دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۲:۰۷

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۲:۰۷

آزار و اذیت پناهندگان و مهاجرین افغان در ایران

سازمان دیده‏ بان‏ حقوق بشر در گزارشی که امروز منتشر کرد اظهار داشت سیاست‏های ‏‏‏دولت ایران نسبت به پناهندگان و مهاجرین افغان تعهدات قانونی این کشور برای محافظت از این گروه آسیب‎پذیر در مقابل آزار و اذیت را نقض می‏‏ کند. نیروهای ایرانی هزاران افغان را شتابزده از کشور اخراج می‏‏ کنند بدون این که به ایشان فرصت دهند حق خود برای حضور در ایران را اثبات کنند و یا درخواست پناهجوئی دهند.

سازمان دیده بان‏ حقوق بشر در گزارشی که امروز منتشر کرد اظهار داشت سیاستهای ‏‏‏دولت ایران نسبت به پناهندگان و مهاجرین افغان تعهدات قانونی این کشور برای محافظت از این گروه آسیب پذیر در مقابل آزار و اذیت را نقض می‏ کند. نیروهای ایرانی هزاران افغان را شتابزده از کشور اخراج می ‏کنند بدون این که به ایشان فرصت دهند حق خود برای حضور در ایران را اثبات کنند و یا درخواست پناهجوئی دهند.

گزارش ۱۲۴ صفحه ای سازمان ‏‏‏«مهمانان ناخوانده: تقض حقوق پناهندگان و مهاجرین افغان توسط ایران»، به طور مستند نشان می ‏‏دهد که چگونه سیستم معیوب ایران منجر به روند بازداشت و اخراج می ‏‏گردد که فقدان تشریفات حقوقی یا فرصتی برای فرجام خواهی می ‏باشد. مقامات رسمی ایران در سال‏های ‏‏‏اخیر، با وجود بدتر شدن شرایط در افغانستان، راه‏های ‏‏‏قانونی برای درخواست پناهندگی یا انواع دیگر مهاجرت به ایران را برای افغان‏ها محدود ساخته‏اند‏‏‏. این سیاست‏ها ‏‏‏برای حقوق و امنیت حدود یک میلیون افغان که ایران آنها را به عنوان پناهنده می ‏‏شناسد، و نیز برای صدها هزار تن دیگر که از جنگ و ناامنی‏های ‏‏‏افغانستان گریخته‏اند‏‏‏، خطری جدی ایجاد می ‏‏کند. این شیوه‏ها ‏‏‏همچنین تعدادی از تعهدات ایران نسبت به کنوانسیون پناهندگان ۱۹۵۱ را نقض می ‏‏کنند.

جو استورک، معاون رئیس امور خاورمیانه در سازمان دیده بان‏ حقوق بشر گفت «ایران هزاران افغان را به کشوری می ‏‏فرستد که خطر موجود در آن هم واقعی و هم جدی است. ایران ملزم است به درخواست‏های ‏‏‏پناهندگی این مردم گوش فرا دهد، نه اینکه آنها را از یک طرف جمع کرده و به آن طرف مرز، در افغانستان بریزد.»

سازمان دیده بان‏ حقوق بشر موارد خشونت از جمله ضرب و شتم، حبس در شرایط غیر بهداشتی و غیر انسانی، اجبار به پرداخت پول برای انتقال و اسکان در اردوگاه‏های ‏‏‏مرزی، کار اجباری، و جداسازی اجباری اعضاء خانواده‏ها ‏‏‏از یکدیگر را مستند ساخته است. سازمان دیده بان‏ حقوق بشر به ویژه در باره آزار و اذیت نیروهای امنیتی ایران نسبت به کودکان مهاجر بدون سرپرست – که بدون والدین و یا هر گونه سرپرست دیگر سفر می ‏‏کنند، و تعداد قابل توجهی از کارگران مهاجر و اخراج شوندگان افغان را تشکیل می ‏‏دهند – نگران است.

مقام‏های ‏‏‏ایرانی به طور فزاینده‏ای ‏‏‏افغان‏ها ‏‏‏را برای خروج از ایران تحت فشار قرار می ‏‏دهند. دولت ایران در ژوئن ۲۰۱۲، ثبت نام در طرح خود به نام «طرح ساماندهی اتباع خارجی» را به پایان رساند. این طرح به برخی از افغان‏های ‏‏‏غیر مجاز اجازه می ‏‏داد وضعیت خود را به طور موقت قانونی ساخته و ویزای محدودی دریافت کنند.

در ماه نوامبر ۲۰۱۲، هیئت وزرای ایران طی صدور مصوبه ای به دولت اجازه داد تا پایان سال ۲۰۱۵، ۶/۱ میلیون خارجی را «که به طور غیر قانونی در ایران سکونت دارند»، از کشور اخراج کند. این مصوبه که هم اکنون در سطح معاونت ریاست جمهوری به تأئید رسیده، به وزارت کشور همچنین دستور می ‏‏دهد بازگشت داوطلبانه ۰۰۰ر۲۰۰ افغان دیگر که قانوناً پناهنده محسوب می ‏‏شوند را تسهیل و نیز جواز پناهندگی ۰۰۰ر۷۰۰ افغان دیگر را هم باطل کند.

مقام‏های ‏‏‏ایرانی به ۰۰۰ر۳۰۰ افغانِ ساکن ایران که بر طبق «طرح ساماندهی اتباع خارجی» دارای ویزا و اجازه کار موقت بودند دستور دادند پس از انقضاء ویزای آنها در ۶ سپتامبر،۲۰۱۳ که ظاهرأ قابل تمدید آن هم وجود ندارد، کشور را ترک کنند. در زمان نگارش این بیانیه، مسئولین ایرانی هنوز طرح خود برای اخراج این افغان‏ها ‏‏‏را به اجرا درنیاورده‏اند‏‏‏.

در حالی که دولت ایران فشار بر افغان‏ها را به تدریج تشدید می ‏‏دهد تا کشور را ترک کنند، اوضاع وخیم اقتصادی و امنیتی افغانستان خطر را برای بازگشت کنندگان افزایش می ‏‏دهد. در شش ماه نخست سال ۲۰۱۳، درگیری‏های ‏‏‏مسلحانه و ناامنی در افغانستان تعداد افراد آواره در داخل کشور را به ۰۰۰ر۱۰۶ افزایش داده و تعداد کل آوارگان را به بیش از ۰۰۰ر۵۸۳ رساند. در نیمه اول سال ۲۰۱۳ در مقایسه با نیمه اول سال ۲۰۱۲، سوانح غیر نظامی ۲۳ درصد افزایش یافته که عامل اصلی آن حملات طالبان و گروه‏های ‏‏‏شورشی دیگر می ‏‏باشند. سرمایه گذاری بین‎المللی ‏‏‏و کمک‏های ‏‏‏مالی خارجی که پیش از مهلت پایان سال ۲۰۱۴ برای خروج کامل نیروهای نظامی بین‎المللی کاهش یافته است، سبب افزایش تزلزل اقتصادی در این کشور گردیده است.

محدودیت‏های ‏‏‏قانونی و موانع دیوان سالاری در ایران امکان ارائه درخواست پناهندگی و یا ثبت نام برای دریافت اَشکال دیگر محافظت‏هایی که در حقوق بین‏الملل تعیین شده و بر پایه شرایط موجود در افغانستان می ‏‏باشد را عملاً برای افغان هایی که جدیداً وارد ایران می ‏‏شوند غیر ممکن ساخته است. بر طبق یافته‏های ‏‏‏سازمان دیده بان‏ حقوق بشر، خط مشی‏های ‏‏‏ایران امکان اعتراض قانونی نسبت به اخراج از کشور را برای صدها هزار افغان ساکن ایران که ممکن است با بازگشت به افغانستان در معرض آزار و اذیت و یا آسیب جدی قرار داشته باشند از آنها سلب کرده است.

استورک گفت «ایران بارِ میزبانیِ یکی از بزرگترین جمعیت‏های ‏‏‏پناهنده در جهان را برای بیش از سه دهه به دوش کشیده است، اما رفتار با آنها باید مطابق با معیارهای بین‎المللی ‏‏‏باشد. اوضاع افغانستان ممکن است اکنون بیش از زمانی که این پناهندگان برای نخستین بار از آنجا گریختند خطرناک شده باشد، و الان زمانِ آن نیست که ایران آنها را به سرزمین‏شان باز گرداند.»

سازمان دیده بان‏ حقوق بشر گفت دولت ایران باید معایب جدی که در سیستم پناهجویی کشور وجود دارد و به افغان‏ها ‏‏‏اجازه نمی‏‏‏دهد درخواست پناهندگی کنند را مورد توجه قرار دهد. تعداد ۰۰۰ر۸۰۰ افغان که اکنون به عنوان پناهنده رسمی محسوب می ‏‏شوند، در سال ۲۰۰۳ بر طبق طرح «آمایش» این کشور که یک برنامۀ ثبت نامِ طراحی شده برای شناسایی و ردیابی پناهندگان مجاز بود، ثبت نام شدند. اکنون آنها باید کارت‏های ‏‏‏ثبت پناهندگی خود را هر سال تجدید کنند، و در غیر این صورت در خطر اخراج به افغانستان قرار خواهند داشت.

سازمان دیده بان‏ حقوق بشر همچنین مشکلاتی که در ارتباط با نحوه رفتار ایران نسبت به پناهندگان ثبت شدۀ افغان وجود دارد را هم مستند ساخته است. ایران مراحل پیچیده و دشواری را برای افغان‏ها در رابطه با نگهداشتن وضعیت «آمایش» آنها، به وجود آورده است. این مراحل شامل ثبت نام‏های ‏‏‏مجدد و مکرر نزد سازمان‏های ‏‏‏دولتی مربوطه می ‏‏باشد، بدون آنکه کمکی در اختیار افراد کم سوادی که قادر به درک این مراحل پیچیده اداری نیستند گذاشته شود، و نیز شامل پرداخت هزینه‏های ‏‏‏هنگفتی می ‏باشد که پناهندگان مستمند بضاعت پرداخت آن را ندارند.

افغان‏های ‏‏‏اخراج شده از ایران به سازمان دیده بان‏ حقوق بشر گفتند کوچکترین اشتباه در انجام این مراحل، از جمله اشتباهاتی که در مرحله ثبت نام روی می ‏دهند، می ‏‏تواند مقام‏های ‏‏‏ایرانی را قادر سازد جواز پناهندگی این افغان‏ها ‏‏‏را برای همیشه باطل کرده و آنها را به سرعت اخراج کنند. دولت ایران همچنین دستور داده است مناطق وسیعی از ایران برای سفر و اسکان افراد غیر ایرانی، «مناطق ممنوعه» محسوب شوند.

نیروهای انتظامی و امنیتی ایران همچنین حقوق افغان‏ها ‏‏‏را نقض می ‏‏کنند و در حین اخراج آنها از کشور مرتکب آزار و اذیت‏های ‏‏‏جدی نسبت به آنها می ‏‏شوند. برخی از افغان‏هایی که سازمان دیده بان‏ حقوق بشر با آنها مصاحبه کرده بود، جواز رسمی پناهندگی از مقام‏های ‏‏‏ایرانی دریافت کرده بودند و بسیاری از آنها سال‏ها ‏‏‏و یا حتی دهه‏ها ‏‏‏در ایران زندگی کرده بودند. معهذا این افراد گزارش کردند که مسئولین ایرانی که آنها را اخراج می ‏‏کردند، به آنها فرصت و مهلت ندادند تا دستمزد خود را دریافت و یا اموال خود را جمع آوری کنند، یا حتی در برخی از موارد با اعضاء خانواده‏شان تماس بگیرند.

سیاست‏های ‏‏‏دولت ایران نسبت به مهاجرین افغان، انواع دیگری از ایذاء و اذیت و تبعیض را به وجود می ‏‏آورد. اگرچه مسئولین ایرانی تلاش‎هایی در جهت آموزش کودکان افغان انجام داده‏اند‏‏‏، اما بسیاری از افغان‏ها ‏‏‏که مقیم غیر مجاز می ‏‏باشند با موانع اداری مواجهند که سبب محرومیت فرزندان آنها از حضور در مدارس می ‏‏شود – عملی که نقض حقوق بین‏الملل ‏‏‏می‏‏باشد. قانون ایران افغان‏هایی را که دارای اجازه کار به عنوان پناهنده می ‏‏باشند، بدون توجه به میزان تحصیلات و مهارت‏های ‏‏‏آنها، به انجام مشاغل معدودی محدود می ‏‏کند که کارهای خطرناک و با دستمزد کم می ‏‏باشند. قانون ایران همچنین افغان‏ها ‏‏‏را از شمول حقوق شهروندی و ازدواج ممنوع، و یا آنها را بسیار محدود، می ‏‏سازد. مردهای افغان که با زنان ایرانی ازدواج می ‏‏کنند نمی‏‏‏توانند درخواست تابعیت ایرانی کنند، و فرزندان حاصل از اینگونه ازدواج‏ها ‏‏‏با موانع جدی برای کسب تابعیت روبرو هستند.

دولت ایران همچنین برای محافظت از افغان‏ها ‏‏‏در برابر خشونت‏های ‏‏‏فیزیکی ناشی از برانگیخته شدن احساسات ضد خارجی در ایران، و نیز مجازات مرتکبین اینگونه اعمال، گام‏های کافی را برنداشته است.

استورک گفت «ایران در بسیاری از زمینه‏ها ‏‏‏به حقوق افغان‎هایی که در ایران زندگی می ‏‏کنند احترام نمی‏‏‏گذارد. حتی مهاجرینی که دارای وضعیت پناهندگی نیستند هم باید از حقِ مسلّمِ تحصیل برای فرزندانشان، در امان بودن از آزار و اذیت، و داشتن فرصت برای ارائه درخواست پناهجویی پیش از اخراج از کشور برخوردار باشند – اما دولت ایران به این حقوق احترام نمی‏‏‏گذارد.»

***

گزیده‏ای ‏‏‏از اظهارات چند تن از اتباع افغان که در مصاحبه با ما شرکت کردند

«ما با مینی بوس در منطقه سرهک سفر می ‏کردیم. یک مأمور پلیس آمد و از ما خواست کارت شناسایی خود را نشان دهیم. مأمور پلیس کارت شناسایی ما را با خود برد و گفت «فردا کارت را به شما پس می ‏دهم. ساعت ۸ صبح اینجا باشید.» من هم [فردای آن روز] رفتم و آنها همگی ما را داخل اتومبیلی گذاشتند و به یک بازداشتگاه [مخصوص اخراج از کشور] بردند. [سپس ما را از کشور اخراج کردند در حالی که سه فرزند ما، ۸، ۱۰، و ۱۲ ساله در ایران مانده‏اند….] نمی‏دانم چه باید بکنم. پولی ندارم که پاسپورت و ویزا بگیرم. ما هیچکس را در مشهد نداریم که به ما کمک کند. ما به مزار شریف خواهیم رفت. در آنجا خانه‏ای نداریم، اما سعی می ‎کنیم خانه‎ای اجاره کردیم و فرزندانمان را از ایران به اینجا بیاوریم. نمی‏دانم خداوند چه راهی پیش پای من خواهد گذاشت.»

—عارف، که به همراه همسر و فرزند نوزادش از ایران اخراج شد، در حالیکه سه فرزند دیگرش در ایران در خانه تنها مانده اند. خانواده آنها به مدت ۱۰ سال در ایران زندگی کرده بودند و به هنگام اخراج دارای کارت معتبر طرح جامع ساماندهی بودند.

«آنها به سر و شانه‏های ما می ‏زدند. پنج بار با اسلحه کلاشنیکف به پشت سر من کوبیدند. پس از نشستن، به چانه ام لگد زدند. به چانه من لگد زدند و گفتند برو توی صف.»

—رفیق، ۱۸ ساله، از اعضاء یک گروه افغان بود که به همراه یک قاچاقچی سعی داشتند وارد ایران شوند. چند تن از آنها پس از دستگیری توسط پلیس و پاسخ ندادن به سؤال پلیس که چه کسی در میان آنها قاچاقچی بود، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

«هنگامی که فرزندان ما [به علت خارجی بودن] از مدرسه اخراج شدند، تصمیم گرفتیم [ایران را] ترک کنیم. اما دیگر خیلی دیر شده بود. ما دیگر مقیم قانونی نبودیم و بنابراین نمی‏توانستیم به جای دیگری برویم. ما کارت‎های سبز [کارت‎های اقامت]، مدارک سازمان ملل داشتیم. اما دولت ایران این مدارک را جمع آوری کرد و مدارک جدیدی صادر کرد که هر شش تا نه ماه تمدید می ‏شد. آخرین مدرک، ارزش چندانی نداشت [و بعد] نهایتاً آن را هم از ما گرفتند.»

—نجیب ت.، ۵۵ ساله و همسرش ۴۵ ساله. هنگامی که دولت ایران اعلام کرد شهری که آنها در آن به مدت ۱۸ سال زندگی کرده بودند، برای خارجی‏ها جزء «مناطق ممنوعه» می ‏باشد و آنها پس از آنکه به تمام خارجی ها دستور داده شده بود آنجا را ترک کنند، هنوز در آنجا به سر می بردند، جواز پناهندگی خود را از دست دادند.

«به محض بیدار شدن متوجه شدیم که سربازهای ایرانی ما را محاصره کرده‏اند. آنها گفتند از جای خود حرکت نکنید والا شلیک می ‏کنیم. پلیس افرادی که حلقه داشتند، را برد. آنها تلفن مرا شکستند. ما را داخل کانتینر کامیون‏های بزرگی گذاشته و با خود بردند. نزدیک بود از کمبود اکسیژن بمیریم. درها را قفل کرده بودند. به آنها التماس می ‏کردیم در را باز بگذارند، در غیر اینصورت خواهیم مرد. آنها گفتند شما باید بمیرید. مرد چاقی همراه ما بود که در حال مرگ بود. بیهوش شده بود. یکی از بستگانش روکش پارچه‎ای [کامیون] را پاره کرد تا او بتواند نفس بکشد.»

—نعیم، ۳۰ ساله، به همراه یک گروه ۵۰۰ نفری افغان توسط قاچاقچی‎ها به ایران سفر می ‏کردند. پس از عبور از مرز، در حال استراحت بودند که توسط پلیس دستگیر شدند.
«من دو پسر و پنج دختر دارم. یکی از دخترانم در افغانستان به علت سکته مغزی درگذشت. حالا چهار دختر برایم باقی مانده. یکی از پسرانم را اخراج کردند، در نتیجه الان فقط یک پسر برایم مانده. من به زندگی با این یک پسرم عادت داشتم. اما این مردم بیرحم او را هم از من گرفتند. او پسر پر جنب و جوشی بود، همیشه به همه جا می ‏دوید و سر می ‏کشید. من همه درها را قفل کرده بودم که نتواند بیرون برود. و پسر بزرگم هم پیش از رفتن به محل کارش به من گفت درها را قفل کنم. اما این غیر ممکن است … مگر می ‏شود یک پسر جوان را در خانه نگاه داشت؟ پس از مدتی شروع به خواهش و تمنا کرد که در را برایش باز کنم. او گفت در را باز کن، من می ‏روم چند تخم مرغ بخرم و برای خودم بپزم. همین که از خانه بیرون رفت، بلافاصله او را دستگیر کردند. او ۱۲ ساله است. او را شش ماه پیش از کشور اخراج کردند.»

—جمیله، حدود ۴۰ سال دارد. او پس از درگذشت شوهرش، از افغانستان به ایران رفت تا به دیگر اعضاء خانواده‏اش، از جمله خواهرش که در آنجا بودند، بپیوندد. او و دو پسرش به طور غیر قانونی در ایران اقامت داشتند.
«من حدود یک ماه پیش افغانستان را ترک کردم. از آنجا رفتم چون دیگر چیزی برای خوردن نداشتیم. هیچ پولی نداشتیم. در حقیقت نابود شده بودیم. خانواده‏ام هزینه رفتن مرا به قاچاقچی پرداخت کردند، اما این تصمیم من بود که بروم. از طریق پاکستان رفتیم. در کوهستان‏های پاکستان در حالیکه پیاده می ‏رفتیم دزها با پنج اسلحه کلاشنیکف آمدند و هر چه داشتیم از ما گرفتند …. بین راه زاهدان و تهران دوباره به ما دستبرد زدند. من داخل کفشم مبلغی پول داشتم که دزدهای اولی پیدا نکردند، اما دزدهای دومی آن را پیدا کردند. یک روز بعد در حالیکه هنوز پیاده می ‏رفتیم، پیش از رسیدن به تهران، پلیس ما را پیدا و دستگیر کرد. در بازداشتگاه، غذا خیلی کم بود. من در بازداشتگاه اول ۰۰۰ر۳۰ تومان [معادل ۲۵ دلار امریکا] و سپس ۰۰۰ر۱۰ ریال [معادل ۸ دلار امریکا] در سفید سنگ [اردوگاه اخراج] پرداختم. خانواده‏های ما این پول ها را فرستادند. پلیس به ما گفت یا باید این مبلغ را پرداخت کنید و یا همین جا خواهید ماند.»

—سلیم، ۱۴ ساله، که تنها به همراه قاچاقچی ازاستان دایکندی در مرکز افغانستان به ایران آمد تا به دو برادر بزرگتر خود که در ایران بودند بپیوندد.

«نمی‏دانم چه باید بکنیم. ما اینجا پولی نداریم؛ برای بازگشت، پول نداریم. همسرم کار نمی کند–او بی‎سواد است.»

—پدر حسینا و زهره، با اخراج او و دو دختر نوجوانش از کشور، همسر و سه فرزند کوچکترش در ایران باقی مانده‏اند. پس از آنکه این دو دختر به دلیل آنکه حسینا کفش اسپورت صورتی روشن پوشیده بود، در شهر مقدس قم دستگیر شدند، پدر و دخترانش را از کشور اخراج کردند. پس از آنکه آنها برای کمک به اعضاء خانواده تلفن کردند، پدر آنها و نامزد زهره به ایستگاه پلیس مراجعه کردند. هنگامی که پلیس متوجه شد آنها افغان هستند، هر چهار نفر آنها را از کشور اخراج کرد.

«حدود ساعت ۶ صبح، ۲۰ تا ۲۵ نفر مأمور با لباس‎های نظامی به خانه‏ها حمله کردند و ما را دستگیر کردند. بعضی از ما را زدند. سپس ما را سوار چند کامیون کردند. برای مدتی در راه بودیم. بعد دیدیم در وسط یک صحرای خشک ما را پیاده کردند. برایمان کمی غذا آوردند. و بعد هم ما را به یک قرارگاه پلیس محلی بردند. چند نوجوان ۱۲ و ۱۳ ساله هم در میان ما بودند. در قرارگاه پلیس محلی در حدود ۴۵۰ افغان غیرقانونی بودند. ما باید هر یک ۵۰۰۰ تومان (معادل ۴ دلار امریکایی) تهیه می ‏کردیم که برای انتقال خود به بازداشتگاه کرمان بپردازیم. من را مجبور کردند یک شب آنجا بمانم چون هیچ پولی نداشتم و آنها [پلیس] آن شب چندین بار با باتوم به سرم زدند. از من خواستند ۲۰۰۰ تومان [۶۳/۱ دلار امریکا] به آنها بپردازم، اما من آن را هم نداشتم، بنابراین من را در اتومبیلی گذاشته به بازداشتگاه کرمان فرستادند. آنجا هم به ۵۰۰۰ تومان احتیاج داشتم اما هیچ پولی نداشتم، بنابراین آنقدر گریه و التماس کردم تا مردم به من کمک کردند. بازداشتگاه کرمان محل وحشتناکی بود. [نگهبانان بازداشتگاه] ما را زدند و ترساندند و خیلی کم به ما غذا می ‏دادند.»

—داوود، ۱۶ ساله، قبلاً هم از ایران اخراج شده بود و اکنون با یک گروه ۴۸ نفری سعی داشت به طور قاچاق وارد ایران شود و به برادرش که هنوز در ایران مانده بود، بپیوندد. این گروه در مهمانخانه ای در خواب بودند که پلیس آنها را دستگیر نمود.

****

برای مطالعۀ برگزیده‏ای ‏‏‏از اظهارات افغان‏هایی که در مصاحبه با ما شرکت کرده‏اند‏‏‏، به متون ذیل توجه فرمایید.

گزارش «مهمانان ‏‏‏ناخوانده: نقض حقوق پناهندگان و مهاجرین افغان توسط ایران» در سایت زیر قابل دسترسی می ‏باشد:
http://hrw.org/node/120429

برای کسب اطلاعات بیشتردر باره گزارش‏های ‏‏‏سازمان دیده بان‏ حقوق بشر در ارتباط با ایران، لطفاً از وب سایت زیر دیدن فرمائید:
http://www.hrw.org/en/middle-eastn-africa/iran

برای کسب اطلاعات بیشتردر باره گزارش‏های ‏‏‏سازمان دیده بان‏ حقوق بشر در ارتباط با اافغانستان، لطفاً از وب سایت زیر دیدن فرمائید:
http://www.hrw.org/asia/afghanistan

تاریخ انتشار : ۲۹ آبان, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

مبارزۀ خشونت پرهیز زنان برای آزادی، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی

در گرامیداشت ٨ مارس روز جهانی زن، گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) در سامانۀ کلاب‌هاوس برگزار می‌کند. مهمانان برنامه: نیره توکلی، هرمینه هورداد، شهناز قاراگزلو، زری صدرنشین، بیژن میثمی

عدم شرکت در انتخابات: بی‌تفاوتی یا کنش فعال مدنی؟!

عدم شرکت و تحریم انتخابات در ایران یک کنش اجتماعی فعال و مدنی بود و مردم اگاهانه و با هدف مشخص به پای صندوق رای نرفتند؛ و این کنش اجتماعی هیچ ربطی با بی‌تفاوتی مردم غرب به انتخابات ندارد.  این دو زمینه های اجتماعی مختلفی دارند و ربط این دو به هم یک حقه و کلک سیاسی است.

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

مسلماً انتخابات در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، کم‌ترین تاثیری بر زندگی روزانه مردم ندارد و همواره نیز پرسروصداترین اتفاق در کشور است که چندین ماه فضای رسانه‌ای و حتی خیابانی ایران را تسخیر می‌کند و هر چه جلوتر آمده‌ایم، این تاثیر کم‌تر و آن سر و صدا اعتراضی مردم بیش‌تر شده است.

عشق گفت بنویس، من نوشتم

وقتی که به تو فکر می کنم، لبخندت باران می شود;
نگاهت زلال و زلال، و من چه بی پروا، می چینم آن لبخند را.

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مبارزۀ خشونت پرهیز زنان برای آزادی، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی

عدم شرکت در انتخابات: بی‌تفاوتی یا کنش فعال مدنی؟!

سلب حق اسکان دانشجویان خوابگاهی در دانشگاه علامه طباطبایی

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

عشق گفت بنویس، من نوشتم

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه