یادها و یادبودها

دکتر پرویز داورپناه

این افسرانی که امروز اینجا ایستاده اند و این منظره رقت بار را مشاهده می کنند، یک روز علیه این دستگاه قیام خواهند کرد. شاه باید از روزی بترسد که به سرنوشت لوئی شانزدهم و تزار روس و محمد علی میرزا و رضا خان مبتلا گردد.

مجید عبدالرحیم پور

آیا بعداز این فاجعه و بادرس گیری از این فاجعه ملی و فجایح دیگر وبرای جلوگیری از تکرار آنها ، حاضریم آزادی را وحقوق بشر را به سیاست و شعار همگانی و ملی بدل کنیم تا سنگری شکست ناپذیر دربرابر استبداد سیاسی حاکم بسازیم ؟ آیا وجدانمان از این بابت راحت هست؟

نیما نامداری

برای مبارزه كدام عرصه بهتر از همین زندگی روزمره كه در آن قدرت در دست ما است نه دیكتاتور. ما یاد گرفته ایم پس از فاجعه به زندگی برگردیم بی آنكه به داغ عادت كنیم این است كه زندگی را متعالی میكند

تقی رحمانی

کیوان هفت خوان مبارزه سیاسی را رفته است. آنزمان که به مبارزه سیاسی و فعالیت مدنی روی آورد نشان داد که این توان را دارد که از دل خویش نور به آفاق نشاند.

مجتبی نجفی

سرنوشت عبدالله عجیب است. به نظر می رسد او خواسته یا ناخواسته در دنیای سیاست ایران به مرز پختگی می رسد و با گذران زندان های پیاپی با پیچ و خم ها و تنگناهای سیاست ایران بیش از پیش آشنا می شود

متاسفانه به دلیل یک دسته مشکلات فنی، مراسم بزرگداشت قربانیان فاجعۀ ملی کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 که برگزاری آن برای روز شنبه 14 شهریور 1388 (5 سپتامبر 2009 میلادی) پیشبینی شده بود در این روز برگزار نخواهد شد.

ستاد برگزاری مراسم سالگرد کشتار تابستان1367

در اين مراسم بيش از 10 هزار نفر از شهروندان كرمانشاهی، اساتيد و دانشجويان دانشگاه رازی و علم و صنعت، گروهی از فعالان سياسی و مدنی، تعدادی از اعضای شورای شهر كرمانشاه و نمايندگان سابق استان در مجلس و نيز عدهای از شهرهای تهران، سنندج، اسلام آباد غرب و جوانرود شركت داشتند.

با کمال تاسف و تاثر از درگذشت مبارز آزادیخواه و دوست قدیمی مان دکتر کامبیز روستا، فعال کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویات ایرانی که سالها از رهروان مصدق و همراهان جبهه ملی ایران بود، آگاه شدیم. بدینوسیله فقدان وی را به همه بازماندگان و دوستان ایشان تسلیت میگوئیم.

1304/1925
ـ احمد شاملو (ا.صبح، 1.بامداد) تولد در 21 آذر در خانهي شمارهي 134 خيابان صفيعليشاه تهران.
ـ گذران دورهي كودكي در شهرهايي چون رشت و سميرم و اصفهان و آباده و شيراز (به خاطر شغل پدر كه افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جايي به مأموريت ميرفت).
ـ مادرش كوكب عراقي و پدرش حيدر.

بهزاد کریمی

آنچه که در زیر می آید متن پیامی است در پاسخ به درخواست دوستی از برگزارکنندگان مراسم یادبود بیستمین سالگرد قتل دکتر قاسملو و همراهان او برای این مراسم.

طی بیش از 5 دههای که از آن دوران میگذرد، درایت و تدبیر در میان جوانان و جنبش دانشجویی رشد ژرفی داشته است. بیگمان این جنبش دیگر راه سنگلاخ و بیچشمانداز جنبش مسلحانه را نخواهد رفت. صداقت، شجاعت و پایداری در برابر کودتا و بیداد و در راه آزادی را میتوان با راههای دیگر نیز نشان داد و پی گرفت.

نظر2
کانون نویسندگان ایران

آرزوی ما این است كه شرایطی فراهم آید كه بتوانیم بزرگداشتی شایستهی این روشنفكر آزاده و بزرگ برگزار كنیم، و از تشكلهایی كه در خارج كشور در تدارك مراسمی برای بزرگداشت یاد و خاطره سعید سلطانپور و راه و روش اجتماعی او هستند قدردانی میكنیم.

در سالهای پیش از انقلاب من با مادر رقیه در جلوی زندان قصر آشنا شدیم و در آزادی بچههایمان از زندان شاه با هم همگام بودیم و بهم نزدیک و نزدیکتر شدیم. من از بودن با مادر فران لذت می بردم و از او یاد می گرفتم. این آشنایی در مشکلات و مصیبتهای بعد از انقلاب بیشتر و بیشتر شد.

فروغ تاجبخش (لطفی)

آخرین درس فداكاری و انسان دوستی وی در روز 24 بهمن سال 1387 در زمان بازگشت از قله توچال و در حین تمرین و آماده سازی گروه كوهنوردی جهت صعود زمستانی دماوند، با دادن كاپشن بادگیر خود به یكی از كوهنوردان و گرفتاری در طوفان وحشتناك و جان باختن در اثر سرما ورق خورد.

ما در طی دوازده سال گذشته کماکان بر خواست خود مبنی بر افشای تمامی حقایق در مورد این جنایت ضدانسانی و تشکیل دادگاهی مردمی و علنی برای رسیدگی به آن و سایر کشتار دگر اندیشان سیاسی قبل و بعد از زال زاده در ایران پای می فشاریم.

الله قلی زمنده ای توانمند بود اما حضور الله قلی در منطقه حضور سلاح نبود. احداث کتابخانه بود و کلاسهای سواد آموزی. حضورش یعنی شروع بکار کلاسهای آموزش بهداشت برای مردم. امروز کم نیستند فارغ اتحصیلانی که رفتن به مدرسه آنها میسر نبود مگر بر اثر پافشاری و آگاهی دادن او به خانواده ها.

نظر6
شورای مرکزی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

اکنون ارگان‌های سازمان خود را موظف می‌دانند بیش‌ترین کوشش خود را در خدمت برگزاری هرچه پربارتر کنگره‌ی یازدهم سازمان متمرکز کنند. امیدواریم برگزاری این کنگره گامی باشد در راه موثرتر واقع شدن فعالیت فدائیان در مبارزه برای بهروزی مردم ایران، گامی باشد در راه آزادی، دمکراسی، صلح، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم، و در راه هرچه بیشتر گرد هم آمدن نیروهای اپوزیسیون دمکرات و نیروهای عدالت‌خواه کشورمان.

سی سال پیش، انگارهمین دیروز بود که ابراهیم، جوان ریز نقش چابک اندام را درتمام کوچه و پس کوچه های شهرمان لنگرود می دیدیم . هرجا که گفتگو، جروبحث، پخته و ناپخته در فضای سیاسی شهرمان درکاربود "ابراهیم چریک" سُرومُر و یکدنده آنجا حاضربود.

آری ما همان خاورانی را میخواهيم که وقتی وارد قبرستان میشديم غربتش ما را میگرفت ناخداگاه تا کمر خم شده و سلام میداديم و اشک از چهره پاک کرده زير لب حرف میزديم و شاخه گل ها را نثار روحشان میکرديم. هر کدام از مادرها و همسران گوشه ناشناسی را نشان کرده در حالی که نمیدانستيم هنوز هم فرزندان ما در کجا از اين زمين پهناور خوابيدهاند.

جمعه شب دیروقت به خانه رسیدم. پیغامگیر تلفن نشان میداد که چند تلفن داشتم. پیغام دوم از مهندس حاجی بود. او خبر درگذشت حاجی شانهچی را داده بود.

حاجی شانهچی هم از قماش آن معدود آدمهایی بود که معتقدند سعادت در درون آدمهاست و سعادتمندترین آدمها آنهایی هستند که در درونشان از آنچه میکنند سرافراز باشند.

صفحه‌ها