پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۰:۵۶

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۰:۵۶

تبهکاری مسموم کردن دختران دانش‌آموز، نشانۀ زوال حکومت است!

با نگرانی عمیق نسبت به تأثیر عواقب این تبهکاری بر سلامت فرزندان مردم، ارتکاب آن را شدیداً محکوم و اعلام می‌کنیم حکومت مسئول تأمین و تضمین سلامتی فرزندان مردم است. هر قصوری در این امر از سوی مردم بخشوده نخواهد شد. در عین حال، از تمامی شخصیت‌ها و نهادهای مردمی می‌خواهیم تا به پشتیبانی از خانواده‌های دانش‌آموزان که با نگرانی بسیار برای جان فرزندان خود به اشکال مختلف در صحنه حضور دارند، به میدان آمده و در رویارویی با تهدیدات خطرناک علیه کودکان و نوجوانان این سرزمین و علیه ناامن کردن محیط آموزشی برای دختران، جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارند.

 

تبهکاری مسموم کردن دختران دانش‌آموز نشانۀ زوال حکومت است!

 هفته‌ها پس از آن‌که مردم در سراسر ایران با نگرانی در جریان مسمومیت دختران دانش‌آموز در برخی شهرهای کشور قرار گرفته بودند، مقامات حکومت نهایتاً با تأیید وقوع سوءقصد به جان دختران مردم با استفاده از گازهای سمّی، از دست داشتن در این اقدامات جنایت‌کارانه تبری جستند. جنایت سوءقصد به جان دختران دانش‌آموز طی سه ماه گذشته نه تنها کنترل و خنثی نشده که با گذشت زمان ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده است.

ما فداییان خلق ایران پیش از هر چیز سوءقصد به جان دانش‌آموزان دختر را به‌شدت محکوم می‌کنیم.

دختران دانش‌آموز دبستانی و دبیرستانی، به ویژه در مراحل آغازین جنبش “زن، زندگی، آزادی”، از فعال‌ترین نیروهای مشارکت‌کننده در آن بودند. برای مقابله با این کودکان و نوجوانان، دست‌گاه‌های سرکوب حکومت ولایی به انواع ابزار و شیوه‌ها متوسل شدند و با ورود به محیط‌های آموزشی اقدام به ضرب‌وشتم آنان کردند، سبعیتی که در نتیجهٔ آن دست‌کم یک دانش‌آموز دختر، اسرا پناهی، در دبیرستان شاهد شهر اردبیل، جان باخت. حکومت برای مهار مبارزهٔ جسورانهٔ دانش‌آموزان، اقدام به دستگیری صدها تن از آنان و فرستادن‌شان به “کانون‌های اصلاح و تربیت” کرد، که در اصل برای مقابله با بزهکاران جوان راه‌اندازی شده است.

در کنار این سرکوب‌ها، دست کم از سه ماه پیش اقدام به مسمومیت دختران دانش‌آموز آغاز شد. مقامات حکومتی می‌کوشند با روایات گوناگون و گاه متضاد گناه این جنایت را به گردن دیگران و دشمنان ایران بیاندازند، یا آن را ناشی از سهل‌انگاری این و آن بنمایانند. این بار نیز سکوت اولیه و روایت‌های گوناگون و متضاد بعدی، غیرقابل اعتماد بودن حکومتی را نشان می‌دهد که نه خود را موظف به پاسخ‌گویی می‌داند و نه مسئولیت‌پذیر است و مهم‌تر از همه، طی سه ماه نتوانسته حافظ جان فرزندان این آب و خاک باشد.

نام بردن از “نیروهای خودسر” به عنوان عاملین مسمومیت دختران دانش‌آموز، یک بار دیگر فجایعی مانند “قتل‌های زنجیره‌ای”، جنایات کهریزک، اسید‌پاشی‌ها و … را یادآوری می‌کند. تجربۀ چنین اقدامات مخوف و جنایت‌باری و آشکار نشدن عوامل آن همانا نشان از نفوذ و موقعیت دست‌اندرکاران آن در سیستم حاکم دارد، اما در عین حال بیانگر این واقعیت است که جنبش “زن، زندگی، آزادی” با به چالش کشیدن قوانین و مؤلفه‌های زن‌ستیز تنیده در سامانۀ جمهوری اسلامی، چنان دست‌آوردهای بزرگ و غیرقابل بازگشتی داشته که حتی جناح‌هایی قدرت‌مند و بانفوذ در ارگان‌های نظامی امنیتی را به هراس انداخته و به برائت‌جویی واداشته است. به باور ما نیت جانیان دخیل در مسموم کردن دانش‌آموزان می‌تواند انتقام‌گیری گروهی از متحجرترین بخش‌های حکومت از آنان، به ویژه از دختران دانش‌آموز باشد.

حکومتی که طی سه ماه قادر به جلوگیری از چنین حملاتی به مدارس و شناسایی عوامل آن نیست، حکومتی که به جای پاسخ‌گویی به خانواده‌های نگران و به جای شنیدن صدای اعتراض‌‌شان، با فشار و ایجاد رعب و وحشت، در پی خاموش کردن صدای آنان است، حکومتی که روزی حملات را “بزرگ‌نمایی” می‌نامد، روز دیگر آن را به عوامل بیگانه نسبت می‌دهد و روزی دیگر سهل‌انگاری یک رانندهٔ تریلی را عامل سه ماه حمله به جان فرزندان این آب و خاک می‌نامد و یا انگشت اتهام را به سوی خود دانش‌آموزان دراز می‌کند، در بهترین حالت نالایق و ناکارآ است و نه تنها قادر به تامین امنیت شهروندان کشور و قابل اعتماد نیست، بلکه خود به عامل این ناامنی تبدیل شده است.

ما صرف نظر از باور به دروغین بودن یا نبودن ادعاهای حکومت و تبری‌جویی آن، بر این باوریم که حفاظت از امنیت فرزندان مردم بر عهدهٔ حکومت است. حکومت و دستگاه‌های امنیتی چندلایه و به ادعای خود “حرفه‌ای” آن، موظف بودند از همان ابتدا این‌گونه حملات به جان شهروندان را جدی گرفته و با آن مقابله کنند. این‌که حکومت به جای انجام این وظیفهٔ خود، به سرکوب و کشتار معترضان، آزادی‌خواهان و عدالت‌پژوهان مشغول است، جرم آن را چندبرابر می‌کند.

اکثریت بزرگی از مردم ما نشان داده‌اند که این حاکمیت را نمی‌خواهند و به آن اعتماد ندارند. حکومت ولایی جمهوری اسلامی فاقد وجهه، مقبولیت و حسن نظر اکثریت بسیار بزرگی از مردم ایران است. این عدم اعتماد و عدم اقبال پیش از هر نهاد دیگری متوجه مجموعهٔ دستگاه قضاء و جزای حکومت نیز است. بر این مبنا چنین به نظر می‌رسد که رسیدگی متضمن مقصود و عادلانه به پروندهٔ این جنایت و افشای چندوچون و زوایای گوناگون آن نیز تنها می‌تواند از سوی قضات، وکلاء و حقوق‌دانان مستقل مورد وثوق و اعتماد مردم صورت گیرد.

 ناتوانی حکومت در برخورد با این امر حیاتی، نشان دهندۀ در سراشیب سقوط قرار گرفتن آن است، نشان دهندۀ این است که شیرازۀ امور با شتابی چشمگیر از دست حکومت خارج می‌شود. به این ترتیب نخواستن مردم دارد با نتوانستن حکومت تکمیل می‌شود.

با نگرانی عمیق نسبت به تأثیر عواقب این تبهکاری بر سلامت فرزندان مردم، ارتکاب آن را شدیداً محکوم و اعلام می‌کنیم حکومت مسئول تأمین و تضمین سلامتی فرزندان مردم است. هر قصوری در این امر از سوی مردم بخشوده نخواهد شد. در عین حال، از تمامی شخصیت‌ها و نهادهای مردمی می‌خواهیم تا به پشتیبانی از خانواده‌های دانش‌آموزان که با نگرانی بسیار برای جان فرزندان خود به اشکال مختلف در صحنه حضور دارند، به میدان آمده و در رویارویی با تهدیدات خطرناک علیه کودکان و نوجوانان این سرزمین و علیه ناامن کردن محیط آموزشی برای دختران، جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارند.

 

شنبه، ۱۳ اسفند ۱۴۰۱ (۴ مارس ۲۰۲۳ میلادی)

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند, ۱۴۰۱ ۱۲:۳۹ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

تحریم انفعال نیست بلکه یک خواست اخلاقی و سیاسی است و یک حرکت مدنی برای دفاع از حق مشروع خویش است .در شرایطی رژِیم بیش از ۸۰ درصداز جامعه ناراضی را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محرم کرده است….

مرگِ سیاه

و تنها کسی که نمی خواست بداند،
که زندگی جاری است،
دستانی بود که اسلحه بر دست،
جز تداوم خویش را نمی پائید.

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

حساسیت این انتخابات چنان است که نه فقط به معنی شروع دوره‌ پساخامنه‌ای دانست، بلکه می توان آن را از جهتی با توجه به رسیدن نظام به‌ سنگر پایانی خود به‌ عنوان شام آخر و چه بسا سلطان‌ آخر سلسه ولایت فقیه دانست.

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

مرگِ سیاه

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢

انتخابات و مواضع نیروها؛ با شرکت مجید عبدالرحیم‌پور، فرهاد فرجاد و فرخ نگهدار؛ پادکست صوتی و تصویری