یادها و یادبودها

جمعه شب دیروقت به خانه رسیدم. پیغامگیر تلفن نشان میداد که چند تلفن داشتم. پیغام دوم از مهندس حاجی بود. او خبر درگذشت حاجی شانهچی را داده بود.

حاجی شانهچی هم از قماش آن معدود آدمهایی بود که معتقدند سعادت در درون آدمهاست و سعادتمندترین آدمها آنهایی هستند که در درونشان از آنچه میکنند سرافراز باشند.

چنین شد که فرامرز و منصور را که زمانی از دانشجویان فعال بودند، گزمگان زمام خــرد کشان کشان به میدان تیر بردند. سروها را که از خون دل برآمده بودند گردن زدند و فریادی برنخاست. دانشجویان را از پنجره پرتاب کردند. بندیان را دسته دسته در شکافهای کوهها راندند و کوه را منفجر کردند. عقربههای ساعت مچی، بعلت این که پیچ کوک آن کشیده شده بود، نشان میداد که ساعت ۴ صبح از حرکت باز ایستاده است

نظر1

صفحه‌ها