هنر و ادبیات

کاوە داد

ماه روشنائیش را به زلال دریا داده بود ونسیم سهیلی خنکای خودرا به ماسه ها. هیچ چراغی کورسو نمی زد. فقط مهتاب بود وکپر های به خواب رفته، نورماه از پرچین های کپر به داخل می تابید و رازدار عشق آن دو دلداده بود. موهایش افشان بر روی سینه های سفتش؛ که همچون دوکهربا بودند، درزیر آن کندوره*گلدار؛ زیبائیش را دوچندان کرده بود. کنارش نشست، چشم باز نکرد ولی پلک زد، دانست که بیدار است وانگار او هم منتظر و روزشمار عطر تنش درنفسش درآمیخت، شعله ای برجانش زد، کە وجودش را فرا گرفت.

گنگيم زان سبب كه همي بر دهان ما
مشتي رسيده تا به سخن لب گشاده‌ايم
چون شمع، وقت گريه عبث خنده كرده‌ايم
از سوختن گداخته باز ايستاده‌ايم
هر طايرِ ضعيف شود شاهبازمان
از بس كه چون كبوتر و گنجشك ساده‌ايم

امتداد نگاهم،
درافق،
ستاره ای را دنبال می کند
که در کنار ستاره های بی شمار
سوسو می زند
امشب۰
سقف اسمان به زمین،
نزدیک شده است،

گزینش ویدا فرهودی

عمران صلاحی(۱۳۸۵-۱۳۲۵): قطرة باران، دگر آن قطره نیست
پگاه احمدی: در کوچه اسید می آید*
نسیم خاکسار: دلتنگیهای زمستانی
خسرو باقرپور: پرسه در بی خاطرگی ی محض
دنیز ایشچی: بازآمدی

گزینش ویدا فرهودی

اسماعیل خویی: برویم
منصور کوشان: گفتِ سنگ‌ها
رباب محب: دانته اینجا را نگاه کرده بود
رحمان: شبی سرد و سنگین
کیشو: "برادر"ی

رحمان

گفتم: "دیری است کوه نرفته ام،
تا آویشن کوهی برایت بیاورم"
گفتم: "درحسرت آن سالها می سوزم
گفتم: "کاشکی زمان ازحرکت می ماند،
کاشکی نسیم آزادی
در سرزمین سوخته ام دگر بار می وزید"

گزینش ویدا فرهودی

سیاوش کسرائی: بر سرزمین سوختگی (عقاب های سیاهکل)
نعمت آزرم: رزمسرود: ترانه هایی همبسته برای سربداران
حمید مصدق: سوختن
محمد رضا شفیعی کدکنی: بخوان، دوباره بخوان
ویدا فرهودی: آن روز...
ایرج جنتی عطایی: خانه سرخ است

گزینش ویدا فرهودی

فروغ فرخزاد: بعد از تو
مهدی احوان ثالث: درسوگ فروغ
احمد شاملو: سروده برای فروغ
پوران فرخزاد: تمام شب

خسرو گلسرخی:خفتە در باران
یدالله رویایی: با كاروان من
پیرايه يغمايی: بمان ... بمان...
میرزاآقا عسگری. مانی: بسا هست
احمد زاهدی لنگرودی: چاهار
گزینش ویدافرهودی

نظر3

کاری از گروە کامکاران

پنج شعر از پنج شاعر، گزینە های هفتە ویدا فرهودی برای بخش هنر و ادبیات "سایت کارآنلاین" :
شمس لنگرودی: به سرش زده باد
علیشاه مولوی(زنده یاد): راه مي‌رود قابيل
اين‌بار در جغرافياي گربه
پرتوی نوری علا: با زبان تو...
حسن زرهی(1359بندر عباس)
: پنج- هشت- هجوم
مقصد
سيدعلي صالحي:مقصد

گزینش ویدا فرهودی

مجید نفیسی: سرود کارگرانی که زندان اوین را ساختند رضا مقصدی: زخمی که به قامتِ قلم، باريد مهین خدیوی: ۱۵ آذر - روز تولدت - برای حمید رضوان ویدا فرهودی: قلم فرشته ساری: تنهایی

نظر1
علی رضا جباری (آذرنگ)

در راه پرخطر من به سویتان
صفها گشوده اند به پیکار؟

کاوە داد

"ولی من زن گرفتنم را برای هوی وهوس خودم نمی خوام. من پسر می خوام، می دانی؟ من پسر می خوام، پسری که فردا که مُردم، کسی باشه این چندتا شرکت و چند تکه زمین و چندرغازی که توی بانک دارم، به حساب و کتابش رسیدگی کنه. تو که ماشاالله صد ماشاالله برام همش دختر زایدی!"

رحمان

نجوا کردم:
ای کاش می شد
از پرتو عشق سحرانگیزش
میوه ای هم برای خویش بچیند

رحمان

پایتخت جلوس پیام آور مرگ
قدیس آدمخوار
ورد تسبیح بر زبانش
تیغ آخته بر دستش
جوی خون روان
بر پای سجاده اش

به نوشته حبیب الله نصیری‌فر در کتاب مردان سنتی و نوین ایران" مرتضی احمدی بیش از چهارصد ترانهٔ ضربی و صد و پنجاه ترانهٔ فکاهی خوانده است" که از پرکاری او در این حوزه خبر می‌دهد. احمدی آخرین بازمانده از ۱۹ نفر برنامه شما و رادیو بود که در سال ۱۳۴۰ آن را آغاز کردند و بعدها با عنوان صبح جمعه با شما استمرار یافت که به نظر می‌رسد بسیاری از این ضربی ها در همین برنامه ها اجرا شد.
به نوشته حبیب الله نصیری‌فر در کتاب مردان سنتی و نوین ایران" مرتضی احمدی

ویکتور خارا

«آواز من، آوازی‌ست آزاد و رها که ایثار می‌کند به آن‌کسی که به‌پا خاسته است. به آن‌کسی که قصد پرواز به بلندای جاودانگی دارد. آواز من زنجیری‌ست که نه آغازی دارد و نه پایانی. در آواز من تمام مردم را خواهی یافت.»

دمی که یک کلمه هم زیادی ست
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار
سایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد
چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل جسم حد زبان را رعایت کند ؟
چه تازیانه کف پا خورده باشد

نصرت شاد

مورخین ادبی اشاره میکنند که در دو قرن اخیر آثار شکسپیر جذابیت و اهمیتی به اندازه کتاب انجیل یافته اند. تاکنون در باره شکسپیر بیشتر نوشته شده است تا در باره انجیل و مسیح. در جو ادبی غرب فقط انجیل اعتبار جهانی آثار شکسپیر را دارد. آثار شکسپیر را انجیل این جهانی نیز نامیده اند.

صفحه‌ها