انديشه سياسی

سهراب فیض آبادی

کاندیدا ها باید ازدل این "بودن" و "شدن"، وخوانش نقادانه تنیده درآنها بیایند که هم واقعیت وهم مفهوم واقعیت به آنها خود ویژگی لازمی را بدهد که دیگر نه قابل وارد کردن باشند ونه قابلیت صادر کردن داشته باشند – درسرگذشت انسان درقرون اخیر، به این وضعیت "نه وارداتی" و "نه صادراتی"، شکلگیری "دولت" (استیت) میگوییم. ریشه این از یکسو به فرعونیسم وتجزیه آن بازمیگردد، واز سوی دیگر، درواقعیت دنیای صنعت وپیشرفت – ابدی شدن انسان مختار- با نام عقیدتی آن، "دولت مدرن" (مادرن استیت) تجربه شده است، ودرهگل بیان "دولت" (استیت) بعنوان مفهوم این واقعیت ادراک می شود.

برزويه طبيب

ناتوان از پیشروی به سوی سوسیالیسم، درمانده از اقناع نیازهای خود از طریق شراکت در بازار جهانی، آنها تسلیم شیطان شدند وراه واگذاری حتی آن مقدار کنترل منفی را که به یمن انقلاب اکتبر بدست آورده بودند، در پیش گرفتند، تا بتوانند کتهای بدقواره خود را دور انداخه، شیک و پیک شوند. تراژیک این است که بسیاری از آنها بدون لباس مانده اند.

نظر6
برزويه طبيب

این نظر بر این است که، گرچه طبقه کارگر روسیه تزاری توانست از طریق شکافی که جنگ در ساختار سرمایه داری جهانی ایجاد کرده بود، به قدرت برسد... این نحله فکری انقلاب اکتبر را انقلابی توسط طبقه کارگر ارزیابی می کند که بنا به واقعیت عددم تحقق انقلاب جهانی، به جامعه ای سرمایه داری فرارویید و شکل سرمایه داری دولتی را بخود گرفت.

نظر2
برزويه طبيب

ازهمان فردای اکتبر عده ای از حقیقت جویان، چه کمونیست و چه غیرکمونیست، نیمه تاریک این واقعه تاریخی را دیدند و به مقابله و افشای آن پرداختند و چه بسا در این راه جان باختند. از طرف دیگر جمعی نیز به نیات شوم مشاطه گران سیستم جبار سرمایه پی بردند و با برجسته کردن نیمه روشن انقلاب اکتبر و چشم پوشی از بخش تاریک آن، به دفاع مطلق از این اردوگاه پرداختند و چه جانفشانیها که نکردند. این مقاله خطاب به این دو گروه نوشته شده است.

نظر2
حمید آقایی

شاید تاریخ و هویت یک ملت را به یک فرش بتوان تشبیه کرد. آنچه که رمز بقا و ماندگاری یک فرش است، تار و پودهای اصلی آن است تا نقش و نگار آن. روابط و مناسبات اجتماعی که در هر دوره ای می توانند تغییر شکل پیدا کنند و ارزشهایی مانند آزادی، دمکراسی، سوسیالیزم و عدالت فقط در کادر و زمینه فرشِ هر جامعه که سمبل هویت تاریخی آن است می تواند تحقق و معنا پیدا نمایند. در غیر این صورت مردم آن جامعه به این ارزشها و ایده الها بعنوان یک عامل خارجی و بیگانه نگاه خواهند کرد.

اصغر زارع کهنمویی

آرش نراقی ... تلاش دارد،‌ به طرز عریان، خارج از چارچوب‌های حاکم بر عرف روشنفکری، از بحث در باره مفهوم کلی حقوق بشر عبور کرده و یک به یک به مصادیق آن ورود کند. برای ارزیابی کارنامه روشنفکری دینی، گفت‌وشنود با آرش نراقی به عنوان فعال‌ترین نماینده این نحله فکری در حوزه حقوق بشر می‌تواند بسیار سودمند باشد. در این گفتگو، او ضمن دفاع تحلیلی از کارنامه روشنفکری دینی در تبیین نظریه دینی و پذیراندن حقوق بنیادی انسان، به چالش‌ها و ضعف‌های آن در تعریف مصادیق می‌پردازد...

سهراب فیض آبادی

به این معنی "چپ" هم یک مفهوم وسیع دارد که شاید شامل تمام آنهایی است که این تحول را همراهی خواهند کرد، و هم یک مفهوم مشخص و معین که بنیادا تنها حامل رهبری، برنامه ریزی، و مدیریت و اداره ایست که تجربیات گذشته جهان و امروز در کشورچین و جهان ما را پشتوانه و راهنما و پشتیبان خود دارد.

نظر1
سهراب فیض آبادی

در ایران – به‌ استثنای کاربه دست ها که ضروریات حفظ و تداوم و آنهم تنها بصورت تجربی، بطریقی، تدبیر اجرا کسب کرده اند- آنچه "چپ" نامیده شده است حاصل فعالیت روشنفکر سیاست پیشه، و یا سیاسیون روشنفکرمنش می باشد. در حوزه باصطلاح نرم افزاری هنوز هیچگونه تقسیم کاری انجام نگرفته است. بهمین دلیل اکثریت قریب باتفاق نوشته ها – کتاب تا مقالات- حتی بحث و جدل ها و سخنرانی ها، در حوزه سیاسی قرار دارند، و هیچکدام از اعتبار نظریه پردازانه برخوردار نیستند.

مجید عبدالرحیم پور

در این یاداشت، وارد این بحث نمی شویم که کدام فهم و برداشت از «گفتگو»، درست و متمدنانه است و کدام نیست. قصد از نوشتن این مختصر، طرح مشکل است . شاید طرح موضوع و بحث در این زمینه، بتواند، مارا در یافتن فهم مشترک از «گفتگو» و زبان مشترک در این زمینه، یک قدم به هم نزدیک کند.

دنیز ایشچی

نظام سرمایه داری و مدل اقتصادی آن توسط شرکتهای چندملیتی و به نیروی سمبه های امنیتی، حقوقی، سیاسی و نظامی آن نظام غالب اقتصادی را تشکیل می دهند. رشد روز افزون اهمیت مدلهای دیگر اقتصادی دولتی و تعاونی از یک طرف و کاربرد ایده های سوسیالستی از قبیل تامین اجتماعی، بهداشت و تحصیل رایگان و غیره توسط اکثریت حکومتهای جهانی نشان می دهند که این مدلها بصورت خزنده در حالت پیشرفت اند.

فرخ نعمت پور

پس باعروج حکومت اسلامی، نه‌ تنها پلورالیسم مدرن که‌ طلایه‌دارانش در راه‌ بودند، به‌ عقب نشینی واداشته شد، بلکه پلورالیسم سنتی موجود نیز از طریق یک نظام مستبد دینی به‌ چالش کشیده‌ شد. و حال سردمداران تنها مدرنیستها را مقابل خود ندارند، بلکه‌ علاوه‌ بر پلورالیستهای سنتی در مقابل باورداران مذهبی ـ سکولار مدرنی هم قرار گرفته‌اند که‌ تعبیری متفاوت، هم از حکومتیان و هم از پلورالیستهای سنتی دارند.

سهراب فیض آبادی

. دردوران سرمایه مالی یا انباشت سنجنده همگانی، انسان عملا به شبح مبدل میگردد، واقعیت وخیال و رویا و توهم، همگی در یک امتزاج سیال، تمام دستآوردها را به حوزه "طبیعت – فرهنگ – تاریخ" برده و از آن مانعی جدید برای پیشرفت انسان بوجود میآورد و ضرورت رهایی از این طبیعت در حالیکه از طبیعت پیش انسانی بنیادا رهایی یافته است – حال انسان اسیر حاصل کار خود گردیده است، و ظاهرا رهایی از این باید آنچه پشت سرگذاشتن سرمایه داری، و بنای سوسیالیسم نامیده شده اند، باشد.

نظر1
سهراب فیض آبادی

. دردوران سرمایه مالی یا انباشت سنجنده همگانی، انسان عملا به شبح مبدل میگردد، واقعیت وخیال و رویا و توهم، همگی در یک امتزاج سیال، تمام دستآوردها را به حوزه "طبیعت – فرهنگ – تاریخ" برده و از آن مانعی جدید برای پیشرفت انسان بوجود میآورد و ضرورت رهایی از این طبیعت در حالیکه از طبیعت پیش انسانی بنیادا رهایی یافته است – حال انسان اسیر حاصل کار خود گردیده است، و ظاهرا رهایی از این باید آنچه پشت سرگذاشتن سرمایه داری، و بنای سوسیالیسم نامیده شده اند، باشد.

از بی‌حقی مطلق نمی‌توان به مفهوم حق رسید. تجربه‌ای از حق باید امکان‌پذیر شود تا بتوان حق‌خواهانه به انتقاد از وضع موجود پرداخت. انقلاب بهمن بر مبنای تجربه‌ای از حق صورت گرفت: آن کس که حقی نداشت، می‌دانست که حقی وجود دارد و او بر آن شد آن را بخواهد و آن کس که در محدوده خود حقی داشت و از آن آگاه بود، در پی گسترش آن بود. انقلاب اما بر مدار حق پیش نرفت

سهراب فیض آبادی

در ایران ما احتیاج بسیار به درک این جنبه از زمانه یمان داریم- در ادراک تاریخی، در توان نظری و کوشش عملی در تمام زمینه ها – دنیای در حال تولد همه چیزش بکلی دگرگون است، و از جمله خود عاملین تغییر و تحول. این چنین پدیده یی در گستردگی و عمق سرگذشت بشر ناشناخته است. دنیای نو دیگر مولد آدمهای نو نیست، بلکه آدمهای نو هستند که دنیای نو را خواهند فهمید و ساخت.

نظر1
ترجمه از:
آرش برومند

پیشتر این تصور عمومی حاکم بود که انقلاب به معنای جایگزین کردن سرمایه داری بوسیله یک تمامیت یا سیستم دیگر است. اکنون می توانیم ببینیم که آنگونه ایده انقلاب موفقیتی نداشته است. و ما می توانیم ببینیم که این نوع مفهوم و ایده تمامیت، در پیوند تنگاتنگ با سازمان کار بشری بمثابه کار مجرد قرار دارد.

لطف‌الله میثمی

مقام رهبری و نظام جمهوری اسلامی هم درواقع بر این نكته صحه گذاشتند كه نیروی مخالف می‌تواند در چارچوب قانون قدرت را به‌دست بگیرد، بنابراین مخالفت قانونی با عملكرد و سیاست‌های حاكم نمی‌تواند با براندازی یكسان شمرده شود... آلترناتیوی كه در چارچوب راهكارهای قانونی مانند فعالیت‌های حزبی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، رفراندوم قانونی و... به ارائه دیدگاه‌های خود می‌پردازد، نمی‌تواند با نیروی برانداز یكی شمرده شود.

حسن نادری

در تاریخ اندیشه هیچ ایده ای مثل پیشرفت تا این اندازه عمر کوتاه و متضادی نداشته است. از نظر بسیاری این ایده از همان ابتدای تولدش، مرده بود. بدون شک در ابتدا در جریان نخستین انقلاب صنعتی، "پیشرفت" به هم سطح باورهای به چالش کشیده، کاهش داده شده بود. سپس با فاجعه آشویتز (اردوگاه اسرای نازی) و هیروشیما، کلمه "پیشرفت" آن چنان مسئله برانگیز شد که بجای آن از واژه خنثی "تغییر" استفاده می شد. سرانجام هر گونه تغییر را پیشرفت نامیدند.

تحول مفاهیم حق و جزا، و بنابراین تحول حقوق، به اعتباری چیزی جز تجریدی شدن و غیرشخصی شدن مدام این مفاهیم نیست... لغزش دیدگاهی در هر دو شعار "می بخشیم، اما فراموش نمی کنیم" و "نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم" همانا تقلیل مجدد مفاهیم حق و جزا به اموری شخصی یا سیاسی و در هر حال مقید است. برای روشن شدن موضوع، بیائیم بر این سؤال مکث کنیم که "این کیست که می بخشد یا نمی بخشد؟".

علی پورنقوی

سهراب فیض آبادی

درقرن هفتم میلادی، امپراتوری روم محو شده است، مسیحیت در حران وجودی وهم هستی شناسانه قراردارد؛ امپراتوری پارسها که حتا با تبدیل شدن به حکومت مغ ها، نه تنها بحران چند قرنی اش را سروسامانی نبخشیده است، بلکه راه اضمحلال تجربه شده امپراتوری روم را پیشرو دارد. …ظهوراسلام واستقرارتقریبا دویست ساله اش درتمام این مناطق و پیام وشمشیروحدت ووحدت زیرلوای یک خدای واحد، درحقیقت، نقد روند اضمحلالی است که نشان داده شد. این بحران ازهمان دسته بحرانهایی بود که هرسه حوزه الهیات، فلسفه، وتاریخ را در برگرفت و اساسا حتا تا باز تعریف خدا نیز پیشرفته و..

صفحه‌ها