سه شنبه ۷ آذر ۱۴۰۲ - ۲۲:۳۲

كار، ارگان سازمان فداييان خلق ايران (اكثريت)

سه شنبه ۷ آذر ۱۴۰۲ - ۲۲:۳۲

جامعه خواستار تغییر ساختاری است

اما شکل دهی این انتخابات, شاید توانسته باشد برخی ها را سرانجام به این صرافت بیندازد که دست امیدواری از دامن این دستگاه پلشت و خشونت پرور بردارند و بین بنگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان را، فرصت یا عرصه بازار سیاست ورزی خود نپندارند. شعار اصلاح طلب- اصولگرا- دیگه تمومه ماجرا، تبدیل به شعاری استراتژیک مجموعه آپوزیسیون ضد احزاب دولتی و حکومتی شده است. در جامعه ما، صورت بندی های جدید اجتماعی در حال نشو و نمای سیاسی است. این مقابله بسیار دموکراتیک، یکی از راهکارهای آغازین مردم ایران است و نقش نه گفتن دسته جمعی، به نهاد فاجعه بار "جمهوری اسلامی" را در اولین نمایش های قدرت به خوبی نشان داد.

 

نه به نهاد فاجعه بار جمهوری اسلامی 

از نظر برخی، انسداد هر گونه چرخش از این انتخابات آغاز شده است، و گروه های اجتماعی زیادی هم در مورد کم رنگ شدن جمهوریت” نظام” صحبت می کنند، و به طور مشخص از یک دست شدن حکومت، در دست گرفتن سه قوه هدایت کشور توسط ولایت فقیه و در واقع روحانیت می دانند. باید تاکید نمایم از همان آغاز انقلاب بهمن، کلمه “جمهوری” از طرف مجموعه نیرو های انقلاب، به آیت الله خمینی تحمیل شد. آیت الله خمینی در فاصله ای کوتاه که در مسند قدرت نشست، طی سخنرانی ای از آیت الله نوری تمجید کرد و او را شهید راه اسلام خواند و جمهوری اسلامی را همان امتداد راه مشروعه خواهی آیت الله نوری اعلام نمود. هم او پس از تصویب متمم قانون اساسی که همان بخش شریعت اسلام یا همان فقه شیعه است، به قدرت مطلقه دست یافت و پس از آن جلوی هر گونه نفس کشیدن شهر وندانی را که آرزوهاشان، داشتن زندگی در یک فضای دموکراتیک بود را بر باد داد. کشتارهای وسیعی از دیگر اندیشان توسط احکام اسلام صورت گرفت و هر گونه حقوق شهروندی در چهار چوب موازین فقهی تعبیر و تفسیر گردید. دیکتاتوری اسلامی، به شکلی ویرانگر و به غایت عقب افتاده تر، جایگزین رژیم گذشته شد. باید گفت: همه نهادهای به اصطلاح انتخابی، از همان آغاز، با گذشت از فیلتر روحانیان نشسته در شورای نگهبان وهمچنین خود اعضاء مجلس،تحت کنترل در آمد. از همان آغاز کلمه “جمهوری”، واژه نا مناسب و ناجوری است که به نام این حکومت وصله خورده است. اما شکل دهی این انتخابات، شاید توانسته باشد برخی ها را سرانجام به این صرافت بیندازد که دست امید واری از دامن این دستگاه پلشت و خشونت پرور بردارند و بین بنگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان را، فرصت یا عرصه بازار سیاست ورزی خود نپندارند. شعار اصلاح طلب- اصولگرا- دیگه تمومه ماجرا، تبدیل به شعاری استراتژیک مجموعه آپوزیتسیون ضد احزاب دولتی و حکومتی شده است. در جامعه ما، صورت بندی های جدید اجتماعی در حال نشو و نمای سیاسی است. این مقابله بسیار دموکراتیک، یکی از راهکارهای آغازین مردم ایران است و نقش نه گفتن دسته جمعی، به نهاد فاجعه بار “جمهوری اسلامی” را در اولین نمایش های قدرت، به خوبی نشان داد.

فاصله گیری مردم از حکومت 

بسیار خوب! اگر خواسته باشیم انتخابات ریاست جمهوری اخیر را مبدا نظر سنجی خود قرار بدهیم، برای همه دیگرروشن شده باشد  که حکومت اسلامی، که بیش از چهل سال بر ایران حکومت کرده است یک دیکتاتوری اسلامی است که توسط روحانیت اداره می شود و می توان با اطمینان گفت: از هم اکنون دیگر حکومت قادر است نام جمهوری را حذف کند. برای همه کسانی که هنوز در این مورد شک داشتند،حداکثرازبه اصطلاح انتخابات روز جمعه ۲۸ خرداد ماه سال جاری، مشخص شد که رژیمی که بیش از ۴۲ سال بر ایران حکومت کرده است یک دیکتاتوری اسلامی است. وزارت کشور، در چهار چوبی مهندسی شده، افرادی را به شورای نگهبان پیشنهاد می کند، و شورای نگهبان هم پس از اجرای گوشه های یک شو مقدماتی ویژه انتخابات، نامزدهای مخالف روند جاری و تا کنونی را کنار گذاشت،و با صدای بلند، همه مردان بله قربان گو و مورد اطمینان را در جهت مهندسی مورد نظر سازماندهی کرد و به سوژه های مورد نظر، اجازه کاندیداتوری داد. این روند در انتخاب نمایندگان مجلس هم انجام گرفته است، یعنی طی چهل سال اخیر، هر چه به جلو آمده ایم، کنترل ها بیشتر و فیلترها تنگ تر شده است. گرچه طی سال های اخیر برهمه روشن شده است که به اصطلاح پارلمان جمهوری اسلامی،قدرت اصلی در تصمیم گیری های مهم و اساسی را نداشته است و همیشه باید چشمش به دستورات آقای خامنه ای باشد، اما می توانست این گمان را در جامعه ما به وجود آورد که پارلمان، به نوعی مظهر اراده مردم می تواند باشد، وجود آن حداقل می تواند این تصور را ایجاد کند که نمایی از حمهوریت است. اما حاصل رای گیری انتخابات اخیر،نشان داد که مردم در حال فاصله گرفتن از اما و اگر ها هستند و گوش شنوایی برای وعده های تو خالی ندارند.

جامعه خواستار تغییر ساختاری است 

اکنون دیگر بر صحنه سیاست گذاری کشور به اندازه  کافی نور تابیده و جای اما و اگری نمانده است. بویژه برای برای اصلاح طلبان که این توهم را داشتند که جمهوری اسلامی می تواند به دموکراسی فرا بروید، تلخ است. در واقع،آنها باید مدتها پیش از این از توهم دست می کشیدند. آنها به مدت هشت سال در زمان رئیس جمهور محمد خاتمی، اکثریت پارلمان را داشتند، اما قادر به انجام یک اصلاح اساسی اساسی نبودند. اجازه تاسیس حتی یک نهاد مردمی غیر دولتی را ندادند. حال در پایان دوره هشت دولت حسن روحانی هستیم، با وجود تسلط نسبی اصلاح طلبان درمجلس در دوره اول ریاست جمهوری او، در پروژه های اصلاحی خود شکست خورده است. اصلاح طلبان مدتهاست که در بافت فاسد مدیران ارشد نظام آنچنان تحلیل رفته اند که مابین آن ها و اصولگرایان، گاها هیچ خط و فاصله ای دیده نشده است. دولت حسن روحانی در سال های ۹۶ و ۹۸، در بیشتر از صد شهر کوچک و بزرگ ایران، دست به کشتار وسیع شهروندان معترض و خشمگین غیر مسلح زد، مردمی که در برابر گرانی و مساله معیشت و از دست دادن کار و شغل خود به خیابان آمده بودند. جنایاتی که اصلاح طلبان ترجیح دادند، چندان به آن نپردازند! واقعیتی است که در واقع آن ها خود به زائده حکومت تبدیل شده اند و خط و مشی آنها، حفظ شرایط موجود بوده است، و هر چهار سال خودشان را بزک کرده اند تا تنور انتخابات را گرم نمایند اما، این بار، دیوار فرصت طلبی های مبتذل، بر سر آن ها فرو ریخت و نشان داد که در جامعه ایرانی، به طور جدی بی اعتبار شده اند. جامعه در حال پوست اندازی است و خواستار تغییر ساختاری مسیر به آینده می باشد. و ریل گذاری سیاسی جدیدی را می طلبد. میزان مشارکت رای دهندگان در انتخابات اخیر نشان می دهد که پایگاه توده ای جمهوری اسلامی، کمتر از بیست درصد است، واصلاح طلبان کمتر از دو درصد آرا را می توانند جلب کنند که این نشان می دهد که آنها اعتبار خود را از دست داده اند. در واقع کلان شهر تهران که پایگاه اصلی اصلاح طلبان بود، بیشتر از هشتاد درصد آن ها در انتخابات شرکت نکردند و یک نه بزرگ به جمهوری اسلامی گفتند. تاکید می کنم، در یک جمع  و تفریق ساده، اگر همه کسانی را که از نظر وجودی وابسته به رژیم هستند و کسانی را که به هر دلیلی مجبور به رأی دادن بودند را محاسبه نماییم، یک اقلیت کمتر از بیست درصدی باقی می ماند. دوره اول دولت رئیس جمهور روحانی که با وعده های برداشتن حصراز آقای میر حسین موسوی و همراهان او، کرامت انسانی، کار و زندگی و درآمد وامنیت برای شهروندان انتخاب شده بود،با پشت کردن به مردم، شرکت در جنگ های نیابتی، ویرانی باقی مانده اقتصاد ورشکسته کشور، به تعطیلی کشاندن کارخانه هایی با نزدیک به هشتاد سال سابقه تولید، دست درازی و دزدی آشکار از صندوق بازنشستی، و هدایت کشور به از هم گسیختگی فرهنگی و اقتصادی کنونی رسیده است. حکومت بیشتر از هر وقت، به شدت به در هم گسیختگی رسیده است، پایگاه اسلام گرایان و دینداری، از اعتبار افتاده است و مردم حاضر به ادامه زندگی در چهار چوب قوانین متحجر دینی نیستند. روحانیان نیز حاضر به گفتمان با مخالفین نمی باشند، همان امری که شاه تا آخرین لحظه ها نپذیرفت، در انتظار حکومتگران فعلی نیز است. اصلاح طلبان که روزگاری نام میرحسین موسوی را حلوا حلوا می کردند و زمانی زیر علمش سینه می زدند، چه شد که او را فراموش کردند؟ او در آستانه نهمین سال حصر خود،در چند سطری نوشت: “من در انتخاباتی که مردم کشور را تحقیر می کند شرکت نمی کنم”. راستی چه شد که اصلاح طلبان، پا بر پیکر نحیف او گذاشتند؟ فکر کردند تا شاید تا حدودی قدشان بلند تر شود و از طرف “نظام” دیده شوند؟ تاکید می کنم: البته که دیده شدند، اما از طرف مردم، سیلی آبداری نوش جان کردند و به ناکجا آباد پرت شدند.  

 

پنجشنبه ۳ تیر ماه ۱۴۰۰- ۲۴ یونی ۲۰۲۱

 

تاریخ انتشار : ۴ تیر, ۱۴۰۰ ۰:۳۷ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سخن روز

چگونه رسانه های بریتانیا و ایالات متحده فلسطینیان را انسان زدایی می کنند؟

رسانه‌های بریتانیایی-آمریکایی مرگ فلسطینی‌ها را منفعلانه گزارش می‌کنند، گویی از طریق سوانح طبیعی مرده اند، اغلب مرگ‌ها را به زبانی بیان می‌کنند که نشان می‌دهد آنها عمدتاً حماس یا در مجاورت حماس هستند، یا حداقل به‌طور نامناسبی در مقابل موشک‌ها قرار گرفته اند.

مطالعه »
یادداشت

گسترش دامنه جنگ ویرانگر بین اسراییل و فلسطین خطر بزرگی‌ست براى منطقه و جهان!

ریشهٔ این جنگ، نتیجه دو دهه سیاست تهاجمی اسراییل در قبال فلسطین و حمایت قدرت‌های غربی از آن است. امیدواریم جامعهٔ جهانی قادر باشد با درک این موضوع، برای برقراری آتش بس و بازگشت به دیپلماسی صلح از راه‌های مسالمت‌آمیز و متکی بر توافق اسلو برای حل مسئلهٔ فلسطین و جلوگیری از گسترش یک جنگ ویرانگر دیگر اقدام کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

وداع با اسلحه

آفتاب کم رمق پاییزی غروب کرده… از میانِ سوی کم‌ چراغ‌برق کوچه، سایه‌ای خودش را می‌خیزاند… صدای موسیقی‌اش، مرا به گذشته‌های دور می‌برد و ‌آهنگی حزین، فضای تاریک را فرا می‌گیرد.

افزایش سن بازنشستگی، نتیجه «سال‌ها غارت صندوق‌های بازنشستگی»!

مقولاتی مانند اشتغال، دستمزد، بیمه بیکاری، بیمه‌های اجتماعی، بیمه بازنشستگی، کیفیت زندگی، امکانات پزشکی، تورم، حقوق کودکان، حقوق زنان، آزادی و حق شهروندی، در نزد مقامات و مسئولان و نهادهای جمهوری اسلامی، کوچک‌ترین جایی ندارند. به همه این دلایل، جمهوری اسلامی ایران یکی از هارترین و وحشی‌ترین حکومت‌های سرمایه‌داری جهان است…..

به بهانه شانزده روز نارنجی

بگذار با هم به جنگ ستم و نابرابری و نا عدالتی برویم. دستت را به من بده! بگذار برای فردا و آینده دنیای بهتری بسازیم. بگذار همصدا خشممان را فریاد کنیم. با من و در کنار من باش!

؟!

میوه‌ها سهم که شد؟

یادداشت

گسترش دامنه جنگ ویرانگر بین اسراییل و فلسطین خطر بزرگی‌ست براى منطقه و جهان!

ریشهٔ این جنگ، نتیجه دو دهه سیاست تهاجمی اسراییل در قبال فلسطین و حمایت قدرت‌های غربی از آن است. امیدواریم جامعهٔ جهانی قادر باشد با درک این موضوع، برای برقراری آتش بس و بازگشت به دیپلماسی صلح از راه‌های مسالمت‌آمیز و متکی بر توافق اسلو برای حل مسئلهٔ فلسطین و جلوگیری از گسترش یک جنگ ویرانگر دیگر اقدام کند.

مطالعه »
بیانیه ها

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت ۲۵ نوامبر، ‌روز جهانی منع خشونت بر زنان

جنبش مقاومت و آزادی‌خواهی زنان که بی‌درنگ پس از استقرار حاکمیت اسلامی نخستین گام علنی خود را با اعتراض به «حجاب اجباری» در هفدهم اسفندماه ۵۷ برداشته بود، از آن پس بارها به‌ شکل‌های گوناگون قد علم کرد تا سرانجام در پی قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی شعله‌ور شد و در اندک‌زمانی به شکل جنبشی عمومی درآمد…..

مطالعه »
پيام ها

پیام نرگس محمدی در مورد اعدام میلاد زهره وند، هشتمین معترض جنبش زن زندگی آزادی

حکومت دینی استبدادی، فریبکارانه و حیله‌گرانه قواعد کشتار بی‌رحمانه را به جای میدان جنگ در دالانهای دادگاه انقلاب و به جای فرماندهان، با قضات دست‌نشانده نهادهای امنیتی_نظامی پیش می‌برد. صحنه جنایت قتل و کشتار حکومتی هم با تشریفات مبتذل، “سکوی اجرای قانون” نامیده می‌شود.

مطالعه »
بیانیه ها

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت ۲۵ نوامبر، ‌روز جهانی منع خشونت بر زنان

جنبش مقاومت و آزادی‌خواهی زنان که بی‌درنگ پس از استقرار حاکمیت اسلامی نخستین گام علنی خود را با اعتراض به «حجاب اجباری» در هفدهم اسفندماه ۵۷ برداشته بود، از آن پس بارها به‌ شکل‌های گوناگون قد علم کرد تا سرانجام در پی قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی شعله‌ور شد و در اندک‌زمانی به شکل جنبشی عمومی درآمد…..

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وداع با اسلحه

افزایش سن بازنشستگی، نتیجه «سال‌ها غارت صندوق‌های بازنشستگی»!

تاریخ ماتریالیسم،- از الحاد وعلم و انقلاب، تا انسان روشنگر

به بهانه شانزده روز نارنجی

پیمان‌نامه حقوق کودک در حاشیه