انديشه سياسی

مجید سیادت

تئوريهای مارکسیسم، تنها پس از تحليل شرايط قرن نوزدهم شکل گرفتند. امروزه نيز ما نيازمند گفتمانهای نوينی هستيم که بتوانند راه حل خاص مشکلات امروزی را بدهند. فکر می کنم بشريت در قرن بيست و يکم لااقل با اين چهار چالش اصلی رو بروست و برای آنها چاره می جويد.

نظر1
فرخ نعمت پور

اما در دوران پست مدرنیسم بر خلاف دوران مدرنیسم تلاش می شود تا بر این گسستگی غالب آمدە و دوبارە نوعی اتحاد میان نحلەهای گوناگون ایجاد شود. حتی در علم. در ادبیات، از جملە این نگرش نوین بدان منتهی می شود کە یک نویسندە رمان بعنوان نمونە، بتواند از سنتهای مختلف هنری در یک متن ادبی بهرە جوید.

علی شاکری زند

نتیجه این که، حاصل کار این رژیم درست وارونه ی آن "موفقیت اخلاقی و عملی مسئولان حکومت" است که از نظر ماکس وبر باید « نتیجه ی اجتماعی این حق انحصار مشروع استفاده از خشونت برای استقرار نظم (یعنی صلح و عدالت) » باشد.

علی شاکری زند

هنگامی که حربه ی خشونت در کاری که وارونه ی کارکرد اصلی آن است مورد استفاده قرار گرفت، نه برای خدمت به جامعه و شهروندان یعنی حفظ صلح و آرامش و عدالت در میان آنان، آن خشونت نشان عدم مشروعیت حکومت است زیرا جای مشروعیتی را پر می کند که وجود ندارد.

فرامرز دادور

اگر طیِ تاریخ، دمکراسیِ لیبرالی (آزادیهای سیاسی و حقوق مدنی) عمدتا در همخوانی با مناسبات مدرن سرمایه داری (ب.م. وجودِ آزادی های حقوقیِ فردی، از جمله در عرصه مالکیت و مناسبات اقتصادی) شکل گرفته است، به احتمالِ زیاد دمکراسیِ رادیکال تر با مختصاتِ مساوات گرانهِ سوسیالیسم قرابت بیشتری پیدا می کند.

نظر1
علی شاکری زند

هنگامی که مشروعیت نظام سیاسی در اذهان خود حاکمان مشکوک می نماید و آنان می بینند که هر زمان بخش های هرچه بیشتری از مردم به این عدم مشروعیت پی می برند و با رفتار خود، هرچند کاملاً مسالمت آمیز، این آگاهی خود را به ظهور می رسانند، حاکمان اگر نخواهند قدرت را به جامعه باز گرداننَد، در برابر خود چاره ای جز اعمال خشونت باز هم بیشتر و افزودن بر شدت آن نمی بینند.

سهراب فیض آبادی

ابدی شدن انسان در عصر صنعت، گذار قطعی از زمان افلاکی طبیعی و اینتگرالیستی، به زمان انسانی تحلیل گر و ترکیب گر، یعنی دانش بعنوان گرایش پیش از وقوع در شکل آرزو و آرمان، و علم بعنوان قطعیت پس از وقوع، یعنی اثبات شده، در اشکال فن گرایی و تولیدات صنعتی پاسخگو به احتیاجات فردی و اجتماعی.

فرخ نعمت پور

جمهوری اسلامی می تواند با ادامە مناقشە با غرب، پروارساختن نیروهای نظامی و امنیتی و گسترش ترس و وحشت، امر مدرنیتە را بە عقب بیاندازد، اما نمی تواند آن را برای همیشە از حافظە تاریخ آیندە بزداید.

نظر1
فرخ نعمت پور

.خلاصە اینکە، چنین انقلابیونی همیشە حق دارند، حال چە در هنگامە شکست و چە در هنگامە پیروزی. برحق بودن آنان حتی از اندیشە و ایدەئولوژی هم برنمی خیزد، بلکە تنها از خودشان بر می خیزد. خودی نامکشوف حال نە تنها برای ما کە حتی برای خویشتن! از مابهتران تحمیل بر خود و تحمیل بر مردم!

نظر3
مارتا نوسبام
ترجمه از:
حسین شقاقی

در روز ۱۳مارس امسال، آمریکا یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفانی را که این ملت تا به امروز در دامن خود پرورده، از دست داد. هیلاری پاتنم در سن ۸۹ سالگی و بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت.

سهراب فیض آبادی

این سرگذشت بشر، حکم جعبه ابزاری را داشته است که تنها محتوایش دایما عوض شده است، و این محتوا، نیز با نامها و علایمی بسیار متنوع عرضه و بیان شده اند، و دسته بندی. در حالیکه، همیشه بازهم همه چیز مورد سئوال و شک و تردید مانده است.

سهراب فیض آبادی

در راس تمام این آمدنها، مستقل از ترتیب و تسلسل آنهآ، یک آمدن تکلیف بشر را برای همیشه و یک جانبه روشن کرده است. و این چیزیست که "تولید و باز تولید هستی اجتماعی و تاریخی بشر" می نامیم. انسانها آن هستند که خود را تولید میکنند، و این تولید صنعتی است.

سهراب فیض آبادی

انتقال این یک کاسگی "دولت (استیت) و "حکومت" (گارونمنت) به دنیای صنعتی، از یکسو، یک ادراک اشراق گرایانه ازامر اجتماعی یا گرایش ضد تاریخیگری میباشد، واز سوی دیگر، مانع شکلگیری دموکراتیک و عدالت جویانه یا گذاراز جمع به جامعه، میشود- ضعف مرکزی چپ ایران ...

فشردۀ کلام این که اسلام "رفرماسیون"های بسیاری، از جمله رفرمهای لیبرالی و عقلائی، را پشت سر گذاشته است. اما این رفرمها، چنان که گفته شد، چندان جذابیتی برای بسیاری از مسلمانان امروزی ندارند. مسلمانانی که به ایده های لیبرال گرایش می یابند، به احتمال قوی به سکولاریسم و مسلمانی صوری روی خواهند آورد.

فرخ نعمت پور

انسانها ناچارند کە سرانجام وجود خود را بنوعی در سیستم سیاسی متحقق سازند. و این درست همان پاشنە آشیل امپراطوریها و هر قدرت سیاسی ست کە بە این امر توجە نمی کند.

امروزه روز موضوع لزوم یک رفرماسیون اسلامی مکرراً به میان می آید. اما رفرماسیون پروتستانی اقدامی لیبرالی نبود. "رفرماسیون در مسیحیت" در اساس "بنیادگرائی" ای بود که اکنون به اسلام نسبت داده می شود.

سهراب فیض آبادی

این بحران، درحقیقت، پیوستگی و گسستگی روند انسان سازی در تاریخ ما بوده است، بهر زیانی، جسمی که باید روح دار میشد، و روحی که باید جسم دار می شد. در اشعارما، این موضوع مرکزی بوده است، و تلاش دایمی برای پیوستن و یکپارچگی روح و چسم، یا ساختن انسان.

سهراب فیض آبادی

فرد، نسل، و دوران- از زمان افلاکی تا زمان انسانی
نفس بودن بشر است که در حال تحول بنیادی است، نه چاپی دیگر از قرون و اعصار منتفی شده
بحث پنجم

با این حد از توافق و داشتن نقاط مشترک مانند؛ چارچوب های مشترک گفتگو برای توافق؛ مبدا و مقصد حرکت؛ دغدغه ها و هدف های مشترک؛ آیا می توان انتظار داشت، این دو گروه راهشان در ادامه از یکدیگر جدا و متفاوت خواهد شد؟ این حادثه تنها در صورتی اتفاق خواهد افتاد که یکی از این دو راهشان را، یعنی چارچوب های گفتگو، دغدغه ها و مقصدش را تغییر دهد. روشن است که این اصلاح طلبان هستند که باید چنین کنند.

سهراب فیض آبادی

از فرد و نسل و دوره، دو ادراک درهم آمیخته وجود دارند که اساسا ناشی از شرایط گذار تاریخی می‌باشد. از یکسو هنوز در بخش هایی، از زمان افلاکی و طبیعی استفاده میکنیم، و ازسوی دیگر، زمان انسانی را به کار میبریم، و در عمل و سوی سوم، اختلاطی از اینها.

صفحه‌ها