هنر و ادبیات

احمد شاملو

لالاي لاي لاي گل پونه لالاي لاي
بابات رفته دلم خونه لالاي لاي
بابات امشب نميآيد
گرفتن بردنش شايد لالاي لاي

لالاي لاي لاي گل آهن لالاي لاي
باباتو دشمنا كشتن لالاي لاي
نشون دشمنا اونه
دساشون غرقِ در خونه لالاي لاي

کتاب آهنگ های فراموش شده (1326)، نخستین اثر منتشره از احمد شاملو است که در بسياري از كتبي كه درباره شعر معاصر نوشته شده، مورد نقد و بررسي قرار گرفته است و از آن جمله ميتوان به كتابهاي ''موسيقي شعر'' (شفيعي كدكني)، ''تاريخ تحليلي شعر نو'' (شمس لنگرودي)، ''نقد آثار شاملو ''(عبدالعلي دستغيب)، ''شناختنامه شاملو '' (جواد مجابي)، ''زندگي و شعر شاملو'' (ع. پاشايي)، ''سفر در مه'' (پورنامداريان) ''نشان زن در آثار شاملو'' (پوران فرخزاد) و ''شاعر شبانهها و عاشقانهها'' (صاحباختياري) اشاره كرد.

گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني و همراهي محمدرضا شجريان شهريور (سپتامبر) سالجاري با حضور در شهرهاي پاريس، فرانكفورت، استكهلم، زوريخ و اشتوتگارت، كنسرت برگزار ميكند

فریدون مشیری

تو با خون و عرق ،این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیاد کن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک ، دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است

علی رضا جباری (آذرنگ)

ازپس لشكرستم، ارتش یار می رسد
درتب وتاب تیرگان، بوی بهار می رسد
شمس من ارمدد كند، دولت اش آورم به كف
ازپی خویشكامگان، رایت یار می رسد

رضا بایگان

برای هزاران ندا

آهسته، آهسته
آی، ای سرب داغ
در انتهای عبور تو
سینه ایست

نیما ایرانی

چه هراس انگیز ست جنگِ «صلح آمیز» ست

منیر طه

آن شقایق کز سرِ چاکِ گریبانت دمید
بوستان را ای گلِ آتش در آتش در کشید
...

علیرضا عسگری

و سنگفرشهای خیابان هنوز در وحشت و بغض زجر آوری برایشان بی صدا گریه می کنند. به همه ی آنان!

سیمین بهبهانی

• سیمین بهبهانی، تازه ترین سروده خود را با نام «خاک مرا به باد مده»، به ملت آزادیخواه ایران تقدیم کرد ...

ک. معمار

با زبان خاک
رنج تو دارم
هر بهار شخم ات می زنند
چه می جویند؟
آن شب، آن تابستان شوم
خاک را کاویدند

علیرضا عسگری

و کسی برای ظهور امام زمان
دعای فرج می خواند.
آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش
اکنون
فریاد می کشد:
"دارن منو می برن
کمک! کمک!"

علی رضا جباری (آذرنگ)

وان صدایی که نبودش همتا
تندر آسا،
غران
درفراسوی افقها ترکید
و طنین اش در گوش
ماند تا صبح دمید

رضا بایگان

می خواست که خودش باشد
اگر که می شد
آن بر باد رفته غرور را
دوباره کنار سفره ی صبحانه بنشاند

علی رضا جباری (آذرنگ)

با من چه کرده ای تو؟
کین مهرناگزیر
به انسان
بی خویشتن زخویش
در جان من بماند.

احمد زاهدی لنگرودی

نخستین تجربههای سینمای مستند سیاسی و روشنگر به کارهای بهنمایش درنیامدهی کامران شیردل در دههی چهل باز میگردد؛ فیلمهای شانزده میلیمتری سیاه و سفیدی که به مضامین اجتماعی با نگرش و پرداختی طبقاتی نزدیک شده و حاصل کار، علیالخصوص در فیلم مستند «اون شب که بارون اومد» شاهکار است

پدرم کتان بود
مادرم ابریشم .
درازنای تاریخ را
با شما بودم
صد صده همراه تان در کار

عمو نوروز پیر من!
جوانی کن، شتاب افزا!
عصا بفکن!
به عزم دیگری ره پوی و پیش آ!

آپدایک در آثارش به توصیف افراد طبقه متوسطی می پردازد که گرچه در امور روزانه عصبی می شوند، ولی آگاهانه متحمل تمام رنجهای روزمره زندگی می گردند. او پوچی زندگی بعضی از افراد طبقه متوسط در شهرهای کوچک و دورافتاده را نشان می دهد. قهرمانان او بر اثر نابودی چارچوب مذهبی-اخلاقی گرفتار نوستالژی عشق و روابط جنسی و ترس از مرگ می شوند.

عاطفه سلطانی

آيتماتف كه هشتادمين سالگرد تولدش قرار بود در اواخر سال جاري ميلادي به طور رسمي در قرقيزستان تجليل شود و سال جاری ،سال آيتماتوف در قرقيزستان نام گذاری شده بود دو هفته قبل هنگام ماموريت در شهر کازان روسيه دچار ناراحتي كليه و التهاب شديد شد كه براي معالجه به آلمان منتقل شد.

صفحه‌ها