سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ مهر, ۱۴۰۵ ۱۵:۰۷

پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۷

در جهان چه می گذرد

در سرزمین "ما در پناه خدا هستیم" چه خبر است

"جنگ سرد پیروز شد"، و امروز بدهی های این پیروزیها باید پرداخت شوند- میلیونها بیکار، میلیونها تخلیه از هرگونه پس اندازی برای روزگار بازنشستگی، میلیونها رانده شده از "پناه خدا"؛ در این سرگذشت "خدا نیز تنها شد" زیرا همگان از پناهش گریخته یا اخراج شده بودند 

Getting your Trinity Audio player ready...

این دو جمله کوتاه بدون نقطه یا علامت سئوال، در واقع، شروع دنیای جدیدی هستند که در حال رشد است، و نه زایش- فرانسوی ها به آمریکا رفتند که با انقلاب آمریکا افق تحولات را در اروپای آنروز بگشایند، ولی تنها با تضعیف رقیب در اروپا، انقلابی محافظه کارانه تر- هرچند شاه کش تر- را در کشور خویش مستقر کردند- و مجسمه آزادی را به انقلاب آمریکا هدیه دادند. و اینچنین، وظیفه نخست- گشایش افق، نه تنها در اروپا بلکه در نقد و تحول جامعه بشری- در حقیقت به انقلابی که قلعه ارتجاع اروپایی جهانی را در روسیه فرو ریخت، واگذار شد؛ انقلاب اکتبر شیاری را در کره خاکی انداخت که از آن ببعد هرکس بایستد یا بجنبد، نهایتا، در آن شیار میافتد- یا از گذشته میبرد و یا رهسپار آینده میشود- بی صبری و شکاکیت لایه های بریده از گذشته و ناپیوسته به آینده را فعلا فرو می گذاریم.

آمریکا فرزند خود را نشناخت و بالاخره در دامن محافظه کاری افتاد و نهایتا، از جنگ دوم جهانی ببعد، سرکردگی ارتجاع جهانی را بعهده گرفت – روسیه یی دیگر در برشی دیگر از تحولات جامعه جهانی. هر “مردم” ی بفکر تحول سرزمین شان افتادند و دشمنان این تحول را بیرون ریختند، خیلی زود با برسمیت شناختن اینها بعنوان “مردم”، راه را بر هر گونه تحولی بستند و با چنگ و دندان و در “پناه خدا” برسر”مردم” ی که خواهان “تغییری” –حتا کوچک- بودند، سقف هستی را فرو ریختند. آمریکا دست به تحولی بزرگ زد، و در رهبری جهانی قرار گرفت که میساختند و هرچه داشتند را برای جلوگیری از هر تغییری – هم در خود و هم در جهان – “خرج” میکردند و دو باره از سرنو- زنجیره و چرخه بحران-جنگ-بازسازی-بحران-جنگ –بازسازی؛ به این عمل نام “جنگ سرد” داده شد، هرچند گرمایش کره و ویتنام را دهه ها سوزاند تا به سالهای اخیر رسیدیم. پس آمریکا کهنه را نو، ارتجاع را ترقی، و سوختن در ناپالم را نسیم آزادی خواند و کرد- دوره باطلی که رنج جنگ را به روزگار خوش کارو بازسازی، و رنج بحران را به هیجان جنگ آزادی بخش نوید میداد- اینگونه به هردو سوی سکه روانمان – انسانها گرگ یکدیگرند، و “در پناه خدا” همه بره و خواهر و برادر یکدیگر میشوند؛ دوخوی شیطان و رحمان- پاسخ داده میشد. تله یی که ” لایه های بریده از گذشته و ناپیوسته به آینده” را به طرح و شرح خرده فلسفه ها و اگزیستانسیالیسم نیچه یی (“هرکس از ظن خود” مولویی خودمان) و پوزیتیویسم فن مذهب (“عارف کرانه گرفت” حافظ خودمان) کشاند – در جنگ کردن “بیهودگی خود”، و در ساختن “بیهودگی ناخود شده” را تجربه و احساس کردیم و با بابا طاهر بخود گفتیم ” تو که نوشم نیی، نیشم چرایی” تا به اینجا که هستیم رسیدیم.

در روزگار “ویتنام”، عکس بزرگی بود (پستر) که ویتنامی نحیف را نشان میداد که خطوط افقی پرچم آمریکا ( شیرازه قدرت و عظمت طلبی اش) را از جا کنده و با خود میبرد- چیزی که بعدا “سیندرم ویتنام” نام گرفت. ویتنامی ها بزرگترین منت را بر سر آمریکا و آمریکا یی ها دارند – آنها پا برهنه هایی بودند نحیف که برای رهایی مردمی قوی هیکل و “خورده و چریده” که به خانه جنگلی آنها آمده بودند و از عصبانیت “کوچک و بزرگ دهکده ها را سرمیبریدند و با سرآنها در یک دست و خنجری در دست دیگر، مفتخرانه عکس میگرفتند”، میجنگیدند- یکسر چیزی نداشت که از دست بدهد جز زنجیرش، و آنسر، بدون آنکه خود بداند، هرچه داشت را میداد که آن “ناچیز دار” را بنام “جنگ بسیار سرد” برای رهایی بشر از “هیولای کمونیسم” سر جایش بنشاند، در گورستان، سوخته و خاکستر شده، و سربریده برای عبرت سایرین در اطراف جهان.

“جنگ سرد پیروز شد”، و امروز بدهی های این پیروزیها باید پرداخت شوند- میلیونها بیکار، میلیونها تخلیه از هرگونه پس اندازی برای روزگار بازنشستگی، میلیونها رانده شده از “پناه خدا”؛ در این سرگذشت “خدا نیز تنها شد” زیرا همگان از پناهش گریخته یا اخراج شده بودند- پناهندگانی که حال به معبد این “پناهگاه” و قلعه “پیروزی مفتخرانه جنگ سرد” حمله آورده اند که نا امیدانه، شاید، دوباره با اشغال آن، یا “پناه خدا” را بازسازی کنند، و یا خدایی از جنس ضروریات خویش و پاسخگوی به پناهندگانش، از سر نو بسازند – پناهی نو و یا خدایی نو معمای “بودن یا نبودن شکسپیری آنهاست”؛ بازهم تردید و بازگشت به همان “سکه شیطان و رحمان” یا، با مارگارت- شاملو، “راهی دیگر را برخواهند گزید” .

امروز مرز ما با طبیعت از میان رفته است – پناه و پناهگاه و پناهنده، همگی، یا در سردرگمی فرو رفته اند، و یا در “شیار اکتبر” قرن گذشته فرو خواهند افتاد و راهی تعریف و طرحی انسانی – یا حداقل- انسانی تر، به نقد گذشته پرداخته، و پس، تاریخ را خواهند نوشت و ساخت.

آمریکا به روسیه سر قرن گذشته اروپا تبدیل شد- و امروز “اکتبر” اش، اگر فرابرسد، رهایی دوگانه ایست که ویتنامی نحیف برایش جنگید- هم آمریکا و هم جهان. اینبار بازهم ” آرزو بر جوانان پیر شده ” عیب نیست- شاید. وینسرموس، وی شل اورکام؛ شصت یا فراتر- من کف بین نیستم، متفکرم، باید با وقایع جنبید که نه از ذوق زدگی ترکید و نه از بی امیدی دق مرگ شد – واقعیت قانونمندی خویش را دارد و نه اراده تفته ما.

تاریخ انتشار : ۷ آبان, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عربستان،حوثی‌ها و پیمان دفاعی مکه؛ آیا خاورمیانه به‌سوی جنگی بزرگ‌تر می‌رود؟

تحریم‌های آمریکا و آزمون اروپا؛ آیا دیوان کیفری بین‌المللی قربانی مصلحت سیاسی خواهد شد؟

وریشه مرادی برای دومین بار به اعدام محکوم شد

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

شناخت دوران و ضرورت خروج چپ از افسردگی

سخنرانی روبیو در آتن؛