سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۰:۴۵

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۵

از بیداری تا نوزایی

صنعت یک مقوله ساده شده ای است که از یک سو عقل مختار باز و شفاف انسانی را از عقل نامختار بسته و ناپیدا و کدر "طبیعت خام انسان ناشده" متمایز می کند، و از سوی دیگر دروازه های فریبای این "عقل مختار باز و شفاف انسانی" تا مرز فراموشی عقل نامختار بسته و ناپیدا و کدر "طبیعت خام انسان نا شده" "را می گشاید. قرنها در بند عقل دوم – نامختار- بوده ایم و در پی عقل اول – مختار - آرزومند و شیدا گشته ایم...

Getting your Trinity Audio player ready...

وقایع و گفتگوهای مختلف و متنوع تقریبا یک ماه اخیر، ورای “عشق و تنفر” های ابرازی در آنها، و سطوح داخلی، منطقه یی و جهانی، و حتا واقعه لیبی، همگی در مضمون یک نکته را بیان کرده اند. این نکته این است که پنجاه و هفت ایران دیگر یک نقطه عطف و بنیادا برگشت ناپذیر شده است. هر حرفی و طرحی و هدفی و راهبردی باید از این “وقوع” حرکت کند و دیگر هیچ.

این به چه معنی است؟ به این معنی است که گذشته تمام منابعش برای بازتولید و تکرار و تداومش را تحلیل برده و مستهلک کرده است. پیام پنجاه و هفت از مرز بیداری گذشته و حال به مرحله نوزایی رسیده است. همگی دیگر باید بپذیرند که هم ایران، هم منطقه، هم جهان، هم نخستین طرح بیرون آمده از پنجاه و هفت، و هم کلیه گفتگوها و بحثهای معطوف به پیش از آن – نظام و ضدنظام از هرگونه رنگ و بویی و طعمی- زمانی زمینه عینی و حقانیت می یابند که این “وقوع” را به رسمیت و پذیرش مطلق بازبشناسند. ایرانی دیگر، منطقه یی دیگر و جهانی دیگر که به مرور بیداری را در سرعتهای افزایشی طی کرده و در سرزمین نوزایی در پی تولدی دیگر اند. اگر در ایران حدود یک ربع قرن از بیداری تا ضرورت نوزایی فراگیر به درازا کشید- با تمام افت و خیزهایش- در سایر کشورها و جهان، یکسره، شاید هم نیمه بیدار، به ضرورت نوزایی رسیده اند.

در تحولات اجتماعی، دیر رسیدن به دو معنی است: یکی این که زمانها کوتاه تر می شوند، و دیگر این که از آنجایی که پیشینیان رسیده اند باید شروع کرد و ادامه داد. هر تجربه یی در این حوزه، بمحض وقوع، به دنیای یکتایی و تکرار ناپذیری وارد می شود- تنها منطق خود را منتقل می کند و هر مقلدی را اجباراً به انحراف و شکست می برد. تنها راه بعدی نقد قبلی است که به نسبت شرایط می تواند به یکتایی برسد و تکرارناپذیری، و یا زیر آوار توهمات تقلید گرایانه، منتظر “فرصت بعدی تا اطلاع ثانوی”، در رکودی افولی، ستیزه جویانه و خشونت آمیز بسر برد. نه انقلاب فرانسه تکرار شد، نه انقلاب آمریکا و نه انقلاب اکتبر روسیه، اما جهان ما در تمام روندهای خرد و کلانش اساسا از این سه انقلاب تشکیل شده است- یک منطق که وجه و مضمون مشترک اینها بوده است. تقسیم کاری و سازمانیابی یی که یا ساده شده اند که مرموز و سحرآمیز بنمایند و پس ویژه قوم برگزیده شوند و یا کسی از آنها سردرنیاورد و پس کهنه در هر شرایطی – حتا به قیمت خون و آتش- راه را بر هر بیداری و نوشدنی بسته و ناگشودنی کند- و در اندیشگی ناممکن. صنعت و شیوه اداره آن دموکراسی- صنعت یعنی تقسیم کار و تقسیم کار یعنی پیشرفت- و تقسیم کاراجبارا شیوه حفظ و نگهداری و پس پایداری شیرازه اتصال بخش و انسجام آفرینی یی را می طلبد که اصطلاحاً دموکراسی نامیده شده است.

صنعت یک مقوله ساده شده ای است که از یک سو عقل مختار باز و شفاف انسانی را از عقل نامختار بسته و ناپیدا و کدر “طبیعت خام انسان ناشده” متمایز می کند، و از سوی دیگر دروازه های فریبای این “عقل مختار باز و شفاف انسانی” تا مرز فراموشی عقل نامختار بسته و ناپیدا و کدر “طبیعت خام انسان نا شده” “را می گشاید. قرنها در بند عقل دوم – نامختار- بوده ایم و در پی عقل اول – مختار – آرزومند و شیدا گشته ایم، در “روشنگری”، سراز پا نشناخته و در کانت – از ارسطو ببعد- منطق صوری را برابر با عقل مختار و عقل مناسبت را برابر با عقل ابدی انگاشته ایم.

این چنین امروز باید متوجه این خطا شویم که عملا مرزبندی ما را با طبیعت چنان مخدوش کرده است که ظاهرا ضرورت بازگشت به سرزمین بی خطایی (معصومیت) الهیات، فلسفه و تاریخ را بروز داده است و طبعاً آزمون و خطای بازگردانی گذشته های مستهلک ومنسوخ شده. بشر همیشه از این جاده گذشته است- معلمان بزرگی که دست از سالها تعلیم و تدریس کشیده و به سیر و سیاحتی گاهی تمام و با بازگشت، و یا گاهی ناتمام و بی بازگشت، پرداخته اند. اینها – اکثر اوقات غولهای عظیمی بوده اند که “تمام عقل” را در خود داشته و یا نما و بروز آن بوده یا انگاشته شده اند. حافظ و مولوی و بسیاری از شعرای ما بارها به مضمون نایافتنی بودن این عقل، شاعرانه، پرداخته اند و از بیهودگی “جنگ هفتاد و دو ملت” گفته اند.

پوزیتیویسم بزرگترین خطایی است که از دل رنساس و تحولاتش بیرون آمد، تدبیر عملی را برابر با عقل زمانه گرفت و از “عقل تمام” با مسامحه یی بلاخیز، درگذشت و اصولاً آن را “ناهست” و ناضرور اعلان داشت. از اینجا، نفس ادراک و نهایتاً “تبدیل، تغییر و تحول” ما را از هستی و زندگیمان گرفت. از دل این آنارشیسم و فاشیسم سر برآورد و توده یی از سحرشدگان بلاپرور و بلاخیز که “عقل جزء” و عمل نااندیش را جانشین همه چیز و همه کس کرد. تدبیر نهفته در وقایع و امور را برابر با عقل و عقل کلی که فراموش شده است گرفت. احساس بودن جانشین خود بودن شد. و اینچنین ما به هپروت “نا تعلقات” افتادیم. طبیعت گرایان (عقل نامختار) طبیعت پرست شدند و این را برابر با هستی خود انگاشته و با خون و آتش مدافع آن شدند – حتا تا نابودی خود نفس هستی یشان- (شیوه ساختن و سر بلندی آلمان به دست نازیسم).

چند نوشته از دوانتهای این بحث ها انتشار یافته اند که کماکان زخم کهنه را با رنگ و روغن نو، به بازار اندیشه و پیشنهاد عمل، آورده اند که عبارتند از “توافقنامه”، “دفاعیات رنگارنگ و مختلف از تمامیت ارضی”، “وداع با ناسیونالیسم خاک و خونی”، “مداخله نظامی و تجزیه ایران”. “هیچستان” نیز به کوزه کوروش اقتدا کرده است و بطریقی تمنای ستایش و طواف آن- راههای ناراه و اندیشه های نا اندیش و دربها و پاشنه ها ی قدیمی و همان چرخش ها.

بر سردر این اندیشکده باید نوشت “حافظ رند، خیام ترسو و مولوی هپروتی را رها کنید و وارد شوید”.

 

تاریخ انتشار : ۱۰ مهر, ۱۳۹۱ ۹:۴۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

زرادخانه‌ای برای نظامی‌سازی دوبارۀ صنعت

برگردان ادریس ایروی: در حال حاضر، اوکراین عمده‌ترین دریافت‌کنندۀ کمک نظامی آلمان و کشوری است که بیشترین پیوند را با این رژیم تازۀ نظامی-مالی دارد؛ با بیش از ۵۵ میلیارد یورو پرداخت‌شده یا تخصیص‌یافته از آغاز جنگ تا ابتدای ۲۰۲۶. حمایت از اسرائیل ماهیتی دیگر دارد. بنا بر پاسخ‌های دولت به پرسش‌های نمایندگان، صادرات تسلیحات به تل‌آویو در ۲۰۲۳ به شدت افزایش یافت و از اکتبر ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۶ مجموعاً به حداقل ۶۵۲ میلیون یورو رسید.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نَفَسِ دوم؛ مژگان ایلانلو

آرزوی رئیس‌جمهور برآورده شد. حالا تمام نفت ونزوئلا در اختیار آمریکاست!

تنها با دست در دست هم گرفتن است که می توان سرود خواند و پیش رفت

فراتر از رهبر غایب؛ بازآرایی بلوک قدرت در جمهوری اسلامی

صلح یا تسلیم؟ مذاکره بر سر چه؟

به سوی بحرانی بی‌سابقه در آلمان؟