یادها و یادبودها

كميته برگزارى يادمان سيمين بهبهانى

با ياد و به احترام سيمين بهبهانى و بزرگداشت ارزشهاى فرهنگى واجتماعى اين شاعر بزرگ، در برلين نشستى برگزار خواهد شد.

علی رضا جباری (آذرنگ)

خانه روشن کرده ای امشب تو ای خورشید تابان غزل –
ای بامداد شعر روزخواهان –
در شبانی اینچنین تاریک.
چشم ما بر روی تابان تو روشن باد!

نصرت شاد

خانم نادین گوردیمر، نویسنده زن چپگرا و برنده جایزه نوبل ادبیات، روز یکشنبه گذشته در سن 90 سالگی در کشور آفریقای جنوبی درگذشت. او به دو دلیل نویسنده ای مردمی است...

تهماسب وزیری

گفت و گوی زیر چکیده ای از خاطرات طهماسب وزیری، از چریک های فدایی خلق ایران در سال های قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ است. با طهماسب درباره همرزمانش، نقش رهبری سازمان در تحولات درونی این سازمان، چگونگی زندگی در خانه های تیمی و نقشی که فدائیان خلق در جنبش دانشجویی ایران و انقلاب بهمن ماه ۱۳۵۷ ایفا کرده است، گفت و گو کرده ایم. در پایان با نگاه طهماسب در مورد آینده ی جنبش چپ ایران آشنا می شویم.

نظر1
کانون فرهنگی مشداخ

گل سرخی دیگر از گلستان خلقهای تحت ستم در ایران، دور از وطن و در غربت "تبعید" پژمرد. عبدالرزاق نیسی (ابو عبدالسلام) معروف به "عبدو"، فدایی خلق و فعال سیاسی- فرهنگی عرب پس از پنج دهه زندگی و فعالیت مثمر فرهنگی و سیاسی سرانجام بعد از مبارزه با بیماری لاعلاج در شهر "دلفت" در کشور هلند در گذشت.

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

در آن شامگاه شوم ٣٠ فروردين سال ١٣٥٤، تيه های اوين شاهد جنايتی هولناک بود. سربازجويان ساواک ٧ فدائی خلق به نام های بيژن جزنی، حسن ضياء ظريفی، عباس سورکی، سعيد مشعوف کلانتری، عزيز سرمدی، محمد چوپانزاده، جليل افشار و ٢ مجاهد به نام های مصطفی خوشدل، و کاظم ذوالانوار را در تپه های اوين به رگبار بستند. آن ٩ تن زندانی سياسی رژيم شاه بودند و هيچ يک از آن ها محکوم به اعدام نبودند. رژيم شاه با اين کشتار می خواست انتقام بگيرد، در جامعه رعب ايجاد کند و جنبش فدائی را از تواناترين رهبران آن محروم سازد.

داود هرمیداس باوند

فرآی ایرانپژوه و ایراندوستی بود درپی پژوهش و کاوشگری درباره مبانی فرهنگ و تمدن ایران، و فراتر از آن در حوزه تمدن ایرانی در معنی و مفهوم گستره تاریخی و جغرافیایی آن. بهمین جهت او کتاب پژوهشی "میراث ایران" یا به نوشته خود او "میراث یکی از تمدنهای بزرگ جهان" را تقدیم به ایرانیان، افغانها، تاجیکها و اوزتها می کند. او بی شک در این رابطه خدمات ارزشمندی نیز به تمدن بشری نموده است.

نظر1
ترجمه از:
حمید حسینی

او یکى از برجسته ترین نویسندگان قرن بیست بود. دنیایى مختص به خویش بوجود آورد، مانند فالکنر، بورخس یا اونتى. و اکنون غیر ممکن است که بگوییم آنچه را که نوشت رویاهایش بودند و یا شکل دیگرى از دیدن واقعیت. او می گفت: "واقعیتها از رویاهایمان نسخه بردارى می کنند."

ابوالفضل محققی

کابلی که من دیدم جنگ بود گرسنگی بود. اما حکومتیان دست اندر کار غارت ثروت عمومی نبودند. رشوه‌خواری در حداقل بود. اعتیاد دیده نمی شد و فرماندهان در کار جابه‌جائی مواد مخدر به تمامی جهان نبودند و چنین حجمی از خشخاش کاشته نمی شد. زنان آزادانه در هر پوششی همه جا حضور داشتند. دولت فقیر بود اما شهر چنین لبریز از کودکان خیابانی و گدایان زن و مرد نبود.

نظر2
کار آنلاین

"کار" ٣٥ ساله شد. حيات ٣٥ ساله "کار" با رنج و رزم هزاران فدائی که زندگی خود را وقف سعادت و بهروزی مردم و آزادی کشورمان از سلطه مستبدين کرده اند، گره خورده است.
هزاران فدائی برای انتشار "کار"، ادامه حيات آن، برای رساندن "کار" به دست کارگران، زحمتکشان و فعالين سياسی تازیانه خوردند، به سیاه چال ها افتادند، سال ها در گوشه زندان ماندند و از آرمان ها و باورهايشان دفاع کردند. از بين آن ها ده ها تن بدست استبداد به جوخه اعدام سپرده شدند.

نظر1
بهرام رحمانی

درآلمان حتی راس نظام مالی کشور، یعنی پرآشتاین ‌بروک، وزیر دارایی، درگفتگویی با هفته نامه «اشپیگل»، اعتراف می ‌کند: «مارکس خیلی اشتباه نمی ‌کرد: یک سرمایه‌ داری لگام‌ گسسته، آن گونه که ما شاهدش بودیم، دست آخر خود را نیز می‌بلعد.»
کارل مارکس، بیش از هر متفکر دیگری در تاریخ علم اقتصاد درباره بحران در نظام سرمایه داری اندیشیده و قلم زده است. هسته مرکزی در اندیشه‌ پایه ‌گذار «سوسیالیسم علمی» در نقد سیستم سرمایه ‌داری آن ست که بحران، همزاد این سیستم است و سرانجام آن را به سوی زوال و نابودی می ‌کشاند.

از زنده یاد غبرایی وصیت نامه ای که مقداری از آن سانسور شده نیز به جا مانده است که در آن می گوید: "من برای به دست آوردن حقوق مردم کشته شدم."

نظر3
بانو صابری

نام زن طیبه بود. او علاوه بر زیبایی، خوش سخن و خوش بیان هم بود و بیشتر اوقات روی دیوار خانه می نشست و با همسایه ها صحبت می كرد و همه ی كوچه و رفت وآمدهایش را زیر نظر داشت. اما همیشه صدایش كه فحشهای هرزه و ركیك به یكی از دختران می داد در حیاط شنیده می شد.

نظر1
ویدا فرهودی

شد چیره گرچه پنجه ی زشتش به جسم یار او با مرام آرشی اش زنده ماند و هست آزاده رَست، رهید ز تزویر زهد پیر شد جاودان ستاره و بر کهکشان نشست

مهناز مرادی

طنین صدایت در گوشم همچنان زمزمه می کند. گذشت ایام هم نتوانست تسکینی براندوه ندیدنت باشد. شور وعشق ات به زندگی و مبارزه سرسختانه ات درس زندگی ما شد. همیشه در دلم و در کنارم هستی.

نظر1
رضا کاویانی

در تظاهرات روز یکشنبه هزاران نفر شرکت کرده بودند و از نکات قوت و برجسته این همایش، حضور فوق العاده جوانان بود. آنها با نشان دادن همبستگی و درخواست شرکت هر چه بیشتر مردم در سیاست و نشان دادن حساسیتهای بیشتر در روند سیاست گذاریهای احزاب در کشور و اعتراض به نظام سرمایه داری و تسلط بانکها به سر نوشت و اراده مردم، برابریهای اجتماعی، کم شدن امکانات و رفاه عمومی و آموزشی و کنترل و دخالت در حریم خصوصی مردم از طریق شنودها و ابزارهای اینترنتی و الکترونیکی شدند.

رحمان

صفر قهرمانی، معروف به صفرخان، مردی اساتیری در تاریخ مبارزات مردم ایران، نزدیک به سی و دو سال از عمر پربار مبارزاتیش را در زندانهای رژیم شاه گذرانیده بود و پس از انقلاب بهمن 57 آزاد شد؛ اما هنگامی که نلسون ماندلا، رهبر بزرگ مبارزات ضد جداسازی نژادی در آفریقای جنوبی در سفر خود به تهران خواستار دیدار با او شد، به دلیل مخالفت حکام جدید ایران، نتوانست او را ملاقات کند. او به یقین پی برده بود که شیر آهنکوه مردی در ایران هست که بر فراز قله ی شرافت انسانی ایستاده است و خود نتوانسته است به دیدار او دست یابد.

نظر1
حبیب حسینی فرد

١٦ساله بود که به سوسیال دمکرات‌ها پیوست، اما چون معتقد شد که حزب با همه توان برای اتحادهای لازم جهت ممانعت از قدرت‌گیری فاشیست‌ها تلاش نمی‌کند با عده‌ای دیگر در ۱۸ سالگی حزب سوسیالیست کارگران را راه انداخت و این آغاز تعقیبش از سوی رژیم هیتلری هم بود.

به ناچار در همان سال (۱۹۳۳و در ۱۸ سالگی) به نروژ رفت و تغییر اسم داد: حالا دیگر نه به نام هربرت فرام، بلکه به اسم ویلی برانت شناخته می‌شد.

دو مطلب از حسن نادری و نادر عصاره، در بزرگداشت نلسون ماندلا.

صفحه‌ها