انديشه سياسی

حسن نادری

این سیستم نه تنها بر زندگی شغلی ما، بر سیاست ما، در زندگی اجتماعی ما، بلکه از طریق "جعبه های تصاویر ساز" خود بر زندگی خصوصی ما هم حکمرانی می کند. این اولین بار در تاریخ است که انسان تا به این حد از استقلال بسیار کمی برخوردار بوده و تحت فشار دائم والزامات بر خواسته از یک منشاء و یک گروه ذینفع واحد قرار گرفته است.

سهراب فیض آبادی

هر اندیشه یی و هر عملی، در واقع، اعتبارشان در ترکیبشان است، و اعتبار متفکر در نشان دادن ارتباطات درونی و بیرونی میباشد که که انها را بهم متقابلا وابسته کرده است. فراموش نشود که تمام فعالین سیاسی ایران اصلا "اهل سیاست" بوده اند، و بعدا احتمالا "اهل اندیشه" شده اند و چون در سیاست میتوان و هم ضروریست که بلاواسطه نیز صحبت کرد، چنین تصوری درحوزه اندیشه/نظر هم نفوذ کرده است.

سهراب فیض آبادی

یعنی، بازسازی گذشته با نگاه گذشته برای حفظ گذشته- "باروکی" دیگر که با آن "محافظه کاری" خود آتش انقلاب را شعله ور میکند تا "باروک گذشته گرا" را به "باروک آینده گرا" مبدل کند. با نگاه آینده به سراغ گذشته برای حفظ آن رفتن، اجبارا، به با نگاه آینده آینده را ساختن فرا خواهد رویید، این رویش از دوره میانجی "با نگاه آینده گذشته راساختن" حتما باید بگذرد. و این آدرس فعلی جهان ماست و هم ایران ما.

مهرزاد وطن آبادی

گرچه جابجایی طبقات و مدرن سازی ایران با سرعت بوقوع پیوسته و آدمهای از طبقه متوسط با ارزش های مدرن آشنا شده اند، اما همچنان سایه لایه های سنتی حکمفرماست. آیا ترکیبی از ارزشهای سنتی و مدرن پدید خواهد آمد؟ نشانه های آن کجاست؟ اگر ترکیب را پدید نیاورده اند امکان آن چگونه ارزیابی میشود؟ و آخر اینکه آیا اساسا وحدت در جهت ایجاد همسانی میسر میشود.

مهرزاد وطن آبادی

در بخش نخست " محافظه کاری صورت ایدئولوژیک ندارد، مکتب رفتاری است " خواندید که میزان و گستره محافظه کاری در دوران های مختلف متفاوت بوده است و همواره به یک صورت پدیدار نشده و نمیشود.*

در بخش دوم " محافظه کاری در ایران مقوله پیچیده و پر معما " آشکار ساختم که محافظه کاری در ایران علیرغم نقش خاص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از جایگاه اجتماعی چندان ضعیفی برخوردار نبوده اما در شاکله قدرت بویژه در طول حیات جمهوری اسلامی حضور مؤثر داشته و دارد.**

مهرزاد وطن آبادی

محافظه کاری در ایران علیرغم نقش خاص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از جایگاه اجتماعی درخور برخوردار نبوده است. محافظه کاری در ایران به یک فحش سیاسی میماند تا یک شناسنامه سیاسی، بیشتر با انگ و برچسب نظری – سیاسی است که رادیکال ها بر پیشانی منتقدان خود مینشانند.

مهرزاد وطن آبادی

میزان و گستره محافظه کاری در دوران مختلف متفاوت بوده است و همواره به یک صورت پدیدار نشده و نمی شود. محافظه کاری در درجه بالا به صورت ثبات گرایی مطلق، دیرینه پرستی و دیرینه محوری نمود پیدا کرده است. اما با وجود چهره های گوناگون، لیکن هیچگاه در قالب ایدئولوژی رخ ننموده است .بنابراین میتوان گفت محافظه کاری، بیشتر نوعی مکتب رفتاری محسوب میگردد.

بهزاد کریمی

در مفهوم فاجعه ملی، درنگ بیشتری باید کرد تا پیش از همه دریافت که این یک نوع کشتن ملت بود. در این کشتار، آن تنوع گسترده ایی که ملت ایران از نظر جنسیت، سن و نسل، تبار ملی- قومی، نوع باورمندی های فکری یا دینی، و ... دارد به روشنی قابل رویت است.

حمید سهرابیان

فویر باخ در "روح مسیحیت"، و تحت تاثیر او، مارکس، بخطا، این روند را روند "از خود بیگانگی" دانسته اند. در حالیکه این برخورد، باز هم بخطا، "انسان" را یک موجود کامل خلق شده ورای تاریخ، یعنی خود روند انسان شدنش، انگاشته است. دقیقا بهمین دلیل، مارکس فهمیده تر و با تجربه تر، به درستی، به اندیشه "از خود بیگانگی" باز نگشت.

یورگن لورنتسن
ترجمه از:
نریمان رحیمی

واقعاَ خوشحالم که جنبش چپ سالهای 70 میلادی از خشونت رمانتیک خودش فاصله گرفت و به جای آن از پشتیبانان مهم دموکراسی اروپایی شد. ولی بر خلاف بلوغ سیاسی که در مورد جوانان جنبش چپ صورت گرفت، راستهای بنیادگرا مرتباَ شکلهای جدیدی از پشتیبانی از ترور سیاسی را پرورش می دهند.

منوچهر صالحی

براى توضیح خردگرایانه آنچه در ایران رُخ داد، باید از همانجاى تاریخ بیآغازیم كه در غرب زمینه برای پیدایش روند ِ«سِكولاریسم» فراهم گشت، یعنى باید بهدورانى از تاریخ بازگردیم كه خُرده بورژوازى اروپا با اتكأ بهباورهاى مذهبى خویش كوشید بهحكومتِ خودكامه فئودالى كه مانعى بر سرِ راه رشدِ او بود، خاتمه دهد.

فرخ نعمت پور

در یک جامعە مدرن و پسامدرن درهم تنیدە بە ایدەهای سوسیال دمکرات، آنگاە کە سخن بر سر نوع نگاە بە شهیدان است، گرایش نە بر تسخیر آیندە از طریق خون شهیدان، بلکە از طریق تسخیر آیندە بر مبنای گرایشهای عقلانی برنامەهای سیاسی و اجتماعی این شهدا است. برجستە کردن خون در مصاف سیاسی، خودبە خود بە خون دگر می رسد؛ بە خونخواهی می رسد. در حالی کە برجستەکردن پایەهای فکری مدرن و عقلانی آنان، نە بە خون، بلکە بە گسترش و تعمیق بیشتر رویاهای آنان می انجامد.

رامین جهانبگلو

جوامعی که درگير خشونت های سياسی بوده اند برای درمان زخم های خود از مکانيسم های حقوقی و صلح آميز گوناگونی در سطوح ملی و بين المللی استفاده کرده اند. مهمترين اين مکانيسم ها قانون مداری و همکاری های حقوقی در زمينه های بين المللی با تاکيد هرچه بيشتر بر اعلاميه جهانی حقوق بشر و کنوانسيون های سازمان ملل متحد است.

منوچهر صالحی

اتاتورك در تركیه و نیز رضاشاه در ایران سیاستی را پیاده كردند كه انگلستان خواهان تحقق آن در منطقه بود، مبنی بر استقرار حكومت مركزی قدرقدرت و نابودی تمامی نهادهای دمكراتیك در این دو كشوری که همسایه اتحاد جماهیر شوروی بودند تا قدرتمندان خارجی و داخلی بتوانند بدون كنترل افكار عمومی پروژههائی را پیاده كنند كه با منافع انگلیس همسوئی داشتند.

حمید سهرابیان

بسیاری این دو مفهوم و مقوله را از یکدیگر تشخیص نمی دهند. در حالیکه زور بازمانده ایست از دوران حیوانیت، قدرت، در عوض، یک محصول انسانی پس از رنسانس است، و درست تر بگوییم، دستآورد رنسانس است.

منوچهر صالحی

نگاهى به تاریخ جهان نشان میدهد در تمامى كشورهائى كه در آنها مناسباتِ سرمایهدارى روندِ رشدِ خود را آغاز كرد، در ابتدأ جنبشِ بورژوازى تحتِ تأثیر اندیشه دینى قرار داشت و میكوشید با بهرهگیرى از آن اندیشه از منافع خود در برابر حكومتهاى فئودال دفاع كند. امّا هر اندازه مناسباتِ تولیدِ سرمایهدارى از انكشافِ بیشترى برخوردار شد، بههمان نسبت نیز علوم بیشتر پیشرفت كردند و بهتدریج زمینه براى رشد و نمو اندیشه علمى فراهم گشت.

منوچهر صالحی

در این جستار بهبررسی واژه و پدیده سکولاریسم در ایران میپردازیم و میکوشیم نشان دهیم که چرا در حوزه فرهنگی- تمدنی ایران این پدیده پیدایش نیافت و چرا تمامی تلاشهای ایرانیان طی 130 سال گذشته برای تحقق دولت قانونی سکولار با شکست روبرو شد. طنز تاریخ آن است که با پیروزی انقلاب مشروطه در ایران نخستین انقلاب سیاسی در آسیا برای ایجاد دولت دمکرات و مبتنی بر ارزشهای سکولاریسم تحقق یافت.

فرخ نعمت پور

همین قهرمانان، حال در بستری جهانی و با انتقال محل منازعە از لوکال بە گلوبال می خواهند با استفادە از همین مفهوم سنتی در جهانی بشدت پیچیدەتر شدە، امکان تحولات مورد نظر خود را فراهم سازند. امری کە در بسیاری موارد بە فاجعەای هم برای خود حاملان این ایدە، و هم برای جوامعشان و مردمان کشورهای دیگر تبدیل گردیدە است.

منوچهر صالحی

دولت سکولار که نسبت به ادیان بیطرف است، یگانه ظرفی است که در درون آن باورهای دینی مختلف میتوانند بدون هراس از یکدیگر در گفتمان اجتماعی شرکت جویند. زیرا دولت سکولار بدون آن که شیرازه جامعه از هم بپاشد، یگانه نهادی است که میتواند از تبدیل شدن هنجارهای دینی یک مذهب به هنجارهای غالب اجتماعی جلوگیری کند.

نصرت شاد

مارکس بعد از شکست انقلاب اروپا در سال 1848 به طبقه کارگر انگلیس امید بست و برای ادامه راه آزادی بسوی پاریس روان شد. هاینریش هاینه؛ شاعر معروف آلمانی، بعد از آشنایی خود با مارکس در پاریس، او را دکتر جوان انقلاب نامید.

صفحه‌ها