دیدگاه‎ها

بيانيه ي تحليلي همبستگي براي دمكراسي وحقوق بشر در باره ي شرايط منتهي به رخدادهاي اخير كشور اكنون درپرتو بلوغ انديشگي وهمبستگي اجتماعي بر خاسته از رشد فراكير فن آوري اطلاعات ونيز به سبب در هم تنيدگي بحران چند سويه در حيات ملي كشورمان، مرحله ي ملي و دمكراتيك جنبش درايران مي تواند به بالندگي دست يابد وبرگي تازه را دردفترتحول تاريخي ميهن ما بگشايد

کانون مدافعان حقوق کارگر

انتخابی و یا پاسخگو بودن کلیه ی مقامات با رفع کلیه تبعیض های جنسیتی و برابری زن و مرد، تبعیض های ملی، مذهبی، برقراری عدالت اجتماعی و زندگی شرافتمندانه ، کار و اشتغال برای کل آحاد جامعه و ایجاد تشکلهای مستقل و در کلیه کارخانهها، سازمان ها، ادارات، مراکز آموزشی خواسته مردم در یک صد ساله گذشته بوده است. دیگر دوران حکومت فردی، توتالیتر، سرکوب و شکنجه سر آمده است و حکومت هیچگونه راهی جز تسلیم به مطالبات مردم ندارد

تاریخ جهان و ایران ما، نمونه های زیادی از جنگ میان حریصان قدرت را بیاد دارد. شاه عباس صفوی سر فرزندش را در راه تحکیم حاکمیت خود برید، نادر شاه افشار، برای حفظ قدرت خویش چشم فرزندش را کور کرد، و ... ولی، قدرت و حاکمیت آنها نه تنها هیچگاه ابدی نشد، حتی موجبات تسریع انقراض سلسله صفوی و افشار را فراهم آورد

تا این موج برخاسته مردم فروکش نکرده و یا به بی راهه نرفته است باید با طرح برنامه هائی که راه حلی برای این بیکاری و بحران سیاسی ارائه دهد، به تحرک این جنبش توان بیشتری بخشیم و خواسته های اکثریت قریب باتفاق مردم را برآورده سازیم

جمعی از اعضا و فعالان سازمان های فدائی، راه کارگر و حزب توده ایران داخل کشور

این تجربه ها را میتوان در تاریخ خواند و استفاده کرد. یکی از این تجربه های ارزشمند که لطفالله میثمی، از چریکهای قبل از انقلاب 57، مدون کرده این است که ما برای به نتیجه رسیدن دو انتخاب بیشتر نداریم: یا باید شعار نامحدود داشته باشیم ولی مقاومتمان محدود باشد؛ و یا بر سرِ شعاری محدود مقاومت نامحدود داشته باشیم.  

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن نقطه عطفی در تاریخ ایران به شمار می رود ، نیروهای ملی و دموکرات آذربایجان نیز با چنین درکی، تحلیل اتفاقات قبل و بعد از انتخابات را امری ضروری ارزیابی مینمایند. از سوی دیگر تعیین و تعریف چارچوبی تحلیلی برای نحوه مواجهه آذربایجان و شناخت دقیقتر این حوادث و چرایی آنها ، برای گامهای آینده ما بسیار مفید خواهد بود

کانون دمکراسی آذربایجان

بر پایه ی این چنین شرایط طبیعی و راهبردی- جغرافیایی، زمینه های توسعه و نیز گرایش های عقیدتی امكان مركزیت جهانی اسلام برای دولت ایران وجود نداشته و ندارد، و تلاش هایی نیز كه تاكنون دولت مردان ایرانی برای دستیابی به این جایگاه به عمل آورده اند با كنش- واكنش های بعدی مواجه شده، و به سبب افراط درسیاست های ملی و بین المللی خود آنان در این گیر و دار كم رنگ شده، و گاه به كل رنگ بافته است

مهار و کنترل بحران روبه رشد اجتماعی و سیاسی از وظایف اصلی دولت کودتا خواهد بود و در حقیقت چون بی برنامه و ناکارآمد است، عامل ناخواسته خیزش ها، نارضایتی ها و اعتراض های مردمی جدیدی خواهد شد

ملیحه محمدی

اینجا ناگزیر از طرح مطلبی هستم که من در بیان آن همیشه تنها هستم و مورد ایراد نزدیکترین همفکرانم اما باز همینجا به گمانم به جدیت بروز می یابد و آن اینکه تمام قدرت در دست رهبری و ناشی از او نیست! بلکه او کانالی برای اعمال برآمد قدرت های موجود در صحنه سیاست و اقتصاد و فرهنگ ایران است و اساساً قدرت سیاسی بیش از هر مقوله دیگری پایه های مادی و زمینی دارد؛ هر چقدر که در قانون اساسی کشوری منبعش اسمانی ذکر شده باشد!

احمد طباطبایی

دولت پر اشتباه و بی لیاقت او توان مالی مردم را تحلیل داد و بنیه اقتصاد کلان جامعه را به کمترین حد ممکن رساند. کارخانه جات یکی پس از دیگری بسته شدند و کارگرههای بیشتری در کنار خیابان به انتظار نشستند. پروژهای بزرگ ملی به دلیل سیاستهای خارجی مشکوک و مخرب او هر روز بیشتر تحت تحریمهای بین اللمللی قرار گرفت و هزاران پیمانکار داخلی ورشکسته شدند

برخلاف آنچه که رسانه های حامی احمدی نژاد وانمود می کنند، اساسا مصوبه مورد اشاره، نسبتی با اصل 15 قانون اساسی ندارد و حتی با عملیاتی شدن کامل مصوبه مذکور هم به هیچ روی نمی توان مدعی تحقق وعذه های تبلیغاتی احمدی نژاد مبنی براجرائی کردن اصل 15 قانون اساسی شد...

ما غالبا واژه ی مشروعیت را به عنوان معادل Legitimacy به کار می بریم که معادل دقیقی نیست. از این کلمه در زبان انگلیسی معانی مختلفی مستفاد میشود. در درجهٌ اول معانی درستي ، برحق بودن ، حقانيت، قانوني بودن و در درجهٌ دوم مشروعیت ، مشروع سازی ، روانی ، حلالیت ، حلال زادگی(2). ولی کلمهٌ مناسب برای داوری در مورد اعتبار یک حکومت «حقانیت» است نه «مشروعیت ». تصور می کنم هنگام آن رسیده است که با توجه به سی سال حکومت اسلامی در ایران روح واقعی را در کالبد کلمات بدمیم تا از سوء تفاهم های احتمالی جلوگیری شود.    

موید حرف من رفتار بازیگوشانه و سرخوشانه تظاهرات کنندگان و خاصه جوانان از ایشان است. این سرخوشی چیزی در خود دارد که شکست ناپذیر است. .اصلا ناشی از حس پیروزی است. یکی از بهترین چیزهایی که از مشاهدات دوستان در تهران شنیده ام و خوانده ام همین است. این حس مغلوب نبودن. حس سربلندی و این می گذرد و ایام چون شکر می آید

در شرایط فعلی وحدت ملی و مدنی اصلاحات ضرورت انکار ناپذیر است، و جا دارد صفوف مدنی "مطالبه محور" و "جنبش سبز ها" به بازنگری اندیشه های دینی دست یابند تا گفتمان گسترده و بی مرز مدنی امکان های بیشتری در مبارزه با دیکتاتوری ولایی کسب کنند

جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران - اکثریت (داخل کشور)

امروز چرا هیچ حزب و جبهه ای در کشور نداریم که بتواند جنبش مردم را هدایت و تقویت کند. موسوی را در کنار خود قرار دهد و در برابر این همه سرکوب در داخل کشور جنبش را یاری و تداوم آن را با اتخاذ راهکارهای درست تدوام بخشد

نامدار بی نام

همه احزاب و سازمانهای اپوزیسیون با وجود تفاوتهای بسیار باید بتوانند بر سر پلاتفرمی دمکراتیک اتفاق نظر نمایند. تجربه نشان میدهد تنها راه رسیدن به استقلال، آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی، سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی توسط مردم ایران با پیروی از شورای رهبری مشخص و برنامه ای شفاف است

خطاب به اساتید علوم ارتباطات روزگار غریبی است. می گویند آدم ها را در موقعیت های دشوار بهتر می توان شناخت. آری درست می گویند. این نکته را وقتی بهتر می توان فهمید که موقعیت ها پی در پی هم می آیند و می روند و مدعیان خاموشند. روی سخنم (بخوانید انتقادم) در این نوشته مدرسین حوزه ارتباطات و روزنامه نگاری هستند

اگر دستگاه دولت علیه نظام اجتماعی موجود به کار گرفته شود، یا نتواند خدمتگزار نظام اقتصادی ـ اجتماعی موجود برای دستیابی به رشد وتوسعهای متوازن و پایدار باشد، دولت دچار بحران شده است. بحث ما در این یادداشت این است که آیا دولت در ایران دچار بحران شده است؟ واگر چنین است، آیا این بحران به تغییر نظام اجتماعی خواهد انجامید یا به تغییر دولت در ایران؟ 

نرگس نوروزی

متأسفانه در مقطعهای مشخص و حساس در جنبش مبارزاتی مردم ایران، این رهبران جنبشها بوده و هستند که مسئولیت رهبری را نمیپذیرند و مردمی که تشنۀ آزادی و خواهان بدست آوردن کمترین حق شهروندی هستند را رها کردهاند، و با دادن وعده و وعید و با تمکین به قانون اساسی، جنبش آزادیخواهی را به تأخیر انداخته اند

عیسی صفا

عدم مشروعیت دولت کودتا شعار مشترک و کنونی جنبش مردمی است. گردآوری و بسیج نیرو برای ادامه مبارزه باید حول این شعار باشد. یک دور مبارزه، تعادل نوینی از رابطه قدرت را بین مردم و حاکمیت بوجود آورده است که باید با ابتکار عمل توده ای دائما به نفع مردم تغییر یابد

صفحه‌ها