در اين شماره می خوانيد:
تحليل هفته: نگرانی از برآمد چپ، دلیل تشدید سرکوب اعتراضات کارگری است
از تجربه ديگران: کار اجباری – (بخش چهارم) کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای صنفی – مه ۲۰۰۸
اخبار خارجی:
- امریکا:اعتصاب در ۹ پالایشگاه و کارخانهی شیمیایی، برای عقد قراداد جدید
- بریتانیا: دستمزد کارگران رنگینپوست کمتر از همکاران سفیدپوستشان
- آفرقای جنوبی: مناقشه بر سر تصمیم کنگرهی اتحادیههای کارگری برای میزبانی فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری
- از ميان اخبار و رويدادهای جنبش کارگری درهفته گذشته
- مخالفت مجدد اداره کار کردستان با تشکیل شورای کارگران کارخانه تراکتور سازی
صدای کارگر: معلمان بخش خصوصی از وضعیت شغلی خود ناراضی هستند
- گزارش: قراردادهای جدید برای مقابله با اعتصابات کارگری در مناطق آزاد/تصویر

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ اینها ارکان آیندهای هستند که مردم ایران برای آن هزینههای سنگینی پرداختهاند.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفتوگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهمترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرفنظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخگویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

گودرز اقتداری: نوشتهای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگاناش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هستهای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.