زنان

کاوه مظفری

بررسی و تحلیل این اعتراضات، آن‌هم در مقایسه با یکدیگر، می‌تواند درس‌ها و آموزه‌هایی برای تقویت و ارتقاء مبارزات و کنشگری زنان در پی داشته باشد؛ اما پیش از پرداختن به این درس‌ها و آموزه‌ها، برای یادآوری آنچه رخ داد لازم است مروری داشته باشیم بر سابقه و سیر ماجرا

شبکه تصویری-صوتی رسانه

روایتی از جنبش زنان ایران، پیشگامان آن و نقش آفرینی زنان ایران در تحولات دمکراتیک و انقلابات و خیزش های در بیش از یک قرن مملو از مبارزە و فداکاری توام با کامیابی ها و نا کامبیابی های بسیار

در بخش سوم کارگاه به جایگزین‌هایی برای طرح فوق پرداخته شد. حاضرین اظهار داشتند به دلیل عدم امکانات کافی در جامعه اساسا نیازی به طرحی مبنی بر افزایش جمعیت نیست؛ و اگر در شرایط مطلوب طرحی در یک جامعه بخواهد برای افزایش جمعیت تصویب شود نباید دربرگیرنده سیاست‌های تنبیهی باشد و سیاست‌های تشویقی آن نیز نباید منجر به تبعیض شود.

طلعت تقی نیا

با وجود همه ی محدودیت ها و فشارها و خشونت ها، ما زنان به باورهای قلبی و تخیّل زنانه مان رجوع می کنیم که در فضایی آزاد و بدون واهمه از ضرب و شتم و دستگیری، کنار یکدیگر خواسته هایمان را تکرار می کنیم تا روزی که به یاری انبوه تشکل های مستقل مان عملا به خواسته هایمان برسیم. شماریم، ما نیمی از جمعیت جهان هستیم!

نكته‌ي مهم اين است كه مطالبات بايستي چنان مطرح شوند كه بدنه‌ي اجتماعي زنان با آن ارتباط برقرار كنند كه اگر چنين نشود اين جريان، عقيم، بي‌پشتيبان و امنيتي مي‌شود. فعالان مدني در جامعه‌ي ما بدون توجه به اين موضوعات نمي‌توانند حركت كنند. من از حق يا ناحق بودن مطالبات صحبت نمي‌كنم. دقيقاً تأكيد مي‌كنم اگر ندانيم مطالبات حق چه زاويه‌اي با پشتيباني جامعه دارند امكان دارد به ضد خودشان بدل شوند.

آزاده دواچی

نگاهی به وقایع در ترکیه نشان می دهد که آن چیزی که دلیل افزایش خشونت علیه زنان در این کشور شده است مشابه ایران و سایر کشورهای اسلامی است. در ایران هم وقایع اسیدپاشی و افزایش خشونت علیه زنان نیز به همین دلیل تقویت نگاه سنتی و مردسالار به زنان و همچنین تقویت نگاه جنسیتی به زن در سایه تلاش او برای مادر شدن و همسر ماندن است. از سوی دیگر تقویت باورهای سنتی و تبلیغ های مبتنی بر حفظ حجاب و کنترل تن زنان نیز دلیل دیگری برای تکرار این خشونت ها است. با این که جامعه ی ترکیه از بسیاری جهات با ایران به خصوص در مسئله ی موقعیت زنان تفاوت دارد اما آنچه که مشخص است شباهت میان ایدئولوژی اعمال خشونت در هر دو کشور علیه زنان است.

عفت گوهری

نکته دیگری که فکر می‌کنم احتمالا مهمترین است، باور به کافی بودن، است. چون وقتی باور کنیم که "من کافی هستم" آن وقت از فریاد کشیدن، از مقایسه کردن، از شرم و ناامیدی دست می‌کشیم و با خودمان و با اطرافیان مهربانتر و ملایمتر می‌شویم و قدر همان چیزی را که داریم، بخوبی می دانیم... باید بگذاریم خودمان دیده شویم. عمیقا و در معرض آسیب دیده شویم. باید جرئت کنیم از صمیم قلب عشق بورزیم حتی اگر هیچ تضمینی وجود نداشته باشد و جرئت کنیم اولین نفر باشیم که قدم در راه های ناشناخته و ناپیموده می گذاریم.

شهلا فروزانفر

اینها از ایدئولوژی نفرت ندارند، اینها ایدئولوژی شان سرمایه داری و سود افسار گسیخته است و در برابر، ما را از ایدئولوژی های دیگر منع می کنند، چرا که رنج و درد و جنگ در انتظارمان خواهد بود. ایدئولوژی اینها اخته است و هر چون و چرایی را بی پاسخ می گذارد.

رویا طلوعی

شهری فقیر با بافت کاملا سنتی و عشایری کە دختران جوان دوازدە تا پانزدە سالەی عشایر این سوی مرز بە دیگر عشایر آنسوی مرز در ترکیە فروختە می شدەاند! زنانی کە از کمترین حقی برخوردار نبودەاند.(۱) براستی باید اذعان کرد کە احزاب ی. پ. گ (یگانهای مدافع خلق) و ی. پ. ژ (یگانهای مدافع زن) کار بزرگی کردەاند تا زنان کوبانی از زنانی کاملا عشیرتی و تحت ستم بە قهرمانانی بسیار نترس تبدیل شوند.

آمنه کرمی

در ایران نه تنها آزادی بیان بلکه «آزادی صدا» هم قربانی می گیرد آن هم وقتی آن صدا اسم اش «گروه ماه بانو» باشد و زنان در این گروه بنوازند و بخوانند. در اینجا «بیان» که آزادی ندارد هیچ، «صدا» هم وقتی از نوع زنانه باشد نه تنها آزادی ندارد و در حبس است که به یمن خیلی چیزها حتی کنترل اش هم از راه دور ممکن شده و می تواند ممنوع الخروج شود تا نه تنها در ایران بلکه در ممالک اجنبی هم صدایش خاموش گردد. آزادی «صدا» آن هم صدای «ماه بانو» که حامل موسیقی «فاخر» است و به اصطلاح «مبتذل» هم نیست تا بتوان به بهانه ابتذال، خواهان حذف شان شد. پس همینجا ترجیح می دهم که به جای گفتن «من شارلی هستم»، اعلام کنم: «من، ماه بانو هستم!».

مژگان میر اردکانی

مسئله دیگر آن است که بر اثر ادامه و رشد این محدودیت و ممنوعیت ها در همه حوزه ها، زنان به گروهی «آسیب پذیر» تبدیل می شوند که در دور باطلی بر اثر این آسیب پذیرسازی ها این زنان ناچار می شوند برای پیشبرد زندگی شان به سمت راه حل های آسیب زای بیشتر روی آورند و این راه حل های آسیب زا مانند «همسرکشی»، «فرار از خانه» و... آنان را در چنبره گرفتاری ها و خشونت های بیشتر می کشاند.

آمنه کرمی

همان تحقیق ملی در مورد خشونت علیه زنان، که توسط اقتدارگران خمیر شد نشان می داد که در 66 درصد خانواده های ایرانی تجربه خشونت خانگی وجود دارد و «ازدواج تحميلی» حدود 64 درصد تجربه‌كنندگان خشونت خانگی را تشکیل می دهد. حال باید پرسید آیا نتایج آن تحقیق خمیرشده که ما زنان برخی از نتایج آن را همین امروز هم روی پوست مان حس می کنیم به راستی جایی در نظام قانونگذاری ما دارد؟

تصمیم گرفتیم برای کمک به فهم و درکِ درهم تنیدگی تبعیض‌هایی که مدت ها زنان کشورمان با آن‌ها مواجه بوده اند، دست به کارِ ترجمه‌ی نظرات و تجارب دیگران شویم. در این رابطه، مجموعه نظراتی که عمدتا از سوی فمینیست‌های سیاه توسعه یافته است و امروز با عنوان رایج «اینترسکشنالیتی»[۱] شناخته می‌شود، دربرگیرنده ادبیات و تجاربی است که می‌تواند برای تشریح این صورت مسئله و زمینه‌سازی برای یافتن پاسخ‌های درخور، مفید باشد.

فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر

به مناسبت سی و پنجمین سالگشت تصویب کنوانسیون بین المللی رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر در روز 18 دسامبر 2014 (27 آذر 1393) شماری از امکانات خلاق که دانشجویان دانشکده هنرهای تزیینی پاریس طراحی کرده اند در اختیار عموم قرار می دهد. این عهدنامه جهانی که در دستاوردهای عظیم در زمینه حقوق زنان نقش داشته، امروز مثل همیشه مطرح است.

نوشین احمدی خراسانی

وقتی ساختارهای سیاسی، حقوقی و اجتماعی طوری سازمان داده شده که گویی از میان ایران هفتاد میلیونی، تنها 10 یا 15 درصد از مردم طبق روش و منش قوانین موجود و دیدگاه های رسمی زندگی می کنند، و تمام خدمات و امکانات رفاهی و قانونی به این بخش اقلیت ارائه می شود و بقیه ـ به ویژه زنان ـ انگار مجرمانی هستند که فقط باید سر خود را پایین بیاندازند تا به چنگ قانون و دسته جاتی از آن بخش اقلیت گرفتار نشوند، «طبیعی» است که هر دوره، جامعه ما با فاجعه ای شوک آور روبرو می شود

فهیمه تفسیری

این سه زن، قربانی ناتوانی دستگاه های مختلف مملکتی در حل بحران های جامعه شده اند: مهدیه گلرو، غنچه قوامی و مریم السادات یحیوی.

چرا که ما شاهد هستیم که حتا قوانینی که در رابطه با زنان وجود دارد خود به نوعی خشونت علیه زنان دامن می زند و حتا قوانین تبعیض آمیزی که مولد خشونت علیه زنان هستند امروز متأسفانه در حال تشدید شدن هستند، بنابراین تا وقتی از بالا و توسط حاکمیت و نیز در عرصه قانونگذاری، نگاه به زنان تغییر نکند و عزمی برای تغییر قوانین وجود نداشته باشد، عملا جامعه مدنی و فعالان حوزه زنان نمی توانند برای کنترل این خشونت های گسترده علیه زنان کار زیادی بکنند.

شعله زمینی: بسیاری از ۱۰۷ کشوری که به ایران توصیه‌هایی در رابطه با بهبود وضعیت حقوق بشر داشتند، به مسئله‌ی زنان پرداختند و از جمله خواهان پیوستن جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون رفع انواع تبعیض علیه زنان بودند. هم‌چنین در رابطه با خشونت علیه زنان و فراهم کردن امکان حضور زنان در زندگی اقتصادی و اجتماعی پیشنهاداتی طرح شدند.

منصوره شجاعی

در میانه اسید پاشی و دستگیری زنان و تهدید به دستگیری تلاشگران زن،‌ خبر اعدام زن جوانی با پرونده ای مملو از ابهام و تناقض، در غربتی ترسناک در رسانه ها پخش شد و سلول یک زن خالی شد. «مهدیه گلرو»، فعال جنبش زنان روز بعد از این اعدام روانه زندان شد، مباد که زندان زنان خالی بماند. روزگار غریبی است خواهران!

گروه کار زنان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

در کشورهای دمکراتيک وقتی چنين جنايتی رخ می دهد، گردانندگان حکومت به فوريت وارد عمل می شوند، با قربانيان جنايت ابراز همدردی می کنند و دستور پيگيری موضوع را می دهند. اما کشور ما یک کشور استبداد زده است و اعمال خشونت عامل بقای حکومت گران است. خامنه ای نمی خواهد عمل کسانی را که برای تامين حجاب اسلامی دست به خشونت زده اند، محکوم کند. خشونت با حکومت او در آميخته است. اين امر به وجه آشکاری نقش حکومت را در بسترسازی جنايت اسيدپاشی نشان می دهد. متاسفانه حسن روحانی مخالف وعده تبلیغاتی خود مبتنی بر ایجاد جامعه امن عمل کرده است هم از محکوميت اين جنايت و ابراز همدری با قربانيان اجتناب ورزيده است. حتی اعتراض های گسترده در اصفهان و تهران و در رسانه ها هم موجب نشد که حسن روحانی به صراحت جنايت اسيدپاشی را محکوم کند. حسن روحانی به جای همصدا شدن با مردم و قربانیان این جنایت با اقتدارگرایان همسو شده است.

نظر2

صفحه‌ها