عبدالستار دوشوکی

نباید شعارهای ملت را بنفع سلطنت مصادره یا تحریف کرد

تا آنجایی که بنده خبر دارم و از بقیه دوستان نیز تفحص نموده ام؛ مردم زاهدان یا چابهار یا هیچکدام از شهرهای استان سیستان و بلوچستان در طی دو هفته گذشته هیچگونه شعاری در حمایت از نظام پادشاهی و یا رژیم گذشته نداده اند. زیرا پدران آنها هرگز خیری از رژیم گذشته ندیده بودند تا در قرن بیست و یکم در حسرت و فراق دوران به اصطلاح طلایی ماقبل "امام" و "انقلاب" احساس دلتنگی بکنند.

حمایت صریح مولوی عبدالحمید از تجمعات اعتراضی مردم

مولانا عبدالحمید «شنیدن خواسته‌های مردم» را مورد تاکید قرار دادند و گفتند: مهم این است که مردم دیده شوند و خواسته‌های آنان شنیده شوند. مردم از یک طرف با مشکل کمبود درآمد و از طرف دیگر با فشارهای شدید اقتصادی و هزینه‌های سنگین زندگی مواجه هستند. بیکاری و فقر بسیار زیاد است.

توهین نادرست اصلاح طلبان به مردم عاصی و معترض ایران

اما شوربختانه اصلاح طلبان برونمرزی و درونمرزی در داخل و خارج از دولت روحانی، از جمله اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور ، بجای تمکین و تصدیق، بعد از شنیدن پیغام قیام مردم، آنها را به تعبیر خویش مشتی "فریب خورده در زمین بازی جناح مقابل (بخوان اصولگرایان)" خوانده و بجای پاسخگویی به مطالبات بر حق مردم، در یک مانور "جنگ جناحی" نمک توهین بر زخم های کهنه مردم می پاشد، که بسی تلخ و اندوه آور است.

مهستان یا کودکستان بزرگسالان "خبرگان رهبری سکولارها"

اگر به دستور کار (۱) و مباحث پیشنهادی کنگره دو روزه سکولار دموکرات ها در کلن آلمان که نگارنده نیز یکی از سخنرانان میهمان بود، بنگریم؛ هیچگونه دستور کار یا سخن و یا پیشنهادی از "مهستان" وجود ندارد. به همین دلیل در طی دو روز بحث و سخنرانی ها در مورد مقوله های مختلف هیچکدام از سخنرانان اشاره ای به ضرورت تشکیل مهستان نکردند، چون این مقوله در جدول برنامه ها و سخنرانی ها (۱) اصلا وجود نداشت؛ و ذکری از آن هم به میان نیامده بود

ایران: ملتی پریشان و سرگردان بین پاسارگاد و کربلای معلی

سه اتفاق مقارن در طی روزهای جاری انگیزه نوشتن را برای نگارنده بوجود آوردند. اول تجمع عاشقان روز کوروش در پاسارگاد که اتفاق نیفتاد، چون همه راه ها بدانجا بسته بود. دوم تجمع بیش از صد نفر از فعالان سکولار دمکرات در کلن آلمان. سوم اربعین عاشقان حسین در کربلای معلی که بصورت حتمی در شرف وقوع است، چون ظاهرا راه میلیونها ایرانی به آنجا ختم می شود

آی ملت، به داد ما برسید

تاکنون کنفرانس‌ها و جلسات بی‌شماری برای پیشبرد این طرح برگزارشده است. ده‌ها نهاد حکومتی، شرکت‌های خصولتی، وزارتخانه‌ها و ارگان‌های نظامی و امنیتی متولی این طرح هستند. اگرچه ریاست طرح بر عهده معاون وزیر دفاع و تولیت آن با نیروی دریایی است، نه‌تنها در بین اعضای بی‌شمار ستاد توسعه سواحل مکران، بلکه حتی در بین بیش از صد شرکت و نهادهای متعدد حکومتی حتی یک نهاد مردمی و بومی سهام‌دار یا به‌نوعی دخیل در این طرح نیست.

چرا از سخنان حسن روحانی باید حمایت کرد

دفاع از مردم بلوچ و سیستانی، بعد از بیست سالی تشنگی و آوارگی مردم و بعد از چهار سال سکوت دولت، توسط افغانها بمثابه "اهداف شوم" کشور ایران تلقی می شود که برای دفع آن ظاهرا همگی افغانها در راستای منافع ملی خودشان (بخوان منافع خشخاشی) متحد شده اند. دولت روحانی نباید تحت تاثیر اینگونه شانتاژها و تهدیدات کشور محصور افغانستان قرار گبرد.

طرح توسعه سواحل مکران یا نابودی بلوچستان؟

تبعیضات قانونی و فراقانونی بر علیه اهل سنت در زمینه های گوناگون بر هیچ کسی پوشیده نیست. درج دین در کنار بسیاری از سوالات عجیب و غریب همواره در فرم های استخدامی کشور وجود داشته. اما در طی سالهای اخیر درج مذهب (سـُـنی یا شیعه) در بسیاری از فرم های استخدامی رایج شده است. هدف اصلی مشخص نمودن مذهب در فرم های استخدامی بر همگان واضح است. اما حیرت آور اینجاست که حتی در فرم های استخدامی برای تکنسین مکانیک یا تکنسین برق مذهب حتما باید مشخص شود.

شکست مفتضحانه اپوزیسیون در انتخابات

بعقیده من اکنون نیز بعد از آن "جمعه خونین" فرصت دیگری است تا بدور از تظاهر و زهدنمایی عملکرد خود را زیر زره بین نقد قرار داده و علل این افتضاح شکست گونه و رقت انگیز چهل میلیونی را مورد برسی و کالبدشکافی قرار بدهیم و از آن درس بگیریم. یا وگرنه روزی فرا خواهد رسید که یک اپوزیسیون منزوی سرخورده می ماند و حوضش!

چرا اهل سنت و اقوام نباید به روحانی رای بدهند

اما در رابطه با اقلیت ها و اهل سنت و اقوام غیرفارس ایرانی ایشان عامدن و مشخصن و صراحتن خلف وعده کرده اند. در نتیجه رای دادن مجدد به ایشان خود دون شماری آشکار و تحقیر و تذلیل نفس خودی می باشد و لاغیر

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - عبدالستار دوشوکی