سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۷:۲۵

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۵

آنارشیست ها در کمون پاریس.

درانقلاب فرانسه درحالیکه بوژوازی قدرت خود را درمجلس تثبیت میکرد، توده ها بتدریج درحال ایزوله شدن بودند وخرده بورژوازی خواهان جمهوری اجتماعی شد. طبقات استثمارگرآرزوی سلطنت ومونارشی می کردند. بورژوازی کلان امید به اریستوکراتی وسلطنت بسته بود. سرانجام بعد از اعدام روبسپیردر سال ۱۷۹۴، ناپلئون ازطریق کودتا در سال ۱۷۹۹ بقدرت رسید وتمام مخالفان را جاروب نمود.

Getting your Trinity Audio player ready...

در کمون پاریس در سال ۱۸۷۱، بعد از قرنها میرفت که نخستین اتوپی سوسیالیستی عملی گردد، ولی حاکمیت کمون و شوراها فقط ۷۰ روز طول کشید. فرانسه برای سومین بار جمهوری شد. کمون پاریس انقلابی ایدئولوژیک نبود بلکه انقلاب احساسات بود. بعد از شکست آن، ۲۰۰۰۰ نفر درخیابانها مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، ۴۰۰۰۰ نفر دستگیر شدند و ۲۷۰ نفر از طرف دادگاهها به اعدام محکوم شدند. ازآنرمان زحمتکشان در سراسر دنیا، بورژوازی را دشمن طبقاتی می نامند.

مارکس کمون پاریس را نخستین دولت پرولتری نامید. آگوست بابل، رهبرمعروف سوسیال دمکراتهای آلمان آنرا پیشگام انقلاب جهانی بحساب آورد. رهبران آنارشیسم، باکونین و کروپتکین آنرا جشن گرفتند و نخستین کوشش برای واقعیت دادن به سوسیالیسم بدون دولت معرفی کردند.

زمانیکه روسو کتاب ” قرارداد اجتماعی ” را در سال ۱۷۶۲ نوشت، او نمی دانست که این کتاب پایه تئوریک مکتب لیبرالیسم خواهد شد. گرچه او درآنجا گفته بود که هیچ دولتی ابدی نیست، ولی این نظر آنارشیستی خود را تکمیل نکرد.

آنارشیستها می گفتند اگر خلق در راه استقلال خود کوشش نکند، دولت آنرا انکار خواهد کرد. روسو که متفکری لیبرال بود، خواهان انقلاب نبود ولی عقایدش موجب روشنگری ذر اروپا شدند. آگاهی انتقادی توسط او سرانجام میان سالهای ۱۷۹۹-۱۷۸۹ موجب انقلاب فرانسه شد.

دراروپا روسو تنها نبود. هیوم، هابس وولتیراز آغاز قرن ۱۷ در باره شکل دولت بحث و جدل می کردند. انقلاب فرانسه برای بورژوازی و قدرت سیاسی بیشتراو مفید بود. طبقه متوسط بعد از ۲۰۰۰ سال یک نقش تاریخی مهم بازی نمود. سرانجام چون مشکلات اجتماعی مردم حل نشدند، زمان رشد تئوریها شروع شد. در انگلیس گودوین در سال ۱۷۹۳ خالق عقاید شبه آنارشیستی در تاریخ سیر اندیشه گردید.

کمون پاریس در سال ۱۸۷۱ میان ماه مارس وماه مه حاکم شد ولی بعدا شکست خورد. رهبران نظری آن افرادی مثل وارلین، فرانکلین، دابروسکی و لویزه میشل بودند. امروزه بعضی منابع تلفات شکست آنرا تا ۳۰۰۰۰ نفر حدس میزنند.

در کمون پاریس دو گروه ؛ هواداران بلانکو وهواداران پرودن، فعال بودند. از جمله خواسته های آنان غیراز جدایی دین از دولت، برابری حقوق زن و مرد بود. امروزه اشاره میشود که مارکس وانگلس در سهای مهمی از کمون پاریس آموختند که برای تاکتیک و استراتژی بعدی مبارزه پرولتاریا بسیار مهم بودند.

باید اشاره کرد که در کمون پاریس. کمونیستها و آنارشیستها اختلاف نظرعمده ای نداشتند. مارکس در نامه ای خصوصی اعتراف میکند که آخرین فصل کتاب ” ۱۸ برومر … ” او، تحسین مبارزات آنارشیستی نیزاست. البته مارکس آنزمان هنوز از طرف هوادارانش، مارکسیست ! نشده بود. امروزه حتی ادعا میشود که مارکس نسبت به آنارشیستها سیمپاتی داشت و ازآنان هواداری میکرد. گرچه آنزمان سوسیالیستها، آنارشیستها و جمهوریخواهان با همدیگر رقابت می کردند.

مارکس و انگلس به کارگران بیش از سایر اقشار زحمتکش امید بسته بودند. آنارشیستها سرانجام بهای گزافی در راه اتوپی سوسیالیسی خود پرداختند، چون دو رهبر آنان یعنی وارلین و فرمل اعدام گردیدند. فراز و فرود کمون پاریس برای جنبش آنارشیستی ، تایید و تجربه شکست و پیروزی بود. در میان آنارشیستها نظرات باکونین وپرودن مورد توجه خاصی قرار گرفتند. آنارشیستها غیرازکمونهای انقلابی، خواهان فدراسیون سراسری کمونهای آزاد شدند.

لویزه میشل، یکی از زنان آنارشیست در سال ۱۸۵۵ بعنوان معلمی جوان به پاریس آمده بود. او تا زمان مرگ در سال ۱۹۰۵ چهره فعال و محبوب تبلیغات آنارشیستی بود. برای او حوادث مهم سال ۱۸۷۱ مبارزه ای در راه زندگی واقعی بودند.

او نخستین بار خواسته های فمنیستی را وارد مبارزه انقلابی نمود. وی خطاب به حاکمان گفته بود، ما برای احقاق حقمان التماس نمی کنیم بلکه با نیروی خود آنرا خواهیم گرفت، ودردادگاه محاکمه اش گفته بود، بهتراست حکم اعدام بگیرد تا بدلیل زن بودن جرمی سبک دریافت کند. امروزه اشاره میشود که داستانهای ادبی و یادداشتهای روزانه او سندی مهمتر از ثبت تاریخ از طریق کارشناسان درباره تحولات کمون پاریس هستند.

درانقلاب فرانسه درحالیکه بوژوازی قدرت خود را درمجلس تثبیت میکرد، توده ها بتدریج درحال ایزوله شدن بودند وخرده بورژوازی خواهان جمهوری اجتماعی شد. طبقات استثمارگرآرزوی سلطنت ومونارشی می کردند. بورژوازی کلان امید به اریستوکراتی وسلطنت بسته بود. سرانجام بعد از اعدام روبسپیردر سال ۱۷۹۴، ناپلئون ازطریق کودتا در سال ۱۷۹۹ بقدرت رسید وتمام مخالفان را جاروب نمود.

 

جانباختگان نخستین اتوپی سوسیالیستی آنارشیستی.

درانقلاب فرانسه درحالیکه بوژوازی قدرت خود را درمجلس تثبیت میکرد، توده ها بتدریج درحال ایزوله شدن بودند وخرده بورژوازی خواهان جمهوری اجتماعی شد. طبقات استثمارگرآرزوی سلطنت ومونارشی می کردند. بورژوازی کلان امید به اریستوکراتی وسلطنت بسته بود. سرانجام بعد از اعدام روبسپیردر سال ۱۷۹۴، ناپلئون ازطریق کودتا در سال ۱۷۹۹ بقدرت رسید وتمام مخالفان را جاروب نمود.

نصرت شاد

در کمون پاریس در سال ۱۸۷۱، بعد از قرنها میرفت که نخستین اتوپی سوسیالیستی عملی گردد، ولی حاکمیت کمون و شوراها فقط ۷۰ روز طول کشید. فرانسه برای سومین بار جمهوری شد. کمون پاریس انقلابی ایدئولوژیک نبود بلکه انقلاب احساسات بود. بعد از شکست آن، ۲۰۰۰۰ نفر درخیابانها مورد اصابت گلوله قرار گرفتند، ۴۰۰۰۰ نفر دستگیر شدند و ۲۷۰ نفر از طرف دادگاهها به اعدام محکوم شدند. ازآنرمان زحمتکشان در سراسر دنیا، بورژوازی را دشمن طبقاتی می نامند.

مارکس کمون پاریس را نخستین دولت پرولتری نامید. آگوست بابل، رهبرمعروف سوسیال دمکراتهای آلمان آنرا پیشگام انقلاب جهانی بحساب آورد. رهبران آنارشیسم، باکونین و کروپتکین آنرا جشن گرفتند و نخستین کوشش برای واقعیت دادن به سوسیالیسم بدون دولت معرفی کردند.

زمانیکه روسو کتاب ” قرارداد اجتماعی ” را در سال ۱۷۶۲ نوشت، او نمی دانست که این کتاب پایه تئوریک مکتب لیبرالیسم خواهد شد. گرچه او درآنجا گفته بود که هیچ دولتی ابدی نیست، ولی این نظر آنارشیستی خود را تکمیل نکرد.

آنارشیستها می گفتند اگر خلق در راه استقلال خود کوشش نکند، دولت آنرا انکار خواهد کرد. روسو که متفکری لیبرال بود، خواهان انقلاب نبود ولی عقایدش موجب روشنگری ذر اروپا شدند. آگاهی انتقادی توسط او سرانجام میان سالهای ۱۷۹۹-۱۷۸۹ موجب انقلاب فرانسه شد.

دراروپا روسو تنها نبود. هیوم، هابس وولتیراز آغاز قرن ۱۷ در باره شکل دولت بحث و جدل می کردند. انقلاب فرانسه برای بورژوازی و قدرت سیاسی بیشتراو مفید بود. طبقه متوسط بعد از ۲۰۰۰ سال یک نقش تاریخی مهم بازی نمود. سرانجام چون مشکلات اجتماعی مردم حل نشدند، زمان رشد تئوریها شروع شد. در انگلیس گودوین در سال ۱۷۹۳ خالق عقاید شبه آنارشیستی در تاریخ سیر اندیشه گردید.

کمون پاریس در سال ۱۸۷۱ میان ماه مارس وماه مه حاکم شد ولی بعدا شکست خورد. رهبران نظری آن افرادی مثل وارلین، فرانکلین، دابروسکی و لویزه میشل بودند. امروزه بعضی منابع تلفات شکست آنرا تا ۳۰۰۰۰ نفر حدس میزنند.

در کمون پاریس دو گروه ؛ هواداران بلانکو وهواداران پرودن، فعال بودند. از جمله خواسته های آنان غیراز جدایی دین از دولت، برابری حقوق زن و مرد بود. امروزه اشاره میشود که مارکس وانگلس در سهای مهمی از کمون پاریس آموختند که برای تاکتیک و استراتژی بعدی مبارزه پرولتاریا بسیار مهم بودند.

باید اشاره کرد که در کمون پاریس. کمونیستها و آنارشیستها اختلاف نظرعمده ای نداشتند. مارکس در نامه ای خصوصی اعتراف میکند که آخرین فصل کتاب ” ۱۸ برومر … ” او، تحسین مبارزات آنارشیستی نیزاست. البته مارکس آنزمان هنوز از طرف هوادارانش، مارکسیست ! نشده بود. امروزه حتی ادعا میشود که مارکس نسبت به آنارشیستها سیمپاتی داشت و ازآنان هواداری میکرد. گرچه آنزمان سوسیالیستها، آنارشیستها و جمهوریخواهان با همدیگر رقابت می کردند.

مارکس و انگلس به کارگران بیش از سایر اقشار زحمتکش امید بسته بودند. آنارشیستها سرانجام بهای گزافی در راه اتوپی سوسیالیسی خود پرداختند، چون دو رهبر آنان یعنی وارلین و فرمل اعدام گردیدند. فراز و فرود کمون پاریس برای جنبش آنارشیستی ، تایید و تجربه شکست و پیروزی بود. در میان آنارشیستها نظرات باکونین وپرودن مورد توجه خاصی قرار گرفتند. آنارشیستها غیرازکمونهای انقلابی، خواهان فدراسیون سراسری کمونهای آزاد شدند.

لویزه میشل، یکی از زنان آنارشیست در سال ۱۸۵۵ بعنوان معلمی جوان به پاریس آمده بود. او تا زمان مرگ در سال ۱۹۰۵ چهره فعال و محبوب تبلیغات آنارشیستی بود. برای او حوادث مهم سال ۱۸۷۱ مبارزه ای در راه زندگی واقعی بودند.

او نخستین بار خواسته های فمنیستی را وارد مبارزه انقلابی نمود. وی خطاب به حاکمان گفته بود، ما برای احقاق حقمان التماس نمی کنیم بلکه با نیروی خود آنرا خواهیم گرفت، ودردادگاه محاکمه اش گفته بود، بهتراست حکم اعدام بگیرد تا بدلیل زن بودن جرمی سبک دریافت کند. امروزه اشاره میشود که داستانهای ادبی و یادداشتهای روزانه او سندی مهمتر از ثبت تاریخ از طریق کارشناسان درباره تحولات کمون پاریس هستند.

درانقلاب فرانسه درحالیکه بوژوازی قدرت خود را درمجلس تثبیت میکرد، توده ها بتدریج درحال ایزوله شدن بودند وخرده بورژوازی خواهان جمهوری اجتماعی شد. طبقات استثمارگرآرزوی سلطنت ومونارشی می کردند. بورژوازی کلان امید به اریستوکراتی وسلطنت بسته بود. سرانجام بعد از اعدام روبسپیردر سال ۱۷۹۴، ناپلئون ازطریق کودتا در سال ۱۷۹۹ بقدرت رسید وتمام مخالفان را جاروب نمود.

تاریخ انتشار : ۹ شهریور, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران

بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران