هنر و ادبیات

علیرضا عسگری

و سنگفرشهای خیابان هنوز در وحشت و بغض زجر آوری برایشان بی صدا گریه می کنند. به همه ی آنان!

سیمین بهبهانی

• سیمین بهبهانی، تازه ترین سروده خود را با نام «خاک مرا به باد مده»، به ملت آزادیخواه ایران تقدیم کرد ...

ک. معمار

با زبان خاک
رنج تو دارم
هر بهار شخم ات می زنند
چه می جویند؟
آن شب، آن تابستان شوم
خاک را کاویدند

علیرضا عسگری

و کسی برای ظهور امام زمان
دعای فرج می خواند.
آدم بی قرار ِ چند سطر ِ پیش
اکنون
فریاد می کشد:
"دارن منو می برن
کمک! کمک!"

علی رضا جباری (آذرنگ)

وان صدایی که نبودش همتا
تندر آسا،
غران
درفراسوی افقها ترکید
و طنین اش در گوش
ماند تا صبح دمید

رضا بایگان

می خواست که خودش باشد
اگر که می شد
آن بر باد رفته غرور را
دوباره کنار سفره ی صبحانه بنشاند

علی رضا جباری (آذرنگ)

با من چه کرده ای تو؟
کین مهرناگزیر
به انسان
بی خویشتن زخویش
در جان من بماند.

احمد زاهدی لنگرودی

نخستین تجربههای سینمای مستند سیاسی و روشنگر به کارهای بهنمایش درنیامدهی کامران شیردل در دههی چهل باز میگردد؛ فیلمهای شانزده میلیمتری سیاه و سفیدی که به مضامین اجتماعی با نگرش و پرداختی طبقاتی نزدیک شده و حاصل کار، علیالخصوص در فیلم مستند «اون شب که بارون اومد» شاهکار است

پدرم کتان بود
مادرم ابریشم .
درازنای تاریخ را
با شما بودم
صد صده همراه تان در کار

عمو نوروز پیر من!
جوانی کن، شتاب افزا!
عصا بفکن!
به عزم دیگری ره پوی و پیش آ!

آپدایک در آثارش به توصیف افراد طبقه متوسطی می پردازد که گرچه در امور روزانه عصبی می شوند، ولی آگاهانه متحمل تمام رنجهای روزمره زندگی می گردند. او پوچی زندگی بعضی از افراد طبقه متوسط در شهرهای کوچک و دورافتاده را نشان می دهد. قهرمانان او بر اثر نابودی چارچوب مذهبی-اخلاقی گرفتار نوستالژی عشق و روابط جنسی و ترس از مرگ می شوند.

عاطفه سلطانی

آيتماتف كه هشتادمين سالگرد تولدش قرار بود در اواخر سال جاري ميلادي به طور رسمي در قرقيزستان تجليل شود و سال جاری ،سال آيتماتوف در قرقيزستان نام گذاری شده بود دو هفته قبل هنگام ماموريت در شهر کازان روسيه دچار ناراحتي كليه و التهاب شديد شد كه براي معالجه به آلمان منتقل شد.

عاطفه سلطانی

چنگيز آيتماتف،Aitmatow , Tschingis 1928-2008

چوپان زاده هاى ادبى در كلخوز و سلخوز! 
چنگيز آيتماتف،Aitmatow , Tschingis 1928

عاطفه مشاطان

پاييز هزار رنگ می رود و زمستان سپيد رنگ از راه می رسد، و در اين ميان شبی است بلند و پر از رمز و راز، شبی به بلندای يک فرهنگ، فرهنگی چند هزار ساله با آيين و رسومی رنگارنگ به سان پاييز و درون مايه ای پاک و سپيد به رنگ زمستان.

سارا ارمنی

در آثارش، نه گذشته، بلكه تاكيد هميشه روى آينده است و اصل اميد و خوش‌بينى در تمام طول داستان حاكم است. غير از اميد- بشاشيت زندگى، از ديگر همراهان آگاتا كريستى بوده‌اند. او ميكوشد موضوع پيچيده جرم و جنايت را با كمك طنز، عقل‌گرايى و منطق حل نمايد. از جمله جملات مشهور كريستى آن است كه ميگفت: براى يافتن شرايط و وضعيت جديد، هيچگاه دير نيست

نصرت شاد

كافكا نه تنها شاهد تناقض‌هاى عصر و جامعه خود شد، بلكه او اشاره به مشكلات شخصى و اجتماعى انسان‌هاى اطرافش ميكند. موضوع: تنهايى، بيگانگى، نيروهاى سرى و مرموز، درد و رنج انسان در جهان و جامعه، در همه آثار او مطرح هستند. در وضعيت و بن‌بست هزارتوى“ كافكايى“، در فضايى كابوسى، فرد قربانى نيروهايى‌ميشود كه خارج از حوزه قدرت او هستند. در اين هزارتوى اكسپرسيونيستى، سرگردانى، ترس و احساس گمشده‌گى، قهرمان داستان را آزار ميدهند

لاله امبلی

او مثل غالب روشنفكران آلمانى زمان خود، مرحله راديكال انقلاب فرانسه را رد مى‌نمود. و با تكيه بر ايده‌آل‌هاى يونان باستان، مهمترين معيار انسان بودن را، انسانيت او دانست. هردر، غير از تقاضاى پيشرفت اجتماعى، صلح را براى نسل بشر غيرقابل اجتناب ميدانست. مورخين چپ مينويسند كه “هردر“ گرچه متفكرى است مذهبى، ولى وى از موضع ضد جامعه فئودالى و ضد نارسايى‌هاى سياسى، دست به افشاگرى زد

عاطفه سلطانی

در شعر او گاهى، پشت هر بيتى، خوف از مرگ حاكم است. او غير از اشاره به ضعف‌هاى انسان، به انتقاد اجتماعى نيز مى‌پردازد و توصيه ميكند كه انسان نبايد پايش را از مرزهاى طبيعى فراتر بگذارد. اخطار فلسفى او: قناعت، اعتدال، خونسردى، و ميانه روى در زندگى است

لاله امبلی

موضوع مركزى رئاليسم، انسان در امور روزمره است؛ يعنى در كار و شرايط و روابط اجتماعى و طبيعى. در استتيك، رئاليسم، قطب مخالف فرماليسم و زيباپرستى بورژوايى مى‌باشد و ميكوشد تا رابطه هنر با واقعيات را نشان دهد. در روسيه قرن ١۹، رئاليسم ادبى كوشيد تا همرزم جنبش سياسى و اجتماعى شود

آتوسا سلطان زاده

از نظر فلسفى مكتب طبيعت‌گرايى ريشه در: علوم تجربى، فلسفه پوزيتيويسم كانت، آناتومى و زيست‌شناسى برنارد، تئورى تكامل داروين، آموزش‌هاى ارثى ماده‌گرا، نظريه محيط و فرهنگ تاينه، آثار ديدرو و بالزاك، و نقد ادبى مسايل اجتماعى در آثار ماركس و انگلس، دارد. زولا خالق زيبايى‌شناسى طبيعت‌گرايانه، گفته بود كه هنر، تجربه و آزمايشى است ادبى؛ با روش‌هاى علوم طبيعى. و نويسنده فقط با كمك سليقه خود، قدرت انتخاب را دارد

صفحه‌ها