انديشه سياسی

نصرت شاد

بعد از پايان جنگ جهاني دوم و داغان شدن فاشيسم، هوركهايمر و آدرنو به آلمان برگشته و كتابي با عنوان “ ديالكتيك روشنگري “ يا ديالكتيك عقل گرايي منتشر كردند. با كمك اعضاي مكتب فرانكفورت و تئوري انتقادي بود كه ماركسيسم غربي، ولي غير استالينيستي به ميان روشنفكران راه يافت. دانشجويان معترض، اغلب به آثار آدرنو و هوركهايمر، منتشر شده در دهه 30 ميلادي قرن گذشته مراجعه كرده و از آنها كمك ميگرفتند.

آتوسا سلطان زاده

آيا غير از سانسورهاي رنگارنگ، اينها، مزاحمت هاي زبان براي شناخت و فلسفه نيستند؟ آيا بازي با زبان و واژه ها، نيز فعاليتي فلسفي است؟ آيا ميشود هر موضوعي را با كمك زبان و ادبيات بيان كرد، آيا جملات پوچ و بي معني نيز وجود دارند، آيا در بازار حراجي، واژه هاي فلسفي خريداري دارند؟

ع. سلطانی دشت بزرگ

هگلي هاي چپگرا مانند فوئرباخ، ماركس و انگلس تحت تاثير نظريات او قرار گرفتند. فلسفه هگل آنزمان اهميت خاصي دركشور هايي كه در جستجوي هويت ملي –تاريخي بودند، يافت. هگل به جانبداري از انقلاب فرانسه درآغاز نوشت كه آن، احساس هيجان انگيز طلوع آفتاب در انسان را زنده ميكند.

سارا ارمنی

آنارشيستها طبق آرزوهايشان خواهان پايان حاكميت انسان بر انسان هستند. آنها آنارشيسم را فلسفه عمل و عمل انقلابي را، تبليغ عمل سياست و مبارزه ميدانند. به نظر آنها درهرجايي كه دولت با كمك پليس و بوروكراتي، هرگونه اعتراض راسركوب كند، زمينه براي تبليغ آنارشيسم وجود دارد.

تئودور آدورنو از فيلسوفان و منتقدان اجتماعى مطرح آلمان پس از جنگ دوم جهانى به شمار مى رود. او در دهه ۱۹۶۰ برجسته ترين منتقد فلسفه علم كارل پوپر و فلسفه وجودى مارتين هايدگر بود. يورگن هابرماس يكى ازمهم ترين فلاسفه اجتماعى آلمان پس از ۱۹۷۰، شاگرد و دستيار وى بود. دامنه تأثير آدورنو تا حدودى از خصلت بين رشته اى تحقيقات وى نشأت مى گيرد.

سارا ارمنی

فيشته ميگفت براي شناخت هركس بايد به فلسفه اش توجه كرد، چون فلسفه هرشخصي نشانه اي از آگاهي، شخصيت، تربيت، شرايط اجتمايي او دارد. فيشته دليل و سرچشمه آزادي انسان را، ضرورت آن ميدانست و ميگفت، انسان،خود سازنده تاريخ است. به نظر مورخين چپ فلسفه، در جهانبيني فيشته جوان، ميتوان عناصر آته ايستي با روشي جدلي يافت.

سارا ارمنی

کارل مارکس در كتاب "ايدئولوژي آلماني “ مينويسد، هدف از فلسفه اش اين است كه با هرنوع فلسفه ايده آليستي قطع رابطه قاطعانه بنمايد. براي حل معماي جهان بايد عمل سياسي و تجربه فلسفي با هم متحد شوند. فلسفه دريك جامعه ايده آل، فلسفه عمل و تجربه است. درجامعه ايده آل آرماني بدون طبقه آينده، تضادهاي : انسان و طبيعت، هستي جهان و وجود انسان، آزادي و ضرورت، فرد و نوع بشر، بايد حل شوند.

در اولين روز سال ۲۰۰۵ میلادی اتاق پالتاك "اتحاد جمهوريخواهان" سكولاريزم را موضوع بحث قرار داد. خانم شكوه محمودزاده و آقايان محمد ارسي و مهرداد بروجردي سخنرانان اين جلسه بودند كه پس از ابراز نظرات خود به پرسشهاي حاضران پاسخ گفتند. اداره جلسه سخنرانی را خانم پروین و آقای ضیا عابدی به عهده داشتند.

به اعتقاد نگری «شبكه» كنونى حاكميت «مركزيت زدايى» شده است؛ حاكميت مركز خودش را از دست داده است و آن را بايد «امپراتورى» نام نهاد و نه مانند گذشته «امپرياليسم». اطلاق امپرياليسم به دولت هاى بزرگى بود كه در مقابل دولت- ملت هاى ديگر اعمال نفوذ و قدرت مى كردند اگرچه هرگز نتوانستند سلطه فراگير داشته باشند و همواره با هم در نزاع بودند.

سارا ارمنی

ازنظرتاريخي، فويرباخ يكي ازمهمترين فيلسوفان ماترياليست پيش ازماركس است. پيرامون اهميت او بايد گفت زمانيكه در اواسط قرن ۱۹ درغرب فلسفه اي غيراز ايده آليسم يكه تازي نميكرد، او به نقد نظرات فيلسوفاني مانند: هگل، كانت و شوپنهاور پرداخت. فويرباخ از موضع ماترياليست آنتروپولوژيك به انتقاد ريشه اي از دگمهاي مسيحيت و فلسفه ايده آليستي پرداخت.

ع. سلطانی دشت بزرگ

او از جمله وظايف فلسفه را، بيداركردن انسانهاي بخواب رفته و افشا نمودن اشتباهات قواي حسي انسان، در ضمن شناخت ميدانست. او ميگفت براي شناخت، بايد بجاي استفاده از تجربيات قواي حسي فيلسوفان طبيعتگرا، تفكر و خرد را بكار برد. بنظر او چون علوم تجربي قادر به درك راز طبيعت نيستند، فلسفه بايد با كمك عقل و خرد، منطق و ديالكتيك، آن را كشف نمايد.

ع. سلطانی دشت بزرگ

اگر ماركس خواهان آزادي،عدالت و زيبايي شد، كيركگارد خواهان آزادي انتخاب؛ نوع كليسا، دين و خداي انسان گرديد. اگر ماركس يك هگل گراي چپ بود، كيركگارد ضد هگل شد و عليه او قد علم نمود. كيركگارد به علت دشمني مطبوعات جنجال برانگيز، سالها با نام مستعار مقاله و كتاب نوشت. بعدها با افشاشدن نام‌اش،او را "سقراط شمالی" نام گذاشتند.

مهرداد مشایخی

۲۵ سال پس از انقلاب ۱۳۷۵ شرايط تا اندازه اى متفاوت شده. امروز گروه ها و گرايش هاى اپوزيسيون در سطح رسمى (نظام ارزشى خود) به دموكراسى التفات نشان داده و به درجات گوناگون هدف غايى خود را دموكراسى خواهى اعلام مى دارند. نسل جوان سياسى در ايران، بويژه، در اين مسير پيگيرتر و مصمم تر مى نمايد و شكل گيرى يك فرهنگ سياسى مدرن، پويا و دموكراتيك را در آينده نويد مى دهد.

عیسی صفا

شیوه دریدا برای تحلیل - واسازی - است. با واسازی مشخص می شود که : - هدف کشف حقیقت علایم بسوی ایده ها، تحلیل می روند. معنا با یک ماشین ضد گلوله حمل نمی شود. معنا گریزان است، باز شده و پخش می شود-.

داریوش آشوری

من در فضاى فكرى امروز ايران نشانه هاى مثبتى از تلاش روشنفكرانه مى بينم. در نسل هاى جوان تر از نسل من كوشش هايى مى شود كه نمى شود ناديده گرفت و به سرانجام آنها بدبين نبايد بود. به هر حال، با پس گردنى هايى كه از روزگار خورده ايم، به جنب و جوشى افتاده ايم كه آثار كم و بيش مثبت آن را در هنر و ادبيات و علم و فرهنگ در كل مى توان ديد.

حبیب الله پیمان

در جامعه اى كه اين منطق مسلط است و از سوى طبقه حاكمه به طور منظم بازتوليد مى شود، تضاد ها، فوراً شكل خصمانه «آنتاگونيستى» پيدا مى كنند. به طورى كه حتى اختلافات عادى ميان اعضاى خانواده ها، همكاران، محفل هاى دوستى و روشنفكرى و در زندگى روزمره عموماً به صورت خصمانه همراه با خشونت بروز مى كنند.

نقش دين در زندگي مردم ايران هر روز کاهش يافته و اين تحول آنقدر سريع رخداده است که مطالعه و بررسي اين دوره را ضروري تر مي سازد.
تغييراتي که در زبان محاوره اي رخداده است و نيز ورود واژٍگان متنوع و جديد به خصوص در حوزه ادبيات نشانگر ماهيت سکولار اين تغييرات است.

صفحه‌ها