مجید سیادت

آسیب شناسی ترامپ

این خصلت غیر قابل پیش بینی بودن بر تمام سیاستهای امریکا سایه افکنده است. ترامپ قمار باز است ولی در قماری شرکت کرده که می تواند تمام بشریت را به خطر بیاندازد. این خطر در حال حاضر بزرگترین نگرانی بسیاری سیاستمردان است. این وضعیت باعث می شود که کوشش برای پیش بینی وقایع آتی در کوتاه مدت کوششی بیهوده باشد. تنها می توان گفت که وضعیت حساسی در پیش داریم. آقای ترامپ می خواهد با قلدری و تهدید نظامی همه دنیا را مرعوب کند و کافی است که اشتباه کوچکی باعث شود دنیا به جنگی ناخواسته، حتی خلاف تمایل آقای ترامپ درگیر شود.

سه درس از فاجعه سوریه

... نه شیوخ عرب و نه کشورهای غربی بخاطر مردم سوریه در این جنگ شرکت نمی کردند و روزی که مخارج این جنگ از منافعی که متصور بودند جلو زد آنها پا پس کشیدند. همین جا باید اضافه کنم که روسیه و ایران هم با همین معیار در جنگ سوریه درگیر شدند. برایم کاملا قابل فهم است که در دوره کنونی همه کشورهای منطقه بخواهند از زاویه منافع ملی شان در امور کشورهای دیگر دخالت کنند ولی مهمترین درس باید این باشد که در شرایط کنونی، راه حل نظامی برای سوریه وجود ندارد

چرا برخورد امريکا و روسيه به سرنوشت حلب گره خورده است

اگر توافق امریکا و روسیه به وقوع می پيوست، سرنوشت سوريه روشن می شد. چرا که النصره و داعش زير ضرب قرار می گرفتند و – البته بعد از دورانی خونين- تنها نيروهای دولتی سوريه و نيروهای معتدل در صحنه باقی می ماندند. يک چنين سرانجامی همان چيزی بود که پوتين می خواست زيرا با توجه به توازن قوای آنچنانی بين نيروهای دولتی و نيروهای معتدل، تمام آسها در دست دولت اسد می ماندند و اتحاد سوريه و روسيه شرايط صلح را ديکته می کردند.

رياست جمهور جديد امريکا، آسيبها و انتظارات

تاثير انتخاب يکی از اين دو برای خاورميانه چه خواهد بود؟ بر خلاف نظريەای که همه سياستهای امريکا را از زاويه برخورد رئيس جمهورش بر می شمارد، فکر می کنم سياست امريکا در عرصه بين المللی بر مبنای سه فاکتور و تداخل آنها با يکديگر، تعيين می شود. اولين (و برجسته ترين) عامل، منافع امريکا در عرصه بين المللی است. ساختار سياسی امريکا هم حافظ اين منافع است. دومين، سياست و برخورد رئيس جمهور و بالاخره سومين عامل هم، توازن قوای بين المللی است.

کودتای ترکيه و تحولات در مناسبات منطقەای قدرت

چهار نکته ای که در فوق بدانها اشاره شدند همگی در متن تغيير نظام خاورميانه قابل درک و تبيين و – تا حدودی – قابل پيش بينی هستند. در کوتاه مدت نمی توان انتظار داشت که هيچ کدام از اين تنشها مرتفع شوند، ولی عليرغم فشارها و مشکلاتی که برای ما به وجود می آورند، اينها همه تحولاتی در راه زندگی بهتر هستند.

نگاهی کوتاه به اوضاع کنونی، چشم انداز و چالشها

تئوريهای مارکسیسم، تنها پس از تحليل شرايط قرن نوزدهم شکل گرفتند. امروزه نيز ما نيازمند گفتمانهای نوينی هستيم که بتوانند راه حل خاص مشکلات امروزی را بدهند. فکر می کنم بشريت در قرن بيست و يکم لااقل با اين چهار چالش اصلی رو بروست و برای آنها چاره می جويد.

طرحی اوليه پيرامون سير گفتمانی ما بر فراز 45 سالگی "سياهکل"

در هر صورت گذشته ها گذشته اند ولی درس مهمی که از آن انشعاب ( و شايد ديگر انشعابات) می توان گرفت، ضرورت حياتی حفظ دموکراسی در درون يک سازمان سياسی است. اگر محيط دموکراتيک درون سازمانی وجود می داشت شايد آن انشعابات به وقوع نمی پيوستند و يا لااقل حاوی اين درجه از ضربت به مهمترين سازمان چپ ايران نبودند.

بحران سوريه، فاز سوم

فازسوم (1) – اکنون بحران سوريه وارد فاز جديدی شده است. مضمون اين فاز، ايجاد ثبات در سوريه است. اين هدف مخصوصا برای امريکا و متحدينش در اروپای غربی اهميت دارد. ترکيه و عربستان سعودی – هر کدام به دلائل خاص خود – با اين هدف مخالفند.

سه سئوال پيرامون امواج بی پايان پناهجويان

در هر حال مسلم است که در صورتی که اراده سياسی وجود داشته باشد دولت ترکيه به راحتی می تواند هر زمان که اراده کند جلوی سوار شدن هر شبانه روز چندين هزار پناهجو در بلم‌های ساحلی را بگيرد. کافی است که چند هزار پليس اين خطه ساحلی را حفاظت کنند و جلوی تجارت انتقال آدم‌ها از ترکيه گرفته می شود

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مجید سیادت