جنبش فدائی

محمد اعظمی

حرکت دکتر قبل از انقلاب وسیعا در میان مردم لرستان منعکس گردید. مردم با برجسته کردن خصوصیات مثبت او، در ذهن خود چهره ای شکست ناپذیر از او ساختند. به رغم اینکه هیچ عملیات نظامی در آن منطقه صورت نگرفت ولی پاسگاه های نظامی یکی پس از دیگری، در تصور مردم، به دست دکتر خلع سلاح می شدند. برایش شعرها سرودند و اشعاری را در وصف او و یارانش به آهنگ حماسی "دایه دایه وقت جنگه" افزودند.

احمد پورمندی

حرامیان محلی که با صدای فریاد شبانه، از خواب برخاسته بودند، صبحگاهان با شماری از روستاییان، روانه جنگل می شوند. جنگل نشینان، بو و رد خون را می شناسند. مانند سگان شکاری حرامیان را به محل حادثه می رسانند. لکه بزرگ خون و کودکی پیچیده در همه لباس یک زن، هدیه حرامیان است برای ارباب نابکار. تمام آن روز و روزهای دیگر را حرامیان همه جنگل را قدم به قدم ، در جستجوی زن، بیهوده می کاوند

رها مسعود

• چریک! چریک پیر! آزادی بهزاد نبوی همراه شد با درخشش او با لقب "چریک پیر" و از آن سو پرونده فداییان جهل! ناهمگونی میان تقبیح و صحه گذاری بر سوابق رزم مسلحانه برای چریک های فدایی خلق و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از چه روست؟ ...

نظر4
ع. چلیاوی

انسان بی اختیار به یاد آن جوک معروف شکستن در خیبر می‌افتد در آموزش و پرورش زمان شاه. آخر چطور جامعه روشنفکر ایران از «چپ» و «راست» چنین بازیچه دست ابلهی می شود. این آن نکته ای است که براستی باید تحلیل شود ...

نظر1
حسن مفتاحی

در شمارۀ نهم (آذر و دی 1392) مجلۀ اندیشۀ پویا مطلبی تحت عنوان «دیباچه» به چاپ رسیده بود که مطالب مطرح شده در آن خلاف واقع و قابل تامل است. به نظر می¬رسد داوری نویسنده دربارۀ مبارزین 42 سال قبل نادرست بوده است. به پیوست تصویر کامل دفاعیات اسدالله مفتاحی، یکی از اعضای سازمان چریک¬های فدائی خلق در بی¬دادگاه پهلوی، تقدیم می¬شود. خواهشمند است جهت روشن شدن اذهان عمومی آن را درج کنید تا...

نظر1
مصطفی مدنی

علی رغم تمامی تعبیرهای جزنی حول «چگونگی» توده ای شدن، نوشته او اما هرگز روشن نمی کند «توده های» این مبارزه چه کسانی هستند و این مبارزه «در کوه»، «چگونه توده ای می شود؟» از طریق ایجاد همان کانون های شورشی کوبا؟ جنگ دهقانی مائو؟ یا راه و روشی که در گزار جنبش مسلحانه خود بخود می باید شناخته شود؟

این جنبش در پایان دهه 40 خورشیدی عصاره‎ای از تمام تحسس و تلاش چپ جوان ایران بود که آن را در آخر این دهه شکل داد و این به این معناست که طی دهه 40 پیرامون پرسش "چه باید کرد" شکل گرفت. در جهانی که در آن، فضای سیاسی برای نیروی تغییر، فضای رادیکال با هدفمندی انقلاب و تحولات انقلابی بود.

نادر عصاره

در صورتی که وضعیت به همین منوال ادامه یابد، و با دور باطل شبیه آنچه تا کنون بوده، زمان باقی مانده نیز بگذرد، جز فروپاشی چیز دیگری در انتظار گروه بندی های باقی مانده از جنبش فدائی نیست. اما، برای جنبش فدائی و در دید وسیع تر برای جنبش دموکرات های چپ کشور ما، این سرنوشت محتومی نیست.

محمد اعظمی

آرمان و آرزوهای عدالت خواهانه پویان ها امروز، بزرگترین خطر برای استبداد است. احمدزاده و پویان و جزنی و... برای من نه بخاطر مشی سیاسی، به دلیل آرمانهای انسانی شان قابل احترامند، بخاطر یگانگی گفتار و کردارشان و عزمی که از خود برای دستیابی به عدالت نشان دادند، ستودنی هستند.

اصغر جیلو

در آن زمان، برای اغلب کسانیکه که آرزوی رسیدن به دوردستهای ناپیدای دنیایی برابر و بی تبعیض را در سر داشتند، بی عدالتی، فساد و زورگویی در کشور، همگی پدیده هایی غیر قابل تحمل و برانگیزاننده به شمار میرفتند. اما استبداد حاکم، هر نوع امکانی را برای تشکیل احزاب و جمعیتهای غیرفرمایشی منتقد و مخالف از بین برده و امکانی برای پیگیری اعتراضات، خواستها و مطالبات صنفی و سیاسی به طرق متشکل و قانونی باقی نگذاشته بود.

ف. ع

امروز در ۱۹ بهمن ۱٣۹۲ شمسی، این مقال ابداً سعی ندارد، که خطاهای انسانی انسان های بس بزرگ را، فراموش کند، و نه توان پاسخ گویی به همه مسائل بس بغرنج جهان عریض و طویل را دارد. بلکه امروز روز بزرگداشت و قدرشناسی از روح بزرگ کسانیست که تمام هستی خود را در پاسخ به چرایی دوران، تقدیم جامعه انسانی و میهن خود کردند، انکار حضور چنین انسان های پرشکوهی، انکار تاریخ و از اهداف برخورداران، در فضای بسته ی ستمگران و مستبدان زمانه است.

مجید عبدالرحیم پور

بعد از انقلاب، در اواخر سال 1357، هنگامیکه خمینی، رهبر انقلاب، اراده بر این کرد که «جمهوری اسلامی، آری یا نه؟» را به رفراندم بگذارد، از میان احزاب، سازمانها و گروهای سیاسی، تنها یک سازمان سیاسی جوان و برخی از گروها و افراد، زنگ خطر را در برابر این تصمیم غیردمکراتیک بصدا در آوردند. آن سازمان، سازمان جوان چریکهای فدائی خلق ایران بود که بعد از 7 سال نبرد با دیکتاتوری شاه، برای آزادی و عدالت اجتماعی و پیشرفت میهن با آرمانخواهی سوسیالیستی، بعنوان یک سازمان سیاسی سراسری، از دل انقلاب برآمد کرده بود.

نظر1
رسول آذرنوش

به نظر من ایده های بیژن جزنی نقطه عطف مهمی را در تحولات نظری و دیدگاهی سازمان رقم زدند. این تحول موجب شد که سازمان از اکسیونیسم و رمانتیسم انقلابی فاصله گرفته و به واقعیت های اجتماعی، پیچیدگی های مبارزه سیاسی و اهمیت دادن به ارتباطات توده ای و کار علنی و نیمه علنی، نزدیکتر شود.

نظر1
نقی حمیدیان

جان‌ و روح کتاب‌ها و سایر نوشته‌هائی که از دیگر رهبران و کادرهای فدائی به جا مانده سرشار از شور و شوق و میهن‌دوستی و آزادگی است و خودشان و بسیاری دیگر که چیزی ننوشتند یا از آنان نوشته‌ای به جا نمانده نمونه و نمادی از روحیه فداکاری و جان‌فشانی در راه رهائی خلق ایران بوده است.

سهراب مبشری

اما تنها دو سال پس از به خاک افتادن حمید اشرف، آخرین بازمانده نسل اول رهبران فدایی، رژیم شاه در توفانی انقلابی فرو می ریزد. موج هواداری از جنبش فدایی که بلافاصله پس از سیاهکل، صدها و سپس هزاران دانشجو و روشنفکر و کارگر را در بر می گیرد، در جریان انقلاب پنجاه و هفت ابعادی توده ای به خود می گیرد. جامعه ایران برای نخستین بار پس از سرکوب حزب توده ایران در دهه سی خورشیدی، شاهد حضور نیرومند چپ است

نظر1
فرج سرکوهی

ردیه نویس تک گوئی که در پاسخ خود به من، نه فقط نام من و نام ناشر مقاله من، که حتی یک بخش کوتاه از «گوی» مرا در پاسخ «گفت» مفصل خود منتشر نمی کند و اجازه نمی دهد تا خوانندگان نشریه او از انتقادهای دیگران آگاه شوند، خوانندگان و همکاران مجله خود را چندان احمق می پندارد که قادر به درک این نکته نیستند که گفت و گو، دستکم، دو سو دارد. و حق هر دو سو است که بگویند و بنویسند و شنیده و خوانده شوند.

محمدرضا شالگونی

چهرۀ تاریخی چریک فدایی خلق در شرایطی در حافظه لایه‌های مترقی مردم ایران به عنوان یکی از نمادهای ایستادگی در مقابل استبداد و نابرابری ثبت شده، که اولاً مردم با تمام وجود از بیداد و خفقان رژیم شاهنشاهی رنج می‌بردند؛‌ ثانیاً هر مقاومت مردمی را دربرابر آن می‌ستودند و ثالثاً از زنان و مردانی که نام “فدایی خلق” بر خود نهاده بودند، جز فداکاری بی ریا و سر سپردگی به انبوه لگدمال شدگان چیزی نمی‌دیدند.

نظر7
بهزاد کریمی

چپ نو بودن پویان بیش از آن که در آن فورمولاسیون جسورانه وی مبنی بر "سیکل معیوب دو مطلق ترس و قدرت" باشد، و جسارتش قبل از آن که در تعرض خواهی بجای انفعال طلبی‌ها جلوه کند، در خوانش‌های مستقل و "غیرایدئولوژیک" وی از مارکس و انگلس و لنین و برجستگان بعدی جنبش چپ متجلی است و نیز نهفته در تلاش او و آنان برای فهم گوهر "پیشاهنگ". از بزرگی‌های پویان، ارایه الگویی بود درخشان در حیطه اندیشه و در عرصه پراتیک از وحدت و یگانگی فکر و عمل روشنفکری که روانشناسی چپ شکست خورده ایران آن زمان سخت بدان نیاز داشت.

مرضيه شفيع (شمسی)

در زمانه ای که عمر چریک شش ماه تصور میشد، من افتخار و شانس آن را یافتم که بمدت شش سال در صفوف و در خانه های تیمی سازمانی که بدلیل اهداف آزادیخواهانه و عدالت جویانه اش آنرا عمیقا دوست داشتم، مبارزه کنم و زنده بمانم. در آن سالها همرزمان بیشماری که صمیمانه دوستشان داشتم در چشم بهم زدنی رفتند و باز نگشتند. اکنون که از فراز عمر به آن سالها و به خاطرات آن یاران نگاه میکنم احساس غمی سنگین توام با احترامی عمیق وجودم را فرامیگیرد. نمیشود به گذشته های دور و انتخاب های جوانی بی انتقاد بود، اما نه با خشم و نفرت.

نظر3

صفحه‌ها