صادق شکيب

شایعه و هدف از ایجاد آن چیست

تفاوت شایعه پیش بینی نشده و شایعه طراحی شده

برای ایجاد یک شایعه باید حتما زمینه سازی و بستر سازی وجود داشته باشد. یعنی از یک حادثه و یک رویداد جهت تعمیم به یک سناریوی دیگر استفاده کردن… شایعه یعنی مسموم کردن افکار عمومی و جهت دادن آن افکار مسموم به سمت هدف مخرب… شایعه یعنی بیرون راندن ناجوانمردانه رقیب از میدان جنگ و رقابت نابرابر با پشتوانه افکار عمومی.

استبداد صغیر را نمی دانم؛ ولی از حرمسرای ناصری اطلاع دارم!

کسی که دربارۀ حکمرانان کشورش در دورۀ معاصر، مهم‌ترین اطلاعات را نداشته باشد، چه درکی از «تحول» و «تغییر» و «آینده» دارد؟ چند ایرانی را می‌شناسید كه بداند چرا در مجلس پنجم مشروطه از پیشنهاد رضاخان، مبنی بر تغییر سلطنت قاجار به جمهوری، استقبال نشد؟ چرا بازدیدكنندگان از «خانۀ مشروطیت» در تبریز به اندازۀ زائران یكی از امامزاده‌های كاشان نیست؟ آیا مردم ایران می‌دانند چرا انگلیسی‌ها رضاشاه را تبعید كردند؟ آیا كسی می‌داند چرا ناصرالدین شاه مخالف تدریس جغرافیای بین الملل در دارالفنون بود؟ این دانستنی‌ها برای ما به اندازۀ باران برای باغ لازم است.

گفتاری دربارۀ مسئلۀ ملی

تودۀ مردم را هشیار نموده با بسیجی همگانی سیاست و اهداف جنایت‌کاران را عقیم گذارند. هم‌چنین، روشن و مـــشخص سازند که تنها راه‌حل عادلانۀ مسئلۀ ملی جزئی جدایی‌ناپذیر از سایر خواست‌های دمکراتیک سرا سری مردم کشورمان است و راه‌حلی بر بستری عقلانی در چارچوب حفظ و پاسداری از تمامیت ارضی و در نظر داشتن منافع ملی کل میهنمان را می‌طلبد

شمه‌ای دربارۀ تأثیرات سرکوب

آسیب‌شناسی چپ از موارد مهمی است که بایستی شجاعانه توسط خود این جریان با بازشناخت عمیق تاریخ راستینش و در ارتباط با روند زندگی اجتماعی بررسی شود. تا با اخذ تجربه از پیشینه‌ی خون بارش دست‌مایه‌ی کسب آموزه‌هایی باشد تا بتواند هر چه پربارتر و باصلابت‌تر به‌سوی آینده رهسپار شود.

ابرام ساندویچی و مشتری پولدارش !

پیرایشگر خوش سیما با صدایی که از طنینش رنج وغم می تراوید ، گفت: می دانی این آقا ابرام فرد کم ظرفیت و بی گذشتی است وگرنه از این جوانان بیکار که همیشه به جای پول شپش در جیبشان وول می خورد ، برای اصلاح سر اینجا هم می آیند و بعد از اتمام کار به بهانه شستن دست وصورت از صندلی پا شده ، در می روند

بیمارستان

... او هم با پرس و جو فهمیده قیمت پلاتین لازمه، یک میلیون و هشتصد هزار تومان است. با احتساب هزینه های دیگر، معالجه اش سه میلیون برایش آب خواهد خورد. می گوید: "دیناری در بساطم نیست تا چه رسد به مبلغ نجومی سه میلیون تومان. منتظرم ساعتی بگذرد تا بتوانم با تاریکی بیشتر هوا لباسم را بپوشم و بروم پی کارم. بگذار هر چه می خواهد پیش آید. فوقش دستم کجکی جوش می خورد."

طنین گوش خراش وزوز مگس

پشت میز نشسته بودم و کتاب می خواندم. صدای وزوز مگسی که انگار جایی گیر افتاده بود آزارم می داد. احساس رخوت میک ردم. تصمیم به جبران مافات گرفته بودم! برنامه های ناتمام یا شروع نشده از هر طرف احاطه ام کرده بودند و به زور سعی می کردم در زیر این فشار روحی تمرکز داشته باشم.

فاتحان نهایی تاریخ

بگذار انسان های بیگناه را برای ارضای نفسانیات حیوانیشان بکشند. مبارزان را تحقیر و قتل عامشان نمایند. به خود و تاریخ وقیحانه دروغ گویند، با اجیر مزدوران با هزاران ترفند برای طولانی ساختن حاکمیتشان توطئه ها چینند. اگر چنگیزخان مغول ها، ناپلئون ها، هیتلر ها و بسیار جانوران خون ریز ددمنش طرفی از جنایات خود بستند و سرانجام نیکی یافتند، امپریالیست ها و نوکرانشان به خطا نمی روند.

معرفی رمان تاریخی "اشک سبلان"، نوشته ی ابراهیم دارابی

روح رئالیستی حاکم بر کتاب که در ابعاد مختلف هنری و در فضاهای گوناگون و متنوع دلپذیری ارائه می شود، ستودنی و درخور ارزش و احترام است. با تعمقی بر سبک و محتوای بس غنی این اثر دریافته می شود که در عرصه ادب و فرهنگ سرزمینمان رمان نویسی در این زمینه می رود تا به مرزهای پر شکوه و نوین و آموزنده ای دست یابد. درست به همین دلیل این کتاب جایگاه خاصی در ادبیات داستانی کشورمان داشته و خواهد داشت.

شعبان قهوه چی

همکارم روزنامه را از دستم گرفته است. انگار صدایش را از فرسنگها دورتر می شنوم. کلماتی بریده یریده: باباجان کجایی حواست کجاست؟ به خودم می آیم. زل می زنم به صورتش که از تعجب تغییر شکل داده است. روزنامه و تیتر لعنتی را نشانم می دهد. راستی چرا ارقام را با دلار می نویسند؟ مگر واحد پول ما ریال و تومان نیست؟ نکند دیگر ریال و تومان برای برخی ها معنای خود را از دست داده است و ما خبر نداریم؟

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - صادق شکيب