سياست

فرخ نعمت پور

مردم بدون اینکە توهمی بە کل سیستم داشتە باشند، اما از ظرفیتهای تاثیرگذاری خود بر آن آگاهند و از آن استفادە می جویند. و درست همین واکنش مردم است کە بعنوان یک فاکتور دیگر بە تهییج نامزدها در جریان مناظرات کمک می کند و آنان را بە گفتن سخنانی وامی دارد کە علیرغم هشدارهای خامنەای، باز از زدن آن حذر نمی کنند. در واقع حضور مشکلات کشور و فشار مردم در مناظرات بیشتر از حضور خامنەای و نیروهای امنیتی است

احمد فرهادی

خطایِ ما مردم در موردِ وزیر شدن و وزیر ماندن چنین جنایت‌کاری بسیار سنگین است، ولی به هیچ وجه قابلِ قیاس با گناهی نیست که می‌تواند به رییس جمهور شدنِ جنایت‌کاری همانندِ او با رایِ مستقیمِ مردم بیانجامد. به گمانِ من جلوگیری از نشستنِ لکۀ ننگِ ریاستِ جمهوریِ جنایت‌کاری چون رییسی بر دامنِ تاریخِ میهن‌مان وظیفه‌ای است ملی. باور دارم ملتِ ایران تواناییِ آن را دارد جلویِ رییس جمهور شدنِ او را بگیرد

صادق کار

لحن ‌اظهارات روحانی این بار تندتر و مسایلی کە روی آنها انگشت گذاشت مهمتر از گذشتە بود، و با رویە و روحیە اعتدالی تا کنونی وی چندان نمی خواند. به همین جهت این سخنان همانقدر کە برای مردم گوش نواز شد، برای جناح رقیب نا خوشایند. آنقدر نا خوشایند کە حتی در میانە زمان تبلیغات انتخاباتی خامنەای را وادار بە بر حذرباش کرد

فرخ نعمت پور

در سیاست، برای بە عقب راندن جریانات تندرو می توان تاکتیکی هم عمل کرد، بدون اینکە آن را بە حساب استراتژی گذاشت. افراط گرائی، آن سیستم فکریست کە همە از آن ضرر می بینند. منطق مقابلە با آن، در همە جهان بنوعی مشابە است

فرخ نعمت پور

رئیسی با حرفهای اولین دور رقابت انتخابتی خود، نشان می دهد کە او نسخە و کُپی مخدوشی از تجربە احمدی نژاد است کە تنها برای بازگرداندن موقعیت جناح اصولگرایان و راست افراطی و بە همراە آنان تقویت بیشتر جایگاە رهبر نظام آمدە است. سخنان اولیە او نشان می دهند کە او حتی نتوانستە بر احمدی نژاد هم چیزی بیافزاید. تجربە رئیسی نشان می دهد کە او یک نیمە پوپولیست ـ نیمە پدرگرا (پاتریارکالیست) است کە نە در خدمت نظام مورد دلخواە خود، بلکە در خدمت جناحی از آن است کە بە گمان او تنها آن جناح معرف جمهوری اسلامی است و بس.

بهزاد کریمی

بر این نیز تاکید کنم که خود همین حداقل مطالبات، فقط بخشی از انبوه معضلات حادی اند که کشور و مردمانش با آنها روبروست. مطالبات بس فراوانند و بسیار دامنگستر و فراتر از آنی که در دل پرسش‌های زیر نهفته است: از ضرورت مقابله فوری با خطرات زیست محیطی گرفته تا نیاز به چاره یابی‌های بیدرنگ برای مبارزه با بیکاری و گرانی و نیز انواع خواست‌های اجتماعی و اقتصادی دیگر مردم. در اینجا، تنها از حداقلˏحداقل‌ها سخن رفته است. 

بهزاد کریمی

معنی تصمیم شورای نگهبان در مورد احمدی نژاد این است که: 1) او نمی بایستی در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش مقابل مقام ولایت شاخ می شد و در ادامه‌اش این که، 2) وقتی هم "آقا" از او خواست تا از شرکت در انتخابات پیش رو صرف نظر کند نباید که دست به تمرد می زد و به "فصل الخطاب نظام" دهن کجی می کرد. آری او می بایست حذف می شد، درست به همین دو دلیل ساده که در واقع یکی اند. در یکی بگونه پوشیده و در دیگری عریان، و هر دو بخاطر عبور از خط قرمزهای ولایت و بشکستن قداست نظام.

منوچهر مقصودنیا

از یک سو مشکلات نظام به خاطر ساختار سیاسی عقب مانده ولائی اش، بخاطر فساد گسترده در تمامی ابعادش، بدلیل سیاست های توسعه طلبانه در منطقه و در نتیجه باقی ماندن در انزوا و مهم تر از همه نداشتن راه حل برای معضل اقتصادی، و از سوی دیگر روحیه و خشم اعتراضی شدید مردم که در اشکال مختلف خودش را بروز می دهد، نشان از وضعیت متزلزل جمهوری اسلامی دارند. در این حالت، هر یک از قطب های قدرتمند می تواند بر راهکار خودش پافشاری کند و آن را "تنها راه حل" دانسته و برای یارگیری در بیرون علنی نماید.

بهزاد کریمی

احمدی نژاد خوب فهمیده است که رد صلاحیت او توسط این نهاد ولایی، خود نوعی از سرمایه گذاری سیاسی برای فرداست. زیرکی او به این است که می داند ولایتمداری دیگر آینده‌ای ندارد و آفتاب آن رو به غروب گذاشته و طشتش در حال فروافتادن از بام است. معنی آمدن او همین است. اگرچه او نسبت به پایگاه گذشته‌ پوپولیستی خودش دچار توهم است و خوش خیالانه گمان دارد که می تواند زیر علم اسلام ناسیونالیستی ایرانی از دیگر حریفان اسلام محور خود گوی پیروزی برباید، اما در وقوف یابی‌اش به انزوای ولایت در جامعه انصافاً برحق است.

محمود میرمالک ثانی

کاندیداتوری ابراهیم رئیسی، که روی دیگر سکه احمدی نژاد است، بمعنای شفافیت آشکار در نگاه ولی فقیه برای تثبیت تمامیتخواهی حکومت فقاهتی است. انتخاب و نشاندن فردی در جایگاه ریاست جمهوری که بتواند تضمینی برای آینده جایگاه فقاهت باشد بسیار مهم و حیاتی است و برای رسیدن به هدف فوق ابائی نیست تا فردی همچون رئیسی با دست داشتن در قتل عام هزاران زندانی سیاسی مجری این نقش باشد

احمد فرهادی

در جمهوری اسلامی انتخابات همواره و در همهٔ سطوح مهندسی می‌شده، مهندسی می‌شود و، تا زمانی که شورای نگهبان و ساختار حقوقی حکومت به شکل کنونی باقی است، مهندسی خواهد شد. آنچه اینجا موردِ نظر است مهندسی در ترازِ ۱۳۸۴ و به ویژه ۱۳۸۸ است. این که آقایِ روحانی نه استواری و پایداریِ آقایِ موسوی را دارد و نه محبوبیت آقایِ خاتمی را، می‌تواند سببِ آسودگیِ خیالِ بیتِ رهبری از برآمدِ اعتراضیِ مردم و در نتیجه سببِ آمادگیِ بیشتر برایِ ماجراجوییِ بیشتر باشد.

فرخ نعمت پور

با اتفاقاتی کە در خراسان روی می دهند، این تصور بوجود می آید کە کم کم تحولی دیگر در درون رژیم در شرف وقوع است کە این بار سراغ موسیقی سنتی و محلی مردمان این دیار هم می رود. آن بخش از موسیقی محلی کە با دردها و خوشیهای مردم آمیختە است و بازتاب دهندە رنج و محنت و شادیهای آنها است و در وقت مشکلات و نامهربانیهای روزگار با تشویق بە رقصی بە سراغشان می رود، مرتجعین مذهبی را بشدت آشفتە ساختە است. اگر آنان قبلا بە موسیقی محلی بعنوان امکانی جهت ممانعت از ورود فرهنگ غربی می نگریستند، حال خود بە مصاف آن می روند و نیت و عمل را برای برانداختن آن بسیج کردەاند.

نظر1
منوچهر مقصودنیا

در نشست امنیتی مونیخ سه وزیر امورخارجه منطقه لبه تیز حمله شان به سوی جمهوری اسلامی ایران نشانه گیری شد. این سه قدرت منطقه ای، اگر چه در خیلی از مواضع با هم اختلاف دارند، ولی در مقابل جمهوری اسلامی ایران و سیاست های منطقه ای اش همسوئی و منافع مشترک پیدا کردند.

نظر2
فرخ نعمت پور

... ما در جریان انتخابات آیندە شاهد این خواهیم بود کە هر دو جریان اصلی کشور با ایدە "تعدد در روش و یگانەگرائی در استراتژی" وارد انتخابات شوند. با این تفاوت مهم کە جریان اصلاح طلب نهایتاً بە اجماع حول یک فرد رسیدەاست، اما اصولگرایان هنوز از آن بسیار دور اند. در واقع تعدد در روش در میان اصلاح طلبان پاتکی خواهد بود علیە همان روش در میان اصولگرایان و همزمان برای این کە چک سفید از قبل بە حسن روحانی ندادە باشند و البتە با تفاهم در یگانەگرائی در استراتژی، این در حالی است کە در میان اصولگرایان، تعدد در روش در غیاب یگانەگرائی در استراتژی بە پیش بردە می شود.

نظر1
فرخ نعمت پور

نظام جمهوری اسلامی تا آیندە قابل پیش بینی، در تلاش برای فائق آمدن بر معضلات اقتصادی کشور است کە رمق از زندگی مردم ستاندە است. در واقع خامنەای بصراحت می گوید کە جمهوری اسلامی هیچ برنامە و طرحی برای مواجهه با تشدید وخامت روابط حساس و پر از فراز و نشیب خود با آمریکا ندارد، و نمی خواهد وارد میلیتاریزمی شود کە ترامپ هر روز ندای آن را سر می دهد. جمهوری اسلامی، فتیلە را پایین کشیدە است و اشباح جنگ طلب و تندرو خود را بە سایەها فراخواندە است.

نظر1
فرخ نعمت پور

رفسنجانی این توان را داشت زیرا کە از موقعیت قوی، مناسب و حذف ناشدنی برخوردار بود. در واقع کانال رفسنجانی، یک کانال خودبخودی بود کە ریشە در شخصیت و جایگاە او در نظام داشت، اما کانالهای دیگر نە تنها از این خصلت خودبخودی برخوردار نخواهند بود، بلکە اساساً از قبل نیاز بە پذیرش خامنەای دارند. این یعنی تغییر در نگرش او نسبت بە اصلاح طلبان. در واقع اگر او این کانال یا کانالها را بپذیرد، در واقع این بار بە گفتمان اصلاح طلبی در کشور، چە بخواهد چە نخواهد، رسمیت دادە است.

نظر1
بهزاد کریمی

انتخابات ریاست جمهوری آینده، از نگاه خامنه‌ای چیزی بیشتر از ایستگاهی در مسیر نقشه‌‌های او نیست که در همان حال نمی خواهد از نتیجه آن در جهت رفع و رجوع اقتضاهای وضع سیاسی موجود غافل بماند! مخالفت‌ها با روحانی و فشار برای برکناری او پیش بخش ذوب در ولایت نظام البته سنگین است و روز بروز هم رو به افزایش دارد. اما تشخیص مصلحت نظام حداقل تا به امروز چنین می گوید که عمده ترجیح خامنه‌ای تکرار یک دور دیگر او باشد

نظر1
محمود میرمالک ثانی

علی اکبرهاشمی رفسنجانی آخرین حلقه در راس حاکمیت بود که با مواضع ناهمسوی خود همواره موی دماغ خامنه ای بود. وی تلاش می نمود تا از رادیکال شدن هرچه بیشتر آقای خامنه ای و بیت وی جلوگیری نماید. تلاش وی بیشتر در جهت متعادل کردن نگاه رهبری در تعامل با دنیای غرب و در راس آن آمریکا و نیز همکاری و برقراری مناسبات دوستانه با کشورهای منطقه برای حل اختلافات سیاسی که قدمتی به طول عمر نظام جمهوری اسلامی دارد، بود.

نظر3
بهزاد کریمی

بزرگترین بیعدالتی در حق اصلاح طلبی این بوده و هست که از رفسنجانی به عنوان پدر اصلاحات در جمهوری اسلامی و امیرکبیر این نظام نام برده شود. اگر امیرکبیر سلف مصدق بود در عهد ناصری و مصدق خلف امیر در دوره پهلوی؛ رفسنجانی اما هیچ یک از این دو شخصیت در قالب جمهوری اسلامی نبود. او بیش از همه، قوام السلطنه حکومت ولایی بود و یک بندباز سیاسی مجرب برای حفظ حکومت ولایت.

نظر3
صادق کار

این جنگ البتە یک جنگ زرگری نیست. جنگی است واقعی بر سر قدرت و منافع کە بستە بە شرایط و امکانات بە بهانە های مختلف تا تثبیت برتری یک بلوک بر دیگری و تمکین بلوک مغلوب از بلوک پیروز یا فروپاشی تداوم خواهد یافت. بە تبع آن مشکلاتی مانند فساد نیز پا برجا خواهند ماند. این تناسب را تنها برآمد اپوزیسیون دمکراتیک و غیر دنبالە رو می تواند بە سود مردم و کشور برهم بزند.

صفحه‌ها