انديشه سياسی

سهراب فیض آبادی

انتقال این یک کاسگی "دولت (استیت) و "حکومت" (گارونمنت) به دنیای صنعتی، از یکسو، یک ادراک اشراق گرایانه ازامر اجتماعی یا گرایش ضد تاریخیگری میباشد، واز سوی دیگر، مانع شکلگیری دموکراتیک و عدالت جویانه یا گذاراز جمع به جامعه، میشود- ضعف مرکزی چپ ایران ...

فشردۀ کلام این که اسلام "رفرماسیون"های بسیاری، از جمله رفرمهای لیبرالی و عقلائی، را پشت سر گذاشته است. اما این رفرمها، چنان که گفته شد، چندان جذابیتی برای بسیاری از مسلمانان امروزی ندارند. مسلمانانی که به ایده های لیبرال گرایش می یابند، به احتمال قوی به سکولاریسم و مسلمانی صوری روی خواهند آورد.

فرخ نعمت پور

انسانها ناچارند کە سرانجام وجود خود را بنوعی در سیستم سیاسی متحقق سازند. و این درست همان پاشنە آشیل امپراطوریها و هر قدرت سیاسی ست کە بە این امر توجە نمی کند.

امروزه روز موضوع لزوم یک رفرماسیون اسلامی مکرراً به میان می آید. اما رفرماسیون پروتستانی اقدامی لیبرالی نبود. "رفرماسیون در مسیحیت" در اساس "بنیادگرائی" ای بود که اکنون به اسلام نسبت داده می شود.

سهراب فیض آبادی

این بحران، درحقیقت، پیوستگی و گسستگی روند انسان سازی در تاریخ ما بوده است، بهر زیانی، جسمی که باید روح دار میشد، و روحی که باید جسم دار می شد. در اشعارما، این موضوع مرکزی بوده است، و تلاش دایمی برای پیوستن و یکپارچگی روح و چسم، یا ساختن انسان.

سهراب فیض آبادی

فرد، نسل، و دوران- از زمان افلاکی تا زمان انسانی
نفس بودن بشر است که در حال تحول بنیادی است، نه چاپی دیگر از قرون و اعصار منتفی شده
بحث پنجم

با این حد از توافق و داشتن نقاط مشترک مانند؛ چارچوب های مشترک گفتگو برای توافق؛ مبدا و مقصد حرکت؛ دغدغه ها و هدف های مشترک؛ آیا می توان انتظار داشت، این دو گروه راهشان در ادامه از یکدیگر جدا و متفاوت خواهد شد؟ این حادثه تنها در صورتی اتفاق خواهد افتاد که یکی از این دو راهشان را، یعنی چارچوب های گفتگو، دغدغه ها و مقصدش را تغییر دهد. روشن است که این اصلاح طلبان هستند که باید چنین کنند.

سهراب فیض آبادی

از فرد و نسل و دوره، دو ادراک درهم آمیخته وجود دارند که اساسا ناشی از شرایط گذار تاریخی می‌باشد. از یکسو هنوز در بخش هایی، از زمان افلاکی و طبیعی استفاده میکنیم، و ازسوی دیگر، زمان انسانی را به کار میبریم، و در عمل و سوی سوم، اختلاطی از اینها.

صادق شکيب

امروز ماجرا جویی هیچ جایگاه احترام انگیزی در تعاملات جهانی ندارد. بر همین اساس سیاست خارجی این دیدگاه بر مبنای تنش زدایی و ایجاد روابط سالم در حوزه ی داخلی و خارجی با حفظ منافع ملت استوار می باشد.

نکته مهمی که باید بدان توجه کرد، اینکه این سازمانها و احزاب خواهان "اصلاح نظام حاکم"، تاکنون به جامعه سیاسی کشور در هیج سند و برنامه سیاسی ای، اصلاحات مورد نظر خود را بیان نکرده اند. اینکه چه نوع اصلاحی را مد نظر دارند؟ آیا مثلا خواهان کاهش قدرت ولی فقیه هستند؟ اگر آری کدام یک ازستونهای استبدادی ــ قدرتی ولی فقیه را می خواهند حذف نمایند؟

سهراب فیض آبادی

سیستم هگلی مفهوم تضاد را بعنوان عنصری اساسی وارد اندیشه می‌کند و بدین ترتیب کشفی بزرگ اتفاق می‌افتد که مسئله اصلی، نفس بروزهای انفرادی نیست که تنها پیوستگی را نشان می‌دهند، بلکه مسئله بنیادی ادراکی خاص از هستی است که از عنصر بنیادی پایه گذار بعنوان جزء مبنایی تشکیل نشده است.

منوچهر مقصودنیا

بررسی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مقایسه اش با قانون اساسی پاره ای از کشورهای دمکراتیک به ما نشان می دهد که تا چه اندازه قانون اساسی جمهوری اسلامی قابل تغییر بوده و یا اینکه مواد و بندها دراین قانون آنچنان درکنار هم چیده شده که تغییرات احتمالی، اساس ساختار غیر دمکراتیک قدرتی و قانون اساسی را نمی تواند عوض نماید.

نظر1
سهراب فیض آبادی

دلتنگان دوران جنگ سرد از هردو سوی، باصطلاح راست و چپ، نیز مشکلی جدی هستند که ناشی از دیدن تحولات بعنوان توطئه می‌باشد و نه ضروریات عینی تحولات تاریخی.

بهروز خلیق

راست افراطی پايه اجتماعی ولايت فقيه است. خامنه ای برای حفظ حکومت و موقعيت خود به راست افراطی نياز دارد. او بدون حمايت سپاه، راست افراطی و نيروهای امنيتی نمی توانست چنين جايگای را پيدا کند. توصيه من به شما اين است که آنچه در مطلب من آمده است به نقد بکشيد نه آنچه که به نوشته من نسبت داديد.

نظر1
مجید عبدالرحیم پور

صف بندی سیاسی، اصولا وقاعتدا باید حول برنامه و اهداف و سیاست نیروهای سیاسی انجام بگیرد نه روی روشهای تغییر وتحول. تلاش برای ایجاد قطب بندی سیاسی حول ترم های چند مهفومی و چند پهلو نظیر«اصلاح طلبی طلبی»، «انقلابی»، «تحول طلبی »، « براندازی» نافی واقعیت وجودی نیروهای سیاسی مختلف جامعه با گرایشات و اهداف سیاسی و اجتماعی گوناگون و تلاشی پوپولیستی و اقتدارگرایانه است.

نظر1
مجید عبدالرحیم پور

اگررفرمیسم (اصلاح طلبی) به مفهوم یک روش تغییر وتحول تدریجی پذیرفته شود، این سوال در برابرمدافعان آن قرار می گیرد که: تغییر وتحولات تدریجی وگام بگام مورد نظرشما، کدام مضمون، سمت وچشم انداز وکدام فرم والگوی شکل‌واره‌ای را درنظر دارد؟ واساسا آیا اصلاح طلبی(تغییر وتحولات تدریجی) مورد نظر، سمت، الگو و چشم اندازشکل‌واره‌ای حدودا مشخصی پیش رو دارد؟

نظر1
مجید عبدالرحیم پور

پاره‌ای از نیروهای سیاسی - بوِیژه بخشی از نیروهای سیاسی مذهبی و غیرمذهبی که از دهه دوم انقلاب به اینسو خودرا اصلاح طلب معرفی کرده اند، تلاش می کنند بر حول پوسته های چند مفهومی «اصلاح طلبی» و « انقلابی » ، صف آرائی سیاسی دو قطبی وغیر قابل نفوذ بسازند. پاره ای ازآنها، رفرمیسم (اصلاح طلبی) را تا حد یک پارادیم جامع و مانع ، ارتقا داده و چیزی از آن ساخته اند که بقول معروف، آنچه خوبان همه دارند، «اصلاح طلبی» تنها دارد. ما نیز جوان که بودیم، چنین نگاهی به «انقلاب وانقلابی» داشتیم.

نظر1
سهراب فیض آبادی

در سرگذشت بشر که در حقیقت هم ارز سرگذشت هستی نیز میباشد، این نفکیک و تمایز خود از هستی در ابعاد فراگیر بشری، با اسلام و تعبیر ویژه اش از خدا، اتفاق میافتد. این تعبیر ویژه دوپایه بوده است، یکی تک خدایی مطلق، و دیگری، خصوصیت غیرشیئی خدا (بمعنی بیرون از "هست" و "حس") میباشد

فرخ نعمت پور

این تجربە بە ما نشان می دهد کە برعکس، تنها آنگاە حق جانباختگان نیز بدرستی ادا می گردد کە ایدەهای آنان تبلیغ و بە پیش بردە شوند. انسانها مبارزە نمی کنند تا مقدس شوند، بلکە مبارزە می کنند تا با تقدس زدائی امکان مشارکت همگان را در پیشبرد زندگی فراهم آورند

نظر2
سهراب فیض آبادی

بعکس تصور خطا، ایندودوالیسم به معنی تجزیه و ترکیب پذیری واقعیت می‌باشد، و نه چک سفید به این بخش یا آن بخش جامعه در اقشار و طبقات آن. مثلا چین امروز را بگیریم، در حقیقت، ایندویدوالیسم را به اوج غیر قابل تصور در سرگذشت بشر رسانده است، و در سایر کشورهای صنعتی نیز بهمین ترتیب در روند تحولی خودشان، که بمعنی تغییر پذیری می‌باشد

صفحه‌ها