انديشه سياسی

سهراب فیض آبادی

در سرگذشت بشر که در حقیقت هم ارز سرگذشت هستی نیز میباشد، این نفکیک و تمایز خود از هستی در ابعاد فراگیر بشری، با اسلام و تعبیر ویژه اش از خدا، اتفاق میافتد. این تعبیر ویژه دوپایه بوده است، یکی تک خدایی مطلق، و دیگری، خصوصیت غیرشیئی خدا (بمعنی بیرون از "هست" و "حس") میباشد

فرخ نعمت پور

این تجربە بە ما نشان می دهد کە برعکس، تنها آنگاە حق جانباختگان نیز بدرستی ادا می گردد کە ایدەهای آنان تبلیغ و بە پیش بردە شوند. انسانها مبارزە نمی کنند تا مقدس شوند، بلکە مبارزە می کنند تا با تقدس زدائی امکان مشارکت همگان را در پیشبرد زندگی فراهم آورند

نظر2
سهراب فیض آبادی

بعکس تصور خطا، ایندودوالیسم به معنی تجزیه و ترکیب پذیری واقعیت می‌باشد، و نه چک سفید به این بخش یا آن بخش جامعه در اقشار و طبقات آن. مثلا چین امروز را بگیریم، در حقیقت، ایندویدوالیسم را به اوج غیر قابل تصور در سرگذشت بشر رسانده است، و در سایر کشورهای صنعتی نیز بهمین ترتیب در روند تحولی خودشان، که بمعنی تغییر پذیری می‌باشد

فرخ نعمت پور

اما سئوال این است کە در درازمدت آیا این حرکت می تواند بر سیاستهای منطقەای حزب دمکرات کردستان عراق تاثیر قاطع گذاشتە و آن را بە ایران بیشتر متمایل کند؟

فرخ نعمت پور

در کشورهای غیر دمکراتیک کە در آن رهبر از طریق انتخابات رهبر نشدە است و کلا موقعیت رهبریش تابع شرایط دیگریست، نە آن امکان را دارد کە در تمام عمرش از موقعیت خودش عقب بکشد و نە آن را بە دیگری تفویض کند. بنابراین وی تمام عمر ناچار است در جائی بدور از مردم و در میان و پناە محافظان هر دم هشیارش زندگانی را بسر برد. چنین رهبری کە از کانالهای خاص و بە شیوە کنترل شدەای اطلاعات می گیرد، بە علت عدم تحرک فیزیکی در بطن جامعە، از امکان بسیار ناچیزی برای تغییر در هویتش بهرەمند می باشد.

نظر1
علی صمد

چپ نو سالهاست که تلاش همه جانبه ای را در عرصه فکری، سیاسی و اجتماعی انجام می دهد تا بلکه بتواند بعد از درس گیری از شکست ها، ناکامی ها و نیز فضای سرکوبی که علیه اش وجود دارد، برآمد دیگری را سازمان دهد. برآمدی که متفاوت و در حین حال در ادامه مبارزات دمکراتیک گذشته چپ در کشور و نیز همراه با بخشی از مبارزات چپ نو در جهان می باشد. در قرن بیست و یکم، سیمای چپ نو، جهانی دمکراتیک تر، شادتر و انسانی تری برای جامعه بشری است

نصرت شاد

برگمن میگفت که بالاترین ایده آل انسانی باید مبارزه علیه دیکتاتوری و زورگویی و حاکمیت باشد. موضع آنارشیستی او متکی به انکار وحدت دین و دولت و نظام اقتصاد سرمایه داری است. وی مبلغ عمل مستقیم انقلابی یعنی تظاهرات و اعتصاب و رفتارآگاهانه در محیط اطراف خود است.

سهراب فیض آبادی

بنابراین، مناسب ترین ، سازماندهی یی میباشد که جمع را جمع و فرد را جمع ببیند، یعنی تجربه یی که اتحاد شوروی موسس آن بوده است و امروز چین ادامه دهنده آن میباشد- تبعا با متناسب سازیهای تجربه ویژه خود ایران. مسایل ایران و مشابه، از جمله خود چین، روسیه و کلا سراسر جهان، دیگر با ساختاری که پارلمانتاریسم نامیده شده است، نه قابل درک و نه سازماندهی میباشند.

مجید عبدالرحیم پور

ازنظر من، این تناقضات و محدودیت های موجود در نظرات سیاسی شما، صرفا بخاطر شرایط سیاسی و رعایت مصالح سیاسی نیست. این عوامل البته عمل می کنند، ولی بهیچوجه نمی توانند دلیل اصلی عدم شفافیت سیاست و اعمال سیاسی باشند. موضوع گرهی، همانا نوع مواجهه شما است با امر توسعه: یعنی، مواجهه از جایگاه حکومت جمهوری اسلامی ولایت مدار - که دولت به مفهوم مدرن دمکراتیک معاصر نیست - با توسعه همه جانبه و پایدار است.

نظر1
احمد پورمندی

جمهوریخواهی تنها " گفتمان- پروژه سیاسی" موجود است که می تواند با تامین هـمگامی و هـمآهنگی افراد و نیروهای آزادی خواه و ایـجاد یک جنبش وسیع دمکراتیک، اقتدارگرایان را به تمکین و پذیرش مطالبات مردم وادار سازد و راه دستیابی به آزادیهای سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد و در نهایت مراجعه به آراء عـمومی را برای تغییر قانون اساسی و گذار به دمکراسی بگشاید

نظر2
نسیم خاکسار

شهادت طلبی در سالهای دهه چهل و پنجاه در ایران یک گفتمان مسلط بود در فرهنگ سیاسی جامعه ما. از روشنفکر شاعر و نویسنده گرفته تا مبارز سیاسی، که جان خود را در راه مبارزه فدا می کرد، آنرا تبلیغ می‌کردند و زیر سلطه آن نگاه و نظر بودند. عرصه نگاهها متفاوت بود اما در ستایش از مردن فرقی بین آنها نبود. مجاهد و فدائی هردو زیر نفوذ آن بودند. بعد از انقلاب حکومت از این گفتمان استفاده کرد در جنگ و دسته دسته جوانان را برای شهادت طلبی راهی میدانهای جنگی باطل و ویرانساز برای وطن کرد.

نظر1
سهراب فیض آبادی

در یکی از نوشته های پیشین مطرح کردم که دوران ما دورا ن "پس هگلی" در حال گذار به "پس مارکسی" میباشد. و تقریبا این نظر را دایما – مستقیم و غیر مستقیم- دنبال کرده ام.

سهراب فیض آبادی

معروف است که تروتسکی گفته است که "انهایی که آرامش میخواستند، نباید در قرن بیستم متولد میشدند"- در جواب شاید باید پرسید که "پس توحش بهتر از تمدن است". آری ما روی پلی که در حال باز شدن بود متولد شدیم، و تازه داریم متوجه میشویم که چه دارد بر سر مادر، و پدر، و پیشینیان، و از جمله خود ما میآید. هگل و مارکس، از قضای روزگار، و "زبان سرخشان" تنها کسانی هستند که از لبه پل فرو افتاده اند، و"سر سبزشان" را در پای اعلان وجود چنین پلی و باز شدنش، گذاشتند.

سهراب فیض آبادی

همه باید بپذیرند که هم مارکس و هم لنین بسیاری اشتباهات کرده اند، اما یک اشتباه قطعا نکرده اند: کالسکه تاریخ را در گل فرو نبرده بلکه از گل بیرون کشیده و مسافتی قابل رویت و مهم از نقد سرگذشت و بنابراین تولید تاریخ را نیز طی کرده اند.

سهراب فیض آبادی

در ایران و تمام کشورهای اسلامی، و بزودی تمام باصطلاح جهان(سنتا غرب) پیشرفته صنعتی، این ساختارهایی که از گذشته های دور، و نزدیکتر، یونان، و قرن هفتم اسلامی، میآیند، تماما در حال ورود به دگرگونی های ریشه یی هستند. بطریقی، آنچه که قبلا در نوشته های پیشین "انقلابات محافظه کارانه" نامیده بودم، در حال ورود به مرحله نهایی- هم بمفهوم زمانی و هم منطقی- قرار گرفته اند. ظاهرا توافق هسته یی ایران، و پذیرش ایران جدید در صحنه جهانی، و پیآمدهای اینها، آخرین خروج از انقلابات نامبرده می باشد.

ادوارد سعيد
ترجمه از:
عليرضا ثقفي

روشنفكر امروز بايد يك آما تور (آزاد) باشد، عضو متعهد و متفكر يك جامعه باشد، كسي باشد كه رشد ارزش هاي اخلاقي را در مركز فعاليت هاي حرفه اي و تكنيكي موجود در كشورش و حكومتش قراردهد. و همچنين ارتباط متقابل ميان شهروندان و ارتباژط با ساير كشورها را مد نظر داشته باشد. علاوه بر آن روحيه روشنفكر به عنوان آماتور امكان ورود به فعاليت هاي حرفه اي و تغيير معيارها را فراهم مي كند.

بهمن احمدی امویی

حکومت قانون، پاسخگویی ،شفاف سازی، مبارزه با فساد گسترده و فراگیر، انتخابات آزاد و سالم، آزادی بیان و اندیشه و آزادی احزاب،تشکل ها، اتحادیه‌ها و رسانه‌ها از جمله این موارد و خواسته هاست. روحانی از یک سو باید به بخشی از این خواسته‌ها برای تداوم حیات آن ائتلاف پاسخ بگوید و از سوی دیگر برای تامین نیازهای بنیادگرایان مذهبی و موضع رقابتی خودش با جنبش سبز، باید مانع تحقق آنها شود. آیا او در ایجاد این اعتدال ظریف و شکننده موفق خواهد بود؟

سهراب فیض آبادی

تفکر یک محصول جمعی تاریخی مشخص است (کانکریت)، و بهمین دلیل، همیشه متعلق به زمانه، محیط، و نویسنده باقی می ماند. حتا اگر برای کاربرد در زمانه های دیگر و یا محیط های متفاوت بخواهیم آنها را بکار بریم، باید دوباره در این زمینه های متفاوت بازتولیدشان کنیم- نقل قول هیچ اعتباری ندارد. اگر مارکس یا لنین، مثلا، کاربردی در ایران یا جهان امروز داشته باشند، باید متفکر ما بخود زحمت نشان دادن این کاربرد را بدهد- چیزی که عمیقا به آشنایی با نقد گذشته، یعنی تاریخ، محتاج میباشد...

نظر1
حمید آقایی

اگرچه عواقب و آثار جنگهای مذهبی و ایدئولوژیک، خوشبختانه، به مراتب بسیار کمتر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی قرن گذشته است، و این واقعیت در درجه اول به محدودیت نظامی و تسلیحاتی بازیگران اصلی جنگهای مذهبی باز می گردد؛ اما خطر جنگهای مذهبی بصورت بالقوه بسیار جدی تر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی است، بطوریکه اگر قدرت های درگیر در این جنگها به سلاحهای قوی تر و کشتار جمعی دست یابند میزان کشته و خرابی های این جنگها به مراتب بیشتر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی قرن بیستم خواهد شد.

نظر1
سهراب فیض آبادی

چپ باید صندلی اش را در این "دولت" (استیت) مستقر کند، و در "حکومت" (گاورنمنت)، از چارپایه استفاده کند که به آن امکان تحرک بدهد. یعنی خاستگاه رهبری و هژمونی بقول تجربه نقد و تحول تاریخی. صنعت و صنعتی شدن شروط قطعی این دو خاستگاه هستند. باید فراگرفت که "دولت" (استیت) را بنا نهاد، و در "حکومت" (گاورنمنت) اقتدارش را برای تحول بکار برد. با اینکه جهان ما از مسیر "انقلابات محافظه کارانه" در حال عبور است، اما این انقلابات همیشه مرحله پایانی انقلابات استقراریافته ولی ناتمام بوده ودر عصر ما بخصوص هستند. یک پدیده یی ظاهرا عجیب اینکه آنچه آوانگارد نامیده میشد، در این مرحله رتروگارد میشوند- قبلا میکشیدند، و حال فشارمیدهند.

نظر1

صفحه‌ها