هنر و ادبیات

کاری از گروە کامکاران

کاوە داد

"ولی من زن گرفتنم را برای هوی وهوس خودم نمی خوام. من پسر می خوام، می دانی؟ من پسر می خوام، پسری که فردا که مُردم، کسی باشه این چندتا شرکت و چند تکه زمین و چندرغازی که توی بانک دارم، به حساب و کتابش رسیدگی کنه. تو که ماشاالله صد ماشاالله برام همش دختر زایدی!"

به نوشته حبیب الله نصیری‌فر در کتاب مردان سنتی و نوین ایران" مرتضی احمدی بیش از چهارصد ترانهٔ ضربی و صد و پنجاه ترانهٔ فکاهی خوانده است" که از پرکاری او در این حوزه خبر می‌دهد. احمدی آخرین بازمانده از ۱۹ نفر برنامه شما و رادیو بود که در سال ۱۳۴۰ آن را آغاز کردند و بعدها با عنوان صبح جمعه با شما استمرار یافت که به نظر می‌رسد بسیاری از این ضربی ها در همین برنامه ها اجرا شد.
به نوشته حبیب الله نصیری‌فر در کتاب مردان سنتی و نوین ایران" مرتضی احمدی

ویکتور خارا

«آواز من، آوازی‌ست آزاد و رها که ایثار می‌کند به آن‌کسی که به‌پا خاسته است. به آن‌کسی که قصد پرواز به بلندای جاودانگی دارد. آواز من زنجیری‌ست که نه آغازی دارد و نه پایانی. در آواز من تمام مردم را خواهی یافت.»

نصرت شاد

مورخین ادبی اشاره میکنند که در دو قرن اخیر آثار شکسپیر جذابیت و اهمیتی به اندازه کتاب انجیل یافته اند. تاکنون در باره شکسپیر بیشتر نوشته شده است تا در باره انجیل و مسیح. در جو ادبی غرب فقط انجیل اعتبار جهانی آثار شکسپیر را دارد. آثار شکسپیر را انجیل این جهانی نیز نامیده اند.

فرشته مولوی

ما همه یک ‌زن‌ایم دلیری تو مرا توانمند می‌کند. ما همه یک زن‌ایم تو آواز می‌خوانی و من هم با تو می‌خوانم. ما همه یک زن‌ایم رویاهای تو رویاهای من. و ما با هم خواهیم درخشید.

نصرت شاد

رمانهای کارل مای غیر از ساختار عالی دارای هیجانات بیرونی نیز هستند گرچه افراد از نظر خصوصی به صفات سیاه و سفید یا خوب و بد تقسیم می شوند. آرنو شمیت مدعی است که غالب رمانهای او مبلغ یک ارزش مذهبی استعاره ای اند. هنر عظیم کارل مای در آنجاست که گرچه او آن زمان به خارج سفر نکرده بود ولی در داستانهایش بصورت خالق العاده ای به شرح و توصیف طبیعت و جامعه و مردم کشورهای خارجی می پردازد

نصرت شاد

کلر خالق شعر روایتی است. رمان مشهور او "هاینریش سبز" اثری است اتوبیوگرافیک. در این رمان آموزشی-تحولی، رنگ سبز سنبل امید و جوانی است... در دوره جوانی او، مکتب رمانتیک موج هنری غالب بود. او در پایان عمر با خرید و گردآوری رمان "هاینریش سبز" خود از بازار فروش، نسخه اصلاح شده آن را برای فروش مجدد عرضه کرد تا موفقیت بیشتر و جاودانی ادبی این اثر را تضمین کند.

ماکس فریش یکی از مهمترین نویسندگان آلمانی زبان بعد از جنگ جهانی دوم است. او از پایان دهه 50 قرن گذشته مسئله مسئولیت نویسنده را مطرح نمود. او از نظر ادبی و مبارزه اجتماعی زیر تاثیر برتولد برشت قرار داشت.

نصرت شاد

لنس یکی از پرخواننده ترین نویسندگان زمان حال و دوره بعد از جنگ جهانی دوم است. او می گفت ادبیات و شغل نویسندگی باید در خدمت بیداری وجدان اجتماعی باشد. وی از موضع هومانیسم بورژوایی و با کمک رئالیسم بدون تعارف برخوردی جدی با روح فاشیسم و عواقب ناگوار آن کرد. لنس در دهه های 50 و 60 قرن گذشته زیر تأثیر مکتب اگزیستنسیالیسم فرانسوی بود. او در خدمت تفکر هومانیستی خواننده را با سئوال و موضوع اخلاق روبرو می کند

نصرت شاد

هومانیسم او مخالف سرکوب فکری و سیاسی است. او می گفت که آزادی مربوط می شود به فرار از روابطی که در آن فرد رنج می برد ولی این کوشش هیچ گاه فرار از واقعیت نیست بلکه همیشه راهی بسوی واقعیت است. بقول خودش او همیشه مشوق پارتیزانهای مبارز غیرحزبی است

نصرت شاد

مولر می گفت:
- تا پایان وجود آلمان شرقی او به غرب پناهنده نشد چون در کاپیتالیسم نمایشنامه نویس باید کمدی می نوشت و در استالینیسم او مجبور بود تراژدی بنویسد؛
- تضاد و تراژدی بشریت و سوسیالیسم در آنجاست که عمر انسان کوتاه تر از طول تاریخ است؛
- شرقی همیشه یک ساختمان بزرگ ناتمام در حال ساخت بود.

به گزارش خبرنگار مهر، غلامعلي پورعطائي نوازنده دوتار و استاد موسیقی مقامی شرقی کشور این روزها در بستر بیماری است و دیگر صدای خوش"نوائی نوائی" اش به گوش نمی‌رسد.
غلامعلی پورعطائی معلم، استاد آواز محلي و نوازنده دوتار است که در شهريورماه سال 1326 در روستاي محمود آباد عليا از توابع تربت جام ديده به جهان گشود.

رخشان بنی‌اعتماد با آن که در داخل ایران به دلیل حضور فیلمش در ونیز مورد انتقاد بود، در جشنواره ونیز امسال مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت و فیلم "قصه‌ها" با داستانی تودرتو درباره شخصیت‌های مختلف فیلم‌های قبلی او که حالا به گونه‌ای، به هم مربوط می‌شوند و تا امروز زندگی‌شان ادامه دارد، توانست نظر مساعد داوران جشنواره را به خود جلب کند.

کاوە داد

منتظر این خبر بود. به دلش بد افتاده بود، حدس می زد اونو بگیرن؛ با سابقه ای که داشت. احساس کرد دارد فرو می ریزد، ولی خودش را کنترل کرد. با این حال ولو شد. دهانش خشک شد. احساس شوری، یک نوع تلخی، یا یه چیزی مثل صفرا یا گل گیش. عق اش گرفت، انگار تلی از نمک تو حلقومش جا داده باشند.

کاوە داد

صدای دهل از دور خوش است، از نزدیک گوش را آزار می دە. تو انگار یادت رفته پدر، من در قامت این درختان پشت پنجره و باغچه خانه خودم را بیاد می آرم کە پا بە پاشون بزرگ شدم. بە اون درخت نارنج و اون نخل بە نارنجا و خارک های خوشمزە شان نگاە کن، من با اینا بزرگ شدم، ازخارکا شون خوردم، ازشون بالا رفتم، یک قسمتی از اینها درتنمە، آن ...

کاوە داد

نگذارکه خستگی تن، خستگی عشق بیافریند وروح را جریحه دار کند وعشق را به حضیض فرو کشاند، بگذار دراوج عشق باشی و درجان نسوزی و تن بی مایه خودرا به لحظه وا منه که دوست داشتن، روحی والا می خواهد. بگذار همین گونه که هستی باشی، وگر جفت شوی فرو خواهی ریخت، وفریاد خواهی زد که من برای پرواز بربال عشق رنج بردم، نه انکه بر بال خیال خود، برشاخه ای نیشنم ونظاره گر مرگ عشق باشم، که من خود عشقم !

جواد موسوی خوزستانی

مفسران متأخر آثار عطار نیز که حوادث آن دوره از جهان ایرانی را با افق دوران مدرن خوانده اند معمولا بر تعداد مریدان و مقلدان شیخ صنعان[9]، بلندی و کوتاهی مصرعها، شیوه های زمینی عشق ورزی او، و نمادهای هستی شناسانه که عطار در این قصه به منظور رسیدن به اهدافش به کار گرفته است متمرکز بوده اند. در حالی که زندگی غم انگیز و متلاشی شده این زن جوان بویژه بعد از آن که شوهرش بدون مقدمه چینی ناگهان او را رها می کند و از روم به حجاز بر می گردد متأسفانه در همۀ این تفسیرها و تذکره ها، گُم شده است.

کاوە داد

- رحمان مرا تهدید کرده که اگر با او ازدواج نکنم به من زار خواهد داد! گفت رفته پیش با حبیب دعای زار گرفته و کافی ست که آنرا بخواند و شب چهارشنبه یک مرغ سفید را بکشد و با خون و دعا مخلوط کند و آنرا چهارگوشەی خانه ی ما بریزد و خود مرغ ...

کاوە داد

شبی که فرداش یکی ازما ، آزاد می شد، چه زیبا بود آن شب، وما ...
وشب تبعید عزیزان، چوپان و ... ، از زندان اهوازبه تهران، وپروین که می خواند: ازآن شبی که برنگشتی، جهان که شادی آفرین بود به چشم من (ما) غم آفرین بود. و...
شلاق خوردن ها برای نرفتن به جشن چهارم آبان . اعتصاب غذا برای روزنامه وکتاب و...
- شما چپ ها ، با دست چپ هم غذا می خوری وسئوال های دیگر؟ شما زنان تان ...

نظر3

صفحه‌ها