انديشه سياسی

پیغام خطا

Warning: array_key_exists() expects parameter 2 to be array, null given در theme_image_formatter() (خط 605 در /usr/www/users/karonlin/modules/image/image.field.inc).
سهراب فیض آبادی

در ایران ما احتیاج بسیار به درک این جنبه از زمانه یمان داریم- در ادراک تاریخی، در توان نظری و کوشش عملی در تمام زمینه ها – دنیای در حال تولد همه چیزش بکلی دگرگون است، و از جمله خود عاملین تغییر و تحول. این چنین پدیده یی در گستردگی و عمق سرگذشت بشر ناشناخته است. دنیای نو دیگر مولد آدمهای نو نیست، بلکه آدمهای نو هستند که دنیای نو را خواهند فهمید و ساخت.

نظر1
ترجمه از:
آرش برومند

پیشتر این تصور عمومی حاکم بود که انقلاب به معنای جایگزین کردن سرمایه داری بوسیله یک تمامیت یا سیستم دیگر است. اکنون می توانیم ببینیم که آنگونه ایده انقلاب موفقیتی نداشته است. و ما می توانیم ببینیم که این نوع مفهوم و ایده تمامیت، در پیوند تنگاتنگ با سازمان کار بشری بمثابه کار مجرد قرار دارد.

لطف‌الله میثمی

مقام رهبری و نظام جمهوری اسلامی هم درواقع بر این نكته صحه گذاشتند كه نیروی مخالف می‌تواند در چارچوب قانون قدرت را به‌دست بگیرد، بنابراین مخالفت قانونی با عملكرد و سیاست‌های حاكم نمی‌تواند با براندازی یكسان شمرده شود... آلترناتیوی كه در چارچوب راهكارهای قانونی مانند فعالیت‌های حزبی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، رفراندوم قانونی و... به ارائه دیدگاه‌های خود می‌پردازد، نمی‌تواند با نیروی برانداز یكی شمرده شود.

حسن نادری

در تاریخ اندیشه هیچ ایده ای مثل پیشرفت تا این اندازه عمر کوتاه و متضادی نداشته است. از نظر بسیاری این ایده از همان ابتدای تولدش، مرده بود. بدون شک در ابتدا در جریان نخستین انقلاب صنعتی، "پیشرفت" به هم سطح باورهای به چالش کشیده، کاهش داده شده بود. سپس با فاجعه آشویتز (اردوگاه اسرای نازی) و هیروشیما، کلمه "پیشرفت" آن چنان مسئله برانگیز شد که بجای آن از واژه خنثی "تغییر" استفاده می شد. سرانجام هر گونه تغییر را پیشرفت نامیدند.

تحول مفاهیم حق و جزا، و بنابراین تحول حقوق، به اعتباری چیزی جز تجریدی شدن و غیرشخصی شدن مدام این مفاهیم نیست... لغزش دیدگاهی در هر دو شعار "می بخشیم، اما فراموش نمی کنیم" و "نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم" همانا تقلیل مجدد مفاهیم حق و جزا به اموری شخصی یا سیاسی و در هر حال مقید است. برای روشن شدن موضوع، بیائیم بر این سؤال مکث کنیم که "این کیست که می بخشد یا نمی بخشد؟".

علی پورنقوی

سهراب فیض آبادی

درقرن هفتم میلادی، امپراتوری روم محو شده است، مسیحیت در حران وجودی وهم هستی شناسانه قراردارد؛ امپراتوری پارسها که حتا با تبدیل شدن به حکومت مغ ها، نه تنها بحران چند قرنی اش را سروسامانی نبخشیده است، بلکه راه اضمحلال تجربه شده امپراتوری روم را پیشرو دارد. …ظهوراسلام واستقرارتقریبا دویست ساله اش درتمام این مناطق و پیام وشمشیروحدت ووحدت زیرلوای یک خدای واحد، درحقیقت، نقد روند اضمحلالی است که نشان داده شد. این بحران ازهمان دسته بحرانهایی بود که هرسه حوزه الهیات، فلسفه، وتاریخ را در برگرفت و اساسا حتا تا باز تعریف خدا نیز پیشرفته و..

سهراب فیض آبادی

مهندسی معکوس – شیوه تولید آسیایی و استبداد
آنچه که “استبداد آسیایی” یا “شیوه تولید آسیایی” نامیده شده است، در حقیقت، همزیستی ثبات بخش و امنیت ساز – داخلی و خارجی- و امتزاج بسیار جاافتاده این سه شیوه کشاورزی زمین – پایه، گله داری زمین – پایه، و آهنگری-صنعتگری روح- پایه بوده است و از این مسیر اساسا خود، جاده و تمدنی دیگر را بنا نهاده است.

سهراب فیض آبادی

آنچه که “استبداد آسیایی” یا “شیوه تولید آسیایی” نامیده شده است، در حقیقت، همزیستی ثبات بخش و امنیت ساز – داخلی و خارجی- و امتزاج بسیار جاافتاده این سه شیوه کشاورزی زمین – پایه، گله داری زمین – پایه، و آهنگری-صنعتگری روح- پایه بوده است و از این مسیر اساسا خود، جاده و تمدنی دیگر را بنا نهاده است.

سهراب فیض آبادی

آنچه که "استبداد آسیایی" یا "شیوه تولید آسیایی" نامیده شده است، در حقیقت، همزیستی ثبات بخش و امنیت ساز – داخلی و خارجی- و امتزاج بسیار جاافتاده این سه شیوه کشاورزی زمین - پایه، گله داری زمین - پایه، و آهنگری-صنعتگری روح- پایه بوده است و از این مسیر اساسا خود، جاده و تمدنی دیگر را بنا نهاده است.

فرخ نعمت پور

تجربە ایران نشان می دهد کە تئوری مورد نظر چپها در اوائل انقلاب در مورد نیروهای تازە بە قدرت رسیدە، یک تئوری ناکارآمد بود. ناکارآمد نە از این لحاظ کە چپها موفق بە جلب آنان بە طرف جبهە کشورهای سوسیالیستی نشدند، بلکە از این لحاظ کە تجربە جمهوری اسلامی کل این تئور را بە چالش کشید و کشیدە است. تجربەای کە در آن ایدەئولوژی آنقدر قوی بود کە توانست نیروهای بینابینی را بدون آنکە بە طرفی بپیوندند بە کسب هویت سیاسی مستقل رهنمون شود.

نظر1
سهراب فیض آبادی

امروز د ر ایران به مارکس نقاد ماقبل صنعت احتیاج داریم و نه هنوز به عنوان نقاد سرمایه داری در کاربرد در امور اجتماعی و سیاسی، بلکه در جایگاه راهنمای تاریخی و نظری این امور به او احتیاج هست. مارکس های دیگر باید در دانشگاه ها بعنوان یکی از صاحبنظران معتبر – شاید یگانه- در جایگاه تاریخگر و نظریه پرداز، و حتا آرمانگرای عدالت جو، موضوع تدریس و تحقیق قرار گیرند.

صادق کار

مذاکرات پیش روی برای هردو طرف فرصتی است برای اثبات حسن نیت و ارادە آنها برای رسیدن بە توافقی جامع و پایدار پیرامون این مناقشە و زدن مهر پایان بر تحریمهایی کە بنیانهای اقتصادی کشور را در معرض تلاشی بیشتر قرار می دهند. متاسفانە جبران زیانهای کلان مختلفی کە در اثر سیاستهای هستەای حکومت بە جامعە ما تحمیل گردیدە ناممکن است، اما چنان کە گفتە شد، جلوی ضرر را هر جا کە بگیرند، منفعت است. مسئولیت هیئت اعزامی حکومت برای کامیابی مذاکرات و گذاشتن نقطه پایان بر زیانها و خسارات آتی، بیش ازنمایندگان ۵+ ۱ است؛ زیرا لاینحل ماندن مناقشات موجود و طولانی شدن زمان تحریمها بە منافع ملی واقعی ایران آسیبهای شدیدتری وارد خواهد کرد.

محمود سریع القلم

ما به دلیل یك مورد، كشور باعظمت و موثری مانند مصر را كنار گذاشتیم و از تاثیرگذاری بر آن محروم شدیم... اندیشههای ما در كلیت منطقه، مبنا نیستند هرچند در هر كشوری، حاشیهای از ما طرفداری میكند. تلقی منطقه خاورمیانه از ما عمدتا نظامی و امنیتی است و استنباطهای علمی، فناوری، اقتصادی، تولیدی، نرمافزاری، هنری و كارآمدی ندارد.

برزويه طبيب

اما مهمترین تغییر، پیوستن کارکنان تولید فکری به صفوف پرولتاریا است. معلمین، دانشگاهیان، هنرمندان، روزنامه نگاران، پزشکان، پرستاران، مهندسین، محققین و غیره که در گذشته به صورت خویش کارفرما عمل می کردند، یا عمدتا از درآمد هایی غیر از این کارها امرار معاش می کردند، اکنون به صورت مزدبگیران درآمده اند. جنبش کارگری، دیگر به کارخانه محدود نیست.

برزويه طبيب

برخلاف نظر اقای سروش، مارکس نقد دین را نه تنها برصدرننهاده بلکه آنرا بی اهمیت می داند. مارکس دین را نقد نمیکند، بلکه شرایط زندگی را که دین نمودی از بین هزاران نمود دیگر آن است، نقد می کند.ازنظر مارکس، نقد واقعی ومبارزه اصلی نه مبارزه بین ایده ها وصورآگاهی، بلکه مبارزه هستی آگاه یعنی انسانها، برای تغییرشرایط عینی اقتصادی خود، ازطریق تصرف واستحاله قدرت سیاسی، می باشد.

سهراب فیض آبادی

اگر تجربیات این سی و چندساله را از جایگاه عدم تشخیص و تمایز، و تفکیک مقولات دولت (استیت)، حکومت (گاورنمنت)، مورد توجه قرار دهیم، شاید بتوان به ریشه نظری و نقد گذشته یا تولید تاریخ در ایران و در گروهها و شکلگیریهای مختلف سیاسی و اجتماعی، از جوانب مختلف پی برد.

مجید عبدالرحیم پور

طرفداران پادشاهی مشروطه و رضا پهلوی، نظير اصلاح طلبان طرفدار ولایت فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی، هنوز در تناقض خود ساخته گرفتارند. اما اگر بخواهند می توانند، گرهی را که خود درست کرده اند، خود نيز باز کنند.

مجید عبدالرحیم پور

ایرانی شدن مشروطیت، فقط ریشه در اسلامی کردن قانون اساسی و متمم آن نداشت بلکه در فکر و فرهنگ شهریاری خدا سالار ایرانی و قانونی کردن شهریاری خداسالار ایرانی نیز ریشه داشت. جباریت سیاسی در ایران از قدیم تا دروان انقلاب مشروطیت و تا به امروز نیز، ریشه در اندیشه شهریاری خداسالار ایرانی، اسلامی و شیعی دارد.

مجید عبدالرحیم پور

متاسفانه بعداز انقلاب بهمن، طرفداران پادشاهی، بجای نقد شاه و پادشاهی دین گوهر ایرانی و گسست از آن، برای بازگرداندن جامعه ایران به پادشاهی، تلاش میکنند... بخش عمده پادشاهیان در دوران گذشته درماندهاند و قصد بررسی و نقد آن را ندارند و بخش کوچکی کوشش میکنند از منظر مدرنیته به انسان، جامعه، حقوق انسان، سیاست و عملکرد پادشاهان پهلوی نگاه کنند، بیآن که از پادشاهی بگسلند.

حسن نادری

مبارزه ایدئولوژیک ما همچنین از بین کلمات و واژه ها گذر خواهد کرد و ابن هم در واقع به ما برمی گردد تا تعریف جدیدی از تکامل و فرا گشت این تظام سرمایه داری ارائه دهیم: قانون جنگل، قانون قویترها یا هرج و مرج (آنارشی) نئولیبرالی. بدتر از آنکه بعضی ها این برگشت به عقب را بعنوان مدرن جا می زنند. این هم چیزی جز کلاهبرداری باورنکردنی نیست. زیر این ایدئولوژی، تلاش به بازگشت به سرمایه داری وحشی قرن قبل یعنی به قبل از دستاوردهای بزرگ اجتماعی دارد.

صفحه‌ها