هنر و ادبیات

خسرو گلسرخی:خفتە در باران
یدالله رویایی: با كاروان من
پیرايه يغمايی: بمان ... بمان...
میرزاآقا عسگری. مانی: بسا هست
احمد زاهدی لنگرودی: چاهار
گزینش ویدافرهودی

نظر3

کاری از گروە کامکاران

پنج شعر از پنج شاعر، گزینە های هفتە ویدا فرهودی برای بخش هنر و ادبیات "سایت کارآنلاین" :
شمس لنگرودی: به سرش زده باد
علیشاه مولوی(زنده یاد): راه مي‌رود قابيل
اين‌بار در جغرافياي گربه
پرتوی نوری علا: با زبان تو...
حسن زرهی(1359بندر عباس)
: پنج- هشت- هجوم
مقصد
سيدعلي صالحي:مقصد

گزینش ویدا فرهودی

مجید نفیسی: سرود کارگرانی که زندان اوین را ساختند رضا مقصدی: زخمی که به قامتِ قلم، باريد مهین خدیوی: ۱۵ آذر - روز تولدت - برای حمید رضوان ویدا فرهودی: قلم فرشته ساری: تنهایی

نظر1
علی رضا جباری (آذرنگ)

در راه پرخطر من به سویتان
صفها گشوده اند به پیکار؟

کاوە داد

"ولی من زن گرفتنم را برای هوی وهوس خودم نمی خوام. من پسر می خوام، می دانی؟ من پسر می خوام، پسری که فردا که مُردم، کسی باشه این چندتا شرکت و چند تکه زمین و چندرغازی که توی بانک دارم، به حساب و کتابش رسیدگی کنه. تو که ماشاالله صد ماشاالله برام همش دختر زایدی!"

رحمان

نجوا کردم:
ای کاش می شد
از پرتو عشق سحرانگیزش
میوه ای هم برای خویش بچیند

رحمان

پایتخت جلوس پیام آور مرگ
قدیس آدمخوار
ورد تسبیح بر زبانش
تیغ آخته بر دستش
جوی خون روان
بر پای سجاده اش

به نوشته حبیب الله نصیری‌فر در کتاب مردان سنتی و نوین ایران" مرتضی احمدی بیش از چهارصد ترانهٔ ضربی و صد و پنجاه ترانهٔ فکاهی خوانده است" که از پرکاری او در این حوزه خبر می‌دهد. احمدی آخرین بازمانده از ۱۹ نفر برنامه شما و رادیو بود که در سال ۱۳۴۰ آن را آغاز کردند و بعدها با عنوان صبح جمعه با شما استمرار یافت که به نظر می‌رسد بسیاری از این ضربی ها در همین برنامه ها اجرا شد.
به نوشته حبیب الله نصیری‌فر در کتاب مردان سنتی و نوین ایران" مرتضی احمدی

ویکتور خارا

«آواز من، آوازی‌ست آزاد و رها که ایثار می‌کند به آن‌کسی که به‌پا خاسته است. به آن‌کسی که قصد پرواز به بلندای جاودانگی دارد. آواز من زنجیری‌ست که نه آغازی دارد و نه پایانی. در آواز من تمام مردم را خواهی یافت.»

دمی که یک کلمه هم زیادی ست
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار
سایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد
چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل جسم حد زبان را رعایت کند ؟
چه تازیانه کف پا خورده باشد

نصرت شاد

مورخین ادبی اشاره میکنند که در دو قرن اخیر آثار شکسپیر جذابیت و اهمیتی به اندازه کتاب انجیل یافته اند. تاکنون در باره شکسپیر بیشتر نوشته شده است تا در باره انجیل و مسیح. در جو ادبی غرب فقط انجیل اعتبار جهانی آثار شکسپیر را دارد. آثار شکسپیر را انجیل این جهانی نیز نامیده اند.

رحمان

به یاد آر،
قلب من دیرگاهی‏ست
در آنجا از طپش
بازمانده
آنگاه که نوبت من رسید
مرا در باغ گل سرخ
در خاک کنید.

فرشته مولوی

ما همه یک ‌زن‌ایم دلیری تو مرا توانمند می‌کند. ما همه یک زن‌ایم تو آواز می‌خوانی و من هم با تو می‌خوانم. ما همه یک زن‌ایم رویاهای تو رویاهای من. و ما با هم خواهیم درخشید.

نصرت شاد

رمانهای کارل مای غیر از ساختار عالی دارای هیجانات بیرونی نیز هستند گرچه افراد از نظر خصوصی به صفات سیاه و سفید یا خوب و بد تقسیم می شوند. آرنو شمیت مدعی است که غالب رمانهای او مبلغ یک ارزش مذهبی استعاره ای اند. هنر عظیم کارل مای در آنجاست که گرچه او آن زمان به خارج سفر نکرده بود ولی در داستانهایش بصورت خالق العاده ای به شرح و توصیف طبیعت و جامعه و مردم کشورهای خارجی می پردازد

نصرت شاد

کلر خالق شعر روایتی است. رمان مشهور او "هاینریش سبز" اثری است اتوبیوگرافیک. در این رمان آموزشی-تحولی، رنگ سبز سنبل امید و جوانی است... در دوره جوانی او، مکتب رمانتیک موج هنری غالب بود. او در پایان عمر با خرید و گردآوری رمان "هاینریش سبز" خود از بازار فروش، نسخه اصلاح شده آن را برای فروش مجدد عرضه کرد تا موفقیت بیشتر و جاودانی ادبی این اثر را تضمین کند.

رحمان

کویراست این دل من، اما
سیراب نشده از باران
سیلاب را به انتظار نشسته ست.

ماکس فریش یکی از مهمترین نویسندگان آلمانی زبان بعد از جنگ جهانی دوم است. او از پایان دهه 50 قرن گذشته مسئله مسئولیت نویسنده را مطرح نمود. او از نظر ادبی و مبارزه اجتماعی زیر تاثیر برتولد برشت قرار داشت.

رحمان

بر پا حواهند داشت
بوی سحر انگیز هزاران گل و شکوفه
فضا را پرخواهد کرد
و خواهد پوشاند
افقهای دور دست
و کران تا کران جهان را

نظر1

پرگاز گذشته بود از خط وخطوط
یا عضو گروه آنگلو فیلی بود؟

گفتند فقط به نام او مشكوکیم:
او "سبز" نبود در عوض" نیلی" بود!

صفحه‌ها