زنان

سمیه رئوفی

اما از طرف دیگر در همین شهر مریوان، شاید بیش از هرچیز در واکنش به این وضعیت، فعالیت‌های مدنی و داوطلبانه در حوزه‌ی زنان بسیار پررونق و پیشروتر از سایر مناطق پیگیری می‌شود و زنان این شهر، مطالبات آگاهانه و به حقی در این زمینه دارند. شاید یکی از علت‌های آن، روحیه‌ی مبارزه‌جویانه و حق‌طلبانه‌ی زنان مریوانی است، که اغلب همچون یک سنت از احزابی که سابقاَ در کردستان فعال بوده‌اند به آنها به ارث رسیده است و حتا قربانیان خشونت‌های ناموسی نیز میراث‌خوار همین تاریخ‌اند.

ترجمه از:
رضا کاویانی

او از راه دور به دنیا نگاه میکند وهمه چیز را با هم مقایسه می کند.

او با همە چیز هایی کە در کشورش روی می دهد، همیشە موافق نیست. اواشاره میکند : " جوانها . از خیلی چیز هایی که در خیابانهای برزیل میگذرد خوششان نمی آید ". کشور برزیل برای بازیهای جام جهانی فوتبال سال ٢٠١٤ و المپیک سال ٢٠١٦ , میلیارد ها هزینه میکند که حد اقل به بیست میلیارد قرض های این کشور اضافه خواهد شد و اینگونه است که سیاست آلودە می شود.

ندا ناجی

ایجاد توازن در حضور و بیشتر دیده شدن زنان, به خصوص زنانی که در سیاست وارد هستند و یا سابقه کار دارند طبعاَ نیازمند اصلاحاتی بنیادین و دارای ضمانت اجرا است و تنها با شعار و وعده، میسر نمی شود. برای مثال در کشور سومالی توافق شده است که سی درصد مناصب دولتی به زنان اختصاص یابد. با وجود چنین قانونی علاوه بر الزام حضور زنان می توان از کارایی برنامه های آنان فارغ از جنسیت و تنها بر اساس شایستگی نیز سود برد.

ترجمه از:
رضا کا ویا نی

"همه از دعوت " من ملالآ هستم " با خبر شدند. همه ما صدای ملالآ را در محل سازمان ملل متحد شنیدیم , صدای یک نسل از دخترانی مانند " ملالآ از پاکستان, دیا از هندوستان, سینا از کامبوج ونهلا از کشور مصر" که ریشه داده اند و محکم و استوار شده اند و دیگر طبیعی نمیدانند که زنانگی آنها بتواند موجب تحقیر و توهین آنها باشد. آیا اینها,میتواند، نشانە احتمالی آغاز یک قیام و یا یک انقلاب باشد ؟

آزاده دواچی

چالش میان عدم توازن قدرت میان زنان و مردان در سطوح مختلف اجتماعی - سیاسی، در حالی به قوت خود باقی است که از زمان منتشر شدن خبرهایی مبنی بر عدم وجود وزیر زن در کابینه احتمالی آقای روحانی تا زمانی که ایشان لیست تمامی وزرای پیشنهادی را به مجلس دادند، واکنش ها و عکس العمل های متفاوتی در میان فعالان حقوق زنان نسبت به این عدم حضور زنان در برداشته است.

نوشین احمدی خراسانی

جنبش زنان در هر دوره از حیات خود ناگزیر از تشخیص چالش ها و شکاف های اصلی زمانه خود است تا بتواند خواسته های «جنسیتی» زنان را در چارچوب آن به درستی تبیین کند. این امر میسر نمی شود مگر آن که جنبش زنان، در تعامل و مشارکتی فعال با حرکت ها و روندهای تاثیرگذار در جامعه قرار بگیرد و تنزه طلبانه خود را از این روندها کنار نکشد.

نوشین احمدی خراسانی

امروز ما در جنبش زنان برای آن که بتوانیم جنبشی زنده و پویا، و همراه و همپا با زنان جامعه مان داشته باشیم باید بتوانیم میان مطالباتی که برای دستیابی به "حقوق عام انسان انتزاعی" در جامعه وجود دارد، با حقوق و مطالبات خاص جنسیتی زنان، هماهنگی ایجاد کنیم، وگرنه مرتباَ دچار مشکل سرگیجه و ندانم کاری می شویم و نمی توانیم نیروهای بیشتری از زنان کشورمان را برای قدرت مندی جنبش زنان و کسب مطالبات مان، با خود همراه سازیم.

مریم کیرولوس
ترجمه از:
نیکزاد زنگنه

مصر برای ... مبارزه با تمام خشونتهای مبتنی بر جنسیت، به جنبشی سازمان یافته برای مقابله با ایدئولوژیهای تبعیض آمیز جنسی، نژادی، طبقاتی، ملی و نظامی که سرکوب کننده زنان اند، نیاز دارد. خشونت علیه زنان محصول نابرابری جنسیتی است که نقشهای جنسیتی را تقویت می کند و از بدن زنان کالا می سازد.

ما، جمعی از زنان فعال ایران که در طول انتخابات تلاش کردیم تا با طرح مطالبات زنان در فضای انتخابات، منعکس کنندۀ بخشی از مطالبات زنان، از جمله مشارکت زنان در سرنوشت خویش و رفع هرگونه تبعیض و خشونت علیه زنان باشیم، امروز بر آن شده ایم که به منظور پیگیری مطالبات زنان، حرکتی را برای افزایش نظارت مردمی بر انتخاب مدیران کلان کشور آغاز کنیم.

سهیلا وحدتی

جایگاه زنان یک واقعیت اجتماعی است که با میزان مشارکت سیاسی، دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشتی و حقوق مدنی و امنیت اجتماعی، اشتغال، رفع تبعیض و خشونت علیه زنان و توانمندسازی زنان تعریف می شود. جایگاه زنان در افکار تنها هنگامی تغییر می یابد که ابتدا وضعیت زنان در جامعه در همه این زمینه ها بهبود یابد. بهبود جایگاه زنان از جمله نیاز به برنامه ریزی جدی دولت، تخصیص بودجه، و برداشتن گام های مشخص اجرایی دارد.

ناهید کشاورز

بنابراین، می توان امیدوار بود که فضای امنیتی موجود تعدیل شده و سقوط آزاد کشور در زمینه های مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی متوقف شود و در نتیجه فضای امید و ترغیب کنشگری در جامعه فراهم شود. بدون شک این فضای امید و نیز گفتمان دولت جدید که به نظر می رسد با دولت پیشین در بسیاری از زمینه ها متفاوت است، فضایی ایجاد می کند که کنشگران جنبش زنان نیز بتوانند دوباره با استفاده از این فرصت و با تکیه بر نیروی خود به ایجاد نهادهایی که در سال های پس از جنگ و دوران اصلاحات برساخته بودند ولی ...

به عبارت دیگر، آنچه که می خواهم اشاره کنم این است که تغییرِ جهتی در سیاست های اقتصادی و در نتیجه در فلاکت طبقه کارگر حاصل نخواهد شد. شاید روند این فلاکت کند شود، اما به هر حال این سیاست ها در مسیر فلاکت بیشتر است. با چنین نگاهی، و با در نظر گرفتن ریشه اقتصادی مسایل زنان طبقه کارگر، تعویض دولت وقتی تغییر سیاست های اقتصادی را در پی نداشته باشد، تغییر معناداری در مسایل زنان طبقه کارگر ایجاد نخواهد کرد.

تصور می کنم که در شرایط جدید، کارکرد این تز در گرو حضور پایدار، خشونت پرهیز و تغییرخواه جنبش اصیل زنان؛ و ارتباط و هماهنگی با گروه های دیگر زنان یعنی جامعه زنان از یکسو؛ و نیز زنان برابری خواه نزدیک به دولت که در حوزه های زمامداری و پست های بالای مدیریتی از سوی دیگر است. در واقع، جنبش زنان از این به بعد کاری بسیار سخت پیش رو دارد. چنانچه این سه جریان بتوانند در ارتباطی شبکه ای و هماهنگ با یکدیگر پیش روند، در پایان چهارسال یک جامعه مدنی و یک جنبش زنان قدرتمند پرورش خواهد یافت.

اکرم خیرخواه

فرصت ها و تهدیدها را از یاد ببریم. به عبارتی با بدبینی و تردید فرصت های احتمالی را نادیده بگیریم، یا با خوش بینی تهدیدهای پیش رو را. اما در این میان، اگر میانه روی آقای روحانی و دولتش را باور داریم باید که باب گفتگو را در مورد مسائل زنان نه آن ها بلکه ما بگشاییم که نمود بارز این مسئله در جلسه هم اندیشی که قبل از انتخابات برگزار شد و به نظر من کاری مثبت بود و باید ادامه یابد.

بنياد پژوهشهای زنان برگزار می کند.
26-28 جولای 2013 - کلن (آلمان)

آزاده دواچی

به نظر می سد که اکثر کاندیداها برنامه ی مشخصی را برای رشد و حضور اجتماعی زنان تبیین نکرده اند و همین عدم تببین، مسئله ی زن را به صورت حاشیه ای باقی گذاشته اند، مسئله ای که نیازمند بازنگری جدی و ضروری است تا بتواند وضعیت فعلی زنان را بهبود بخشد. از سوی دیگر آزاد گذاشتن فعالیت های مدنی زنان و نهادهای فعالی که در طول چند سال گذشته به دلایل امنیتی بسته شده اند و امکان رشد و فعالیت بسیاری از زنان را محدود و یا ناممکن کرده اند در دستور کار هیچ کدام از کاندایدها قرار نگرفته است.

رضا کاویانی

انتخاب پوشش هر کس به خود شخص مربوط میشود و روشنفکران سکولار هم چیزی بیشتر از این نمی خواهند. اما شما در این مقاله سعی در بستن چشم خود نموده اید وبطریقی از همه داستانهای حلال و حرام دستگاه دولت دینی و تجاوز آنها به حریم خصوصی شهروندان دگراندیش ایرانی حمایت کرده اید.

پروین بختیارنژاد

در شرق بدن انسان خصوصا بدن زن، نوعی تابو محسوب می شود و درغرب از بدن انسان خصوصا بدن زن تصورات و خوانش های زیبایی شناختی به میان می آید. منظور از ذکر این نکات این است که جامعه ایران با داشتن چنین پیشینه ای ظرفیت داشتن نگاهی همچون غرب نسبت به بدن زن را ندارد. همانطور که غرب هرگز نخواهد توانست به بدن زن به عنوان یک تابو نگاه کند. در نتیجه با به رسمیت شناختن این دو دیدگاه خواهیم توانست برخورد واقع بینانه ای نسبت به پدیده حجاب داشته باشیم.

تقی روزبه

گرچه عقب نشینی ولو ظاهری و موقت رژیم و پلیس خود دست آورد بزرگی است، اما مهم ترین دست آورد این اعتراض را باید در الگوئی که ارائه می دهد یعنی در اتصال دادن هزاران نفر اعم از شبکه های مجازی و کاربران و شبکه های واقعی و داخل و خارج به یکدیگر دانست که بر بستر حمایت از یک جنبش واقعی و درون زا صورت می گیرد.

نظر2
مریم نورائی نژاد

مارلین لگیت ... تاریخ فمینیسم را به سه مرحله تقسیم می کند. مرحله اول، که در آن هر زنی به تنهایی علیه هنجارهای جنسیتی در سطح فردی دست به اعتراض می زند (دوران آغازین مسیحیت و قرون وسطی). مرحله دوم، که در آن تمامی سازمانها، یک سازمان برای کمک به نوع بشر اند و بخش مجزایی به نگاه های فمينیستی اختصاص ندارد (رنسانس واصلاحات). مرحله سوم، که دوران ظهور جنبشهای فمينیستی در قرن هجدهم میلادی است. در تمامی این سه مرحله لگیت چگونگی تاثیرات طبقه، نژاد و اخلاقیات حاکم را در شکل دادن به تغییرات زندگی زنان و انگیزه های مخالفت علیه هنجارهای جنسیتی بررسی می کند.

صفحه‌ها