انديشه سياسی

نسیم خاکسار

شهادت طلبی در سالهای دهه چهل و پنجاه در ایران یک گفتمان مسلط بود در فرهنگ سیاسی جامعه ما. از روشنفکر شاعر و نویسنده گرفته تا مبارز سیاسی، که جان خود را در راه مبارزه فدا می کرد، آنرا تبلیغ می‌کردند و زیر سلطه آن نگاه و نظر بودند. عرصه نگاهها متفاوت بود اما در ستایش از مردن فرقی بین آنها نبود. مجاهد و فدائی هردو زیر نفوذ آن بودند. بعد از انقلاب حکومت از این گفتمان استفاده کرد در جنگ و دسته دسته جوانان را برای شهادت طلبی راهی میدانهای جنگی باطل و ویرانساز برای وطن کرد.

نظر1
سهراب فیض آبادی

در یکی از نوشته های پیشین مطرح کردم که دوران ما دورا ن "پس هگلی" در حال گذار به "پس مارکسی" میباشد. و تقریبا این نظر را دایما – مستقیم و غیر مستقیم- دنبال کرده ام.

سهراب فیض آبادی

معروف است که تروتسکی گفته است که "انهایی که آرامش میخواستند، نباید در قرن بیستم متولد میشدند"- در جواب شاید باید پرسید که "پس توحش بهتر از تمدن است". آری ما روی پلی که در حال باز شدن بود متولد شدیم، و تازه داریم متوجه میشویم که چه دارد بر سر مادر، و پدر، و پیشینیان، و از جمله خود ما میآید. هگل و مارکس، از قضای روزگار، و "زبان سرخشان" تنها کسانی هستند که از لبه پل فرو افتاده اند، و"سر سبزشان" را در پای اعلان وجود چنین پلی و باز شدنش، گذاشتند.

سهراب فیض آبادی

همه باید بپذیرند که هم مارکس و هم لنین بسیاری اشتباهات کرده اند، اما یک اشتباه قطعا نکرده اند: کالسکه تاریخ را در گل فرو نبرده بلکه از گل بیرون کشیده و مسافتی قابل رویت و مهم از نقد سرگذشت و بنابراین تولید تاریخ را نیز طی کرده اند.

سهراب فیض آبادی

در ایران و تمام کشورهای اسلامی، و بزودی تمام باصطلاح جهان(سنتا غرب) پیشرفته صنعتی، این ساختارهایی که از گذشته های دور، و نزدیکتر، یونان، و قرن هفتم اسلامی، میآیند، تماما در حال ورود به دگرگونی های ریشه یی هستند. بطریقی، آنچه که قبلا در نوشته های پیشین "انقلابات محافظه کارانه" نامیده بودم، در حال ورود به مرحله نهایی- هم بمفهوم زمانی و هم منطقی- قرار گرفته اند. ظاهرا توافق هسته یی ایران، و پذیرش ایران جدید در صحنه جهانی، و پیآمدهای اینها، آخرین خروج از انقلابات نامبرده می باشد.

ادوارد سعيد
ترجمه از:
عليرضا ثقفي

روشنفكر امروز بايد يك آما تور (آزاد) باشد، عضو متعهد و متفكر يك جامعه باشد، كسي باشد كه رشد ارزش هاي اخلاقي را در مركز فعاليت هاي حرفه اي و تكنيكي موجود در كشورش و حكومتش قراردهد. و همچنين ارتباط متقابل ميان شهروندان و ارتباژط با ساير كشورها را مد نظر داشته باشد. علاوه بر آن روحيه روشنفكر به عنوان آماتور امكان ورود به فعاليت هاي حرفه اي و تغيير معيارها را فراهم مي كند.

بهمن احمدی امویی

حکومت قانون، پاسخگویی ،شفاف سازی، مبارزه با فساد گسترده و فراگیر، انتخابات آزاد و سالم، آزادی بیان و اندیشه و آزادی احزاب،تشکل ها، اتحادیه‌ها و رسانه‌ها از جمله این موارد و خواسته هاست. روحانی از یک سو باید به بخشی از این خواسته‌ها برای تداوم حیات آن ائتلاف پاسخ بگوید و از سوی دیگر برای تامین نیازهای بنیادگرایان مذهبی و موضع رقابتی خودش با جنبش سبز، باید مانع تحقق آنها شود. آیا او در ایجاد این اعتدال ظریف و شکننده موفق خواهد بود؟

سهراب فیض آبادی

تفکر یک محصول جمعی تاریخی مشخص است (کانکریت)، و بهمین دلیل، همیشه متعلق به زمانه، محیط، و نویسنده باقی می ماند. حتا اگر برای کاربرد در زمانه های دیگر و یا محیط های متفاوت بخواهیم آنها را بکار بریم، باید دوباره در این زمینه های متفاوت بازتولیدشان کنیم- نقل قول هیچ اعتباری ندارد. اگر مارکس یا لنین، مثلا، کاربردی در ایران یا جهان امروز داشته باشند، باید متفکر ما بخود زحمت نشان دادن این کاربرد را بدهد- چیزی که عمیقا به آشنایی با نقد گذشته، یعنی تاریخ، محتاج میباشد...

نظر1
حمید آقایی

اگرچه عواقب و آثار جنگهای مذهبی و ایدئولوژیک، خوشبختانه، به مراتب بسیار کمتر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی قرن گذشته است، و این واقعیت در درجه اول به محدودیت نظامی و تسلیحاتی بازیگران اصلی جنگهای مذهبی باز می گردد؛ اما خطر جنگهای مذهبی بصورت بالقوه بسیار جدی تر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی است، بطوریکه اگر قدرت های درگیر در این جنگها به سلاحهای قوی تر و کشتار جمعی دست یابند میزان کشته و خرابی های این جنگها به مراتب بیشتر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی قرن بیستم خواهد شد.

نظر1
سهراب فیض آبادی

چپ باید صندلی اش را در این "دولت" (استیت) مستقر کند، و در "حکومت" (گاورنمنت)، از چارپایه استفاده کند که به آن امکان تحرک بدهد. یعنی خاستگاه رهبری و هژمونی بقول تجربه نقد و تحول تاریخی. صنعت و صنعتی شدن شروط قطعی این دو خاستگاه هستند. باید فراگرفت که "دولت" (استیت) را بنا نهاد، و در "حکومت" (گاورنمنت) اقتدارش را برای تحول بکار برد. با اینکه جهان ما از مسیر "انقلابات محافظه کارانه" در حال عبور است، اما این انقلابات همیشه مرحله پایانی انقلابات استقراریافته ولی ناتمام بوده ودر عصر ما بخصوص هستند. یک پدیده یی ظاهرا عجیب اینکه آنچه آوانگارد نامیده میشد، در این مرحله رتروگارد میشوند- قبلا میکشیدند، و حال فشارمیدهند.

نظر1
حمید آقایی

تا زمانی که یک منتقد و دگراندیش سیاسی و یا عقیدتی به صفت شخصی و به اندازه توانائیهای فردی خویش از درِ مخالفت با سیاست رهبری درآید و پشتوانه های جدی و بالفعل اجتماعی نداشته باشد، میزان تحمل و درجه صبر نیروهای امنیتی ولایت فقیه بالا خواهد بود. اما زمانی که مخالفت ها و انتقاداتِ انسانهایی که قصد عبور از خطوط قرمز این نظام را دارند، نشانه هایی از تبدیل به یک جریان اجتماعی، صنفی و فرهنگی را از خود نشان دهند به سرعت با خشونت های عریان این نظام مواجه و سرکوب می شوند.

حمید آقایی

نابراین می توان گفت که سرنوشت انتخابات دوره ای در حمهوری اسلامی را دوگروه اصلی نسل جوان و بخشهای مدرن، مخالف نظام اسلامی و سکولار جامعه ایران از یک سو و راست سنتی و ولایت فقیه از سوی دیگر رقم می زنند. سرئوشتی که بدلیل قرار داشتن این دو نیروی اصلی در دو قطب مخالف یکدیگر همواره از قبل قابل پیش بینی بوده است. البته اینکه مردم مخالف ولایت فقیه بنا به شرایط موجود، محدودیت در گزینش کاندیدا ها و ترجیح بر استفاده از روشهای مسالمت آمیز و دمکراتیک سرانجام کاندیدا هایی را که بیشترین فاصله را با رهبری جمهوری اسلامی داشته اند انتخاب کرده اند ناقض نتیجه گیر فوق نمی تواند باشد.

دنیز ایشچی

بخش عمده و قابل توجهی از "توده ها" که شامل روشنفکران تحصیل کرده، نسل جوان مجهز به تکنولوژی نوین اطلاعاتی و ارتباطی، جنبش زنان، کارگران، دانشجویان، کارمندان، مهندسان، هنرمندان، نویسندگان و معلمان و غیره که نه تنها به سلاح دانش اجتماعی قابل توجهی مسلح اند و دارای موقعیت اجتماعی مناسبی با ارتباطات قابل توجه می باشند، قادر اند تا نه تنها در صف اپوزیسیون همان دیکتاتور صف بکشند، بلکه قادر اند تا بخشهایی از همان "تنه" ای را که فرخ از آن بعنوان "توده ها" صحبت می کند، از دیکتاتور جدا کنند.

نظر1
فرخ نعمت پور

اگر بخواهیم آن را در یک تصویر نمایش بدهیم، می توان بە عکس یک فلش اشارە کرد کە در آن فرد بالای منبر "نوک فلش" و بقیە "تن" فلش اند. تصویری کە همە با هم با نوکی برندە جائی را نشان می دهند. اگر رهبر نباشد نوک آن نخواهد برید و اگر تن نباشد نوک از سنگینی لازم برای بریدن بهرەمند نخواهد بود. و معلوم نیست چرا حتما برای عبور از راە باید برید و درید و جاهائی را خونین و مالین کرد!

فرخ نعمت پور

علی الظاهر در مسیر بازگشت ایران بە مرحلە پیشرفت و تعالی مدرن، باید "قدرت دائمی" این "قدرت موقت" را درهم شکست و بار دیگر دین را در کنار دولت دید و نە در بطن آن. و البتە شکستن این تسخیر را سە راە است: راە انقلاب، راە اصلاح و سرانجام راە اصقلاب (رفرم و انقلاب). این کە جامعە ایران کدام راە را بر می گزیند خود می تواند بحث مهیج و جالبی باشد. اما علیرغم افتراقات میان این راه های متفاوت، نباید در یک مسئلە گمان داشت و آن هم همانا این است کە نقش عنصر مذهب در حیطە سیاسی تا دین وجود دارد، زدودنی نیست...

نظر1
حمید آقایی

اگرچه گذشته می تواند چراغ راه آینده باشد، اما نگاه تاریخی به گذشته و مطالعه حوادث آن در یک فرایند و پروسه، می تواند کلیدی برای شناختِ بهتر گذشته و ترسیم راه آینده نیز باشد. این روزها سه واقعه تاریخی، ملی و مذهبی همزمان شده اند. دوازده فروردین سالروز تاسیس جمهوری اسلامی است و ایام نوروز و سیزده فروردینِ امسال نیز همزمان با ایام فاطمیه و سوگواری شیعیان شده اند. این سه واقعه اما هریک منابع الهام بخش خود را دارند که جایگاه آنها در میان ایرانیان و نحوه برخورد با آنها موضوع مورد توجه این یادداشت است.

فرخ نعمت پور

من بیست و اندی سال از زندگیم را در خارج کشور بسر بردەام... تا حال چنین اندیشیدەام کە باید مبارزە کرد و عواقبش را هم پذیرفت، از جملە تبعید و غربت. یک تفکر کاملا خوانا، رک و پوست کندە و بدون سایە. حال بعد از سالها بر اثر یک سیر بازاندیشی در نحوە تفکر من، من می توانم بە نتیجە دیگری برسم، این کە آیا اساسا نحوە برداشت و تفسیر من از سیستم سیاسی موجود در ایران درست بود (یقین من از علم قبلی خودم فرو می ریزد).

نظر2
بهزاد کریمی

اما در دو دهه قبل از انقلاب 1357، بزرگترین ضربه سیاسی شاه به جامعه رو به سکولاریسم ولی رنجور از دیکتاتوری فردی، آن بود که این دیکتاتوری مدرن از یک سو بخش بسیار بزرگی از روحانیت را از محافظه کار و لیبرال مسلک گرفته‌ تا افراطیون تند رو حول اسلام سیاسی متحد کرد و از سوی دیگر با سرکوبگری های بی امان دیکتاتور مآبانه‌اش همه سکولار دمکرات‌ها و بویژه شاخه چپ آن را تار و مار نمود.

حمید آقایی

بقول معروف "سالی که نکوست از بهارش پیدا است"، در حالی آیت الله خامنه ای سال 1393 را "سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی" اعلام می کند که سال گذشته، به گزارش رادیو فردا، سال خوبی برای هنرمندان و اهل ادب ایران نبود. در سال 92 تعدادی از هنرمندان نسل قدیم کشورمان در سکوت و یا در کنج تنهایی و فقر در گذشتند و بی مهری های این نظام را با فرهنگ و هنر این سرزمین با خود به گور بردند.

حمید آقایی

یکی یگر از عوامل نگرانی و نا امیدی رهبر جمهوری اسلامی و روحانیون طرفدار ولایت در این واقعیت نهفته است که علی رغم تلاشهای آنان برای اسلامیزه کردن جامعه ایران و توجه مردم به دین و عبادت و عزاداری، می بینند و می شنوند که برخلاف روحیه منفی، افسرده و چشمان همواره گریان رهبر و هشدارهای روزانه او بر فراموش نکردن توطئه های دشمن، مردم ایران با وجود شرایط بسیار سخت زندگی در زیر چتر سرکوب فرهنگی و سیاسی نظام ولایت همچنان روحیه مثبت خود را حفظ کرده اند و ...

صفحه‌ها