ملی - قومی

رحیم رئیس نیا

با سركوبي حكومت فرقه، صمد صباحي نيز دستخوش گرفتاري ها شد و به دنبال آزادي از زندان، در تهران اقامت گزيد و پس از تحمل دربدري ها و دوندگي ها بالاخره از سال ۱۳۲۸ در سالن هاي فرهنگ وپارس به كار پرداخت و بعضي از آثار نمايشي تركي آذري را به زبان فارسي برگردانده، به روي صحنه آورد.

اصولا ما همیشه خواستار آن بودیم که با احزاب دمکرات و مترقی برای مبارزه مشترک در جهت تحقق اهداف ملل تحت ستم ایران، به طور کلی خلقهای ایران، با هم همکاری بکنیم و همیشه هم برای این همکاری ها آماده بودیم و هستیم. توصیه کنگره سیزدهم هم در همین جهت و در همین راستا است. اما در مورد اتحاد عمل پایدار سیاسی که ما با سازمان اتحاد فدائیان و راه کارگر داشتیم که ما سالهاست که با هم هستیم در این اتحاد عمل، اگرچه در گزارش نیامده و مشخصا اسمی از آن برده نشده، اما به این معنا نیست که ما عدولی کرده باشیم و یا برای ما سئوالی در این مورد پیش آمده باشد.

یوسف عزیزی بنی طرف

جامعه شناسان و روانشناسان میگويند که در کنار زبان رسمی (فارسی) بايد زبان ساير قوميتها هم تدريس بشود. اين شيوه برای آموختن صحيح زبان فارسی به کودک غير فارس نيز موثرتر است . اين از ضروريات کار است. اين کاری است که در اکثر کشورهای چند مليتی دنيا نظير هند، عراق، پاکستان، سوييس، بلژيک، نيجريه انجام میشود و حتی در دبيرستان ها و دانشگاه ها نيز زبانهای قوميتها تدريس میشود.

گروه کار ملی - قومی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

ما اميدواريم که اعتراض به اين گونه ستم‌ها، فقط از سوي فعاليت جريان‌هاي ملي صورت نگيرد، بلکه تمامي احزاب و جريانات سياسي که براي استقرار دمکراسي در ايران مبارزه مي‌کنند، با صداي رسا عليه تبعيض ملي، در هر شکل برخيزند و حل دمکراتيک مسئله ملي را جزو خطوط اصلي برنامه خويش قرار دهند.

اکنون که در آستانه‌ انتخابات دوره‌ی دهم ریاست جمهوری هستیم، اطمینان دارم که فعالین جنبش آذربایجان‌ خواهند توانست با حضور (و نه الزاما شرکت) در انتخابات نقش بارزی در صحنه اجتماعی عهده‌دار شوند. لذا در صورتی که سیر جنبش را ارزیابی می‌کنیم می‌بینیم که این جنبش مرتبا در حال بالندگی بوده بنابراین تصویر آینده‌ در ذهن من بسیار روشن و امیدوار کننده است.

یوسف عزیزی بنی طرف

اغلب اينها وابسته به حكومتند يا استاد دانشگاه اند يا كارشناس وزارت خانه هاي مختلف ؛البته بين اينها،تفاوت ديدگاه هم هست ولي در مجموع آنها از ناسيوناليسم افراطی فارس گرا تغذيه مي شوند. به نظر من حتي با اينها هم بايد گفتگو كرد چون اينها ادعاي روشنفكري و آکادمیک بودن دارند.علم،البته نياز به پژوهش دارد و دوری از هر گونه تعصب و تنگ نظري قومی و نژادی که متاسفانه در این آقایان نیست.

اسعد محمودى ديگر فردى است كه به نقد سخنان جلايى پور پرداخته. تمام نقد اين نويسنده بر جلايى پور به يك سخن او برمى گردد: «سراب فدراليسم و غفلت از پلوراليسم» و بنابراين در پاسخ به ادعاى جلايى پور كه معتقد بوده است، پلوراليسم مورد غفلت قرار گرفته و فدراليسم در حالى كه يك سراب است مدام مطرح مى شود، مى گويد: «حاكميت هاى تك حزبى همگى از حضور اجتماعى عناصرى كه جدايى و يا رهايى آن احتمال برود جلوگيرى مى كنند و به همين دليل نيز در ايران، تسلط نهاد سياسى بر نهاد اجتماعى شكل گيرى پلوراليسم حتى در ساحت فكرى نيز امرى غيرممكن است.

یوسف عزیزی بنی طرف

کولي هاي - که عمدتا در شهرهاي اهواز و آبادان بودند- در ترويج موسيقي عربي در خوزستان نقش داشتند اما از آنها اصيل تر گرو ه هاي موسيقي "الخشابه" بودند که از مرگ نهايي موسيقي عربي خوزستاني در عصر پهلوي جلوگيري کردند و حتي به ترويج آن در برابر موسيقي مبتذل وکوچه بازاري فارسي هم کمک کردند.

فةذؤخ نيعمةتپور

لةم قؤناغةوة هةتا قؤناغي هةصبژاردنةكاني مةجليسي حةوتةم كة خاصي كؤتايي رةوتي ريفؤرم خوازانةي بةرةي دوووي خورداد لة ئثرانة، ئةگةر چي شايعةي وتووثژ لة نثوان هةر دوو لايةندا بة گوث دةگا، بةصام لاني كةم شاهيدي رووداوي وةك تيرؤري ضييةننا نين تا بة رةسمي سةلمثنةري ئةوة بثت كة هثشتا وتووثژهةر بةردةوامة. لة راستيدا زةمةني نثوان دووي خورداد و مةجليسي حةوتةم كة رةنگة شياوترين و لةبارترين قؤناغي وتووثژ بؤ هةر دوولايةن بوو، هيچي لةنةكةوتةوة. رةنگة هةوصي زؤريش درابث، بةصام بة هؤي هاودژيي لة ناو رژيمدا و بة هؤي ئةوة كة رژيم هثشتا هةندث لة تايبةتمةندييةكاني قؤناغي دةوراني شةذو پثش شةذي ماوة( وةك نةبووني گةصاصةيةكي مودثرن) بة ئةنجام نةگةيشتوون.

صفحه‌ها