هنر و ادبیات

آتوسا سلطان زاده

جيمس 32 ساله بود كه آمريكا را بدليل ساده گي، توحش و ابتدايي بودن فرهنگي اش ترك نموده و به انگليس مهاجرت كرد. پرداختن ادبي به جهان قديم، يعني اروپا و مقايسه آن با جهان جديد، يعني آمريكا، يكي از زمينه هاي فعاليت او بود. جيمس زير پوشش عشق و توطئه و نيرنگ در آثارش، غالبا تضاد و تناقض فرهنگ آمريكايي با اروپايي را به قلم مي كشاند.

نصرت شاد

يفتشنكو بزودي صداي شاعران نسل جوان شوروي بعداز استالين شد. او بخاطر جلسات شعرخواني اش در اقصی نقاط مختلف شوروي و در خارخ از شوروي، مخصوصا در غرب در دهه 50 قرن گذشته، مشهور گرديد. معروف ترين جمله يفتشنكو اين بود كه گفته بود:دركشور ما، يك شاعر بيش از شاعربودن است.

نصرت شاد

يكي از شرط هاي قبول بازگشت سولژينينسين به ميهن، انتشار بدون سانسور كتاب - به صليب كشيده شده گان - آنا آخماتوا بود كه پيرامون اعدام و زندان محكومين و اعتراض و مقاومت زنان، مادران و همسران آنها است.

نصرت شاد

رمان استاد و معشوقه اش، اثر مشهور و جهاني بولگاكف، رماني است عميق و فلسفي. موضوع اصلي كتاب، رابطه بين نويسنده و جامعه است. اين رمان نه تنها روايتي است طنزآميز عليه جامعه شوروي بين دهه 20 و 30 قرن گذشته، بلكه سرودي است تحسين آميز و مشتاقانه پيرامون آزادي فرد، كه سرانجام در مقابل قدرت دولتي و نيروهاي امنيتي اش پيروز ميگردد.

نصرت شاد

در دايره المعارف هاي امروزي، هرتسن را با القابي مانند: مبارز سياسي اجتمايي، دمكرات انقلابي، فيلسوف، و از پيشگامان مبارزه براي تبليغ ايده هاي سوسياليستي مفتخر ميكنند. غير از آنها، هرتسن يكي از روزنامه نگاران و ناشرين مشهور مهاجر نيمه دوم قرن 19 روسيه نيز بود. به نقل از لنين، او يكي از پايه گذاران مطبوعات آزاد و مستقل تاريخ روسيه نيز بود.

اختر قاسمی

در حالی که همه ما انتظار ورود وی را از بالا و روی صحنه داشتیم؛ آقای عقیلی با روی خندان در کمال متانت و مهربانی ازدرسالن در بین جمعیت ظاهر شد که باعث خوشحالی و شگفتی همگان گردید.

پرویز جاهد

پازولينی نه تنها يک فيلمساز برجسته، بلکه شاعری بزرگ و نظريه پرداز معتبر سينما نيز بود. مقاله «سينمای شعر» که او در ژوئن ۱۹۶۵ در نخستين فستيوال فيلم پزارو قرائت کرد و در اکتبر ۱۹۶۵ در نشريه «کايه دو سينما» منتشر شد، يکی از مهم ترين مقاله هائی است که در باره ماهيت شعرگونه سينما و زيبائی شناسی آن نوشته شده و از اعتبار آکادميک و تحليلی بسياری برخوردار است.

آتوسا سلطان زاده

به ادعاي مورخين ادبيات، هركس امروزه دنبال ريشه و ماهيت ادبيات مدرن باشد بايد سراغ آثار او برود. به عقيده او وظيفه هنر، انعكاس واقعيات نيست، بلكه كشف مجدد آنها است. گتي استاين مانند نقاش كوبيسم كه از بعد سوم در آثارش صرفنظر ميكند، از بعد زمان درادبيات چشم پوشي مي نمايد. طبق تعريف او، مدرنيته يعني پروسه اي بدون پايان، چون هر ده سالي يكبار بايد انقلابي پيش آيد.

ناصر مستشار

بعد از دهها سال ،هنوز آمريكا براي قضاوت در باره پاوند به توافق نرسيده . هنوز سئوال ميشود كه پاوند يك نابغه ادبي ، يا بيمار رواني ، شارلاتان اجتمايي ، خائن يا وفادار به قانون ميهن ، فاشيست ضد يهود يا ديوانه ، شاعر يا مونتاژكار بود؟ .

ناصر مستشار

اليوت براي رساندن پيام انساني به اقشار مختلف مردم، تئاتر را كامل‌ترين رسانه مي‌داند. او مي‌گفت: سبك و اسلوب نمايشنامه بايد نه آرشايي و نه مدرن، بلكه طبيعي و معمولي باشد. او مي‌نويسد: "سرانجام هنرمند غربي، نابودي فكري و جسمي او است، يعني هر هنرمندي روزي به پوچي و انتهاي خط خواهد رسيد."

آذر سلطانی

برخلاف ماركس كه اغلب جهت سرگرمي،رفع خستگي و لذت،رمان ميخواند، انگلس اهميت سياسي واجتمايي مهمي براي رمان قائل بود. طبق نظر مورخين،انگلس درتمام عمر ،خودرا به گونه اي باانواع ادبيات جهاني مشغول نمود و رابطه آنهاراباسياست و جامعه جويا شد. اومدتي نيز به مطالعه وتحقيق در زبان فارسي پرداخت. انگلس ميگفت كوشش ادبي و زباني مارتين لوتر،پايه گذار مذهب پروتستانتيسم ، درزبان آلماني مهمتر ازانقلاب و رفرم او در كليساي غرب است. انگلس خود درجواني نمايشنامه اي با عنوان (كولا) نوشت.

علیشاد لربچه

تهوع اولين رمان سارتراست كه موجب محبوبيت جهاني اوشد.موضوع كتاب تنهايي انسان است كه به سبب آگاهي به پوچي زندگي رنج ميبرد وسرانجام جنون ميگيرد. مهم ترين جمله كتاب اين است كه ميگويد؛ تمام اجزا هستي بدون دليل بوجود آمده اند و براثر ضعف و نقص مدتي به زندگي ادامه ميدهند وسرانجام به علت اتفاقي حساب نشده نيست ونابودميشوند.

سارا ارمنی

اختلاف ديگر اين دو نويسنده اين است كه مثلا، كامو ابزورد بودن هستي را جدي ميگيرد، ولي سارتر فقط ادعاي پيامبري ميكند و بعد از مدتي پشيماني به تصحيح حرفهاي قبلي خود ميپردازد.

علیشاد لربچه

به نظر مورخين ادبيات،تورگنيف باعث آشنايي ادبيات روسي درميان خوانندگان غرب شد.او نقش مهمي درمعرفي ادبيات روس در خارج ازكشورش داشت.تورگنيف ازاولين نويسندگان روس است كه دراروپا آثارش محبوبيت خاصي بين خوانندگان پيداكرد.

نصرت شاد

اگر تو گراس بودي، ادعا ميكردي كه نويسنده نياز به توتون ـ دفتر يادداشت ـ و يك كيسه عدس زودپز، براي تهيه غذا دارد. يا اينكه نيازهاي انسان را ؛ اخلاق ـ غذا،شامل چاي و شكر ـ و توليد مثل ميدانستي و براي آفرينش ادبي، بازگشت به حافظه دوره آرشايي را آرزو ميكردي كه فضاي واژه‌ها هنوز از طريق رسانه هاي فني و روشنگري ژورناليستي و ساده گرايي علمي، نابود نشده بودند و آخرين: اعتقادات ـ خرافات ـ و اسطوره‌ها بدنام نگرديده بودند.

ناصر مستشار

شواهدي نشان ميدهند كه در طول تاريخ ادبيات ، مواردي پيش آمده كه نويسده اي در خارج از وطن خود ، بيشتر خواننده و علاقمند داشته تا در كشورش . لردبايرون ، اسكار وايلد ، برنارد شاو و عده اي ديگر از اين قبيل نويسندگان هستند .

سهراب ملاآواره

به نقل از منقدين چپ، بعد از جنگ جهاني دوم، رابطه اشتاين بك با جنبش ترقيخواهانه قطع شد و او مبلغ نظرات روانشناسانه و جنجال برانگيز گرديد. در سالهاي آخر او سخنگوي سياست امپرياليستي دولت آمريكا در كشورهاي جنوب شرقي آسياي دور شد و به دفاع از آن پرداخت.

آتوسا سلطان زاده

ميشائيل باختين درمقاله؛ روايت و رمان ، مي نويسد ، رمان تنها ژانري است كه هنوز درحال تغيير،تحول و تكامل است،يعني برخلاف ساير ژانرهاي ادبي،هنوز ناتمام ميباشد ، يااينكه ،رمان نيروي آنارشيستي سازماندهي حال و روزگار نويسنده است .

نصرت شاد

روزولت مي گفت او نه تنها درباره گرگها حرفي براي گفتن ندارد بلكه از سگهاي آمريكا هم بي خبر است .با اين وجود،دهها سال بعد، يعني درسال 1975 در آمريكا 17 شكل گوناگون ازكتاب “ آواي وحش “ دربازار وجودداشت كه بعضي از آنها براي كودكان ونوجوانان تهيه شده بودند. به نظر جامعه شناسان ادبي، سفيدپوستان قشر مرفه آمريكا كوشش نمودند او را نويسنده جوانان معرفي نمايند كه مبارزه داروينيستي تنازع بقا يعني هركس ضد هركس را درآثارش تبليغ ميكند. آرزوي آنها اين بود كه بچه هايشان

سارا ارمنی

اوازهنر،انتظار به تصوير كشاندن واقعيات يعني زندگي،راداشت و ميگفت،واقعيات وزندگي،كامل تر از رويا وخيالپردازي هستند.تصاويرناشي از خيالپردازي درهنر،فقط تعبيرات رنگ پريده و ناموفقي ازواقعيات هستند.اودركتاب ؛ دوره گوگول در ادبيات روس، اولين بار خط سير واقعگرايي رااززمان پوشكين،لرمانتوف و گوگول تا زمان مكتب ادبي طبيعتگرايي نشان داد.

صفحه‌ها