زنان

شهلا فروزانفر

اینها از ایدئولوژی نفرت ندارند، اینها ایدئولوژی شان سرمایه داری و سود افسار گسیخته است و در برابر، ما را از ایدئولوژی های دیگر منع می کنند، چرا که رنج و درد و جنگ در انتظارمان خواهد بود. ایدئولوژی اینها اخته است و هر چون و چرایی را بی پاسخ می گذارد.

رویا طلوعی

شهری فقیر با بافت کاملا سنتی و عشایری کە دختران جوان دوازدە تا پانزدە سالەی عشایر این سوی مرز بە دیگر عشایر آنسوی مرز در ترکیە فروختە می شدەاند! زنانی کە از کمترین حقی برخوردار نبودەاند.(۱) براستی باید اذعان کرد کە احزاب ی. پ. گ (یگانهای مدافع خلق) و ی. پ. ژ (یگانهای مدافع زن) کار بزرگی کردەاند تا زنان کوبانی از زنانی کاملا عشیرتی و تحت ستم بە قهرمانانی بسیار نترس تبدیل شوند.

آمنه کرمی

در ایران نه تنها آزادی بیان بلکه «آزادی صدا» هم قربانی می گیرد آن هم وقتی آن صدا اسم اش «گروه ماه بانو» باشد و زنان در این گروه بنوازند و بخوانند. در اینجا «بیان» که آزادی ندارد هیچ، «صدا» هم وقتی از نوع زنانه باشد نه تنها آزادی ندارد و در حبس است که به یمن خیلی چیزها حتی کنترل اش هم از راه دور ممکن شده و می تواند ممنوع الخروج شود تا نه تنها در ایران بلکه در ممالک اجنبی هم صدایش خاموش گردد. آزادی «صدا» آن هم صدای «ماه بانو» که حامل موسیقی «فاخر» است و به اصطلاح «مبتذل» هم نیست تا بتوان به بهانه ابتذال، خواهان حذف شان شد. پس همینجا ترجیح می دهم که به جای گفتن «من شارلی هستم»، اعلام کنم: «من، ماه بانو هستم!».

مژگان میر اردکانی

مسئله دیگر آن است که بر اثر ادامه و رشد این محدودیت و ممنوعیت ها در همه حوزه ها، زنان به گروهی «آسیب پذیر» تبدیل می شوند که در دور باطلی بر اثر این آسیب پذیرسازی ها این زنان ناچار می شوند برای پیشبرد زندگی شان به سمت راه حل های آسیب زای بیشتر روی آورند و این راه حل های آسیب زا مانند «همسرکشی»، «فرار از خانه» و... آنان را در چنبره گرفتاری ها و خشونت های بیشتر می کشاند.

آمنه کرمی

همان تحقیق ملی در مورد خشونت علیه زنان، که توسط اقتدارگران خمیر شد نشان می داد که در 66 درصد خانواده های ایرانی تجربه خشونت خانگی وجود دارد و «ازدواج تحميلی» حدود 64 درصد تجربه‌كنندگان خشونت خانگی را تشکیل می دهد. حال باید پرسید آیا نتایج آن تحقیق خمیرشده که ما زنان برخی از نتایج آن را همین امروز هم روی پوست مان حس می کنیم به راستی جایی در نظام قانونگذاری ما دارد؟

تصمیم گرفتیم برای کمک به فهم و درکِ درهم تنیدگی تبعیض‌هایی که مدت ها زنان کشورمان با آن‌ها مواجه بوده اند، دست به کارِ ترجمه‌ی نظرات و تجارب دیگران شویم. در این رابطه، مجموعه نظراتی که عمدتا از سوی فمینیست‌های سیاه توسعه یافته است و امروز با عنوان رایج «اینترسکشنالیتی»[۱] شناخته می‌شود، دربرگیرنده ادبیات و تجاربی است که می‌تواند برای تشریح این صورت مسئله و زمینه‌سازی برای یافتن پاسخ‌های درخور، مفید باشد.

فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر

به مناسبت سی و پنجمین سالگشت تصویب کنوانسیون بین المللی رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر در روز 18 دسامبر 2014 (27 آذر 1393) شماری از امکانات خلاق که دانشجویان دانشکده هنرهای تزیینی پاریس طراحی کرده اند در اختیار عموم قرار می دهد. این عهدنامه جهانی که در دستاوردهای عظیم در زمینه حقوق زنان نقش داشته، امروز مثل همیشه مطرح است.

نوشین احمدی خراسانی

وقتی ساختارهای سیاسی، حقوقی و اجتماعی طوری سازمان داده شده که گویی از میان ایران هفتاد میلیونی، تنها 10 یا 15 درصد از مردم طبق روش و منش قوانین موجود و دیدگاه های رسمی زندگی می کنند، و تمام خدمات و امکانات رفاهی و قانونی به این بخش اقلیت ارائه می شود و بقیه ـ به ویژه زنان ـ انگار مجرمانی هستند که فقط باید سر خود را پایین بیاندازند تا به چنگ قانون و دسته جاتی از آن بخش اقلیت گرفتار نشوند، «طبیعی» است که هر دوره، جامعه ما با فاجعه ای شوک آور روبرو می شود

فهیمه تفسیری

این سه زن، قربانی ناتوانی دستگاه های مختلف مملکتی در حل بحران های جامعه شده اند: مهدیه گلرو، غنچه قوامی و مریم السادات یحیوی.

چرا که ما شاهد هستیم که حتا قوانینی که در رابطه با زنان وجود دارد خود به نوعی خشونت علیه زنان دامن می زند و حتا قوانین تبعیض آمیزی که مولد خشونت علیه زنان هستند امروز متأسفانه در حال تشدید شدن هستند، بنابراین تا وقتی از بالا و توسط حاکمیت و نیز در عرصه قانونگذاری، نگاه به زنان تغییر نکند و عزمی برای تغییر قوانین وجود نداشته باشد، عملا جامعه مدنی و فعالان حوزه زنان نمی توانند برای کنترل این خشونت های گسترده علیه زنان کار زیادی بکنند.

شعله زمینی: بسیاری از ۱۰۷ کشوری که به ایران توصیه‌هایی در رابطه با بهبود وضعیت حقوق بشر داشتند، به مسئله‌ی زنان پرداختند و از جمله خواهان پیوستن جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون رفع انواع تبعیض علیه زنان بودند. هم‌چنین در رابطه با خشونت علیه زنان و فراهم کردن امکان حضور زنان در زندگی اقتصادی و اجتماعی پیشنهاداتی طرح شدند.

منصوره شجاعی

در میانه اسید پاشی و دستگیری زنان و تهدید به دستگیری تلاشگران زن،‌ خبر اعدام زن جوانی با پرونده ای مملو از ابهام و تناقض، در غربتی ترسناک در رسانه ها پخش شد و سلول یک زن خالی شد. «مهدیه گلرو»، فعال جنبش زنان روز بعد از این اعدام روانه زندان شد، مباد که زندان زنان خالی بماند. روزگار غریبی است خواهران!

گروه کار زنان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

در کشورهای دمکراتيک وقتی چنين جنايتی رخ می دهد، گردانندگان حکومت به فوريت وارد عمل می شوند، با قربانيان جنايت ابراز همدردی می کنند و دستور پيگيری موضوع را می دهند. اما کشور ما یک کشور استبداد زده است و اعمال خشونت عامل بقای حکومت گران است. خامنه ای نمی خواهد عمل کسانی را که برای تامين حجاب اسلامی دست به خشونت زده اند، محکوم کند. خشونت با حکومت او در آميخته است. اين امر به وجه آشکاری نقش حکومت را در بسترسازی جنايت اسيدپاشی نشان می دهد. متاسفانه حسن روحانی مخالف وعده تبلیغاتی خود مبتنی بر ایجاد جامعه امن عمل کرده است هم از محکوميت اين جنايت و ابراز همدری با قربانيان اجتناب ورزيده است. حتی اعتراض های گسترده در اصفهان و تهران و در رسانه ها هم موجب نشد که حسن روحانی به صراحت جنايت اسيدپاشی را محکوم کند. حسن روحانی به جای همصدا شدن با مردم و قربانیان این جنایت با اقتدارگرایان همسو شده است.

نظر2
کانون شهروندی زنان

این تجمع با حضور حدود 200 تن از فعالان جنبش زنان از ساعت 11 آغاز و تا ساعت 12 و نیم ادامه داشت. در این تجمع شعارهایی همچون: «اسیدپاشی جنایت، قانونگذار حمایت»، «ما زنیم انسانیم، شهروند این دیاریم، اما حقی نداریم»، «آمرین جنایت، مجازات، مجازات»، «قوانین ضد زن ملغی باید گردد»، «آلیا، آلیا / خجالت، خجالت»، «مجلس، دولت، حمایت، حمایت» از سوی حاضران سرداده شد.

فهیمه تفسیری

حال بار دیگر می توان از آقای محبییان پرسید آیا این جریانی که امروز از درون مجلس طرح های افراط گرایانه ای همچون «طرح صیانت از حجاب و عفاف» و «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» را مطرح می سازد و به طور غیرمستقیم از «اسیدپاشان» تروریست حمایت قانونی می کند در واقع همان «جریان تکفیری و افراطی شیعی» نیست که «داعشیان سنی» به آن نیاز دارند؟ آیا با وجود چنین جریان هایی که امروز بیش از گذشته از درون مجلس، برای گسترش خشونت گرایی علیه زنان اقدام می کنند، سیاست خارجی ایران می تواند تصویری عقلانی از خود در سطح جهانی ارائه کند؟

آمنه کرمی

این اتفاق تازه ای نیست که برخی از مسئولین مملکتی زنان خارجی را بر زنان ایرانی ارجحیت می دهند، در ورزشگاه ها هم حضور زنان غیرایرانی آزاد است درحالی که زنان ایرانی همچون غنچه قوامی را نه تنها از دیدن مسابقه والیبال در ورزشگاه ها منع کرده اند بلکه به زندان هم انداخته اند. چند وقت پیش نیز زنی غیرایرانی دور ایران را با موتورسیکلت گشته بود، درحالی که زنان ایرانی از استفاده از موتورسیکلت منع می شوند.

آزاده دواچی

جامعه ی کنونی ایران و به خصوص زنان نسل جوان پتانسیل های زیادی را در تغییر فضاهای مختلف به نمایش گذاشته اند، نمونه اخیرش درخشش زنان ورزشکار کاروان ایران مسابقات آسیایی بود. با این حال به نظر می رسد استراتژی و سیاست کنونی دستگاه های دولتی برای حذف زنان با حضور توانمند زنان در عرصه های مختلف همخوانی ندارد و قطعا نمی تواند حضور زنان در عرصه عمومی را سرکوب کند...

نوشین احمدی خراسانی

بی شک جلوگیری از بروز خشونت های کلان مقیاس (در حد و اندازه جنگ)، با توجه به فضای تعصب آلود موجود در بطن سیاست های ملی و بین المللی اغلب دولت های خاورمیانه، معمولا از توان و ظرفیت ما زنان خارج است اما حداقل می توانیم به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، برای کاهش فضای تعصب و دو قطبی موجود (که تغذیه کنندۀ خشونت و جنگ است)، به طور متشکل تر، دست به اقدام بزنیم.

فهیمه تفسیری

این یک واقعیت است که پس از شکست بهارعربی، بار دیگر «گفتمان اسلحه محور» در خاورمیانه جان تازه ای گرفته و گفتمان های صلح طلبانه به تدریج منزوی می شوند در نتیجه، هر روز امکان حل و فصل بحران ها از طریق روش های مسالمت جویانه، کاهش می یابد. به مجرد آن که آتشی در یک کشوری در می گیرد متأسفانه دولت های قذرتمند منطقه به جای کمک به خاموش کردن آن، خود را آتش بیار معرکه می پندارند و با موضع گیری های ایدئولوژیک شان (طرفداری از یک سر قضیه و کوبیدن سر دیگر)، در شعله ور شدن آتش، می دمند و البته در این میان کسانی که از گفتمان «اسلحه محور» حمایت می کنند نیز غیرمستقیم به این دولت های مداخله گر کمک می کنند.

نظر2
آزاده دواچی

اگر قرار باشد که قوانین به همین وضع پیش رود باید نگران وضعیت پایدار اشتغال زنان بود به خصوص که تمرکز بر این قوانین و نتایجی که از این تمرکز حاصل می شود بیرون راندن به ظاهر قانونی زنان از محیط های عمومی و محدود کردن آنان به فضاهای خانگی است که از قضا به صورت مستمر و با برنامه های خاص در رسانه های عمومی از جمله صدا سیما نیز تشویق می شود و به طور فعال برای حذف زنان از بازارهای کار برابر، زمینه سازی می کنند.

صفحه‌ها