جنبش فدائی

پاسخ به پرسشهای حضار در جلسه سخنرانی و گفت و شنود که بمناسبت چهل و دومین سالگرد جنبش فدایی در استکهلم برگزار شد.

نظر1
مهرزاد وطن آبادی

حماسه سیاهکل، شکست داشت اما شکست اسطوره ای نه ! تداومش را در گروه باعث شد و بیژن در بند و حمید و دیگرهمراهان فدائیان درحبس را درفرصت24 فروردین سالروزشهادت ناجوانمردانه رفیق سترگ بیژن جزنی و 8 تیر شهادت رفیق حمید اشرف و یارانش خواهد آمد.

19 بهمن سالهاست از سوی فداییان خلق به عنوان روز بنیانگذاری جنبش فدایی جشن گرفته میشود. دوشنبه 19 بهمن 1349 گروهی از آغازگران جنبش ما در پی دستگیری چند تن از رفقایمان به پاسگاهی در سیاهکل در منطقۀ لاهیجان در استان شمالی گیلان حمله کردند. پس از آن به سرعت جنگلهای سیاهکل که پناهگاه این گروه از فداییان خلق بود، مورد تهاجم گستردۀ نیروهای امنیتی – نظامی رژیم شاه قرار گرفت.

نظر1

میراث آنانی که جان بر سر این راه گذاشتهاند، این است که نباید از کوشش در راه برقراری جامعهای آزاد و مبتنی بر عدالت در ایران دست برداشت. و دوستان گرامی، در این تلاش حزب چپ در کنار شما ایستاده است. تاریخ (از جمله دقیقاً طی همین سال گذشته) نشان داده است که نظامهایی که بر جور و ستم استوارند، پایدار نیستند، حتی اگر در لحظه قدرقدرت نیز به نظر آیند.

نوزده بهمن سالگرد جنبش فدایی درگفتگویی با نقی حمیدیان

تهيه و تنظيم از گروه کار رسانه ها – سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

بهزاد کریمی

تبیین هایی که می کوشند سربرآوری فداییان را بیشتر با موج نوین در اروپای شصت توضیح دهند، از نظر من منطبق بر واقعیات نیستند؛ هر چند که باید گفت که روحیه و اخلاق تحول خواهی و پویایی در این جنبش آن اندازه ریشه دوانده و نهادینه شد که آنرا در ادامه تاریخی خودش مستعد نو اندیشی در همه باورهای فکری و برنامه ایی و روش عمل خود کرد.

محمدرضا نیکفر

اما اگر بخواهیم آرامآرام روشنگری کنیم و تشکلهای مناسبی بسازیم، مجموعه تجربیات جهان در دو - سه قرن گذشته نشان میدهد که این کار شدنی است. فداییان به صورتی نسنجیده همه راهها رابسته اعلام کردند و تصور کردند فقط یک راه وجود دارد که آن هم مخفی شدن و به خانه تیمی رفتن و عملیات چریکی کردن است. آنها گفتند: یا این راه یا "بقا"یی که پیامد آن فساد و تباهی است! این نگرش، از یک "بنبست" ذهنی برخواسته بود. فداییان بنبستی را نشکستند، بلکه برعکس بنبست ایجاد کردند.

مهرزاد وطن آبادی

ما گذشته را فراموش نکرده ونمیکنیم زیرا اعتقاد دارم فراموشتان نمیکنم. درحافظه تاریخ جنبش چپ مانند کوهید. حال که نگاه زاویه دار اما کنکاش واربه گذشته های دور برای انعکاس افتخارات رفقای زن در خانه های تیمی، با هدف فروزش بیشترچراغی فراروی زن رونده راه آینده صورت می گیرد. زنی که امروز مادر، همسر و یا خواهر است. تلخی مبارزه مسلحانه زن چریک به تجربه ای انجامید، برآیند شکست تلخ، تجربه گوارا و دلنشینی شد که از بند آن رستیم تا بار دیگر به خطا نرویم تا زن را آن سان ببینیم که هست.

بهزاد کریمی

نویسنده و موسسه سفارش دهنده، در سرتاسر این کتاب حتی یک کلمه انتقاد هم نسبت به طرف اصلی جنبش فداییان یعنی حکومتگران سرکوبگر، وارد نمی دانند و چرا؟! زیرا که آنها محکوم کردن مطلق طرف مقابل خود به قصد توجیه معصومیت مطلق خویش را در نظر دارند!

امیر ممبینی

سخنی با آقای نادری

شما اگر انتقاد دارید چرا چوب انتقاد را بر سر یک نفر خرد میکنید بدون آن که با او یا با دیگران تماس بگیرید و حقیقت را جویا شوید. من حدس میزنم شما در مواردی از اسناد بازجویی کسانی از افراد این سازمان استفاده کردید که دیدگاه سخت جناحی داشتهاند و با یکی مهربانتر بود و با دیگری به نوعی نامهربانتر برخورد کردهاند ...

رضا جوشنی

همیشه درسالگرد ۱۹ بهمن و بویژه درمراسم بزرگداشت آن احساس دوگانهای داشتهام؛ احساس و عاطفهای یگانه با آن عزیزان جان باخته و ازدست رفته که ازچشمه زلال آرمان و شور پیکار مشترکمان سیراب است و احساس و تاملی که روش مبارزاتی آن زمانه پراضطراب و آن تجربه خونینی را که من در آن سهیم بودهام، از منظر امروز برنمی تابد.

حسن زهتاب

تلاش می کنم دراین نوشته کوتاه، به جنبه هایی از فعالیتهای علنی فداییان در دوره چریکی بپردازم و در ارتباط با آن ارزیابیهایی ارائه کنم و از جمله به چهار پرسش جواب دهم: ۱- آیا مبارزه مسلحانه ناگزیر بود؟۲- آیا جریان فدایی نیروی ضد مذهبی بود؟ ۳- آیا ساواک در فداییان نفوذ کرده بود؟ ۴- چرا از استبدادی به استبدادی دیگر؟

بهزاد کریمی

علیرغم واقع بینی هایی که نسبت به وجود تبعیض ملی در ایران و ضرورت رفع آن داشتیم، سنگینی نگاه ایدیولوژیک و الگوهای نظری طبقاتی بر ذهن ما، اجازه نمی داد که ما جریان هویت خواهی ملی را در پارادایم همچنان جاری دولت – ملت ها ببینیم. و این، آن نکته اساسی است که در موضوع بازنگری فکر دیروز ما در همین زمینه می باید در نظر گرفته شود تا آشکار شود که چرا در دیدگاه مسلط بر فداییان امر پروژه ملی غایب است.

دربارهیِ گفتوگوی رهبرانِ چريك هاى فدايى خلق و مجاهدين خلق (بخش م ل) در اسفند۱۳۵۴

نظر1

بیژن جزنی از همان سالهای ۱۳۴۴ یا ۱۹۶۵ به شیوه بسیار عملگرای خود طرحی برای چریک شهری میدهد. من در این نوآوری اصالت فکری دیدم. افزون بر این، از یادمان نرود در همان چند سال نظریهپردازان فدائی بیشتر از تمام عمر حزب توده ایران کار نظری فکرشدهی خودشان را تولید کردند. حتی رادیکال تر از این نقد بیرحمانه مصطفی شعاعیان از لنینیسم است. در این نوآوریها من اصالت دیدم.

سیاوش آزاد

دکتر پیمان وهابزاده، استادیار جامعهشناسی در دانشگاه ویکتوریا بریتیشکلمبیا و نویسنده کتاب تجربیات بیان شده: بسوی پدیدارشناسی رادیکال جنبشهای اجتماعی معاصر (۲۰۰۳) است. کارها، مقالات، اشعار، داستانهای کوتاه، نقدها، بررسیها، و مصاحبههای وی به زبانهای انگلیسی، فارسی، آلمانی و کردی، چاپ و منتشر شده است.

مهدی فتاپور

در این مطلب من کوشیده ام ... به بررسی دو ویژگی مرکزی جریان فدایی، رمانتیسسیم و رادیکالیسم پرداخته و تداوم و تاثیر آنها را بر تحولات بعدی این جریان بررسی کنم. پراگماتیسم و مصلحتجو در احساسات نوعی اپورتونیسم را تداعی میکند و میانه یعنی کسی که نظر ندارد و بخشی از این نظر و بخشی از آن نظر را نمایندگی میکند. ایده و سیاست را باید در قطبها جستجو کرد. سوال آن روز این سه چریک "آیا نمیتوان هم رمانتیک بود و هم واقع بین" با تمامی تاریخ همه شاخههای فدایی و همه فعالین سیاسی آن نسل گره خورده.

کاوه آهنگری

از این منظر می توان به نقش و تاثیر جنبش فدائی به صراحت اشاره نمود و آن را ستود. برابریخواهی و مبارزه علیه استبداد و نابرابری بویژه در عرصه فکری و تئوریک را می توان یکی از خصوصیات بارز جنبش فدائی ایران بهحساب آورد

بیژن باران

فرهنگ فدایی بمعنای روبنای بخش پویای جامعه دهه 50 است. این فرهنگ از بیژن، مسعود، پویان، مرضیه، نسترن، صمد، سعید، حمید گرفته تا 300 انسان سترگ دیگر در آینده بآموزش تاریخ ایران افزوده خواهند شد. این ستارگان سرخ در صفحه تاریخ معاصر ایران در امتداد اسلاف خود آرش و کاوه اند.

گذشته به ما یاری رسانده تا به تجربه و خواستهای امروزیمان برسیم و امروز به ما یاری خواهد کرد تا فردا را بهتر تشخیص بدهم و جهت آن را بهتر بشناسیم. من جنبش فدائی و چریکی را هم بخش از حساب بانکی تجارب ایرانیان میدانم. ادبیات کج و کوله اما صمیمانه و شورمندانه اش را هم بخشی از اشیاء خانه ی مادریمان ایران میدانم. ممکن است که دیگر از این اشیاء استفاده نکنیم اما آنها را نمیتوان دور ریخت.

صفحه‌ها