گوناگون

علیشاه سلطانی

ساموئل بکت همچون غالب مهاجرین در غربت، با مشکل زبان مادر‌ی ویرقراری رابطه باسایرانسان‌ها روبروبود. او می‌نویسد: با ترک وطن نه تنها مادر، بلکه زبان مادری را نیزازدست داد.

ترجمه از:
نیره انصاری

با توجه به باور میل در خصوص انگیزه آگاهانهِ کنش انسانی و ارتباط آن با دموکراسی، به باور وی دموکراسی عبارتند از آفرینشِ حداکثرِ همسویی و توافق از سوی نظام سیاسی میان رضایت مردم و قانون اساسی است. بنابراین مشارکت سیاسی از منظر فایده باوران امری پر ارزش بشمار می آید.

علیشاه سلطانی

درباره آینده شعرمی‌توان گفت تازمانی‌که بین انسانها روابط دوستانه و عاشقانه و انسانی وجود دارد و نامه‌های دوستانه و عاشقانه نوشته می‌شود شعرنیزسروده خواهد شد. شعرنه تنها انعکاسی است اززبان آسیب دیده دوران بحران اجتماعی، بلکه دماسنجی است از زندگی معیوب مادرعصرفرار، سرگردانی و دلهره.

نظر3
احمد فهيمی

البته تفاوتهای بسیاری در محکوم بودن و اجبار در بیهودگی یک عمل با انتخاب عمل بیهوده برای گریز از مصائب دیگر وجود دارد! ولی با این حال هر دو دردی را بر بشر تحمیل می کنند! دردی که گاه از توان بشر خارج می شود و او را بسوی انتحار سوق می دهد

یداله بلدی

وضعیت بهداشتی بمراتب نارسا تر است. درمانگاه زندان‌ها اغلب فاقد پزشک متخصص است و فقط در روزهای خاص بیماران را می‌ پذیرند و بیماران باید روزها و هفته ها در صفت نوبت باشند و درد را تحمل کنند تا بتوانند به پزشک دسترسی داشته باشند. طبق آمار سال ۹۳ بیش از ۹۰۰ زندانی مبتلا به ایدز در زندان‌ها شناخته شده‌اند و چندین برابر نيز مبتلا به هپاتیت‌اند.

علیشاه سلطانی

امروزه اشاره می شود که تئوری ادبی مارکسیستی بدون نقد آثار رئالیستی بالزاک غیرقابل تصوربود. بوخارین می‌گفت، انقلاب باید فرمهای ادبی را نیز بغلطاند. بنظراو موضوع فر‌هنگ بعد از به قدرت رسیدن مردم مهمترین مشکل تمام انقلابات است. پیرزوی و شکست هرانقلابی بستگی به شکوفایی فرهنگی و ادبیات آن دارد. عقب افتادگی فرهنگی، سبب عقب افتادگی سیاسی می‌شود و خطری برای بازگشت توتالیتاریسم و بیزانسیسم است.

نصرت شاد

فویرباخ کوشید تا دیالکتیک هگل را به دیالکتیک ماتریالیستی نزدیک کند و بجای روح مطلق و روح جهان درفلسفه هگل، نیروی تولید و روابط اجتماعی را عامل مهم مطرح نماید. اوکوشید تا درسهای انقلابی فلسفه هگل را به میان جوانان معترض ببرد. یکی از این جوانان پرشور آن‌زمان کارل مارکس بود

نويد کرمانی

پیش از آنکه گفته شود اسلام علیه غرب می‌جنگد، باید گفت اسلام علیه خود می‌جنگد. این یعنی جهان اسلام دستخوش چنان درگیری درونی شده است که پیامدهای تکا‌ن‌دهنده آن در زمینه نقشه سیاسی و قومی منطقه با خطوط بطلان جنگ جهانی اول قابل قیاس است.

نصرت شاد

وبر از مقوله های ظاهرا عقل‌گریز مانند دین، اخلاق ،هنر، عشق و فرهنگ یاد میکند که با این وجود نظم درونی جهان را تعیین می کند. او آخرین انسان پروسه فرهنگی صنعتی شدن غرب را،انسانی بدون روح، لذت جو، و بدون قلب می‌نامد.

نصرت شاد

در نظر مورخین چپ، پوپر با نظریه ضدکمونیستی جامعه باز به تحسین از دموکراسی بورژوایی و رد هرنوع راه انقلابی برای حذف و انحلال کاپیتالیسم انحصاری پرداخت. اودرکتاب " جامعه باز و دشمنانش " در سال 1945 با اشاره به مارکسیسم و نازیسم، افلاتون و هگل را ازجمله پیامبران دروغین نامید. در نظرمارکسیست‌ها اومنکر وجود قوانین عینی پیشرفت اجتماعی است، چون او دیالکتیک ماتریالیستی را اتوپی و غیب‌گویی می‌دانست.

۹ سال پیش در ۲۷ شهریور ماه ۸۵، انوشه انصاری، سفر تاریخی خود را به سوی ایستگاه فضایی بین‌المللی آغاز کرد تا ضمن کسب عنوان نخستین زن فضاگرد جهان، نخستین ایرانی باشد که در طول تاریخ هزاران ساله ایران از فراسوی جو و اعماق فضا به پهنه پاک این خاک مهربان نگریسته است

نصرت شاد

دو اثر مهم کروپتکین «کمونیسم آنارشیستی» و «کمک متقابل درجهان انسان وحیوان» هستند. از جمله دیگرآثار می‌توان از: سخنان یک شورشی، تسخیرنان، و کتاب اخلاق آنارشیستی، نام برد. او با ساده نویسی خود، آنارشیستی معتدل بود که آنارشیسم میانه رو را نمایندگی می‌کرد. او می‌گفت که عمل آنارشیستی باید براساس انقلاب دائم با کمک کلام، نوشته، خنجر، سلاح و دینامیت باشد

نصرت شاد

پرودن، متفکر آنارشیست فرانسوی بین سالهای 1865-1809 زندگی نمود. مادرش آشپز، پدرش مسگر، و خودش کارگر چاپخانه بود. او می‌گفت: تا زمانی‌که تعادل و تساوی روی کره زمین برقرارنشود، خطر انقلاب در همه جا هست. وی برای نظم اجتماعی آنارشیستی، رفرم را پیشنهاد می‌کرد تا انقلاب را.

فرزانه روستایی

بحران خروج ایرانیان و سپس فرار مغزها از کشور با چهار موج انقلاب، انقلاب فرهنگی، سال های جنگ، و نیز ناامنی های پس از جنبش سبز شدت گرفت و هنوز ادامه دارد. شاید بزرگترین ریشه این رخداد را بتوان در اعوجاج نگاه رسمی و انقلابی به پدیده مهاجرت عنوان کرد که بنیانگذار انقلاب بارها در مورد آن صحبت کرد

نصرت شاد

 ویتگنشتاین، اعلان پایان فلسفه ذهن گرا

 در یک دیالوگ کوتاه خیالی یا حقیقی، ویتگنشتاین ( 1951 - 1889 ) ؛ فیلسوف اتریشی  از برتراند راسل سئوال زیر را می نماید - فکر نمیکنید که من دیوانه باشم؟  راسل - چرا ما باید آنرا بدانیم؟ ویتگنشتاین- چون اگر چنین باشد، خلبان خواهم شد و اگر چنین نباشد، فیلسوف خواهم گردید!

نصرت شاد

موضوع شعر نکراسف شرح علاقمندانه زندگی خلق و شکایت از اشراف بورژوایی جدید و نظام مالک الرعیتی تزاری است. موضوع دوم آثاراو روستاهای نظام فئودالی روسیه و بیان اجتماعی احساسات و افکار و آداب و رسوم دهقانان آنجاست.

نصرت شاد

بولگاکف کوشید تادر آثارش نشان دهد که در شرایط دیکتاتوری، اصلاحات اجتماعی و اقتصادی غیرممکن است. در زمان حیات تنها نمایشنامه ای که از او بشکل آزاد منتشر شد درام " روزهای خواهر توربین " بود که چون مورد علاقه استالین قرارگرفت، سازمان امنیت نتوانست بعدها بولگاکف را بقتل برساند

نصرت شاد

گورکی می‌نويسد: وظیفه ادبیات این است که به انسانها کمک کند تا خود را بشناسند و به خود اعتماد به نفس پیدا کنند و هنرمیتواند موجب هم بستگی و اتحاد انسانها گردد چون درهنر سادگی و حقیقت و زیبایی همچون سه خواهر جدا نشدنی از هم هستند وآنهایی که خودرا در خدمت ادبیات قرارمی‌دهند، نبایدازمردم فاصله بگیرند و یا در برج عاج خود بنشینند

نصرت شاد

چخوف پیرامون وضعیت روسیه زمان خود در نامه ای مینویسد - نه کسی به سیاست علافه دارد، نه امید به انقلاب، نه خدایی داریم، نه ترس از روح و اشباح، نه وحشتی از مرگ، ونه خوفی از حماقت!

ابوالفضل محققی

پس ازفوت ابوالحسن آن زنجیر ها نا پدید شدند ودیگر کسی آن ها را ندید .> اما ابوالحسن که من باشم بر عکس نوشته او زنده بودم وبه دستور مولایم فرمان دادم این گفته های حسن بن المثله جمکرانی را بر پوست بنویسند ونگاه دارند تا قرن ها بعد در زمان مقتضی اسرار آن بگشایند .آن زنجیرها در سرای من بود هر گونه آدمیان از اطراف واکناف بر در سرای من می آمدند هر کدام به نیتی تن بر آن زنجیر ها می مالیدند .آن زنجیر ها را سحری بود که چون برتن کسی مالیده می شد تن به قید می آمد وتسلیم بر او ظاهر می شد ودر حلقه زیر زمینیان در میآمد .

صفحه‌ها