترین ویژگی های بحران بی اعتبار شدن احزاب سنتی و متعارف و اصلی چون حزب سوسیالیست و جمهوری خواهان راست است که بطور سنتی و به تناوب عرصه سیاست فرانسه را در اختیار خود داشته اند.

انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت

نظام سرمایه داری چنان دستخوش بحران های عدیده است که بدلیل نارضایتی گسترده و بی اعتبارشدن نظام سیاسی سیستم، خواست های ساختارشکنانه در سطح وسیع و جدی مطرح شده اند. در آمریکا هم چنین بود و بالا آمدن ترامپ محصول سوار شدن بر این موج نارضایتی بود. در اروپا و مشخصاً اکنون در فرانسه هم از مهمترین ویژگی های بحران بی اعتبار شدن احزاب سنتی و متعارف و اصلی چون حزب سوسیالیست و جمهوری خواهان راست است که بطور سنتی و به تناوب عرصه سیاست فرانسه را در اختیار خود داشته اند.

ورودغافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه "انتخابات" و ترک برداشتن صلابت اقتدار رهبر

در اصل در فاز گندیدگی و انحطاط کامل پارادایم اسلام سیاسی و خشکیدگی پایگاه اجتماعی رژیم و مشخصاً اصولگرایان، در شرایطی که جامعه ایران به شکاف و دوگانه جامعه رسمی و صوری با ارزش های خود و جامعه واقعی با ارزش های دیگر تقسیم شده است و آن چه که در نزد این حضرات ارزش است برای جامعه ضدارزش و آن چه که برای جامعه ارزش است برای اینان ضدارزش، سیستم ناگزیراست بشکل تراژیک-کمیک خود را بازتولید کند.

نقش زنان در قافله تمدن و رهائی

تاریخ و قافله تمدن بشری بسیار بیشتر از آن که وانمود می کند به زنان و نقش آن ها وامدار است. آیا زمان برسمیت شناختن این نقش فرارسیده و میانگین بلوغ جوامع بشری آمادگی پذیرش آن و وداع گفتن با پیش تاریخ نرینه خود و امتیازات ناشی از آن را دارد؟ بیگمان پاسخ به این پرسش خود یکی از چالش های بزرگی است که در برابر بشر امروز قرارگرفته است.

بخش: 

چهار دلیل برای تهدید مداوم ایران توسط ترامپ

ترکش های نخستین یک دولت بحران

به نظر نمی رسد تهدید ایران متضمن گشودن جبهه جنگ جدید در منطقه باشد، که نه آمادگی برای مقابله با پیامدهای آن که ابعاد جهانی خواهد داشتT وجود دارد و نه با اهداف اصلی و نقشه راه ترامپ خوانائی خواهد داشت. بلکه به عنوان سیاست تاکتیکی، مکمل بخشی از تدارک مناقشات و مذاکرات اصلی بوده و در خدمت چانه زنی و تقویت موقعیت خود بکار گرفته می شود. مذاکره ای که می خواهد با یک تیر چند نشان بزند، هم بین روسیه و چین جدائی ایجاد کند و هم بین ایران و روسیه، و البته هم چنین سرکیسه کردن دولت های نفتی منطقه و دوشیدن آنها.

ایران نخستین آماج تهدیدهای ترامپ

تا آن زمان – تا زمینگیر شدن این سیاست ها- بدترین و خطرناک ترین و باید گفت ابلهانه ترین سیاست دم به تله این هیولای وحشی و خشمگین دادن است! نباید فراموش کرد که این نوع تهدیدها توسط ترامپ در عین حال برای مقابله با فرایند روبه گسترش خیزش های اجتماعی در آمریکا و جهان هم هست. یعنی یافتن خطر و دشمنی خارجی برای قطبی کردن فضای سیاسی حول آن و منجمد کردن جنبشهای اعتراضی.

آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان

به اندازه ای که مبنع تولید قدرت، مردم، خود حضورمستقیم پیدا می کنند، نقش آفرینی قدرت نمادین و بیگانه شده توخالی تر می شود. قدرت در اصل بیان مناسبات اجتماعی است و وقتی مستقیم نباشد و از بدنه جامعه و مولدان قدرت جدا شود، اضافه قدرت به انباشت قدرت در سطوح گوناگون منجرمی شود که توسط دیگران (یا طبقات دیگر) تصاحب شده و اعمال می شود.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه