گفتگوها

در پنجمین سالگرد جنبش سبز، دو پرسش زير با تعدادی از تحلیل‌گران و فعالين سیاسی در ميان گذاشتيم. پاسخ آن ها را در زير مشاهده می کنيد.
١. پنج سال از شکل‌گیری جنبش سبز می‌گذرد. شما امروز وضعیت جنبش سبز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این جنبش به تاریخ پیوسته و یا این‌که عوامل زاینده و حیات‌بخش آن هم‌چنان زنده و پابرجا هستند؟ شاخصه‌ی تداوم حیات این جنبش در چیست؟ چه ارزیابی‌ای از نیروی اجتماعی و سیاسی این جنبش دارید؟
٢. چرا گردانندگان حکومت و به ویژه آقای خامنه‌ای از یک‌سو مدعی زوال "فتنه" (جنبش سبز) هستند و از سوی دیگر از برآمد آن وجشت دارند؟

در پنجمین سالگرد جنبش سبز، دو پرسش زير با تعدادی از تحلیل‌گران و فعالين سیاسی در ميان گذاشتيم. پاسخ آن ها را در زير مشاهده می کنيد.

١. پنج سال از شکل‌گیری جنبش سبز می‌گذرد. شما امروز وضعیت جنبش سبز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این جنبش به تاریخ پیوسته و یا این‌که عوامل زاینده و حیات‌بخش آن هم‌چنان زنده و پابرجا هستند؟ شاخصه‌ی تداوم حیات این جنبش در چیست؟ چه ارزیابی‌ای از نیروی اجتماعی و سیاسی این جنبش دارید؟

٢. چرا گردانندگان حکومت و به ویژه آقای خامنه‌ای از یک‌سو مدعی زوال "فتنه" (جنبش سبز) هستند و از سوی دیگر از برآمد آن وجشت دارند؟

آن امری که در شرایطی هم‌چون شرایط سیاسی و حقوقی کشور ما، کمک می‌کند تا از قیودات مقامی در جایگاه ولی‌فقیه، نسبت به این نیروها کاسته شود، همانا گسترش و بسط آگاهی اجتماعی و تلاش اپوزیسیون برای یافتن راه‌های کم‌هزینه‌‌ای است که بروز نارضایتی‌ها و مطالبات مردم را ممکن کند

خامنه ای بهتر از هرکس از تداوم حیات جنبش سبز باخبر است و بیش از هرکس از آن می ترسد. در همه ٥ سال گذشته بویژه از انتخابات دوره یازدهم به بعد یعنی در این یکساله، واژه ای که بیش از همه در سخنان رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان و مسئولان تحت امر او تکرار شده و می شود واژه ی "فتنه" یعنی جنبش سبز است.

آن صورت‌بندی‌ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی‌ای که آفریده و مشخصه جمهوری اسلامی است، دچار انسداد است. تلاش آن برای چابک کردن دستگاه زنگ‌خورده خود و رجوع مجدد به پایه‌های توده‌ای‌اش، تلاشی که در جریان احمدی‌نژاد مجسم می‌شد، شکست خورده است

گفتمان جنبشی که خواهان تحول بوده و عبور از نظام استبدادی دینی را در دستور دارد، نمی تواند گفتمان "اصلاح طلبی" باشد، گفتمانی که خواهان تغییرات بنیادین نبوده و تمامیت حکومت را زیر ضرب نگرفته و تداوم نظام جمهوری اسلامی (با ارائه قرائت دیگر از دین و حکومت دینی ) در دستور دارد، نمی تواند راهبر جنبشی باشد که دمکراسی و حقوق بشر را سرلوحه خود کرده است

كاستن از سقف مطالبات، حداقل براى يك نيروى چپ و دمكرات، به معنى درجا زدن و تكرار دنباله روى هائی  است كه تاكنون جز منشأ تضعيف صف نيروهاى دمكراتيك جامعه و تداوم پراكندگى آنها نبوده است.

برای پاسخ به این پرسش، که جنبش زنده است یا نه، باید به خواسته‌های آن توجه کرد تا وقتی خواسته‌های یک جنبش زنده است و جامعه‌ای این مطالبات را بر دوش خویش حمل می‌کند، آن جنبش زنده است

بگذارید هر دو پرسش را یک‌جا پاسخ بدهم و جواب را هم فقط به نکته‌ایی محدود کنم که از دید من دارای اهمیت کلیدی است: ضرورت حفظ تعامل و تفاهم بین دو نیروی سیاسی تحول‌طلب و اصلاح‌طلب در "جنبش سبز"!

گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

این وظیفه‌ی سازمان‌های چپ است که بدون این‌که متولی کارگران باشند، باید بروند و در طبقه‌ی کارگر کار کنند و پایه‌ی کارگری پیدا کنند. چپ بدون پایه‌ی کارگری اصلاً مفهوم ندارد. حال این‌که خود این واژه‌ی کارگر، امروز با وضعیت اقتصادی جهان چه تعریف‌هایی دارد، بحث دیگری است. ولی سازمان چپ بدون کارگر، اصلا مفهومی ندارد. در مورد جریانات روشنفکری هم، آن‌هایی که دید عدالت‌خواهانه و انسان‌دوستانه دارند، نمی‌توانند به وضعیت و موقعیت طبقه‌ی کارگر بی‌اعتنا باشند.

گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

به نظر من، آن‌چه در حرکت‌های کارگری گذشته و امروز ایران، در زمینه‌ی تشکل، به عنوان خواست طبقه‌ی کارگر ایران عنوان شده، یکی از مهم‌ترین مسائلی است که در اعتراضات و حرکات کارگری طرح شده است. من فکر می‌کنم محدودیت اول و اصلی این است که طبقه‌ی کارگر یا بخش‌هایی از طبقه‌ی کارگر نمی‌توانند متشکل بشوند، چون به آن‌ها اجازه داده نمی‌شود. به همین علت وضعیت سیاسی جامعه و به وجود آمدن حداقل آزادی‌های سیاسی- اجتماعی بسیار در تشکل‌یابی کارگران ایران مؤثر است.

گروه کار کارگری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

طبق قانون، تعیین حداقل دستمزد قرار است در شورای عالی کار با حضور نماینده‌ی دولت، نماینده‌ی کارفرما و نماینده‌ی کارگران صورت بگیرد. اما تاکنون طرف سوم، نماینده‌‌‌ی واقعی کارگرها نبوده، بلکه نماینده‌ای گزینشی از طرف دولت در آن شرکت کرده است. حتی در شوراهای اسلامی کار که شوراهایی دولتی هستند، انتخاباتی صورت نمی‌گیرد که نماینده‌ای انتخابی از طرف این شوراها، وارد شورای عالی کار بشود. در حقیقت می‌توانیم بگوییم که شورای سه‌جانبه، دو جانب دارد: یک جانبش دولت است و یک جانبش کارفرما. به همین دلیل تنها مسئله‌ای که در نظر گرفته نمی‌شود، توجه به مسائل کارگری است.

بهزاد کریمی

در این سی و پنج سالگی باید به احترام همه آنانی بپا خاست که در پروراندن این ارزش ماندگار در ادبیات سیاسی آزادیخواهی، دمکراسی طلبی و عدالت جویی ایرانیان معاصر از جان خود بگذشتند و از جوانی های خود مایه گذاشتند. گرامی باید داشت نام و خاطره زنده یادان سعید سلطانپور، منصور اسکندری،محمدرضا غبرایی(منصور)، هبت معینی چاغروند(همایون)، منوچهرهلیل رودی، علیرضا شاندیز(جواد)، فرزین شریفی، فرامرز خواجیان، نو گل پرپر شده مهر انگیز و دهها رفیق نویسنده، تایپیست، صفحه بند، چاپگر و ناشر، پخش کننده و توزیع کار که دریغا و دردمندانه اکنون دیگر در سی و پنج سالگی کار در این جهان نیستند اگرچه نام و خاطره‌شان برای همیشه در جهان کار ثبت است.

نظر1
مسعود فتحی

یک روز عصر در همان انتشارات، هنگامی که سرگرم تصحیح مطالب تایپ شده بودم، و تایپیست منتظر متن اصلاح شده بود تا بعد از اتمام کار من، روی متن مشتری بعدی که عجله هم داشت، کار کند، شاملو که پشت میز نشسته بود، با مشاهده وضعیت، رو به من کرد وگفت: جوان بده برات بخوانم، تو تصحیح کن. این طور زودتر تمام می شود. همان روز وقتی تصحیح متن تمام شد، همان طور که مقاله را نگاه می کرد، سوالاتی در مورد نشریه و چگونگی کار پرسید. در حین پس دادن مطلب، پیشنهاد داد، اول این که مقالات را قبل از چاپ به کسی بدهیم که ادیت کند، دوم این که به جای انتشار یک نشریه سازمانی، سعی کنیم به اهل فن کمک کنیم که یک روزنامه آبرومند در بیاورند و ما هم مطالبمان را برای درج به آن ها بدهیم.

نظر1
پروین همتی

اما در دنیای امروز یک رسانه‌ی حزبی باید بتواند خود را با سرعتی که بر جهان حاکم است، تطبیق دهد و در بازتاب اخبار و اتفاقات، از دیگر رسانه‌ها عقب نماند. از سوی دیگر محدود شدن در یک سری پرنسیب‌های خشک حزبی، مخاطبین و خوانندگان را هم محدود می‌کند. به باور من، یک رسانه‌ی حزبی باید مانند سایر رسانه‌ها به پرنسیب‌های کلی روزنامه‌نگاری پای‌بند باشد؛ واقعیت را آن‌طور که اتفاق افتاده و نه آن‌گونه که می‌خواهد ببیند، بازتاب دهد؛ خود را محدود به فعالین حزبی نکند و در پرداختن به موضوعات مختلف، از انعکاس نظرات دیگران و حتی مخالفین نظری خود نهراسد؛ چهره‌ای صرفاً سیاسی نداشته باشد، بلکه به موضوعات روزمره و اجتماعی مردم نیز از طریق کارشناسان و متخصصین فن بپردازد.

نظر5
مصطفی مدنی

امروز که به سوالات کار آنلاین پاسخ می دهم. سی و پنج سال از ماجرای ما و حکومت می گذرد. جوان ترهای ما آن دوران را ندیده اند. بر اذهان نسل ما نیز گرد فراموشی نشسته است. در این فضای منطقی، هرکس به آرشیو کار مراجعه کند. تصور خواهد داشت با لجبازی های کودکانه ای سرو کار پیدا کرده است که مثل خروس جنگی بر حکومت می تازد. در حالیکه همین نشریه کار و مواضع سازمان فدائی را اگر با ستیزهای شیطانی مخالفان آزادی و واکنش سایر جریانات سیاسی، دیگر جریانات اپوزیسون و حتی بخشهائی از جامعه روشنفکری آن ایام مقایسه کنید، پختگی و برخوردهای متعادل تری در ضمیر نشریه کار و کارکردهای فدائی مشاهده خواهید کرد، که جای تأمل دارد.

نظر3
سهراب مبشری

به نظر من نشریه کار باید از رقابت با نشریات غیرحزبی منصرف شود و وظیفه اصلی خود را بازتاب دادن مواضع سازمان بداند. شاید لازم باشد سخنگوهای موضوعی تعیین شوند و با سرعت بیشتری در مورد رویدادها اعلام موضع شود. البته ضرورت این کار، اختیار دادن به سخنگو است که در چارچوب مصوبات سازمان، در مورد رویدادها اعلام موضع کند و منتظر تصمیم گیری جمعی یک ارگان نماند.

موضوع بحث:
«گذار از جمهوری اسلامی و چشم انداز یک ساختار دمکراتیک»
زمان : ۱۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۳۰ مارس ۲۰۱۴
آغاز گران بحث در این جلسه :
محمد اعظمی – خسرو امیری –بهروز خلیق
آدرس اطاق:

Paltalk Rooms-Chat Rooms- Asia and Pacific – Vahdatechap

مصطفی مدنی

تیراژ نشریه بطور تصاعدی افزایش پیدا می کرد و این به دشواری کار می افزود. بعداز حمله حزب الله به ستاد و تعطیل شدن مرکز فدائی، چاپخانه ها به سختی انتشار کار را می پذیرفتند. از شماره های هشت و نه، آمار نشریه از سیصدهزار نسخه سرریز کرده بود که فقط در تهران چاپ می شد. شهرستانها نمونه آنرا بازتکثیر می کردند.

نظر2
احمد پورمندی

در نخستین یادداشت تحریریه، خبر تغییرات، همراه با برنامه های آینده جمع بندی و منتشر شدند. در این یادداشت- تا آنجا که به خاطر دارم- روی سیمای بازتر نشریه و تصمیم به انتشار مقالات با امضای فردی، تاکید شده بود.

نظر1

صفحه‌ها