گوناگون

نصرت شاد

گوگول غیرازداستانهای فولکلوریک خالق بهترین نوول های رمانتیک و کمدی های کلاسیک ادبیات روس نیز است . اوباکمک زبانی عامیانه و طبیعی و روزمره و طنزی آزادی بخش واقعیت تلخ اجتماعی را انسانی و خنده آور نشان داد.

رحمان

در این دنیا چه داری؟
از این دنیای حسرت و امید، چه می خواهی؟
که این سان
چشم و دل از تو ربوده است؟

نظر1

تورگنیف با انتقاد از نظام فئودالی، پیام آور شکل گیری نیروهای بورژوا دمکراتیک جدید روس بود. غیراز موضوع دهقانان، در زمان او احترام به زنان نیز در ادبیات آغازگردید و او برای نخستین بار زنانی را با شخصیت های قوی و مستقل در ادبیات روس مطرح نمود. در رمانهای تورگنیف زنان اغلب در رابطه با مبارزات اجتماعی، ازمردان قویتر هستند و با تکیه بر صداقت، خوش قلبی، شوق و اشتیاق به زندگی و خانواده، پا به پای مردان درزندگی ناگوار، فعال و کوشا هستند .

نصرت شاد

او همچون گاندی میگفت مقاومت اجتماعی نباید به خشم و خشونت تبدیل شود. تولستوی نه تنها ترور آشکار و مخفی دولتی را محکوم کرد بلکه اقدامات مسلحانه آنارشیستهای غیرمذهبی را هم سرزنش نمود. از جمله رمانهای او - جنگ و صلح، آناکارینا، رستاخیز، رقص روی کشتی، قزاق ها، اعترافات، قاضی مراد، مرگ ایوان ایلیچ، یک اتوبیوگرافی سه جلدی، قدرت تاریکی، هنرچیست؟ و جنازه زنده، هستند. او قبل از گورکی در کتاب اتوبیوگرافیک خود سه جلد دوران کودکی ،سالهای نوجوانی، و خاطرات جوانی را منتشر نمود.

فرخ نعمت پور

در یک متن نروژی در بارە رئالیسم جادوئی چنین آمدە است: "یک روش برای داستان سرائی کە در آن واقعیت و خیال در هم ادغام می شوند،... خوانندە فراخواندە می شود تا جادو را بە عنوان دنیای واقعی پذیرا شود،... در آن، درک قراردادی غرب از زمان، مکان، علت و معلول و هویت شخصی و ملی بە چالش کشیدە می شوند،..."١

نصرت شاد

داستایوسکی نه تنها استاد فن رمان نو در قرن 19 اروپاست بلکه از بزرگان ادبیات جهان در کنار بالزاک در مکتب ادبی اجتماعی رئالیسم انتقادیست. مورخین ادبیات جهان 4 غول و نابغه ادبیات شرق اروپا یعنی گوگول، تورگنیف، داستایوسکی و تولستوی را درمقابل چهاراستاد ادبیات غرب اروپا یعنی دانته، شکسپیر، سروانتس و گوته قرار میدهند.

نصرت شاد

در قرن 18 و 19، ادبیات رئالیسم انتقادی و از دهه 30 قرن بیستم، مکتب رئالیسم سوسیالیستی در شوروی غالب شدند. بلینسکی منتقد ادبی معروف، به ترجمه آثار مشهور غربی مانند گلداسمیت، والتر اسکات، لرد بایرون، گوته، شیلر، فونتان، پارنی، هومر و ورژیل پرداخت. نویسندگانی مانند هرتسن، چرنیشفسکی، دوبرولیت و غیره از طریق آثارشان راه رفرم اجتماعی سال 1861 را صاف کردند. غیر از فعالیتهای ژورنالیستی در این دوره ادبیات نیز به طرح پرسشهای سیاسی اجتماعی پرداخت. امروزه اشاره میشود که از طریق آثار ادبی تورگنیف، خواننده اطلاعات زیادی درباره روسیه پیش از انقلاب بدست آورد. نویسندگان بعد از رفرم، پیشگامان رمان و ادبیات پرولتری قرن بیست شدند.

نصرت شاد

باکونین، انقلابی کبیر روس میان سالهای 1876-1814 زندگی نمود. سرنوشت او تشکیل شده بود از مبارزه، مقاومت، فرار، تبلیغ، افشاگری، زندان، تبعید، دریافت حکم اعدام و غیره. او در روسیه و در اتریش آنزمان دو بار به اعدام محکوم شد ولی بر اثر فرار توانست جان سالم بدر برد. باکونین از سال 1868 خود را رسما آنارشیست نامید گرچه از نوع اراده گرایانه آن.

ترجمه از:
رضا کاویانی

اشپیگل: آیا امکان دارد اکنون با حضور این وزیر، کشور اسرائیل به سمتی سوق داده شود که آزادی های فرهنگی محدود شوند؟
جواب: این خطر دیده میشود که برخی از هنرمندان به خود سانسوری دچار شوند و به دلیل ترس از مجازات و یا تبعیض، از ابرازعقایدشان کوتاه بیایند. هنرمندان ما در شرایط های مختلفی قرار دارند. برخی از ما از روی شیفتگی و علاقه به هنر، در این عرصه فعالیت می کنیم. بسیاری از مجموعه هنرمندان کشور، تنها از طریق ارائه هنر خود امرار معاش میکنند و مسولیت تامین مالی خانواده هایشان را دارند.

احمد پورمندی

" پیوند با آزادی" کتابی است که خواندنش بر هر انسان آزادیخواه، سوسیالیست و سوسیال دموکراتی واجب است. در این کتاب و در میان نامه های سه غول سوسیال دمکراسی قرن بیستم، خواننده شاهد تدوین و توضیح ایده هایی است که تا همین امروز هم تازگی و ارزش نظری خود را حفظ کرده اند. مطالعه این کتاب در عین حال نشان می دهد که جستجوی بخش بزرگی از چپ های ایرانی که از سوسیال دموکرات خواندن خود گریزانند و برای تدوین پایه های نظری چیزی که دوست دارند آنرا "چپ، دمکرات، عدالت خواه، فمینیست و محیط زیستی" بنامند، به هر دری می زنند، تا چه میزان کودکانه و غم انگیز است.

نصرت شاد

آلکساند ر هرتسن، متفکر روس، از نظر فلسفی زیر تأثیر هگل و فویرباخ بود. لنین در باره او می نویسد که او تنگاتنگ در کنار ماتریالیسم دیالکتیکی مبارزه نمود ولی در مرز ماتریالیسم تاریخی توقف کرد، و متأسفانه او قانونمندی تاریخ را درک نکرد و در بند اتوپی باقی ماند.
مائو را می توان یکی از نظریه پردازان مارکسیسم چینی بشمارآورد. او درکتاب "در بارۀ تضاد" به تفسیر مستقلانه ای از مقوله های مارکسیستی پرداخت و می گفت که تضادهای عام فقط بصورت تضادهای خاص ظاهر می شوند و چنانچه یک مارکسیست این را نفهمد، دچار جزم گرایی فلسفی می شود.

نصرت شاد

نظریه پرداز آنارشیسم و یکی از مهمترین نمایندگان فردگرایانه است. او مخالف هرگونه وحدت و همکاری دولت و کلیسا در زمان خود بود و میگفت که خدا و شاه و میهن و شیخ اشتباهی مخوف هستند که باید از طرف شورشگران و مبارزان مورد نقد و نفی قرارگیرند.

یغما گلرویی

سال‌هاست دوران کتاب‌سوزی در جهان به سرآمده. در عصرِ ارتباطات نمی‌شود مقابل انتشار آثار ادبی ایستاد. هر کتاب ممنوعی روزی منتشر خواهد شد و این محدودیت‌ها تنها باعث می‌شوند شاعران و نویسندگان از تماشای بالیدنِ فرزندانشان محروم شوند. ما همچنان و با وجودِ تمام سنگ‌اندازی‌ها می‌کوشیم آینه‌ی تمام‌نمای جامعه و جهان خود باشیم. همچنان مشغول نوشتنیم و نقدِ قدرت را وظیفه‌ی خود می‌دانیم. با نداری و عدم امنیت و رفاه اجتماعی می‌سازیم و می‌دانیم کتاب‌های منتشر نشده‌مان روزی به دست مخاطب خواهند رسید و خوانده خواهند شد. جهانِ مدرن محدودیت را برنمی‌تابد.

نصرت شاد

آنارشیستها خودرا نوعی سوسیالیست میدانند. هدف آنان حذف استثمار انسان از انسان ونابودی دولت طبقاتی استثمارگر و خشن است. دشمنی آنان در درجه اول با دولت ، کلیسا، سرمایه، نیرو های سرکوب و امنیتی، نظام مردسالاری و سیستم حاکم است. نظریه آنارشیسم امروزه بخشی از تئوریهای سیاسی و فلسفه سیاست بشمارمی آید.

نصرت شاد

پیرامون او اشاره میشود که در سال 1968 در جنبش دانشجویی اروپا، بعضی ها مانند او دنبال بودیسم و بگوان رفتند و گروه دیگر به سازمانهای چریک شهری پیوستند. وی بعدها متهم شد که به جای فلسفه بافی، اسطوره گرایی میکند. اسلوترداک نه نویسنده ای فلسفی بلکه خالق اسطوره هاست ؛ اسطوره هایی که تحت تاثیر زمان هستی گرایی بودند.

سهراب فیض آبادی

از دید ایران، انقلاب بهمن باید از مخفیگاه در آید زیرا حداقل در بخش سلبی آن، به موفقیت جهانی یی بسیار بزرگ دست یافته است- و این هم در منطقه، و هم در جهان بمعنی پایان قطعی یکدوره است (شاید اگر پنجاه و هفت را شروع پایان جنگ سرد بگیریم، این مذاکرات و نتیجه آنرا میتوان پایان قطعی جنگ سرد محسوب کرد).
انقلاب بهمن بالاخره به مرحله استقرار نقد ایجابی و دفع ابهامات روند شکلگیری اش وارد شده است.

سهراب فیض آبادی

جهانی دیگر دارد می آید که چپ یعنی نقد ایجابی صاحب آن خواهد بود، و برای آمدن آن باید رهبری، برنامه ریزی و مدیریت این گذار را- بیواسطه یا بواسطه- بعهده بگیرد. فعلا نمونه چین را در دسترس داریم

نصرت شاد

شوپنهاور در بحث شناخت، جای هنر را در کنار فلسفه و علم مهم می دانست. در نظر او جهان را نمی شود شناخت بلکه میتوان آنرا فقط در نظر خود تصور کرد و ایمان به ابدی بودن روح و جهان، نشانه ترس و وحشت انسان از مرگ است، و وحشت از مرگ آغاز فلسفه گری و دلیل دین جویی انسان بود. در روی پرچم خانوادگی تبار شوپنهاور شعار " سعادت بدون آزادی غیرممکن است " قید شده بود.

نصرت شاد

هگل را پدرخوانده جهانبینی مارکسیسم نیز می نامند چون دیالکتیک پویای او مورد استفاده مارکس و انگلس قرار گرفت. مارکسیستها دیالکتیک هگل را موتور سیستم فکری رهایی بخش خود قرار دادند. فلسفه هگل آنزمان اهمیت خاصی در کشورهایی که در جستجوی هویت ملی - تاریخی بودند، یافت. هگل به جانبداری از انقلاب فرانسه در آغاز نوشت که آن انقلاب احساس هیجان انگیز طلوع آفتاب را در انسان زنده میکند.

"آن کسانی که داعش را به موصل هدایت کردند و مجوزِ گرفتنِ سلاح­ها را به داعش دادند، دولت مردانِ ترکیه بودند که یک­بار قطار سلاح برای داعش فرستادند. حالا من چگونه می­توانم از این دولت­ها درخواستِ سلاح کنم؟ امّا در نهایت، این دولت­ها، روزی که داعش علیه خودشان سلاح بردارد، خواهند فهمید." "ما در زندگی­مان خوشحال هستیم و خودمان را برای ترویجِ ارزش­های انسانی نامزد می­بینیم." گفتگو با ریحانه ص. ۲٦۴/ ۲٦۵ "من می­خواهم همه­ ی انسان­ها آزاد و برابر زندگی کنند. برای لقمه­ ای نان، برای مأمنی که زیرِ آن آرام گیرند و از سرزمینِ خود آواره نشوند. برای تحقق این­ها باید جنگید و مبارزه کرد." از نامه­ ی کادریه آرتاکایا به خانواده­اش ص.۲٦۹

به کوشش عباس سماکار و بهرام رحمانی

صفحه‌ها