شعر

گزینش ویدا فرهودی

فریدون مشیری: گر تو آزاد نباشی:
هادی خرسندی: هموطن جان چه شد که پس رفتیم؟
سیما صاحبی: زخم تاریخ
حافظ موسوی: شاید هنوز کسی هست
نیکی میرزائی: بغض کینه
یوسف صدیق (گیلراد): نان
اهورا: شعری خاص در روزی نه چندان خاص!

گزینش ویدا فرهودی

حسین منزوی
حسن حسام
ویدا فرهودی
رضا مقصدی
جهان آزاد
دنیز ایشچی
رضا بی شتاب

گنگيم زان سبب كه همي بر دهان ما
مشتي رسيده تا به سخن لب گشاده‌ايم
چون شمع، وقت گريه عبث خنده كرده‌ايم
از سوختن گداخته باز ايستاده‌ايم
هر طايرِ ضعيف شود شاهبازمان
از بس كه چون كبوتر و گنجشك ساده‌ايم

رحمان

امتداد نگاهم،
درافق،
ستاره ای را دنبال می کند
که در کنار ستاره های بی شمار
سوسو می زند
امشب۰
سقف اسمان به زمین،
نزدیک شده است،

گزینش ویدا فرهودی

عمران صلاحی(۱۳۸۵-۱۳۲۵): قطرة باران، دگر آن قطره نیست
پگاه احمدی: در کوچه اسید می آید*
نسیم خاکسار: دلتنگیهای زمستانی
خسرو باقرپور: پرسه در بی خاطرگی ی محض
دنیز ایشچی: بازآمدی

گزینش ویدا فرهودی

اسماعیل خویی: برویم
منصور کوشان: گفتِ سنگ‌ها
رباب محب: دانته اینجا را نگاه کرده بود
رحمان: شبی سرد و سنگین
کیشو: "برادر"ی

رحمان

گفتم: "دیری است کوه نرفته ام،
تا آویشن کوهی برایت بیاورم"
گفتم: "درحسرت آن سالها می سوزم
گفتم: "کاشکی زمان ازحرکت می ماند،
کاشکی نسیم آزادی
در سرزمین سوخته ام دگر بار می وزید"

گزینش ویدا فرهودی

سیاوش کسرائی: بر سرزمین سوختگی (عقاب های سیاهکل)
نعمت آزرم: رزمسرود: ترانه هایی همبسته برای سربداران
حمید مصدق: سوختن
محمد رضا شفیعی کدکنی: بخوان، دوباره بخوان
ویدا فرهودی: آن روز...
ایرج جنتی عطایی: خانه سرخ است

گزینش ویدا فرهودی

فروغ فرخزاد: بعد از تو
مهدی احوان ثالث: درسوگ فروغ
احمد شاملو: سروده برای فروغ
پوران فرخزاد: تمام شب

خسرو گلسرخی:خفتە در باران
یدالله رویایی: با كاروان من
پیرايه يغمايی: بمان ... بمان...
میرزاآقا عسگری. مانی: بسا هست
احمد زاهدی لنگرودی: چاهار
گزینش ویدافرهودی

نظر3

پنج شعر از پنج شاعر، گزینە های هفتە ویدا فرهودی برای بخش هنر و ادبیات "سایت کارآنلاین" :
شمس لنگرودی: به سرش زده باد
علیشاه مولوی(زنده یاد): راه مي‌رود قابيل
اين‌بار در جغرافياي گربه
پرتوی نوری علا: با زبان تو...
حسن زرهی(1359بندر عباس)
: پنج- هشت- هجوم
مقصد
سيدعلي صالحي:مقصد

گزینش ویدا فرهودی

مجید نفیسی: سرود کارگرانی که زندان اوین را ساختند رضا مقصدی: زخمی که به قامتِ قلم، باريد مهین خدیوی: ۱۵ آذر - روز تولدت - برای حمید رضوان ویدا فرهودی: قلم فرشته ساری: تنهایی

نظر1
علی رضا جباری (آذرنگ)

در راه پرخطر من به سویتان
صفها گشوده اند به پیکار؟

رحمان

نجوا کردم:
ای کاش می شد
از پرتو عشق سحرانگیزش
میوه ای هم برای خویش بچیند

رحمان

پایتخت جلوس پیام آور مرگ
قدیس آدمخوار
ورد تسبیح بر زبانش
تیغ آخته بر دستش
جوی خون روان
بر پای سجاده اش

دمی که یک کلمه هم زیادی ست
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار
سایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد
چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل جسم حد زبان را رعایت کند ؟
چه تازیانه کف پا خورده باشد

رحمان

به یاد آر،
قلب من دیرگاهی‏ست
در آنجا از طپش
بازمانده
آنگاه که نوبت من رسید
مرا در باغ گل سرخ
در خاک کنید.

رحمان

کویراست این دل من، اما
سیراب نشده از باران
سیلاب را به انتظار نشسته ست.

رحمان

بر پا حواهند داشت
بوی سحر انگیز هزاران گل و شکوفه
فضا را پرخواهد کرد
و خواهد پوشاند
افقهای دور دست
و کران تا کران جهان را

نظر1
ابراهیم مومنی (کیشو)

پرگاز گذشته بود از خط وخطوط
یا عضو گروه آنگلو فیلی بود؟

گفتند فقط به نام او مشكوکیم:
او "سبز" نبود در عوض" نیلی" بود!

صفحه‌ها