رضا جاسکی

سرنوشت سوسیال‌دموکراسی

آیا سوسیال‌دموکراسی پاسخگوی مشکلات امروز است؟

 "ما می‌خواهیم صاحبان سرمایه را از قدرتی که به‌واسطه مالکیت خود اعمال می‌کنند، محروم کنیم. همه تجارب نشان می‌دهند که تأثیر و کنترل کافی نیستند. مالکیت نقش مهمی ایفا می‌کند. من می‌خواهم به مارکس و ویگفُرش رجوع کنم: ما اساساً نمی‌توانیم بدون تغییر مالکیت، جامعه را تغییر دهیم. "

رودولف مایدنر، روزنامه کنفدراسیون اتحادیه صنفی سوئد، «جنبش اتحادیه»، ۱۹۷۵

معمای سوسیال‌دموکراسی

آیا سوسیال‌دموکراسی پاسخگوی مشکلات امروز است؟

بنابراین اگر حداقل بپذیریم که در دوران ما ایدئولوژی سوسیال‌دموکراسی بر پایه «تقدم سیاست» و جماعت‌گرایی بنا شده است، امروز هر دو این پایه دچار تزلزل گشته‌اند. توصیف بهتر و جامع‌تر این است که سوسیال‌دموکراسی در طی تاریخ در پی پاسخ به سه معضل بزرگ خود، رابطه فرد و جمع، گرایش‌های ضد سرمایه‌داری و دفاع از بازار، و تنش بین پراگماتیسم و اتوپیسم بوده است.

«اشباح مارکس»

آیا سوسیال‌دمکراسی پاسخگوی مشکلات امروز است؟

مارکس جواب بسیاری از پرسش‌ها را نداد، برخی از نظراتش غلط، در مواردی مواضع متناقضی اتخاذ کرد، اما بسیاری از نظراتش درستی خود را بارها و بارها ثابت کرده‌اند. او هم تئوری پرداز و هم سیاست ورز بود. بااین‌حال تئوری را قربانی سیاست روزمره نکرد.

وارثان برنشتاین

آیا سوسیال‌دمکراسی پاسخگوی مشکلات امروز است؟

حوادث بین انقلاب روسیه تا قدرت گرفتن هیتلر در آلمان تنها بیانگر دو شکست است. شکست روسیه و آلمان در ایجاد یک جامعه دموکراتیک. در این دو شکست، کمونیست‌ها و سوسیال‌دمکرات‌ها نقش مهمی را بازی کردند. هر دو تلاش‌های شجاعانه‌ای بودند برای یک جامعه بهتر. هر دو روزنه‌هایی از امید را بوجود آوردند و هر دو نشان دادند که جهان دیگری ممکن است، اما هر دو با وجود کسب موفقیت‌هایی، شکست خوردند.

این دو زن

به یاد ملکه هندسه ریمانی

پس از شور اولیه، سکوتی مرگبار دوباره همه‌جا را گرفت. بین سال‌های ۱۳۹۶–۱۳۹۳ بندرت می‌توان خبر و یا مقاله‌ای در مورد میرزاخانی یافت. تنها یک مصاحبه با دنیای اقتصاد. او از مصاحبه کردن بیزار بود، و زندگی آرامی داشت. هیچ‌گاه در رابطه با مسائل سیاسی صحبتی نکرد، ازاین‌رو تجلیل از وی، در اشکالی که امروز مطرح می‌شود، نام خیابان، دانشگاه، ...، در زمان حیاتش کاملاً شدنی بود. حتی یک اتاق هم به نامش نکردند. تلاشی برای توصیف کارهای پژوهشی وی به زبان ساده صورت نگرفت.

اصلاح‌طلبان و هابز؟ – قسمت دوم

چگونه می‌توان از مردم‌سالاری به دولت‌سالاری رسید؟

در مورد پارامتر دیگر یعنی کارایی دولت، استدلال طرفداران سلسله‌گرایی این است که پروسه دموکراتیزاسیون باید تا هنگامی‌که یک دولت با نهادهای توانمند و بی‌طرف وجود نداشته باشد متوقف شود. بنابراین استدلال هر پادشاه مستبدی می‌تواند راه بیسمارک را برای گسترش کارایی دولت برود. اما کشور ما، خود طعم بیسمارک ایرانی را تجربه کرده است و اگرچه رضاشاه موفقیت‌های بزرگی در راه ایجاد یک دولت کارا به دست آورد و رفرم‌های زیادی را انجام داد اما درست در مرحله ایجاد زیرساخت یک دولت بی‌طرف موفقیت کمتری داشت. مشکل اصلی در این است که ایجاد یک بوروکراسی کارآ و دستگاه دولتی توانمند در کشورهای استبدادی تا حد معینی به‌خوبی پیش می‌رود.

اصلاح‌طلبان و هابز؟

چگونه می‌توان از مردم‌سالاری به دولت‌سالاری رسید؟

کتاب هابز در مورد نحوه عمل‌کرد قدرت و دولت است. اما نکته جالب‌تر اینکه در سرتاسر کتاب چند صد صفحه‌ای وی، فقط سه باراز لویاتان نام برده می‌شود. هابز، یک بار از آن به عنوان دولت و انسان نام می‌برد اما نه هر انسانی بلکه انسانی مصنوعی، مانند یک ماشین. بار دوم از لویاتان به مثابه خدا یاد می‌کند اما نه هر خدایی بلکه خدایی که میرنده است و زندگی جاودان ندارد. و بار آخر این هیولای انسانی و الهی اما میرا به یک «حاکم» بدل می‌گردد.

در دفاع از انقلاب و رفرم – بخش دوم

بعد از سقوط دیوار برلین و فروپاشی سوسیالیسم واقعاً موجود این فقط احزاب کمونیست نیودند که دچار شکست شدند. مسلما، این احزاب و دیگرانی که خود را به نوعی در این چارچوب قرار می‌دادند دچار رکود گشتند. اما برخلاف تصور برخی ناقوس شکست سوسیال دمکراسی نیز در دهه هشتاد با قدرت‌گیری تاچر و ریگان، پیشروی نئولیبرالیسم و دفن کینزیسم به صدا در آمده بود.

در دفاع از انقلاب و رفرم

نگاهی کوتاه بر چند مقاله خرمگس در مورد انقلاب

نیروهای سیاسی در صحنه جامعه نقش‌های خود را بازی می‌کنند. همان‌ طور که زمانی اریک هابسبام در مورد نقش بازیگران صحنه سیاسی گفت: اهمیت نقش بازیگران در یک درام، به این معنی نیست که خود آن‌ها ضرورتاً کارگردان، صحنه‌پرداز، و ... باشند. ما فقط می‌توانیم نظرات خود را در مورد آینده ایران با مردم در میان بگذاریم و خود را برای آنچه که فکر می‌کنیم راه ممکن آینده ایران است آماده سازیم. این به معنی آن نیست که سازمان‌های انقلابی با توجه به امکانات بسیار محدود خود می‌توانند خود را برای انواع سناریوها آماده سازند. اما آن‌ها باید با توجه به اهداف و شرایط نیروهای انقلابی خود را سازماندهی کنند.

نقد ایدئولوژی توسط مارکس و انگلس

بخش‌هایی از فصل دوم تئوری‌های ایدئولوژی

نقد ایدئولوژی به عنوان آگاهی لزوماً معکوس را می‌توان به فرمول‌بندی‌های متعددی ارجاع داد که در ان‌ها مارکس و انگلس (به عنوان مثال، در رابطه با دین) از «جهان‌اگاهی معکوس» ، «پادشاهی خودمختار بر فراز ابرها»، یک «مفهوم تحریف شده»، چیزی که «بر روی سر ایستاده» ، و غیره سخن گفته‌اند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - رضا جاسکی