انديشه سياسی

بهزاد کریمی

در مفهوم فاجعه ملی، درنگ بیشتری باید کرد تا پیش از همه دریافت که این یک نوع کشتن ملت بود. در این کشتار، آن تنوع گسترده ایی که ملت ایران از نظر جنسیت، سن و نسل، تبار ملی- قومی، نوع باورمندی های فکری یا دینی، و ... دارد به روشنی قابل رویت است.

حمید سهرابیان

فویر باخ در "روح مسیحیت"، و تحت تاثیر او، مارکس، بخطا، این روند را روند "از خود بیگانگی" دانسته اند. در حالیکه این برخورد، باز هم بخطا، "انسان" را یک موجود کامل خلق شده ورای تاریخ، یعنی خود روند انسان شدنش، انگاشته است. دقیقا بهمین دلیل، مارکس فهمیده تر و با تجربه تر، به درستی، به اندیشه "از خود بیگانگی" باز نگشت.

یورگن لورنتسن
ترجمه از:
نریمان رحیمی

واقعاَ خوشحالم که جنبش چپ سالهای 70 میلادی از خشونت رمانتیک خودش فاصله گرفت و به جای آن از پشتیبانان مهم دموکراسی اروپایی شد. ولی بر خلاف بلوغ سیاسی که در مورد جوانان جنبش چپ صورت گرفت، راستهای بنیادگرا مرتباَ شکلهای جدیدی از پشتیبانی از ترور سیاسی را پرورش می دهند.

منوچهر صالحی

براى توضیح خردگرایانه آنچه در ایران رُخ داد، باید از همانجاى تاریخ بیآغازیم كه در غرب زمینه برای پیدایش روند ِ«سِكولاریسم» فراهم گشت، یعنى باید بهدورانى از تاریخ بازگردیم كه خُرده بورژوازى اروپا با اتكأ بهباورهاى مذهبى خویش كوشید بهحكومتِ خودكامه فئودالى كه مانعى بر سرِ راه رشدِ او بود، خاتمه دهد.

فرخ نعمت پور

در یک جامعە مدرن و پسامدرن درهم تنیدە بە ایدەهای سوسیال دمکرات، آنگاە کە سخن بر سر نوع نگاە بە شهیدان است، گرایش نە بر تسخیر آیندە از طریق خون شهیدان، بلکە از طریق تسخیر آیندە بر مبنای گرایشهای عقلانی برنامەهای سیاسی و اجتماعی این شهدا است. برجستە کردن خون در مصاف سیاسی، خودبە خود بە خون دگر می رسد؛ بە خونخواهی می رسد. در حالی کە برجستەکردن پایەهای فکری مدرن و عقلانی آنان، نە بە خون، بلکە بە گسترش و تعمیق بیشتر رویاهای آنان می انجامد.

رامین جهانبگلو

جوامعی که درگير خشونت های سياسی بوده اند برای درمان زخم های خود از مکانيسم های حقوقی و صلح آميز گوناگونی در سطوح ملی و بين المللی استفاده کرده اند. مهمترين اين مکانيسم ها قانون مداری و همکاری های حقوقی در زمينه های بين المللی با تاکيد هرچه بيشتر بر اعلاميه جهانی حقوق بشر و کنوانسيون های سازمان ملل متحد است.

منوچهر صالحی

اتاتورك در تركیه و نیز رضاشاه در ایران سیاستی را پیاده كردند كه انگلستان خواهان تحقق آن در منطقه بود، مبنی بر استقرار حكومت مركزی قدرقدرت و نابودی تمامی نهادهای دمكراتیك در این دو كشوری که همسایه اتحاد جماهیر شوروی بودند تا قدرتمندان خارجی و داخلی بتوانند بدون كنترل افكار عمومی پروژههائی را پیاده كنند كه با منافع انگلیس همسوئی داشتند.

حمید سهرابیان

بسیاری این دو مفهوم و مقوله را از یکدیگر تشخیص نمی دهند. در حالیکه زور بازمانده ایست از دوران حیوانیت، قدرت، در عوض، یک محصول انسانی پس از رنسانس است، و درست تر بگوییم، دستآورد رنسانس است.

منوچهر صالحی

نگاهى به تاریخ جهان نشان میدهد در تمامى كشورهائى كه در آنها مناسباتِ سرمایهدارى روندِ رشدِ خود را آغاز كرد، در ابتدأ جنبشِ بورژوازى تحتِ تأثیر اندیشه دینى قرار داشت و میكوشید با بهرهگیرى از آن اندیشه از منافع خود در برابر حكومتهاى فئودال دفاع كند. امّا هر اندازه مناسباتِ تولیدِ سرمایهدارى از انكشافِ بیشترى برخوردار شد، بههمان نسبت نیز علوم بیشتر پیشرفت كردند و بهتدریج زمینه براى رشد و نمو اندیشه علمى فراهم گشت.

منوچهر صالحی

در این جستار بهبررسی واژه و پدیده سکولاریسم در ایران میپردازیم و میکوشیم نشان دهیم که چرا در حوزه فرهنگی- تمدنی ایران این پدیده پیدایش نیافت و چرا تمامی تلاشهای ایرانیان طی 130 سال گذشته برای تحقق دولت قانونی سکولار با شکست روبرو شد. طنز تاریخ آن است که با پیروزی انقلاب مشروطه در ایران نخستین انقلاب سیاسی در آسیا برای ایجاد دولت دمکرات و مبتنی بر ارزشهای سکولاریسم تحقق یافت.

فرخ نعمت پور

همین قهرمانان، حال در بستری جهانی و با انتقال محل منازعە از لوکال بە گلوبال می خواهند با استفادە از همین مفهوم سنتی در جهانی بشدت پیچیدەتر شدە، امکان تحولات مورد نظر خود را فراهم سازند. امری کە در بسیاری موارد بە فاجعەای هم برای خود حاملان این ایدە، و هم برای جوامعشان و مردمان کشورهای دیگر تبدیل گردیدە است.

منوچهر صالحی

دولت سکولار که نسبت به ادیان بیطرف است، یگانه ظرفی است که در درون آن باورهای دینی مختلف میتوانند بدون هراس از یکدیگر در گفتمان اجتماعی شرکت جویند. زیرا دولت سکولار بدون آن که شیرازه جامعه از هم بپاشد، یگانه نهادی است که میتواند از تبدیل شدن هنجارهای دینی یک مذهب به هنجارهای غالب اجتماعی جلوگیری کند.

نصرت شاد

مارکس بعد از شکست انقلاب اروپا در سال 1848 به طبقه کارگر انگلیس امید بست و برای ادامه راه آزادی بسوی پاریس روان شد. هاینریش هاینه؛ شاعر معروف آلمانی، بعد از آشنایی خود با مارکس در پاریس، او را دکتر جوان انقلاب نامید.

حمید سهرابیان

چگونه میشود “ترازویی” - دولتی (استیت) - ساخت که ارزش پایانی ( زمان- کار- انسانی) را اندازه بگیرد و آن را با ضروریات انسانی بسنجد که نه “سرمایه” (منابع) به تنها عنوانی و کاغذی تبدیل شود، و نه میلیون ها نفر “صد شبه” سرکار روند و “یکشبه” بیکار شوند. بدون گسترش و حاکمیت قانون ارزش- کار از تغییر و تحول خبری نیست

پیروزی چشمگیر خاتمی در دو دوره و همچنین دستیابی نیروهای «اصلاحطلب» در دوران خاتمی به اکثریت کرسیهای مجلس نمایانگر تلاش قشر متوسط ایران برای تحقق و گسترش نهادهای مدنی، یعنی نهادهای بیرون از حوزه اقتدار دولت در ایران بود. و میدانیم که بدون وجود نهادهای مدنی دمکراسی نمیتواند بهوجود آید و اگر هم ایجاد شد، از دوام برخوردار شود.

منوچهر صالحی

پس دولت سکولار باید از یکسو آزادی دینی را تضمین کند، یعنی پیروان هر دینی باید از آزادی تبلیغ برای ارزشهای دینی خود برخوردار باشند، اما از سوی دیگر دولت نمیتواند نسبت بهارزشهائی بیاعتناء باشد که میتوانند صلح و هم زیستی اجتماعی را بهخطر اندازند. دولت سکولار باید جامعه را آنچنان سازماندهی کند که پیروان همه ادیان بتوانند با حفظ هویت دینی خویش در صلح و صفا با هم زندگی کنند و نه چون سودان و نیجریه، پاکستان و هندوستان، افغانستان و عراق پیروان ادیان مختلف در پی نابودی فیزیکی هم دیگر باشند.

منوچهر صالحی

دیکتاتوری بدون خود کیش شخصیت نمیتواند وجود داشته باشد. استالین در روسیه به «آموزگار کبیر پرولتاریای جهان» بدل شد. در آلمان در دوران سلطه نازیها هیتلر را «رهبر» نامیدند و در ایران دوران پهلوی، محمدرضاشاه به «آریامهر»، در جمهوری اسلامی خمینی به «امام» و «رهبر انقلاب» و خامنهای به «رهبر معظم انقلاب اسلامی» بدل شدند.

منبع اولیه تفکر "پسااسلامگرایی" جدید در واقع جمهوری اسلامی است. شکست پروژه اسلامگرایی در ایران پس از انقلاب برای تحقق حقوق شهروندی، آزادیهای اساسی، حقوق بشر و یک زندگی شرافتمدانه برای اکثریت مردم بسیاری از ایرانیان را به سوی دیدگاه "پسااسلامگرایی" سوق داده که در آن دین محترم است، معتقدین آزادانه عمل می کنند ولی دولت را در اختیار دولتیان منتخب مردم از راه های دموکراتیک و آزاد وامی گذارند.

منوچهر صالحی

از نقطه نظر جامعهشناختى «سِكولاریزاسیون» به روندى گفته میشود كه در بطن آن فرهنگ حاكم بر جامعه كه در ابتدأ داراى ملاط دینى بود، بهتدریج جنبههاى دینى خود را از دست بدهد و به فرهنگى غیردینى بدل گردد. از آنجا که فرهنگ غالب اجتماعی شالوده کارکردها و گفتمان اجتماعی را تشکیل میدهد، پس هنگامی که فرهنگِ دینزدوده به فرهنگ غالب اجتماعی تبدیل شود، جامعه به دوران سکولاریسم پا نهاده است.

علی صمد

فوكو كه ميخواست به مقاومت در برابر قدرت دامن بزند، از مقاومت در برابر ساختار نهايی قدرت در جامعه – يعنی دولت – عاجز مي ماند. به عبارت ديگر، بر خلاف رويه ی همشيگی نظريه پردازان سياسی كلاسيك، نقد دولت نميتواند با تفكر در باره نحوه ايجاد يك دولت مطلوب در آميزد، چرا كه در انسان مورد نظر فوكو، سركوب درونی شده و به همين دليل او حتي نميتواند به شيوه زندگی ديگری بينديشد.

صفحه‌ها