هنر و ادبیات

کاوە داد

سپیدی داشت ظلمت شب را می شست و دریا دیگر آن سیاهی شب را نداشت. دل کمی آرام شده بود. خنکای صبحگاهی که به صورت می خورد، کرختی شب و دلهره ها را جاروب می کرد. احساس خوبی به عادل دست می داد. صدای موتور لنج هم دیگر مثل سراسر شب آزارش نمی داد. عادل دیگر دلواپس زمان نبود. او بقولش عمل کرده بود و حالا با دست پرُ برمی گشت. به حنا قول داده بود که "بخاطر تو برمی گردم". و حالا الهعد و وفا.

بهرام رحمانی

به این ترتیب،غلامعلی حدادعادل، از نخستین کارد به دستان حکومت اسلامی و رییس سابق مجلس شورای اسلامی وعضو مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی و ...رسما و علنا درباره شب شعر گوته دروغ می گوید و با وابسته کردن آن به انگلیسی ها، سعی دارد از یک سو، کانون نویسندگان ایران را که همانند حکومت شاه اجازه مجوز رسمی نمی دهند و شاعران و نویسندگان را نیز اعدام و ترور کرده اند در جامعه بدنام کند و از سوی دیگر، آن روزهای پرافتخار فرهنگی و سیاسی و اجتماعی را از تاریخ و فرهنگ و ادبیات پیشرو و مبارز و انقلابی جامعه مان حذف کند.

نخستین شاهکار بزرگ نمایشی نوشین سه تابلو (زال و رودابه، رستم و تهمینه و بیژن و منیژه) بود که به گفته ی زنده یاد احسان طبری با این کار ”شخصیت هنری اش...“ بروز کرد. نمایش در ۱۳۱۳ و در جشن هزاره ی فردوسی بر سکو آمد و نوشین (در نقش رستم)، لرتا (تهمینه و...)، مجتبا مینوی (شاه سمنگان) و علی اصغر گرمسیری و حسین خیرخواه در آن هنرنمایی کردند.

حسن محسنی فريدنی

در این دهه سیاه زهره دیگر تماشاگر نیست، شاهد عینی نیست، روایتگر نیست. او هر روز این دهسال را در چرخ گوشت هول انگیزی که نه فقط لاشه آدمها، که انسانیت، غرور، شرافت و هست و نیست انسان را له می کند تا نواله ای برای دیو جهالت و تعصب فراهم آورد، همراه دیگران می میرد و باز ققنوس وار بر می خیزد. روزی خود را با انوش تشییع میکند، روز دیگر با هیبت. زمانی با فردین بر دار می شود و زمانی دیگر با دخترکان جوانی که دسته- دسته روانه قتلگاه ها می شوند و سنفونی مرگ انگاه که خبر " رضا" می رسد، اوج دیوانه واری می گیرد: در حالی که هزاران دست از دل خاک سر بر می دارند تا زهره را هم به رقص در خاوران ببرند...

نظر1

گفتن از ناگفتنی ها مشکل است
نیست این کارِ زبان، کار دل است
لرتا از اندک هنرمندانی بود که بر صحنه ها و سن های نمایشی رویید و بالید و بزرگ شد و با هر بازی اش انبوه انسان هایی را که دوستش داشتند به اندیشه واداشت و ذهن هاشان را به پویش کشید، پویشی رازگونه از دیدرس این آموزه ی کارل مارکس بزرگ که چگونه می شود جهان گرداگرد خود را دگرگون کرد؟

بهرام رحمانی

یاشار كمال با رمان اینجه ممد، باورهای انقلابی و برابری طلبانه خود را بیان می دارد: «به مردم بنگرید. به پلشتی ‌ها، نیكی‌ها، دلاوری‌ها، سستی‌ها، تودرتویی روح و روانشان، خشم و ترس آن‌ها، به فرزندان برجسته و عدالت ‌جوی آن‌ها رو كنید و خود را كه ریزدانه‌ای از این بیكران انسانی هستید باز شناسید...»

منصور مشرف

دردا و دریغا که شبی طولانی است واندر پی آن هم سحری طوفانی است با این همه، عزم و صبر و پیکار خوش است زیرا غم امروز دگر فردا نیست

نظر5
اشرف علیخانی (ستاره تهران)

در فرهنگ ضد زن، معشوق بی اختیار است. معشوق بی اراده است. معشوق حق انتخاب ندارد چون مورد عشق قرار گرفته و خود حق عاشق شدن ندارد و چنانچه خود عاشق شود به گناه و خیانت و جرم نابخشودنی، متهم و محکوم می گردد و شاعر از وی یک موجود خیانتکار و رسوا و یاغی و بیوفا خلق می کند و تشنۀ خون رقیب خود می شود، با کلمات آتشین و تیزش معشوق خائن و بیوفا (زن) را سنگسار و رقیب را شلاق می زند.

نظر1
فرخ نعمت پور

هنر را باور می کنیم چون کە زندگی را می خواهیم باور کنیم، اگرچە زندگی بسیاری اوقات لطافت ها را پس می راند و انسان را بە وادی هراس و تفکر هل می دهد. ما هنر را می خواهیم تا با دوبارە زیستن هایمان در این وادی های شاید ناخواستە، طعم ناب زندگی را باز بیابیم

فرخ نعمت پور

در تاریخ هفت سپتامبر سال 2013 رمانی از طرف وزارت فرهنگ حکومت اقلیم کردستان عراق از نویسنده پر کار و فعال کرد ایرانی رفیق فرخ نعمت پور بە اسم "پنج سفر، یک تصویر"، در اربیل کردستان عراق انتشار یافت.

نظر4
انجمن قلم ایران در تبعید

شعر بهبهانی، زبان دلیر و توانمند و بلندِ آن فرودستانی ست که دست روزگار توانشان را به جبر و ترفند گرفته است؛ زبانی زیبا و استوار که در برابر هیچ گونه ای از زور و استبداد خاموش نمانده است.

ابوالفضل محققی

زمانی که بچه هایش دستگیر شدند او نیز در خانه انها بود. اورا هم دستگیر کردند. چند ماهی در زندان بود. وقتی ازاد می شد هر دو پسرش را اعدام کرده بودند. زمانی که بشهر برگشت پیر مردی بود که به سختی راه می رفت. با هیچکس سخن نگفت. در خانه را بست ودر تنهائی گریست.

نظر5
نفیسه محمدپور

مطلب زیر تجربه ای از خشونت خانگی است که نفیسه محمدپور با انگیزه ثبت این تجربه ها آنرا در قالب روایتی داستان گونه به نگارش درآورده است.

ابلیس کوچک، اتوبوس، زخم خوردگان تقدیر، اشک و ستاره، بانوی جنگل و پاییز را فراموش کن از جمله آثار معروف فهیمه رحیمی بود. او که از مدتی پیش از بیماری سرطان معده رنج می برد، در بیمارستان مهر تهران درگذشت و در بهشت زهرا تهران به خاک سپرده خواهد شد.

سوارەی ئێلخانیزادە
ترجمه از:
محسن کاملی

هرچند شاید سواره جزو شاعران پر کار کرد به شمار نیاید اما از دیدگاه چگونگی اشعارش او را میتوان از ستارگان شعر و ادبیات کردی نامید. آنچه که از او به چاپ رسیده شامل ۱۵ شعر به زبان کردی و ۱۲ شعر به زبان فارسی است.

نظر1
مهران زنگنه

صدای زوزه چیزی در فضای صحنه پیچید و من فقط توانستم به زحمت فریاد بزنم. صدای خودم را می شنیدم كه می رفت و می آمد و فضا را قُرق كرده بود. شاهزاده بالای سرم ایستاده بود. وزن ملازم روی گرده ام سنگینی می كرد. لبانم خشك شده بودند و پاهایم می سوختند. از درد به خود می پیچیدم. یك آن شلاق از حركت ایستاد. صدای نفس نفس ملازمی كه شلاق می زد می آمد. صحنه به حركت در آمده بود.

آندره بیتوفˈ نویسنده نامدار روس به نمایندگی از انجمن قلم روسیه در نامه ای به کمیته داوران جایزه نوبل ادبیات،ˈفاضل اسکندرˈ نویسنده ایرانی تبار روس را به عنوان فردی شایسته دریافت نوبل ادبیات معرفی و خواستار قرارگرفتن نام وی در فهرست اعطای نوبل ادبیات شد.

مهرزاد وطن آبادی

حاکمیت شاه دیکتاتور، مردم زحمتکش گرفتار در گرداب مشکلات اقتصادی – معیشتی، جامعه روشنفکری ... و اقشار آگاه جامعه آن روزگاران سپری شده، مخاطبین پیام حماسی سیاهکل بودند. اما کدام مخاطب بلافاصله بدان گروید؟ بدون اغراق و بر واقعیت ذهن متوجه شعرا می شود. تمامی شعرای معاصر ... دچار تحول شگرف شدند. در سطرهای فشرده می توان نوشت که 19 بهمن 1349 فصل نوینی در عرصه های گوناگون اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تشکیلاتی گشود.

گروه هم خوانی و هم نوازی کودک، شبکه دوم سیما

ابوالفضل محققی

هیچگاه احساس شیرین آنروز را فراموش نخواهم کرد. حسی عمیق و انسانی، که ته قلبت را از شادی لبریز می کرد. چشم‌های همیشه خندان کبرا و حس احترام همسایه‌ها! " دانشجوها برای کبرا عروسی گرفتند! " و عاشقی که مرتب سازش را بالا می آورد: " ساق السون دانشجولار " – سلامت باشند دانشجویان – و زیرکانه تکه‌ای از کوراغلو را می خواند.

صفحه‌ها