انديشه سياسی

پیغام خطا

Warning: array_key_exists() expects parameter 2 to be array, null given در theme_image_formatter() (خط 605 در /usr/www/users/karonlin/modules/image/image.field.inc).
دنیز ایشچی

نظام سرمایه داری و مدل اقتصادی آن توسط شرکتهای چندملیتی و به نیروی سمبه های امنیتی، حقوقی، سیاسی و نظامی آن نظام غالب اقتصادی را تشکیل می دهند. رشد روز افزون اهمیت مدلهای دیگر اقتصادی دولتی و تعاونی از یک طرف و کاربرد ایده های سوسیالستی از قبیل تامین اجتماعی، بهداشت و تحصیل رایگان و غیره توسط اکثریت حکومتهای جهانی نشان می دهند که این مدلها بصورت خزنده در حالت پیشرفت اند.

فرخ نعمت پور

پس باعروج حکومت اسلامی، نه‌ تنها پلورالیسم مدرن که‌ طلایه‌دارانش در راه‌ بودند، به‌ عقب نشینی واداشته شد، بلکه پلورالیسم سنتی موجود نیز از طریق یک نظام مستبد دینی به‌ چالش کشیده‌ شد. و حال سردمداران تنها مدرنیستها را مقابل خود ندارند، بلکه‌ علاوه‌ بر پلورالیستهای سنتی در مقابل باورداران مذهبی ـ سکولار مدرنی هم قرار گرفته‌اند که‌ تعبیری متفاوت، هم از حکومتیان و هم از پلورالیستهای سنتی دارند.

سهراب فیض آبادی

. دردوران سرمایه مالی یا انباشت سنجنده همگانی، انسان عملا به شبح مبدل میگردد، واقعیت وخیال و رویا و توهم، همگی در یک امتزاج سیال، تمام دستآوردها را به حوزه "طبیعت – فرهنگ – تاریخ" برده و از آن مانعی جدید برای پیشرفت انسان بوجود میآورد و ضرورت رهایی از این طبیعت در حالیکه از طبیعت پیش انسانی بنیادا رهایی یافته است – حال انسان اسیر حاصل کار خود گردیده است، و ظاهرا رهایی از این باید آنچه پشت سرگذاشتن سرمایه داری، و بنای سوسیالیسم نامیده شده اند، باشد.

نظر1
سهراب فیض آبادی

. دردوران سرمایه مالی یا انباشت سنجنده همگانی، انسان عملا به شبح مبدل میگردد، واقعیت وخیال و رویا و توهم، همگی در یک امتزاج سیال، تمام دستآوردها را به حوزه "طبیعت – فرهنگ – تاریخ" برده و از آن مانعی جدید برای پیشرفت انسان بوجود میآورد و ضرورت رهایی از این طبیعت در حالیکه از طبیعت پیش انسانی بنیادا رهایی یافته است – حال انسان اسیر حاصل کار خود گردیده است، و ظاهرا رهایی از این باید آنچه پشت سرگذاشتن سرمایه داری، و بنای سوسیالیسم نامیده شده اند، باشد.

از بی‌حقی مطلق نمی‌توان به مفهوم حق رسید. تجربه‌ای از حق باید امکان‌پذیر شود تا بتوان حق‌خواهانه به انتقاد از وضع موجود پرداخت. انقلاب بهمن بر مبنای تجربه‌ای از حق صورت گرفت: آن کس که حقی نداشت، می‌دانست که حقی وجود دارد و او بر آن شد آن را بخواهد و آن کس که در محدوده خود حقی داشت و از آن آگاه بود، در پی گسترش آن بود. انقلاب اما بر مدار حق پیش نرفت

سهراب فیض آبادی

در ایران ما احتیاج بسیار به درک این جنبه از زمانه یمان داریم- در ادراک تاریخی، در توان نظری و کوشش عملی در تمام زمینه ها – دنیای در حال تولد همه چیزش بکلی دگرگون است، و از جمله خود عاملین تغییر و تحول. این چنین پدیده یی در گستردگی و عمق سرگذشت بشر ناشناخته است. دنیای نو دیگر مولد آدمهای نو نیست، بلکه آدمهای نو هستند که دنیای نو را خواهند فهمید و ساخت.

نظر1
ترجمه از:
آرش برومند

پیشتر این تصور عمومی حاکم بود که انقلاب به معنای جایگزین کردن سرمایه داری بوسیله یک تمامیت یا سیستم دیگر است. اکنون می توانیم ببینیم که آنگونه ایده انقلاب موفقیتی نداشته است. و ما می توانیم ببینیم که این نوع مفهوم و ایده تمامیت، در پیوند تنگاتنگ با سازمان کار بشری بمثابه کار مجرد قرار دارد.

لطف‌الله میثمی

مقام رهبری و نظام جمهوری اسلامی هم درواقع بر این نكته صحه گذاشتند كه نیروی مخالف می‌تواند در چارچوب قانون قدرت را به‌دست بگیرد، بنابراین مخالفت قانونی با عملكرد و سیاست‌های حاكم نمی‌تواند با براندازی یكسان شمرده شود... آلترناتیوی كه در چارچوب راهكارهای قانونی مانند فعالیت‌های حزبی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، رفراندوم قانونی و... به ارائه دیدگاه‌های خود می‌پردازد، نمی‌تواند با نیروی برانداز یكی شمرده شود.

حسن نادری

در تاریخ اندیشه هیچ ایده ای مثل پیشرفت تا این اندازه عمر کوتاه و متضادی نداشته است. از نظر بسیاری این ایده از همان ابتدای تولدش، مرده بود. بدون شک در ابتدا در جریان نخستین انقلاب صنعتی، "پیشرفت" به هم سطح باورهای به چالش کشیده، کاهش داده شده بود. سپس با فاجعه آشویتز (اردوگاه اسرای نازی) و هیروشیما، کلمه "پیشرفت" آن چنان مسئله برانگیز شد که بجای آن از واژه خنثی "تغییر" استفاده می شد. سرانجام هر گونه تغییر را پیشرفت نامیدند.

تحول مفاهیم حق و جزا، و بنابراین تحول حقوق، به اعتباری چیزی جز تجریدی شدن و غیرشخصی شدن مدام این مفاهیم نیست... لغزش دیدگاهی در هر دو شعار "می بخشیم، اما فراموش نمی کنیم" و "نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم" همانا تقلیل مجدد مفاهیم حق و جزا به اموری شخصی یا سیاسی و در هر حال مقید است. برای روشن شدن موضوع، بیائیم بر این سؤال مکث کنیم که "این کیست که می بخشد یا نمی بخشد؟".

علی پورنقوی

سهراب فیض آبادی

درقرن هفتم میلادی، امپراتوری روم محو شده است، مسیحیت در حران وجودی وهم هستی شناسانه قراردارد؛ امپراتوری پارسها که حتا با تبدیل شدن به حکومت مغ ها، نه تنها بحران چند قرنی اش را سروسامانی نبخشیده است، بلکه راه اضمحلال تجربه شده امپراتوری روم را پیشرو دارد. …ظهوراسلام واستقرارتقریبا دویست ساله اش درتمام این مناطق و پیام وشمشیروحدت ووحدت زیرلوای یک خدای واحد، درحقیقت، نقد روند اضمحلالی است که نشان داده شد. این بحران ازهمان دسته بحرانهایی بود که هرسه حوزه الهیات، فلسفه، وتاریخ را در برگرفت و اساسا حتا تا باز تعریف خدا نیز پیشرفته و..

سهراب فیض آبادی

مهندسی معکوس – شیوه تولید آسیایی و استبداد
آنچه که “استبداد آسیایی” یا “شیوه تولید آسیایی” نامیده شده است، در حقیقت، همزیستی ثبات بخش و امنیت ساز – داخلی و خارجی- و امتزاج بسیار جاافتاده این سه شیوه کشاورزی زمین – پایه، گله داری زمین – پایه، و آهنگری-صنعتگری روح- پایه بوده است و از این مسیر اساسا خود، جاده و تمدنی دیگر را بنا نهاده است.

سهراب فیض آبادی

آنچه که “استبداد آسیایی” یا “شیوه تولید آسیایی” نامیده شده است، در حقیقت، همزیستی ثبات بخش و امنیت ساز – داخلی و خارجی- و امتزاج بسیار جاافتاده این سه شیوه کشاورزی زمین – پایه، گله داری زمین – پایه، و آهنگری-صنعتگری روح- پایه بوده است و از این مسیر اساسا خود، جاده و تمدنی دیگر را بنا نهاده است.

سهراب فیض آبادی

آنچه که "استبداد آسیایی" یا "شیوه تولید آسیایی" نامیده شده است، در حقیقت، همزیستی ثبات بخش و امنیت ساز – داخلی و خارجی- و امتزاج بسیار جاافتاده این سه شیوه کشاورزی زمین - پایه، گله داری زمین - پایه، و آهنگری-صنعتگری روح- پایه بوده است و از این مسیر اساسا خود، جاده و تمدنی دیگر را بنا نهاده است.

فرخ نعمت پور

تجربە ایران نشان می دهد کە تئوری مورد نظر چپها در اوائل انقلاب در مورد نیروهای تازە بە قدرت رسیدە، یک تئوری ناکارآمد بود. ناکارآمد نە از این لحاظ کە چپها موفق بە جلب آنان بە طرف جبهە کشورهای سوسیالیستی نشدند، بلکە از این لحاظ کە تجربە جمهوری اسلامی کل این تئور را بە چالش کشید و کشیدە است. تجربەای کە در آن ایدەئولوژی آنقدر قوی بود کە توانست نیروهای بینابینی را بدون آنکە بە طرفی بپیوندند بە کسب هویت سیاسی مستقل رهنمون شود.

نظر1
سهراب فیض آبادی

امروز د ر ایران به مارکس نقاد ماقبل صنعت احتیاج داریم و نه هنوز به عنوان نقاد سرمایه داری در کاربرد در امور اجتماعی و سیاسی، بلکه در جایگاه راهنمای تاریخی و نظری این امور به او احتیاج هست. مارکس های دیگر باید در دانشگاه ها بعنوان یکی از صاحبنظران معتبر – شاید یگانه- در جایگاه تاریخگر و نظریه پرداز، و حتا آرمانگرای عدالت جو، موضوع تدریس و تحقیق قرار گیرند.

صادق کار

مذاکرات پیش روی برای هردو طرف فرصتی است برای اثبات حسن نیت و ارادە آنها برای رسیدن بە توافقی جامع و پایدار پیرامون این مناقشە و زدن مهر پایان بر تحریمهایی کە بنیانهای اقتصادی کشور را در معرض تلاشی بیشتر قرار می دهند. متاسفانە جبران زیانهای کلان مختلفی کە در اثر سیاستهای هستەای حکومت بە جامعە ما تحمیل گردیدە ناممکن است، اما چنان کە گفتە شد، جلوی ضرر را هر جا کە بگیرند، منفعت است. مسئولیت هیئت اعزامی حکومت برای کامیابی مذاکرات و گذاشتن نقطه پایان بر زیانها و خسارات آتی، بیش ازنمایندگان ۵+ ۱ است؛ زیرا لاینحل ماندن مناقشات موجود و طولانی شدن زمان تحریمها بە منافع ملی واقعی ایران آسیبهای شدیدتری وارد خواهد کرد.

محمود سریع القلم

ما به دلیل یك مورد، كشور باعظمت و موثری مانند مصر را كنار گذاشتیم و از تاثیرگذاری بر آن محروم شدیم... اندیشههای ما در كلیت منطقه، مبنا نیستند هرچند در هر كشوری، حاشیهای از ما طرفداری میكند. تلقی منطقه خاورمیانه از ما عمدتا نظامی و امنیتی است و استنباطهای علمی، فناوری، اقتصادی، تولیدی، نرمافزاری، هنری و كارآمدی ندارد.

برزويه طبيب

اما مهمترین تغییر، پیوستن کارکنان تولید فکری به صفوف پرولتاریا است. معلمین، دانشگاهیان، هنرمندان، روزنامه نگاران، پزشکان، پرستاران، مهندسین، محققین و غیره که در گذشته به صورت خویش کارفرما عمل می کردند، یا عمدتا از درآمد هایی غیر از این کارها امرار معاش می کردند، اکنون به صورت مزدبگیران درآمده اند. جنبش کارگری، دیگر به کارخانه محدود نیست.

برزويه طبيب

برخلاف نظر اقای سروش، مارکس نقد دین را نه تنها برصدرننهاده بلکه آنرا بی اهمیت می داند. مارکس دین را نقد نمیکند، بلکه شرایط زندگی را که دین نمودی از بین هزاران نمود دیگر آن است، نقد می کند.ازنظر مارکس، نقد واقعی ومبارزه اصلی نه مبارزه بین ایده ها وصورآگاهی، بلکه مبارزه هستی آگاه یعنی انسانها، برای تغییرشرایط عینی اقتصادی خود، ازطریق تصرف واستحاله قدرت سیاسی، می باشد.

صفحه‌ها