شعر

علیرضا کرمانی

براى همه ى عمونوروزها يا همان حاجى فيروزها كه هميشه به جاى خنداندن، مرا گريانده اند؛
براى همه ى سياه بازها كه دست كم روى صحنه ى نمايش، ستم را به سُخره گرفته اند؛ براى قاسم سعدى افشار.

افسانه گودرزی

حاجی فیروز من شعرهای غم سر می دهد
عمونوروز عبای سبز با غبار غم بر تن دارد
شاید بهار سرزمین من در کوچه ای نشسته به انتظار
بوی بهار می آید
اما از کدام کوچه ؟

صفحه‌ها