شعر

علی رضا جباری (آذرنگ)

بمانید، بمانید!
که خسته دل ما راهروان شب تاریک
به شوق سحرروشن فردا،
که به راه است

مسعود دلیجانی

در فضای هر خیابان تندری در بطن ابر نعره ای مستانه بود و نفی باریدن نبود امتداد رزم مردم در پی رویای داد خنجر سرمایه خونین، سدِ پوییدن نبود

نظر1
علی رضا جباری (آذرنگ)

برگشته ای به دامن ِ مردم
کان روزگار ِ سخت
آتش زدی تو خرمن جانش را
شاید که راه ِ رزم رها دارد.

فرهنگ رضایی کرمانشاهی

وقتی پاییز می شود

تمام خاطره ها از تو می ریزند

و تو عریان می شوی

احمد شاملو

دستان اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد لبان فراموشی به خنده باز خواهد شد و نوروز در معبری از غریو تا شهر خسته پیشباز خواهد شد.

ویدا فرهودی

مدرسه فمینیستی: در آستانه سال نو خورشیدی، شعر «بهار خواهد شد...»

نظر1
هادی مومنی (کیشو)

بنگرکه خاک لاله رویت را
چکمینه پوشان زیرو رو کردند
بنگرکه چشم آهوانت را
در برکه های خون فروکردند؛
ای سرزمین پیر ابرآلود

علی رضا جباری (آذرنگ)

در راه سحرساز تو افتادم من
از راه شب آمیز بیفتادم من
دم گرم بمانی تو و سرخوش جاوید
با عشق تو از هر رسن آزادم من

اشرف علیخانی (ستاره تهران)

یک نفس با عشق خلق و یک نفس با خلق عشق / این نفس ها را بیا تا با تو بشمارم رفیق

ماه شبهایم که باشی ٬ آفتابی می شوی / تا بیندازی شراری بر شب تارم رفیق

صمد شعبانی

اي گلوي هزار آواي زنداني. بخوان به نام آزادي در كوچه هاي آتش و خون پر رنگ تر ز مرگ

علی رضا جباری (آذرنگ)

شب ِ درد
شب ِ رنج
شب ِ خاموشی
شبی که راز ِ گم شده ات را
جز با دل ِ ریش ریش
به هیچ کس نتوانی گفت

امیر ممبینی

بدون پرواز پرستو‌ها
آسمان سیاست خالیست
نسیم عاطفه‌ای باید
تا ببارد باران

نظر1
علی رضا جباری (آذرنگ)

تندیس سربین آشتی را با پای چوبین می سازند
و عقاب خونین بال جنگ را
با بال پرواز فرشتگان
می آرایند.

مسعود دلیجانی

نه ذره ای فرود/ نه ذره ای فراز/ که همتراز همتراز

درون جذبه نیاز/ چو وزن بوسه ها به روی لب/ برابریم/ برابریم.

علی رضا جباری (آذرنگ)

به آن که عشق را به من آموخت

گفتم:

زایشی دو باره است آنک

یا خون زندگی است که باز به رگهایم می دود؟

مسعود دلیجانی

بروی سایه پا نهادم و /میان سایه گم شدم: / - به جستجوی هیچ!
نه پاسخی بروی سایه بود / نه گم شدن درون سایه ها / مرا بروشنی کشاند
مسعود دلیجانی

فرانک فرید (ایپک)

اوچدو اوچار اوچاجاق[1] زلزله گلدی بیزیم یئره، کندلری آپاردی... زلزله گلدی، کندلر داغیلدی... فرانک فرید (ایپک)

ا. آفتاب

تو زنده ای ... و یادِ تو، ریشه به ریشه ماندگار و ذره به ذره جاویدان ...

فریدون مشیری

به یاد قیام مردمی ۳۰ تیر و یادی از دکتر محمد مصدق

موج عظیم مردم،

با غرش مصدق پیروز است،

مصدق پیروز است

علی یزدانی

برای فریبرز رئیس دانا

ای نای پر خروش توده ی زحمت

دانای قصه های دل انگیز صبح كار

لكنت گرفته شهر

بی بانگ خوشنوای تو انگار

صفحه‌ها