انديشه سياسی

فرخ نعمت پور

اگر بخواهیم آن را در یک تصویر نمایش بدهیم، می توان بە عکس یک فلش اشارە کرد کە در آن فرد بالای منبر "نوک فلش" و بقیە "تن" فلش اند. تصویری کە همە با هم با نوکی برندە جائی را نشان می دهند. اگر رهبر نباشد نوک آن نخواهد برید و اگر تن نباشد نوک از سنگینی لازم برای بریدن بهرەمند نخواهد بود. و معلوم نیست چرا حتما برای عبور از راە باید برید و درید و جاهائی را خونین و مالین کرد!

فرخ نعمت پور

علی الظاهر در مسیر بازگشت ایران بە مرحلە پیشرفت و تعالی مدرن، باید "قدرت دائمی" این "قدرت موقت" را درهم شکست و بار دیگر دین را در کنار دولت دید و نە در بطن آن. و البتە شکستن این تسخیر را سە راە است: راە انقلاب، راە اصلاح و سرانجام راە اصقلاب (رفرم و انقلاب). این کە جامعە ایران کدام راە را بر می گزیند خود می تواند بحث مهیج و جالبی باشد. اما علیرغم افتراقات میان این راه های متفاوت، نباید در یک مسئلە گمان داشت و آن هم همانا این است کە نقش عنصر مذهب در حیطە سیاسی تا دین وجود دارد، زدودنی نیست...

نظر1
حمید آقایی

اگرچه گذشته می تواند چراغ راه آینده باشد، اما نگاه تاریخی به گذشته و مطالعه حوادث آن در یک فرایند و پروسه، می تواند کلیدی برای شناختِ بهتر گذشته و ترسیم راه آینده نیز باشد. این روزها سه واقعه تاریخی، ملی و مذهبی همزمان شده اند. دوازده فروردین سالروز تاسیس جمهوری اسلامی است و ایام نوروز و سیزده فروردینِ امسال نیز همزمان با ایام فاطمیه و سوگواری شیعیان شده اند. این سه واقعه اما هریک منابع الهام بخش خود را دارند که جایگاه آنها در میان ایرانیان و نحوه برخورد با آنها موضوع مورد توجه این یادداشت است.

فرخ نعمت پور

من بیست و اندی سال از زندگیم را در خارج کشور بسر بردەام... تا حال چنین اندیشیدەام کە باید مبارزە کرد و عواقبش را هم پذیرفت، از جملە تبعید و غربت. یک تفکر کاملا خوانا، رک و پوست کندە و بدون سایە. حال بعد از سالها بر اثر یک سیر بازاندیشی در نحوە تفکر من، من می توانم بە نتیجە دیگری برسم، این کە آیا اساسا نحوە برداشت و تفسیر من از سیستم سیاسی موجود در ایران درست بود (یقین من از علم قبلی خودم فرو می ریزد).

نظر2
بهزاد کریمی

اما در دو دهه قبل از انقلاب 1357، بزرگترین ضربه سیاسی شاه به جامعه رو به سکولاریسم ولی رنجور از دیکتاتوری فردی، آن بود که این دیکتاتوری مدرن از یک سو بخش بسیار بزرگی از روحانیت را از محافظه کار و لیبرال مسلک گرفته‌ تا افراطیون تند رو حول اسلام سیاسی متحد کرد و از سوی دیگر با سرکوبگری های بی امان دیکتاتور مآبانه‌اش همه سکولار دمکرات‌ها و بویژه شاخه چپ آن را تار و مار نمود.

حمید آقایی

بقول معروف "سالی که نکوست از بهارش پیدا است"، در حالی آیت الله خامنه ای سال 1393 را "سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی" اعلام می کند که سال گذشته، به گزارش رادیو فردا، سال خوبی برای هنرمندان و اهل ادب ایران نبود. در سال 92 تعدادی از هنرمندان نسل قدیم کشورمان در سکوت و یا در کنج تنهایی و فقر در گذشتند و بی مهری های این نظام را با فرهنگ و هنر این سرزمین با خود به گور بردند.

حمید آقایی

یکی یگر از عوامل نگرانی و نا امیدی رهبر جمهوری اسلامی و روحانیون طرفدار ولایت در این واقعیت نهفته است که علی رغم تلاشهای آنان برای اسلامیزه کردن جامعه ایران و توجه مردم به دین و عبادت و عزاداری، می بینند و می شنوند که برخلاف روحیه منفی، افسرده و چشمان همواره گریان رهبر و هشدارهای روزانه او بر فراموش نکردن توطئه های دشمن، مردم ایران با وجود شرایط بسیار سخت زندگی در زیر چتر سرکوب فرهنگی و سیاسی نظام ولایت همچنان روحیه مثبت خود را حفظ کرده اند و ...

حمید آقایی

اگرچه بحرانهای سیاسی و نظامیِ دنباله دار در منطقه خاورمیانه واخیرا در اوکراین و جزایر کریمه- که نشان از ساختاری بودن این بحرانها و تشنجات دارد، بطوریکه هنوز شعله های جنگ در یک نقطه خاموش نشده است آتش جنگ در منطقه ای دیگر شعله ور می شود- ظاهرا هریک دلایل و عوامل خاص سیاسی و جغرافیایی خود را دارند، اما می توان گفت که اکثر این بحرانها از یک منظر شبیه بهم هستند و حاکی از یک نگرش خاص به جهان و انسان می باشند.

نظر1
فرخ نعمت پور

در این مورد بگذارید در تاریخ معاصر بە تجربە همکاری نیروهای مدرن در غرب با اسلامیهای افغانستان و یا از همکاریشان با فاشیستهای اوکرائین بگوئیم. نیروهای بشدت ناهمگونی کە روئیت ایستادنشان در کنار هم در رسانە ها ما را انگشت بە دهان می کند. انگشت بە دهان، زیرا کە همین نیروها هیچ وقت و هیچگاە وجود چنین نیروهائی را در این ابعاد و گسترە در کشورهای خود تاب نمی آورند.

حمید آقایی

از همین زاویه می توان گفت که تفاوت بین جنایتکاران ومستبدین با آزادیخواهان وانسانهای خوب بیش از آنکه ریشه درغرایز و ویژگیهای انسانی اشان داشته باشد، علتهای ایدئولوژیک و مرامی و اعتقادی دارد. می گویند هیتلر از ذوق هنری و احساسات لطیف نیز بر خوردار بوده است، و یا نمی توان تصور کرد رهبران توتالیتر که نامشان در لیست جنایتکاران بشریت ثبت شده است ازعشق وغریزه همدردی و نوع دوستی بهره ای نبرده بودند، شاید حتی تصور می کرده اند که راه و مرامشان برای مردم تحت حاکمیتشان مفید نیز بوده است.

سهراب فیض آبادی

بدون بازار، نه کار، ونه قانون بسیار مهم ارزش- کار، هیچ کدام، مستقر نخواهند شد. در این صورت چیزی بنام پیش بینی و برنامه ریزی نیز هیچ مفهومی نخواهد داشت، و باید به "مبادله مشتی گندم با یک خوشه انگور" دکاندار روستایی بازگردیم. من "لیبرال" نشده ام، بلکه لیبرالها من شده اند. برای نخستین بار باید با واژه هایی بکلی نامانوس و "دشمنانه" روبرو شویم، از بورژوازی کمونیست نیز صحبت کنیم.

بهروز خلیق

خامنه ای به جهت جایگاهی که دارد، قادر است در این و یا آن مورد سیاست متفاوت از سیاست راست افراطی اتخاذ کند، در مقابل آن ‌ها بایستد و پیش ببرد. ولی او نمی‌ تواند سیاست های بالکل متفاوت از سیاست راست افراطی را پیش ببرد و يا آن ها را از ساختار قدرت کنار بزند.

فاطمه صادقی

رشته‌های علوم سیاسی نیز به جای پرداختن به این پرسش‌ها اندیشه‌ها و ایدئولوژی هایی را ترویج می کنند که جمهوریت را هدف گرفته و برای ساقط کردن آن به تلاش‌های به اصطلاح «علمی» می پردازند. برای نمونه یکی از رهیافت‌های بسیار مورد علاقۀ اساتید حوزه و دانشگاه و دانشجویان فلسفه، علوم سیاسی و اجتماعی، رهیافت‌های نخبه گرا است که در آن فرض بر این است که سیاست کار عده‌ای نخبۀ حرفه‌ای است و دیگران نباید در سیاست و امر حکومت دخالت کنند.

نظر1
بهروز خلیق

شبکه ها ماده بنيادينی هستند که سازمانهای جديد از آنها ساخته می شوند يا در آينده ساخته خواهند شد. شبکه ها به دليل اتکای شان به قدرت اطلاع رسانی که در الگوی جديد تکنولوژی فراهم شده است قادر به تشکيل و گسترش در سراسر خيابان های اصلی و پس کوچه های اقتصاد جهانی، اداره کشورها و احزاب سياسی هستند.

بهروز خلیق

پارادايم‏ها را نمی‏توان لزوما در محدوده چپ و راست قرار داد و گفت که اين نظريه حتما پرولتری است و آن نظريه بورژوائی. چنين تفکيکی به طور دقيق وجود ندارد. حوزه انديشه هرچقدر هم از تفکيک‏ها و شکاف‏های اجتماعی تاثير پذيرفته باشد، لزوما بازتاب ساده و بلاواسطه آن‏ها نيست. حوزه انديشه از استقلال نسبی برخوردار است و به سادگی و راحتی نمی‏توان اين و يا آن پارادايم را پرولتری و يا بورژوائی قلمداد کرد. اين شيوه برخورد با پاردايم‏ها ما را به بيراهه می‏برد و امکان کاربرد نظريه‏ های مختلف را از ما سلب می‏کند.

نظر2
فرامرز دادور

این نوع همبستگی با تمامی انسانهائی که ناعادلانه به اسارت در آمده مورد آزار و شکنجه قرار میگیرند نباید باعث گردد که کنشگران آزادیخواه از ارزیابی تاریخی و کلی در مورد نقش حکومتگران در طول تاریخ نظام حاضر طفره رفته، تلاش برای نیل به دمکراسی را، فرصت طلبانه به شیوه های که در مقطع زمانی خاصی مورد پسندِ بخشی از جمعیت است ملبس نموده و در واقع، خواسته یا ناخواسته، به طلایه داران اصلاح طلبان حکومتی تبدیل گردند.

نظر1
سهراب فیض آبادی

جدایی سرمایه بعنوان بیان پولی منابع از سرمایه بعنوان بیان اجتماعی منابع، هریک به راه خود رهسپار می گردند- تضاد بین سرمایه در صورت پولی، و سرمایه در صورت صنعت موجب تلاطمات و بحرانهای اجتماعی می شود. در حالت نخست، سرمایه عملا راه افزایش اش را در انباشت غیر تولیدی می یابد و اساسا مفهوم کمیتی دارد، و در حالت دوم، سرمایه بعنوان منابع، بواسطه روند تولید و بازتولید ضروریات اجتماعی (ارزش مصرف) به انباشت و گسترش نفوذاش می پردازد که اساسا مفهوم کیفیتی دارد.

فرهاد عمیدی

حدود نوزده ملیون رای به رئیس جمهور محترم آقای روحانی، تنها رای به امید و اعتدال نبود و نیست، بلکه حداقل بخش معین و نسبتاً بالایی از آن در جهت حفظ منافع ملی و پیش گیری از مخاطرات ناشی از جنگ آفرینی و امید به تغییر در این پرتگاه ملی بوده است.

سهراب فیض آبادی

معادله یی جدید در حال شکل گیری می باشد- سوریه در نسیم وآتش و خون آن ظاهرا گرفتار آمده است، و تقریبا تمام منطقه، و حتا اسراییل نیز، ایران هم هنوز خیلی موانع دارد که برطرف کند تا شایستگی آنچه کرده و تا کنون ساخته است را هم کسب کند و هم صاحبان آینده این ساخته ها را بنیان نهد – مهم اینستکه ایران از لبه تناقضات "بحران رشد" اش، به دره "بحران افول" سقوط نکند.

نظر1
سهراب فیض آبادی

در ایران، اکنون با مشگلی که میتواند موجب خشونت های شدید و حتا از هم پاشیدگی شیرازه اجتماعی شود، روبرو هستیم. این مشگل، با دو یا دقیق تر با سه واژه شناخته شده اند که عبارتند از "فتنه"، "انحراف"، و بالاخره "جنگ نرم" (ظاهرا و فعلا از بیرون).
این سه واژه در واقع، اساسشان تنها یک واقعیت میباشد. این واقعیت، جدل بین "مونیست" ها و "دوالیست" ها می باشد

نظر1

صفحه‌ها