یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۰۲

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۰۲

در بیگناهی فرخ نگهدار

آقای کریمی به درستی به اصلاح ناپذیر بودن اساس این رژیم، اشاره میکند. ولی چرا این رژیم اصلاح ناپذیر است؟ در ایام جوانی او میتوانست جواب دهد که رژیم ارگان استیلای سرمایه است و سرمایه داری ایران در بحران است و بنابراین چاره ای ندارد که گاه با هویج خاتمی، گاه با تازیانه احمدی نژاد و گاه با ترکیب هویج و تازیانه یعنی روحانی، روزگار را سرکند.

  آقای کریمی به یار دیرین خویش تاخته است، و قبل از هر چیز، میپرسد که اینهمه تعجیل چرا؟ ولی میتوان از اقای کریمی نیز پرسید که اینهمه تاخیر چرا ؟ آیا این تاخیر به این دلیل به پایان رسیده است که نام شما، مشخصا در فیس بوک برده شده است ؟ آقای کریمی یار قدیمی خود را به علت عادات ناپسند دیرینش، نکوهش میکند، توگویی این مقابله قلمی، مقابله دو شخص است، و شخص مقابل عاداتی نازیبا دارد، و نه مقابله دو طرز فکر متضاد، زیرا اگر چنین بود، اشاره به  کاراکتر فردی طرف مقابل، محلی از اعراب  نداشت . ولی ظن من این است که این مقابله، مقابله دو فکر متضاد نیست، بلکه مقابله دو فرد با تفکراتی اساسا یکسان است. 

لب مطلب آقای کریمی چیست ؟ او آقای نگهدار را متهم میکند که بجای اعمال فشار به ولایت، جهت وادار کردن رژیم ولایی، به عقب نشینی، از طریق تکیه بر نیروی توده ها و سازمان های مدنی، در شرایطی که تحریم های دول غربی، خواسته یا ناخواسته، فشار مضاعفی را بر رژیم وارد میکنند، آقای نگهدار، در پی تغییر رفتار ولایت، از طریق پند و اندرز به اوست . او یعنی نگهدار، متهم است که به دلیل اتخاذ نقشی چون نویسندگان نصایح الملوک، از رمیدن رژیم در برابر ارتقای مطالبات مطرح شده هراسان است. 

ولی سئوال اینست  که چرا سیاست پند و اندرز، و التماس و استدعا، از رهبر، سیاستی اسفبارو بدآموز و مغشوش است، ولی همین سیاست به هنگامی که از خاتمی و یا رفسنجانی، درخواست نامنویسی در انتخابات و یا عدم تایید فلان کاندید را میکند، تحول خواه و نوین است ؟ آیا آقای کریمی نمیداند که  نه تنها پادشاهان تکیه کرده بر سریر قدرت، بلکه شاهزادگان مغضوب دربار نیز، نصیحت الملوک نویسان خاص خود را داشتند؟

چرا ولی فقیه گوش شنوایی برای نصایح گهربار آقای نگهدار را ندارد و نمیتواند داشته باشد ؟ زمانی بود که آقای کریمی به آسانی پاسخ این سئوال را میتوانست بدهد . او میتوانست بگوید که هستی اجتماعی، اقتصادی ولی فقیه، موضع طبقاتی او، رفتارو شعور سیاسی او را، تعیین میکند، بنابراین نرود میخ آهنین بر سنگ . ولی این جواب مربوط به دوران جوانی اوست . او اکنون پخته تر از آن است که به چنین جوابی متوسل شود، زیرا بلافاصله از او بازخواست خواهد شد که، چگونه ممکن است موضع طبقاتی رفسنجانی، خاتمی، و جالب تر از همه شاپور بختیار، در همسویی با ملت باشد، ملتی که نه از مال امام نصیبی دارد و نه حقوق وزارت عظمای شاهنشاهی را دریافت میکند . آقای کریمی میبیند که خانم چریک سابق شکنجه دیده کتاب خوانده برزیلی، سیاستی  غیرهمسو با ملت خویش اتخاذ کرده و حالا به سرکوب همان ملتی مشغول است که زمانی سینه خود را سپر این ملت میدانست، ولی امید به خاتمی دارد . آقای کریمی شاهد است که خانم حقوق بشری و ده سال حبس خانگی کشیده برمه ای، در برابر زنده زنده سوزاندن مسلمانان برمه ای سکوت کرده است، ولی در انتظار پهلوانی های نخست وزیر محبوس در خانه، است . جالب است که یار سابق خود را به ناصح و مستدعی دربار بودن متهم میکند . اگر استدعا و نصیحت کارساز بود، نصیحت ولی فقیه در قدرت، هزار بار از پند دادن به صاحب منصبان فعلا مغضوب او، ارجحیت نداشت ؟

آقای کریمی به درستی به اصلاح ناپذیر بودن اساس این رژیم، اشاره میکند. ولی چرا این رژیم اصلاح ناپذیر است؟ در ایام جوانی او میتوانست جواب دهد که رژیم ارگان استیلای سرمایه است و سرمایه داری ایران در بحران است و بنابراین چاره ای ندارد که گاه با هویج خاتمی، گاه با تازیانه احمدی نژاد و گاه با ترکیب هویج و تازیانه  یعنی روحانی، روزگار را سرکند. ولی اکنون او سیاست ورزی کارکشته است و میتواند جایگزینی شلاقی به رنگ هویج را، روحانی را، بجای شلاق سیاه جلیلی به مردم ایران  تلویحا تبریک بگوید. او دیگر حوصله ندارد به مردم بگوید که آش همان آش و کاسه همان کاسه است، فقط پیشخدمت عوض شده است . او از نگهدار نمیپرسد که برای کودکان کار چه فرقی میکرد اگر جلیلی رئیس جمهور میشد، که او یعنی نگهدار با شعار [ نه به جلیلی ] به میدان آمده بود ؟ جنگ در میگرفت؟ خود آقای کریمی معتقد است که سیاست اوباما تحریم است نه جنگ. تحریم ها ادامه می یافت؟ خود او معتقد است که تحت فشار تحریم ها، کشتی بان یعنی رهبر را سیاستی دیگر، سیاست مماشات با غرب، لازم آمده است که ناخواسته موجب عقب نشینی رژیم، آنهم نه تنها در برابر غرب، بلکه در برابر مردم !. شده است! تازه مگر سیاست عدول از بساط  هسته ای، قذافی و لیبیایی ها را رستگار کرد؟ 

آقای کریمی معتقد است که هر تغییر مثبتی در اجزای رژیم، مستلزم  دورشدن آن جزء از قدرت میباشد. ولی او فراموش میکند که بگوید، هر گونه نزدیک شدن به قدرت نیز مستلزم تغییری منفی است. بنابراین رفسنجانی ها و خاتمی ها، اگر هم رئیس جمهور میشدند، چاره ای نداشتند، جز اینکه کپیه روحانی شوند. نام نیکی اگر از موسوی باقی بماند، تنها علتش رئیس جمهور نشدن اوست.

 آقای کریمی میخواهد که نیروی لایزال مردم را به میدان بیاورد، تا رژیم را به عقب نشینی وادار کند. ولی این چه نیرویی است که حتی اگر از بند توّهم، به روحانی ها گسسته باشد، اسیر فانتزی های خود درباره خاتمی ها، اردوغان وطنی، است. او میبیند که در همسایگی ما، در ترکیه، دولتی که اصلاحات دست به نقدش، ده برابر وعده های نسیه اصلاح طلبان وطنی است، در میدان های تقسیم چه میکند، ولی او ،از نگهدار نمی پرسد که، مگر نه اینست که تمام راه ها به میدان تقسیم، ختم میشوند، داداش، برادر، رفیق، اکنون چه تاکتیکی راه مردم را به سوی میدان تقسیم هموار میکند ؟ پایین کشیدن فتیله مطالبات، و یا هرچه رساتر کردن آنها، تا بلایی که بر سر معترضین میدان التحریر نازل شد، در میدان آزادی تکرار نشود؟ او خواستار بالا ماندن فتیله هاست، ولی تا حدی که خاتمی مجاز میداند البته با اما و اگر، و نگهدار نیز میخواهد این فتیله ها، به دلخواه روحانی تنظیم شوند، البته با اما و اگر. من تفاوتی اساسی در این میان نمیبینم، تا تندی چرخش قلم شیوای، آقای کریمی را توجیه کند.

 

تاریخ انتشار : ۶ تیر, ۱۳۹۲ ۹:۰۱ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

مسلماً انتخابات در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، کم‌ترین تاثیری بر زندگی روزانه مردم ندارد و همواره نیز پرسروصداترین اتفاق در کشور است که چندین ماه فضای رسانه‌ای و حتی خیابانی ایران را تسخیر می‌کند و هر چه جلوتر آمده‌ایم، این تاثیر کم‌تر و آن سر و صدا اعتراضی مردم بیش‌تر شده است.

عشق گفت بنویس، من نوشتم

وقتی که به تو فکر می کنم، لبخندت باران می شود;
نگاهت زلال و زلال، و من چه بی پروا، می چینم آن لبخند را.

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه

طبق برآورهای آماری، بیش از یک‌سوم ساکنین کره زمین طی سال جاری میلادی به پای صندوق‌های رای رفته و مقام یا ارگان اولیه حاکمیت سایسی کشور خویش را انتخاب خواهند کرد. تب انتخابات تمامی کره زمین را فراگرفته و حتی کشورهایی که در آن‌ها انتخاب امسال برگزار نمی‌شوند، به صورت غیر مستقیم و به شدت تحت تاثیر انتخابات در کشورهای هم‌جوار یا دیگر کشورها قرار خواهند گرفت.

شیوۀ تولید سرمایه‌داری: گشایش‌ها، فاجعه‌ها، تنگناها و بن‌بست‌ها!

سرمایه‌داری برای زنده مانی و حل بحران‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی پیش روی جامعه انسانی، نیازمند بازنگری همه جانبه در رویکردها و سازو کارهای پیشین خود است…در جهان امروز به گونه‌ای چشمگیر انتقادها از نظام سرمایه‌داری حتی در میان اندیشه‌پردازانِ این نظام بالا می‌گیرد. گفته می‌شود که راهکارهای اقتصادی دیروز پاسخ‌گوی چالش‌ها و دشواری‌های امروز و فردا نیستند. جهانی شدنِ دیروز بیش از بیش جای خود را به شکل‌گیری بلوک های دشمن می‌دهد. تورمِ روزافزون׳ زمینه‌ساز گسترش شکاف میان فقر و ثروت می‌گردد.

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سلب حق اسکان دانشجویان خوابگاهی در دانشگاه علامه طباطبایی

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

عشق گفت بنویس، من نوشتم

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه

شیوۀ تولید سرمایه‌داری: گشایش‌ها، فاجعه‌ها، تنگناها و بن‌بست‌ها!

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!