سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ مهر, ۱۴۰۵ ۰۴:۲۹

سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۹

خرید

«آقای پزشکیان، یک بار هم شده مهمان اتاق تعاون باشید!»

«یک بار هم شده، مهمان اتاق تعاون باشید!». به‌جای انتظار برای «سرمایه‌دار نجات‌بخش»، به «همان مردم سازمان‌یافته» اعتماد کنید و ببینید «سرمایه‌ی خرد جمعی» چگونه می‌تواند معجزه کند.
Getting your Trinity Audio player ready...

نقدی سوسیالیستی بر گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور

ما با «پول کلان» کاری نداریم؛ ما با «سازماندهی جمعی کارگران و کشاورزان» کار داریم. ده‌ها و صدها هزار تعاونی کوچک با سرمایه‌های خرد خود می‌توانند شبکه‌ای از تولید، توزیع و خدمات مردمی بسازند که نه‌تنها از «سرمایه‌داران کلان» بی‌نیاز هستند، بلکه می‌توانند در برابر جنگ اقتصادی تاب‌آوری واقعی ایجاد کنند.

 وعده‌ها و واقعیت‌ها

در گفت‌وگوی تلویزیونی اخیر، آقای مسعود پزشکیان با لحنی صمیمی و گاه طعنه‌آمیز از «وحدت ملی»، «سپردن کار به کاردان» و «مذاکره‌ی عزتمندانه» سخن گفت. اما وقتی این سخنان را در برابر واقعیت عینی زندگی میلیون‌ها کارگر، کشاورز و زحمتکش قرار می‌دهیم، فاصله‌ای عمیق آشکار می‌شود؛ فاصله‌ای که نه از سوءنیت گوینده، که از خلأ ساختاری تحلیل او ناشی می‌شود.
در شرایطی که:
• پایه‌ی مزد کارگر از ۲۳۲ دلار در سال ۱۳۹۵ به ۸۳ دلار در سال ۱۴۰۵ رسیده است،
• نرخ فقر مطلق به ۴۱ درصد جمعیت رسیده،
 • آمریکا شدیدترین جنگ اقتصادی را اعلام کرده، و
• به‌قول خود رئیس‌جمهور، کشاورزی «صرفه‌ی اقتصادی ندارد»،
انتظار می‌رفت رئیس‌جمهور به‌جای شعارهای کلی، برنامه‌ای عملی برای «توانمندسازی طبقه‌ی کارگر»، «احیای کشاورزی» و «مقابله با فساد ساختاری» ارائه دهد. اما آنچه در این مصاحبه دیدیم، نه یک «برنامه»، که یک «بیانیه‌ی مدیریت بحران» بود.

۱. «وحدت انتزاعی» در برابر «تضاد طبقاتی»

آقای پزشکیان بارها بر «وحدت و انسجام» تأکید کرد و آن را راه‌حل همه‌ی مشکلات دانست. اما از منظر چپ سوسیالیستی، «وحدت ملی» تنها در سایه‌ی «عدالت طبقاتی» معنا پیدا می‌کند، نه با نادیده گرفتن تضادها.
واقعیت عینی این است: کارگری که با ۸۳ دلار در ماه زندگی می‌کند و کشاورزی که زمینش «صرفه‌ی اقتصادی» ندارد، نمی‌تواند با سرمایه‌داری که از همین فقر سود کلان می‌برد «وحدت» کند. این «وحدت اجباری» نه انسجام ملی، که تسلیم طبقاتی است.
نقد ما: اگر آقای پزشکیان به‌جای «وحدت اخلاقی» از «وحدت طبقاتی» سخن می‌گفت، باید از «تشکل‌های کارگری»، «اتحادیه‌های صنفی» و «شوراهای تولید» حمایت می‌کرد. اما در کل این مصاحبه، واژه‌ی «کارگر» تنها سه بار تکرار شده و از «سندیکا» و «تعاونی» هیچ سخنی به میان نیامده است.

۲- سیاست خارجی: «مذاکره‌ی عزتمندانه» یا «تسلیم تدریجی»؟

آقای پزشکیان با استناد به تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد ادعا کرد که «ایران برنده است» و «مذاکره بهتر از جنگ است». اما این ادعا در حالی مطرح می‌شود که:
• محاصره‌ی اقتصادی تشدید شده،
• تحریم‌ها برداشته نشده،
• دلار از  ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده، و
• تنگه‌ی هرمز، تنها اهرم فشار ایران، در حال «بازگشایی تدریجی» است.
نقد ما: تنگه‌ی هرمز یک «کارت برنده» است، نه یک «مشکل». اصرار بر بازگشایی آن بدون اخذ امتیازهای راهبردی، مانند لغو کامل تحریم‌ها، یعنی واگذاری تدریجی تنها اهرم فشار ایران در برابر غرب.
تجربه‌ی برجام به‌خوبی نشان داد که «مذاکره‌ی خوش‌بینانه» با یک نظام امپریالیستی، تنها به تشدید فشار می‌انجامد.
راهکار جایگزین: ما با «مذاکره» مخالف نیستیم، اما آن را در سایه‌ی «تقویت اقتصاد ملی» و «اتکا به توان تولیدی داخل» تعریف می‌کنیم؛ نه با چشم دوختن به وعده‌های پوچ آمریکا.

۳- کشاورزی: «صرفه ندارد» یا «صرفه‌سازی نشده است»؟

آقای پزشکیان با لحنی تحقیرآمیز گفت: «کشاورزی صرفه ندارد!» این جمله برای یک کشاورز خرده‌پا به‌معنای «تو نیرویی بی‌فایده‌ای» و «زمین را رها کن و به شهر برو» است.
نقد ساختاری: بی‌سود بودن کشاورزی نه یک ویژگی ذاتی، که نتیجه‌ی مستقیم سیاست‌های اقتصادی دولت‌های پیشین و کنونی است:
• قیمت نهاده‌ها هم‌پای نرخ دلار چند برابر شده،
• نظام دلالی سود اصلی را از جیب کشاورز خارج می‌کند، • بیمه‌ی کشاورزی ناکارآمد و بوروکراتیک است،
 • و از یک‌سو‌ واردات بی‌رویه تولید داخلی را بی صرفه کرده است و از سوی دیگر صادرات بی حساب و کتاب به قصد کسب ارز ، قیمت محصولات در داخل را بسیار فراتر از قدرت خرید مردم کرده است.
راهکار ما: به‌جای «رها کردن کشاورزی»، بر «احیای کشاورزی کوچک خانوادگی»، «گسترش تعاونی‌های روستایی» و «ارتقای امنیت غذایی» به‌عنوان یک «پروژه‌ی ملی ضد استعماری» تأکید می‌کنیم.

۴- واگذاری اختیارات؛ «ابتکار مردمی» یا «ملوک‌الطوایفی مدرن»؟

آقای پزشکیان با اشاره به تجربه‌ی ساخت «خانه‌های بهداشت»، از «واگذاری اختیارات به استانداران» به‌عنوان اقدامی مترقی یاد کرد. اما در غیاب یک «برنامه‌ی جامع ملی» و «نظارت مردمی»، این واگذاری به «هرج‌ومرج اقتصادی» و «ملوک‌الطوایفی مدرن» تبدیل می‌شود.
نقد ما: «اختیار» باید به کسی داده شود که پایگاه طبقاتی مشخصی داشته باشد، نه به مدیری دولتی که از بالا منصوب شده است. در مدل پیشنهادی ما، «عدم تمرکز اجرایی» باید در چارچوب «تمرکز راهبردی» (سیاست‌های کلان ملی) و با «نظارت شوراهای کارگری و کشاورزی» انجام شود.

۵-«هر کس ادعایی دارد، وارد میدان شود»؛ اما «میدان» را چه کسی ساخته است؟

آقای پزشکیان با این جمله عملاً «مشارکت اجتماعی» را به «سرمایه‌ی کلان» گره زد و گفت: «اگر پول و امکانات داشتم، دیگر تو را برای چه می‌خواستم؟» این یک «دعوت پنهان به سرمایه‌داری محض» است.
پاسخ ما: ما با «پول کلان» کاری نداریم؛ ما با «سازماندهی جمعی کارگران و کشاورزان» کار داریم. ده‌ها و صدها هزار تعاونی کوچک با سرمایه‌های خرد خود می‌توانند شبکه‌ای از تولید، توزیع و خدمات مردمی بسازند که نه‌تنها از «سرمایه‌داران کلان» بی‌نیاز هستند، بلکه می‌توانند در برابر جنگ اقتصادی تاب‌آوری واقعی ایجاد کنند.

پیشنهاد عملی ما به آقای پزشکیان:

«یک بار هم شده، مهمان اتاق تعاون باشید!»
به‌جای انتظار برای «سرمایه‌دار نجات‌بخش»، به «همان مردم سازمان‌یافته» اعتماد کنید و ببینید «سرمایه‌ی خرد جمعی» چگونه می‌تواند معجزه کند.

۶- یک تناقض روشنفکری: «فراجامعه» و سیاست «عقب‌نشینی»

آقای پزشکیان در بخشی از مصاحبه به کتاب «فراجامعه» نوشته‌ی پیتر تورچین اشاره کرد. اما خوانش ایشان از این کتاب گزینشی و سطحی است. تورچین در این کتاب «فشار جنگ» را موتور «سازمان‌یافتگی جوامع» می‌داند و معتقد است جوامع در برابر تهدید خارجی، نهادهای قوی‌تر و نظام مالیاتی منظم‌تری می‌سازند.
نقد ما: اگر پزشکیان واقعاً کتاب را خوانده بود، باید می‌گفت: «ما در شرایط جنگ، به‌جای عقب‌نشینی، باید نظام مالیاتی‌مان را عادلانه‌تر کنیم، تولید ملی‌مان را تقویت کنیم و وابستگی‌مان را به واردات بشکنیم.» اما ایشان به‌جای این، راه «مذاکره‌ی التماسی» و «واگذاری کارت برنده» را برگزیده است. این یعنی یا کتاب را نخوانده، یا آن را به نفع سیاست خود تحریف کرده است.
جمع‌بندی راهبردی: از «مدیریت بحران» تا «توانمندسازی طبقه»

نقد صریح ما به آقای پزشکیان:

«شما از «وحدت» سخن می‌گویید، اما «وحدت طبقاتی» را نادیده می‌گیرید.
از «مذاکره» سخن می‌گویید، اما «کارت برنده» را واگذار می‌کنید.
از «کشاورزی» می‌گویید «صرفه ندارد»، اما برای «احیای آن» برنامه‌ای ندارید.
از «واگذاری اختیارات» سخن می‌گویید، اما «چارچوب نظارت مردمی» را فراموش می‌کنید.
و از «مشارکت مردمی» می‌گویید، اما «تعاونی‌ها» را به‌عنوان یک «نیروی اجتماعی بالفعل» نادیده می‌گیرید.»

راهکار جایگزین ما:

• تقویت تعاونی‌های کارگری و کشاورزی به‌عنوان «پایگاه‌های اقتصاد مقاومتی»؛
• تشکیل شوراهای تولید با حضور کارگران و کشاورزان برای نظارت بر بودجه و سیاست‌های اقتصادی؛
 • احیای کشاورزی کوچک با حمایت قیمتی، بیمه‌ی فراگیر و حذف دلالان؛
 • مقابله با فساد ساختاری از طریق شفافیت مالی و نظارت مردمی.
جمع‌بندی نهایی: از نقد مصاحبه تا برنامه‌ی توسعه در زمان جنگ
نقد ما به آقای پزشکیان صرفاً یک نقد اخلاقی نیست. مسئله این است که ایشان در شرایط جنگ اقتصادی، همچنان در دوگانه‌ی کاذب «دولت ناتوان – سرمایه‌دار نجات‌بخش» گیر کرده است: یا دولت باید همه‌کار کند (که نمی‌تواند)، یا باید منتظر سرمایه‌ی کلانی باشیم که در شرایط تحریم نخواهد آمد.
تجربه‌ی چین نشان داد راه سومی وجود دارد: توسعه‌ی درون‌زا با حمایت هدفمند از تولید. سرمایه‌گذار اروپایی برای توسعه به چین نرفت؛ دولت چین از حضور او برای توسعه استفاده کرد. ما نیز نباید منتظر سرمایه‌گذار باشیم، باید از آنچه داریم استفاده کنیم: میلیون‌ها نیروی بیکار و تکنولوژی‌ای که امروز هزینه‌ی ایجاد شغل را به‌شدت پایین آورده است.
در زمان جنگ، مسئله‌ی اصلی کمبود سرمایه نیست، کمبود سازماندهی است. یک گلخانه‌ی کوچک، یک واحد فرآوری روستایی، یک تعاونی خدمات دیجیتال، دیگر به میلیاردها دلار سرمایه نیاز ندارد؛ به  خرد، آموزش فنی و حذف واسطه نیاز دارد. عدالت در شرایط منابع محدود، یعنی «توزیع فرصت تولید»، نه فقط توزیع یارانه.

به همین دلیل، پیشنهاد ما به آقای پزشکیان علاوه بر «رفتن به اتاق تعاون»،  این است:

۱. به‌جای انتظار برای سرمایه‌ی کلان، صندوق‌های حمایت از تعاونی‌های تولیدی کوچک را با همان منابع محدود موجود فعال کنید؛
۲. به‌جای قیمت‌گذاری دستوری، زنجیره‌های دلالی را با کمک تعاونی‌های توزیع، کوتاه کنید؛
۳. به‌جای خصوصی‌سازی رانتی، موسسات را به کارکنان، کارگران و کشاورزان بطور جمعی و تعاونی واگذار کنید.
آقای پزشکیان از «مردم» سخن می‌گوید، اما مردم را فقط «رأی‌دهنده» یا «مصرف‌کننده» می‌بیند. ما مردم را تولیدکننده می‌دانیم. در جنگ اقتصادی، ملتی تاب می‌آورد که میلیون‌ها شهروندش نه سربار دولت، که صاحب کار و تولید باشند. این همان درسی است که هم از چین می‌گیریم و هم از تجربه‌ی خودمان: توسعه، بدون عدالت در دسترسی به ابزار تولید، ممکن نیست؛ و عدالت، بدون سازماندهی تعاونی میلیون‌ها بیکار، فقط یک شعار است.
«آقای پزشکیان، یک بار هم شده مهمان اتاق تعاون باشید!»
نقدی سوسیالیستی بر گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور
(بر اساس مصاحبه‌ی ۶ شهریور ۱۴۰۵)
تاریخ انتشار : ۹ شهریور, ۱۴۰۵ ۰:۲۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جایزه صلح نوبل ۲۰۲۶ برای ناوی پیلای؛ گامی در احیای اعتبار این جایزه

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): هرچند در بیانیهٔ رسمیِ اعلام این جایزه، اشاره‌ای مستقیم به نقش ایشان در محکومیت جنایات جنگی و اتهام نسل‌کشی اسرائیل و دولت نتانیاهو در غزه نشده است، اما تقریباً همهٔ تحلیلگران سیاسی و رسانه‌های نروژ این موضوع را برجسته کرده‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر نبود!

گودرز اقتداری: “اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر اتفاق نیفتاده بودند، خاورمیانه امروز چه وضعیتی داشت؟ آیا ایران کشوری متفاوت بود؟ آیا جنگ‌های منطقه‌ای کمتر می‌شدند؟ آیا اصلاحات سیاسی و توسعهٔ اقتصادی فرصت بیشتری برای پیشرفت پیدا می‌کردند؟ این پرسش‌ها موضوع یک آزمایش ذهنی دربارهٔ تاریخ‌اند، نه تلاشی برای بازنویسی واقعیت یا طرح نظریه‌های توطئه. در این نوشته بحث بر سر آن نیست که چه کسانی از وقوع این حملات اطلاع داشتند، چه کسانی از آنها سود بردند یا آیا می‌شد مانع وقوع‌شان شد. مسئله، بررسی پیامدهای تاریخی دو رویداد و تصمیم‌هایی است که دولت‌ها در واکنش به آنها گرفتند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وحدت در شعار ، پراکندگی در عمل

معرفی کتاب «اتوبیوگرافی زنان در ایران معاصر» 

یک انسان چقدر می ارزد ؟

اعلامیه به‌مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام!

مجازات اعدام در ایران؛ از اعمال قدرت تا ضرورت لغو آن

رمانتیسم؛ عطر شانل آیدا، یا سیگار اشنو شهلا ؟