سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۳:۲۸

یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۸

داستان لاریجانی ها، حکایت توجیه زور و تزویر حکومتی هاست!

در راس دو نهاد حکومتی دیگر، برادران لاریجانی نشستەاند که شایستگی شان را در اطاعت محض و گوش بفرمانی مطلق آنها از منویات ولی فقیه می باید نشانه گرفت. رئیس مجلس، علی لاریجانی است که با عملکرد خود نشان داده که زبون ترین رئیس مجلس اسلامی در طول سی سال حیات آن است. و رئیس قوه قضایە، دیگر برادر لاریجانی هاست که نه فقط پنجمین رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که بی شخصیت ترین آنهاست.

Getting your Trinity Audio player ready...

درگیری های درونی جریان “اصول گرایان” حکومت اسلامی که اینک تمامی مواضع و مناصب حاکمیت را در دست خود دارد، از جمله می باید در چالش های بین قوه مجریه از یکسو و دو قوه مقننه و قضاییه از دیگر سو ردگیری شود، و از بررسی آن، این نتیجه را گرفت که از ستیزهای سترونی از ایندست، چیزی عاید جنبش دمکراتیک ایران نمی شود.

دولت در جمهوری اسلامی، اکنون به تمامی در دست باند تمامیت خواه احمدی نژاد قرار دارد. او از موضع تعرضی و انحصار گرایی خالص، می خواهد و می تواند مهر خود را در و بر همه زمینه های کشورداری بکوبد، و دو رکن ساختاری دیگر را یا دنباله رو خود کند و یا که به گونه بس تحقیر آمیز آنها را دور بزند. رئیس این باند، برتری جویی نهاد خود بر دو نهاد دیگر را اینگونه تبیین کرده است که: “چون رئیس جمهور منتخب مردم است، پس در راس امور قرار دارد!” دولت کودتایی انتخاباتی، به پشتوانه قدرت مالی و تشکیلات اجرایی وسیع و مهمتر از همه بر بستر خفقان سیاسی و سرکوب روزنەهای انتقاد و اعتراض در جامعه که با شراکت همه جریان “اصول گرا” اعمال شده است، در مسیر بهم زدن توازن قوا به سود خود و علیه دو نهاد دیگر پیش می رود. این پیشروی ها، البته با سمتگیری حکومت ولایت فقیه مبنی بر تمرکز قدرت در ساختار سیاسی کشور همخوانی دارد، و در واقع بگونه ولو غیرمستقیم، حاصل چنین سمتگیری است. جسارت ورزی احمدی نژاد اما، با زبونی لاریجانی ها در راس دو رکن دیگر حکومتی معنی بیشتری پیدا می کند!

در راس دو نهاد حکومتی دیگر، برادران لاریجانی نشستەاند که شایستگی شان را در اطاعت محض و گوش بفرمانی مطلق آنها از منویات ولی فقیه می باید نشانه گرفت. رئیس مجلس، علی لاریجانی است که با عملکرد خود نشان داده که زبون ترین رئیس مجلس اسلامی در طول سی سال حیات آن است. او در تحقیر شاٌن مجلس و به حراج گذاشتن آن، حایز رتبه اول است، حتی بیشتر از حداد عادل که عزیز کرده خود “آقا” بود! کارنامه او مالامال از عقب نشینی های مفتضحانه پی در پی در برابر شلتاق های دولتیان است. و رئیس قوه قضایە، دیگر برادر لاریجانی هاست که نه فقط پنجمین رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که بی شخصیت ترین آنهاست. او مترسکی است که تمام معاونان و اعضای ارشد دستگاه تحت اداره او نه فرمانبر وی، که راه انداز او هستند. کسانی که احکام عمل را یا مستقیماً از اتاق فرمان بیت رهبری می گیرند، و یا از ارگان های اجرایی تجسس و سرکوب قوه مجریه. از برادر بزرگتر لاریجانی ها نیز یاد باید کرد که ریاست نهاد حقوق بشر در جمهوری اسلامی را دارد! یعنی همان داستان سپردن گوشت به دست گربه! کسی که ظاهراً از اجراییات دست کشیده است تا پشتوانە ای باشد درعرصه نظری و نظریه دهی برای همه سیاهکاری های حکومت جمهوری اسلامی، و نیز اثبات “حقانیت و مشروعیت” آن در جنایاتی که مرتکب می شود. او مرتجع ترین ریاضی دانی است که جامعه ما تاکنون به خود دیده است!

آیا در منصب نشینی دو برادر لاریجانی ها در جمهوری اسلامی می توان رمز گشایی کرد و به استنباط معینی از موقعیت کنونی جمهوری اسلامی دست یافت؟ پاسخ، آری است اگر که مشابهت عملکرد هر دو آنها را در نظر بگیریم! کرنش در برابر ولایت فقیه تا حد مجیز گویی تهوع آور او، عقب نشینی های مکرر در برابر گستاخی های غیر قانونی و قانون شکنی های گستاخانه احمدی نژادها و حتی زیردستان خودشان، کینه توزی بی پایان نسبت به اصلاح طلبان دینی، و اعمال قساوت یا دفاع از بی رحمی ها در قبال منتقدان حکومت، و بلاخره مالە کشی و توجیه هرگونە عملکرد حکومت حتی اگر با هیچ معیار دینی نتوان بر آنها اغماض داشت، می باشد. اینها بمعنی آنست که جمهوری اسلامی امروز در تیپ لاریجانی ها نفس می کشد، و دیر وقتی است که عناصر حیاتمند خود را دیگر از دست نهاده است! عناصری که حد معینی از استقلال نظر، رای و عمل را در چارچوب جمهوری اسلامی داشتند، و اگر چه خود با حکومت اسلامی حیات می یافتند، اما به سهم خود نیز در نفس آن گرما و نیرو می دمیدند. حکومت اینها را بیرون ریخته است و لاریجانی ها را بر کشیده است؛ کسانی که چه در لباس و چه در عبا، بوروکراسی فقهی چاکر صفت و روحانیت حکومتی مطیع را نمایندگی می کنند. آنها از اینرو در این مناصب نشانده شده اند که سر سپرده محض در کار توجیه زور و تزویرند!

تاریخ انتشار : ۲۲ آذر, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

خاوران؛ حافظه زنده یک جنایت تاریخی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): بازگشایی خاوران و حفظ گورهای جمعی و دیگر آثار این جنایت برای ثبت در تاریخ، کمترین حقی است که خانواده‌ها مطالبه می‌کنند؛ حقی انسانی که نه تهدیدی برای کسی است و نه چیزی جز به‌رسمیت‌شناختن حقیقت و احترام به رنج بازماندگان.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

زرادخانه‌ای برای نظامی‌سازی دوبارۀ صنعت

برگردان ادریس ایروی: در حال حاضر، اوکراین عمده‌ترین دریافت‌کنندۀ کمک نظامی آلمان و کشوری است که بیشترین پیوند را با این رژیم تازۀ نظامی-مالی دارد؛ با بیش از ۵۵ میلیارد یورو پرداخت‌شده یا تخصیص‌یافته از آغاز جنگ تا ابتدای ۲۰۲۶. حمایت از اسرائیل ماهیتی دیگر دارد. بنا بر پاسخ‌های دولت به پرسش‌های نمایندگان، صادرات تسلیحات به تل‌آویو در ۲۰۲۳ به شدت افزایش یافت و از اکتبر ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۶ مجموعاً به حداقل ۶۵۲ میلیون یورو رسید.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دوگانگیِ کارکردِ نئولیبرالیسم در کشورهای مرکز و پیرامونی و جایگاه اقتصاد جمهوری اسلامی!

چرا رژیم ولایت فقیه را نمی‌توان نیروی ضدامپریالیستی دانست؟

بیانیه کانون نویسندگان ایران: اعدام؛ چهره‌ی عریان سرکوب

بیانیهٔ آغاز به کار رسمی حزب عهد ایران | برای ایران در میدان بمانیم و افق‌گشایی کنیم

بحران حکومت، بحران گذار!

زرادخانه‌ای برای نظامی‌سازی دوبارۀ صنعت