مسائل چپ

شیدان وثیق

بنا بر آن چه که رفت، ما امروز در شرایطی زندگی و مبارزه میکنیم که سه سِکانس تاریخی چپ مارکسیستی، یکی پس از دیگری، بدون آن که ادامه و تکامل یکدیگر باشند، به پایان رسیدهاند. پرسش این است: از آنها چه اصول و ارزشهای راهنمایی برای امروز ما باقی ماندهاند؟

ناصر زرافشان

در این شرایط و با وضعی که نظام سرمایه داری و به ویژه سرمایه مالی مسلط و نظامهای حاکمی که در خدمت آنها هستند، پیدا کرده اند؛ برای مردم راهی باقی نمانده است جز آن که به خیابانها بریزند و اعتراض خود را فریاد بکشند: "ما 99 درصدیها هستیم."

ترجمه از:
رضا دافعی

نخستین اصل اساسی برای هر جنبش چپ این است که می گوید ” ما می خواهیم جامعه ای داشته باشیم که در آن علائق اکثریت تامین شود” دومین جمله اساسی که شاید شما را متعجب سازد پاسخ به این پرسش است که:” مالکیت چیست؟” چه چیز به چه کس تعلق دارد و به چه دلیل؟ به این پرسش اصولی و اساسی جامعه ما در اساسنامه های هیچ یک از احزاب پاسخ داده نشده است.

ادوارد سعيد
ترجمه از:
علیرضا ثقفی

جامعه امروز، نویسنده را احاطه و محصور کرده است. این محدودیتها با تکریم و پاداش و در بیشتر اوقات، با لکهدار کردن و بد نام کردن و به مسخره گرفتن کار روشنفکر است که او را محدود میکند. بسیاری از اوقات، با گفتن این مساله که روشنفکر حقیقی باید فقط یک متخصص حرفهای در حوزهی عمل خود باشد، او را محدود میکنند.

روبن ماکاریان

روزا لوگزامبورگ تجسم یک انقلابی سوسیالیست بود که عمیقا" به امر ابتکار و مشارکت تودهها در همه سطوح فعالیت علیه نظام سرمایه داری، انقلاب سوسیالیستی و بنای سوسیالیسم اعتقاد داشت. او آزادی و دمکراسی را جزء لاینفک سوسیالیسم میدانست و همواره بر ضرورت و اهمیت آن تاکید می کرد. در این زمینه به وِِیژه نوشتههای او در باره انقلاب اکتبر از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این نوشته کوتاه سرخط های عمده نظرات لوگزامبورگ را مرور می کنیم.

تقی روزبه

مبارزه برای تعمیق دموکراسی بدون مبارزه علیه این بنیان ها نمی تواند پیش برده شود. به بیان دیگردموکراسی رادیکال ومعطوف به سوسیالیسم صرفا گسترش کمی دموکراسی بورژوائی نیست (رفرم) که چپ بتواند آن را نردبان پیشروی خود کند (تجربه سوسیال دموکراسی)؛ بلکه درعین بهره گیری ودفاع ازدست آوردهای مثبت "دموکراسی" موجود وتثبیت آنها، به معنای قراردادن آن به روی پایه های واقعی خود نیزهست

پرویز نویدی

پروژه وحدت نيروهاي چپ يکي از اقدامات سرنوشت ساز براي سازمان ما در جهت تکوين يک چپ قدرتمند و تاثيرگذار در جنبش است، از اينرو لازم است اين پروسه تسريع شده و موانع فرا راه هر چه زودتر بر طرف گردد.

سپیده صلحجو

حال جنبش سبز به وجود آمده است! عابد توانچه از "پیروزی شیرین حاکمیت در بازی انتخابات" و "فروکش کردن اعتراضات مردمی"(5) سخن گفته ولی از عظمت این جنبش و تأثیر عمیق و ماندگار آن بر سرنوشت این مردم سخنی به میان نیاورده است. مهم ترین سؤالی که این رفیق با آن مواجه است قبول یا انکار عظمت این واقعه ی تاریخی است. خوب یا بد بودن آن در درجه ی دوم اهمیت است. آیا می توان این واقعه را نادیده گرفت، هشدارها و شکایت هایی مطرح کرد و به کار خود به روال سابق ادامه داد؟

این که ما از یک تبار بودیم یا نبودیم بسیار اهمیت دارد در نزدیکی ما به هم. در فهم فرهنگمان، در علایقمان، در حسی که می خواهیم به سوی وحدت برویم، در همه این موارد تاثیر دارد. اما این اصلا تعیین کننده نبوده، کما این که ما از تبار فدایی کم نداریم. فقط اکثریت نیست. اقلیت داریم، رفقای گروه چریکها را داریم، اشرف دهقان و گروه های دیگری را داریم که متاسفانه تقسیم شدند و زیاد هم هستند.

وحدت، آرزوی دیرینه ای است که در میان چپ های ایران همواره وجود داشته است اما پراکندگی و جدایی هنوز حرف اول را در میان چپ گرایان ایرانی می زند و روند انشعاب ها چشمگیرتر است. سه سازمان چپ گرای کشور، عزم تغییر این جهت را کرده اند. اخبار روز از نمایندگانی از این سه سازمان پرسیده است قطعنامه ی وحدت کنگره ی یازدهم فدائیان (اکثریت) را در این مسیر چگونه ارزیابی می کنند؟ به این پرسش آقایان مجید زربخش، محمد اعظمی و علی مختاری پاسخ گفته اند ...

لوسیون سو
ترجمه از:
مرمر کبیر

گویا سوسیالیسم استالینی- برژنفی دفن شده به واقع چیز مشترکی با آرمان کمونیستی مارکس داشت. این در حالی است که هیچ کس در صدد درک مفهوم واقعی آن نیست، مفهومی که درست نقطه مقابل تعریفی است که جریانهای رایج فکری از «کمونیسم» ارائه می دهند. اما در عمل و به شکلی کاملاً متفاوت، در مقابل چشمان ما و در راستای نظرات واقعی مارکس «گذر از سرمایه داری» در قرن بیست ویکم آغاز می شود

چریکهای فدائی خلق ایران

آیا جمهوری اسلامی علیه انقلابیون جان‌باخته در ٣۰ سال پیش به چنین جنگی مبادرت ورزیده است؟ نه! واقعیت این است که این جنگ روانی و سیاسی ـ ایدئولوژیک را رژیم جمهوری اسلامی علیه زندگان کنونی سازمان داده است و البته نه صرفاً علیه کسانی که با افتخار از آرمان‌های چریک‌های فدائی خلق دفاع می‌کنند بلکه بسیار گسترده‌تر، علیه مردم مبارز و روشنفکران انقلابی و متعهد ایران. این جنگ در درجه اول علیه نسل جوان ایران و کسانی سازمان یافته است که هم اکنون در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده و به هر طریق ممکن علیه او مبازه می‌کنند.

سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران

در این به اصطلاح اسناد به بعضی از جنبه‌های زندگی خصوصی افراد تحت بازجویی پرداخته شده که انتشار عمومی آن نشان دهنده نحوه برخورد حکومت ایران با شهروندان است که طی 30 سال گذشته همواره زندگی خصوصی آنان مورد تجاوز نیروهای سرکوبگر حکومت قرار گرفته است. هر محقق ابتدایی می‌داند که تکیه صرف به "مجموعه اسناد پراکنده" که دسترسی به آن هم در انحصار مأموران امنیتی است، نه تاریخ‌نگاری که تحریف تاریخ به منظور حفظ منافع قدرت حاکم است.

نظر1
سازمان فدائیان (اقلیت)

هر کس که نوشته وزارت اطلاعات را از اول تا آخر بخواند، می‌بیند که در سطرسطر این نوشته، نویسندگان وزارت اطلاعات تلاش کرده‌اند بر یک دوران از مبارزات قهرمانانه کمونیست‌های ایران، که یکی از صفحات برجسته در تاریخ مبارزات توده‌های زحمتکش و ستمدیده مردم ایران است، خط بطلان بکشند.

حسن نادری

در آمريکای لاتين، در پى هر انتخابات چپ به پيروزى می‌رسد و بيش از پيش از راه‌حل‌هاى نئوليبرالى و اقتدارگرايانه فاصله می‌گيرد.تقريبا تمامى روساى جمهور اين قاره خود را «چپ ميانه» يا «چپ راديکال» می‌دانند.دو چپ به‌طور موازى ولى متمايز از هم به پيش می‌روند.يکى چپ پراگماتيک با صفت سوسيال‌ليبرال از نگاه مقابل و ديگرى چپ راديکال و ضد امپرياليست، پوپوليست و اقتدارگرا، از نگاه ديگر

ويليام تب
ترجمه از:
مهرداد بهارآرا

براى خيلى از نخبگان آمريکا، نگرش چند جانبه – تحت فشار قرار دادن اما مشورت و سازش ظاهرى با متحدين –برترين راه دستيابى به سلطه بوده و همچنين ميباشد. از دوران وودرو ويلسون (Woodrow Wilson)، يعنی از اوائل قرن بيستم تا دوران رئيس جمهور بوش اول و پايان دوران کلينتون، اين نگرش وجود داشته است. امّا ١١ سپتامبر آغازى بود براى نگرشى جديد به دنيا. همانطوريکه گرى اشميت و تام دانلى (از پروژۀ غير محافظه‌کارانه براى قرن جديد آمريکا) در ژانويۀ ٢٠٠٢ نوشتند، دکترين بوش براى آنچه که از آن تهى است قابل اهميت است. "سياست بوش سياست چند جانبۀ کلينتون نيست؛ رئيس جمهور به سازمان ملل متحد رجوع نميکند، به کنترل مسابقۀ تسليحاتى ايمان ندارد، جائى براى "راه حل صلح آميز" باقى نميگذارد، و به رئاليسم بالانس قدرت دوران پدرش اعتقادى ندارد. برعکس، دکترين بوش باز تأکيدى است بر اينکه صلح و امنيت پايدار تنها با قدرت نظامى - سياسى آمريکا به‌دست خواهد آمد".

ويليام تب
ترجمه از:
مهرداد بهارآرا

اولين چيزى را که بايد متوجه شد اين است که نئوليبراليسم، حتى از نظر خيلى از اقتصاددانان و تحليلگران سياسى جريان اصلى (mainstream)، در دستيابى به اهداف اعلام کرده‌ى خود شکست خورده است. نئوليبراليسم نه باعث رشد سريع اقتصادى، نه باعث کاهش فقر، و نه باعث باثبات‌تر شدن اقتصاد شده است. در حقيقت، در طى ساليان هژمونى نئوليبراليسم، رشد اقتصادى کندتر شده است، فقر افزايش يافته است، و بحران‌هاى اقتصادى و مالى رايج‌تر بوده است. آمار و ارقام در مورد هرکدام از اينها فراوانند. اما، نئوليبراليسم به مثابه‌ى پروژه‌ى طبقاتى سرمايه موفق عمل کرده است و توانسته است در راستاى هدف اعلام نکرده‌ى خود، سلطه‌ى شرکت‌هاى فرامليتى، سرمايه‌گذاران بين‌المللى، و بخش‌هائى از اليت‌هاى محلى را افزايش دهد

ح. ریاحی

جامعه خودگردان جامعه ایست که درآن نهادهای گوناگون به طورداوطلبانه جامعه مدنی راپایه می ریزند وبردولت واقتصاد نظارت می کنند. در جامعه خودگردان درمفهوم اقتصادی نه فقط تولید کنندگان بلکه شهروندان آزادانه باهم رابطه دارند ودرباره نحوه ی استفاده ازتوانایی های تولیدی، سرمایه گذاری وسرمایه برداری تصمیم می گیرند وتصمیم گیری آنها تحت قهردولت یانیروهای کوربازار قرار ندارد.

سمیر امین

كشاورزى مدرن سرمايه دارى ـ كشت در مقياس وسيع چه از سوى زارعين ثروتمند و چه انحصارات بزرگ زراعى ـ دست اندركار تهاجمى عظيم عليه كشاورزى دهقانى در «جهان سوم» است. در نشست ماه نوامبر ۲۰۰۱ سازمان تجارت جهانى در شهر «دوحه»، شيخ نشين قطر، چراغ سبز براى چنين تهاجمى داده شد. قربانيان اين تهاجم بى شمارند و بيشتر آنها دهقانان جهان سومى هستند كه نيمى از جمعيت جهان را تشكيل مى دهند.

حمید برزگر

هيچ طرح بزرگ جديد پتروشيمى و توليدات محصولات نفتى در هفت كشور بزرگ صنعتى جهان قدرت رقابت با طرح‌هايى كه مى‌توانند در نزديكى منابع نفت و گاز ايران تاسيس شوند را ندارد. در صورت جلب علاقه‌ى شركت‌هاى بزرگ نفتى و شيميايى جهان به سرمايه‌گذارى در ايران، نه تنها منابع عظيم بالقوه‌ى ايران بالفعل خواهند شد بلكه بسيار مهم‌تر از آن زمينه‌ى وسيعى براى راه‌اندازى صنايع پايين دستى شيميايى و پليمرى و ايجاد ميليون‌ها فرصت كارى به‌وجود خواهد آمد.

صفحه‌ها