اجتماعی

شغل‌هایی گم شده در شلوغی بی‌رحم این شهر که هیچکس جرات توجه به آنها را ندارد تا مبادا در گردابش گیر کند که اگر به متولیان و مدیران اجتماعی این شهر از آنها بگویی اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند یا با ژست‌های بی‌تفاوتی، اگر بالجمله منکر نشوند؛ از بار حساسیت و ضرورت توجه به آنها می‌کاهند.

ابوالفضل محققی

راحت تر بگویم: طبقه متوسط و متوسط به بالائی که در دوره پهلوی بالا آمده بودند و عمدتاً نیز محصول رشد اقتصادی و اجتماعی آن دوره بودند، با تمام ایرادهایی که گرفته میشد، به هر حال طبقه متوسط، و روشنفکری سالمی بودند که سیمای روشنی داشتند، همه آنها زیر امواج انقلاب رفتند. طبقه ای که از بد حادثه نقش زیادی نیز در برپائی انقلاب داشتند. انقلاب اسلامی این طبقه را تار و مار کرد. ثبات اجتماعی را گرفت؛ ترکیب طبقاتی را برهم زد و بی ثباتی را که خوراک فرصت طلبان و لمپن های اجتماعی است، بر جامعه حاکم نمود.

ابوالفضل محققی

درد است، درد جامعه ای که جوانانش سرخورده، ناامید روز را به شب و شب را به روز پیوند می زنند بی آنکه چشم انداز روشنی داشته باشند. هیچ چیز شادی بخشی که واقعی باشد در زندگی جوان ایرانی نیست. همه چیز در زیر بار فشار حاکمیتی دینی و مستبد له می شود! حتی زمانی هم که تحصیل می کند، هیچ چشم اندازی برای این جوانان خارج از دائره حکومت وجود ندارد. لشکر میلیونی بیکار مستعد برای غلطیدن در مسیرهای پر خطر! چه سخت است زندگی جوان ایرانی."

وقتی جنگ شروع شد، پسرم هشت سال داشت. من هنوز چهره وحشت زده او را در نخستین موشک باران تهران بیاد دارم. این شروع پا نهادن نسل جدید به جامعه ای بود که جمهوری اسلامی قصد ساختن آن را داشت. عقب مانده ترین افکار و باور ها در مدارس، در کوچه وخیابان، کانال های تلویزیونی آغاز به کار کردند. همراه با در گیریها ومشکلات اقتصادی. فاجعه آغازشده بود.

ابوالفضل محققی

با رفیقی قدیمی که تازه از ایران آمده گپی دوستانه میزنیم، می پرسم "چگونه بود جنبش اعتراضی دی ماه ؟" می گوید "جنبش فقیران و تهیدستان بیکار وبه جان آمده بود از فساد. جنبشی که عموما در شهر هائی که فقر گسترده وبیکاری در آن ها فرا گیر بود جریان داشت.

ابوالفضل محققی

پارک، غرق در ترنم موسیقی، غرق در رقص و پایکوبی. غرق در فضای نوروزی است و میر نوروزی سخت گرم پذیرائیپسری به آرامی، شاید هم دختر یکدیگر را به پشت درختان گیلاس کنار مجسمه علی‌شیر نوائی می کشانند! گیلاس شکوفه می کند! جهان در حال متولد شدن است. دو دلداده دارند یکدیگر را به آغوش می کشند. مارک شکال آنجاست، دارد تصویر آنها را می کشد که سبکبال دست در دست بر فراز جهان پرواز می کنند. با شمعی در دستانشان! زمان از حرکت باز می ایستد! اینگونه نوروز جاودانه می شود!

ابوالفضل محققی

این همه بار را از خانه ام می آورم و بر می گردانم. خانه ام آن پشت است." با دست به چند محله آنطرف تر، به محله «دورمان» - یکی از محلات حومه تاشکند - اشاره می کند. تجسم می کنم زنی هشتاد ساله که هر روز چنین باری را بر دوش می کشد. سیزیف تنها یک افسانه، یک متولوژی نیست! هر روز مقابل چشمان ما میلیون ها انسان زحمتکش با رنجی سخت سنگ سنگین زندگی را بر شانه می گذارند و از سربالائی و سنگلاخ حیات بالا می روند تکرار وتکرار. چهره هائی که دیده نمی شوند.

هاله صفرزاده

ناامیدی از تغییر چنین وضعی بی شک فاجعه ای به بار خواهد آورد بزرگتر از خود زلزله؛ و اکنون این فاجعه رخ داده است و معلم جوانی دیگر سرکلاس حاضر نخواهد شد و خانواده ای بار دیگر عزادار شده است. داغ عزیز یک طرف و انتشار و شایعات و تصاویر ایشان بعد از مرگ و برخوردهای این گونه مسوولان شرایط بسیار نامناسبی را برای خانواده ایشان فراهم کرده است.

یداله بلدی

جمهوری اسلامی در حالیکه در زمان جنگ از اسراییل اسلحه و قطعات یدکی خریداری میکرد و بارها با مقامات آمریکایی به طور پنهانی مذاکره کرده است، اما برای حفظ شعارها و عوام فریبی، ورزشکارانی را که سالها برای کسب مدال زحمت کشیده اند، قربانی می کند.مشکلات رودررویی در ورزش کشتی با اسراییل و همچنین ممانعت زنان از ورود به ورزشگاهها اکنون تبدیل به یک مشکل بزرگ برای رژیم شده است و ...

نظر1
حمید.الف

متاسفانه کشور ایران چهل سال است که توسط یک مشت آخوند عقب مانده از نظر فکری، افراطی و واپسگرا اداره می شود. راه اصولی اینست که دین از سیاست جدا باشد.

یداله بلدی

اکنون که 5 ماه از وقوع زلزله می گذرد، اکثریت مردم آسیب دیده ازداشتن سرپناه مناسب که از سرما وباران محفوظ نگاە شان دارد محروم اند. بهمین علت متاسفانە تاکنون شماری کودک و زن ومردسالخورده براثر سرما جان باختە اند و بیم آن میرود کە اگر سرپناە های مناسبی برایشان تهیە نشود عدە دیگری از زلزلە زدگان جانشان را از دست بدهند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه نظام تامین اجتماعی برای خانواده‌های نیازمند توجه کافی را نداشته است، بیان داشت: شرایط اقتصادی باعث می‌شود که خانواده‌ها از کودکان برای امرار معاش و تامین هزینه‌های زندگی استفاده کنند. زباله‌گردی به صورت کاملا مشهود و علنی توسط کودکان انجام می شود. نمی‌توان گفت آن را پذیرفته‌ایم گویا موضوعی است که مسوولان با آن کنار آمده‌اند و مصوبات را مبنا قرار نمی‌دهند.

بهنام ابراهیم زاده

دیگر بس است. جامعه بیدار شده و به حرکت درآمده است. مردم درد مشترکی دارند و هیچ نیرویی جلو این موج انسانها را نمیتواند سد کند. ما پیروز خواهیم شد و این زندگی را عوض خواهیم کرد. این تصمیم و اراده ما میلیون ها زن و مرد است. چه کسی میخواهد جلو این موج انسانها را بگیرد؟ چه کسی میتواند اراده دهها میلیونی ما را در هم بشکند؟ اینبار نوبت ما است. ما کوتاه نمیاییم.

مشخصاً درباره جنبش زنان باید گفت که از آنجا که درصد بزرگی از فقرا و محرومان زنان هستند که علاوه بر نابرابری‌های اقتصادی، به خاطر نابرابری جنسیتی تثبیت شده، بیش از مردان هم‌طبقه‌شان دچار آسیب و متحمل رنج می‌شوند، از این رو مطالبه عدالت اجتماعی می‌تواند به بهبود شرایط آن‌ها کمک کند. پس حرکتی که در اعتراض به وضعیت اقتصادی شکل می‌گیرد نمی‌تواند مورد بی‌توجهی جنبش زنان قرار گیرد.

بهرام رحمانی

صدها هزار نفر از مردم محرومان، ستم‌دیدگان، استثمارشدگان و مردم آزاده در برخی شهرهای ایران از رزو پنج‌شنبه هفتم دی به‌طور خودجوش به خیابان‌ها ریختند، حتی شب را نیز در خیابان‌ها گذراندند و با سر دادن شعارهای مختلف رادیکال سیاسی و اجتماعی و اقتصادی صدای خود را رساتر کنند به‌طوری که در مدت کوتاه 24 ساعته، با انتشار هزاران خبر و گزارش و فیلم، نه تنها به گوش سران حکومت اسلامی، بلکه افکار عمومی جهان رسانده‌اند. در واقع می توان محکم و قاطع گفت که «سران حکومت اسلامی صدای انقلاب مردم را شنیدند و در کاخ‌هایشان می لرزند!»

یداله بلدی

هدف مردم از یاری رسانی بر اساس گرایش بە قوم ومذهب خاصی نیست بلکه برپایه های نوعدوستی وهم میهنی استوار ست. امید است این کمکها همچنان ادامه داشته باشد و این همبستگی و گرایشات نوعدوستانه برقرار بماند و پایه هایی برای ایجاد نهادهای پایدار برای یاری رسانی به خیل عظیم آسیب دیدگان و بویژە معلولان، بیماران خاص، زندانیان، کودکان و زنان خیابانی کە از محرومیت مضاعف.در رنج اند تداوم پیدا کند بلکە اندکی از این رنج ها کاستە شود.

شادی خوشکار

در پژوهش دیگری که مرکز افکارسنجی دانشگاه تهران انجام داده نظر پزشکان را درباره زیرمیزی پرسیده و ٥٠‌درصد آنها گفته‌اند بسته به شرایط، زیرمیزی دریافت می‌کنند. آقای وزیر بهداشت گفته‌اند قبل از طرح تحول سلامت ١٠هزار میلیارد تومان زیرمیزی در کل کشور دریافت می‌شد و بعد از این طرح خیلی کم شده، اما آمار جدیدی ارایه ندادند.

علیرضا ثقفی

بار دیگر زلزله ای مهیب، گوشه ای از این مرز و بوم را ویران کرد. جان هزاران نفر را گرفت و ده‌ها هزار نفر را بي خانمان كرد در دنیای کنونی، زلزله رویدادی طبیعی است، اما به واقع سبب مرگ و ویرانی زندگی ها نمی شود، نابرابری و بی عدالتی در توزیع ثروت و منابع است که ویرانی و مرگ و نیستی جان‌های بسیاری را به دنبال می آورد. جدال غارت و چپاول با جان انسان‌ها در بحران هایی مانند زلزله فقط نمایان ترمی شود و در این جدال، آنکه سرمایه ای ندارد، اولین قربانی خواهد بود.
در پنجاه سال گذشته 7 زلزله ويرانگر در محيط جغرافيائي ايران اتفاق افتاده است كه عبارتند از :

یداله بلدی

جمهوری اسلامی که با شعار معنویت گستری و احترام به ارزش‌های اخلاقی به حاکمیت رسیده بود، از آغاز زمامداری خود تاکنون با سبعیت بی‌مانندی بر جامعه حکم می‌راند؛ این شیوه زمامداری تأثیر ویرانگر خود را بر ارزش‌های اخلاقی برجای نهاده و ضایعات جبران‌ناپذیری را بر باورها و ارزش‌ها برجای نهاده است.

فریبا داوودی مهاجر

سازمان دفاع از قربانیان خشونت که دفتر مرکزی آن در تهران است و مناسبات خوبی بادولت جمهوری اسلامی ایران دارد تحقیقی در زمینه قاچاق زنان منتشرکرده است. در این گزارش آمده است:”سن قربانیان در شماری از موارد حتی کمتر از ۱۴ سال است. این صغر سن نشان دهنده میزان آسیب پذیری کودکان دختر در برابر قاچاق انسان است و باید با آن سریع و وسیع برخورد شود. قاچاقی که بخشی از آن دراستان های خراسان و سیستان وبلوچستان،در واقع استان های همجوار کشور با پاکستان و افغانستان رایج است.”

صفحه‌ها